loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 31
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 15:02


روایات خَاصِفُ‌النَّعْل (به‌معنای پینه‌زن کفش) گفتارهایی از رسول اکرم(ص) در ذکر مقام و فضیلت ها امام علی(ع) میباشد که از امام، به‌جهت آنکه در آن لحظه سرگرم پینه‌زدن کفش رسول(ص) بود، با کنیه خاصف‌النعل خاطر گردیده‌است. در این مورد، احادیث مختلفی وجود دارااست که کلیه، در به‌کاررفتن کنیه خاصف‌النعل برای امام علی(ع) اشتراک دارا مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد هستند.

جنگ با ستمگران برای تأویل قرآن یکی‌از موضوعات این احادیث میباشد. نَص بر امامت امام علی(ع)، تسلط بی نقص وی به دانش تأویل قرآن و حقانیت امام در مبارزه‌های فرصت خلافتش برای مثال برداشت‌هایی میباشد که از داستان اورده شده میباشد. در احادیث دیگرِ خاصف‌النعل، فرستاده(ص) امام را هادی امت و جانشین بعداز خویش رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد معرفی نموده است.

این روایات به طور پهناور در منابع فریقین به عنوان مثال بعضا از کتاب ها اربعه و صِحاح سِتّهٔ اهل‌سنت رفلکس داشته میباشد. پژوهشگران بعضا از این روایات را مستفیض، پشت سرهم و درست دانسته‌اند. اُم‌سَلَمه با یاد‌آوری این حدیث از عایشه خواست تا از کودتا برعلیه امام پرهیز نماید. امام علی(ع) در پاره‌ای از سخنانش برای ثابت حقانیت خویش، به روایات خاصف‌النعل استناد نموده است. این روایات در اشعار شاعران برای مثال سیدِ حِمیَری رفلکس آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشته میباشد.

رده و التفات
حدیث خاصف‌النعل یا این که روایات خاصِف‌النعل تیم‌روایاتی از فرستاده اکرم(ص) میباشد، در ذکر رده و فضیلت ها امام علی(ع) زیرا امامت و خلافت، مقاتله با مشرکان و ستمگران که از وی در حالی‌که درگیر پینه‌زدن کفش رسول بود، با تیتر (خاصف النعل) خاطر گردیده است.[۱] کنیه خاصف‌النعل برای امام علی(ع) وجه مشترک این احادیث میباشد.

خصف به‌معنای عده‌کردن و ضمیمه‌کردن اشیاء به هم میباشد[۲] و به‌هر کس پاره‌های کفش را توده می‌نماید و به‌شکل اولش درمی‌آورد، خاصف‌النعل گفته میگردد.[۳] پینه‌زدن به کفش نبی(ص) بوسیله امام علی(ع) را نشانه از غایت تواضع[۴] و بی‌اعتنایی به جهان و الگویی برای معمولی‌زیستی دانسته‌اند.[۵] عبارت خاصف‌النعل بعداز به‌کاررفتن به وسیله نبی پروردگار(ص)[۶] تحت عنوان یکی لقب‌ها خاص امام علی(ع) به شمار آمده میباشد.[۷]

آورده شده میباشد این احادیث از نصوص امامت ائمه(ع)[۸] و از فضیلت ها منحصربه‌فرد امام علی(ع) بوده[۹] و به برتری وی بر دیگر صحابه دلالت می‌نماید.[۱۰] احادیث خاصف‌النعل به‌رغم اشاره به امام در پوسته وصف، از روایات مصرح در فضیلت امام[۱۱] و از نصوص مصرح و پر‌نور در امامت و خلافت وی[۱۲] به شمار آمده میباشد. بعضا از عالمان شیعه و سنی، مداقه این روایات را همسان احادیثی زیرا حدیث رده و حدیث غدیر در فضیلت ها امام علی(ع) دانسته‌اند.[۱۳]

اعتبار روایات
هاشم بن سلیمان بَحرانی، فقید شیعه قرن یازدهم قمری اعتقاد دارد روایات خاصف‌النعل با نُه روش سندی از سوی اهل‌سنت[۱۴] و دو روش از سوی شیعه[۱۵] نقل گردیده‌است. بعضا بر این باورند که روایات خاصف‌النعل به‌شکل عظیم[۱۶] در منابع شیعه و اهل‌سنت آمده میباشد.[۱۷] این روایات در تنی چند از کتاب ها اربعه[۱۸] و دیگر منابع متقدم شیعه[۱۹] مذکور و منابع آتی به‌شکل پرتکرار به آن پرداخته‌اند.[۲۰] در منابع متقدم اهل‌سنت زیرا سنن ترمذی،[۲۱] سنن نسایی[۲۲] و مُسنَد احمد[۲۳] به پاره‌ای از این احادیث اشاره گردیده و در منابع دیگر اهل‌سنت[۲۴] نیز رفلکس داشته میباشد.[۲۵]

روحانی موثر بعضا روایات خاصف النعل را نزد فریقین درست دانسته [۲۶] مقدس اردبیلی این حدیث را پر اسم و رسم و دارای اعتبار معرفی کرده و نوشته میباشد کسی بر درستی این روایات ایرادی نگرفته میباشد.[۲۷] برخی نوشته‌اند در صدق و وثاقت گواهی این احادیث، اجماع وجود دارااست.[۲۸] بعضی عالمان شیعه گفته‌اند این احادیث مستفیض [۲۹] و بعضی دیگر آنها‌را پشت سر هم[۳۰] شمرده‌اند.

ترمذی محدث اهل‌سنت و از نویسندگان صِحاح سِتّه، به‌نقل از محدثان گذشته، ماجرا خاصف‌النعلِ نقل‌گردیده در کتاب خویش را درست دانسته میباشد.[۳۱] گنجی شافعی از محدثان اهل‌سنت نیز اعتبار آن را تبارک، پسندیده و درست قملداد نموده است.[۳۲]

بعضا از عالمان شیعه بابی را به روایات خاصف‌النعل تخصیص داده‌ و به گردآوری‌آوری آنان از منابع، به عنوان مثال منابع اهل‌سنت پرداخته‌اند.[۳۳]

بازدید : 32
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 15:06


روزگار حسنین(ع): ابن عباس عشق و ارادت ویژه ای به حسنین داشت. زیرا آنان می خواستند بر مرکب سوار شوند پای رکاب را می گرفت.[۲۸] بعد از شهید شدن امام علی(ع) عموم را به بیعت با امام حسن(ع) فرا می خواند. زمانی که خطبه امام حسن(ع) تمام شد، ابن عباس در حضور وی ایستاد و اعلام‌کرد: «ای عموم! این فرزند پیامبرتان و جانشین امامتان میباشد؛ با وی بیعت فرمایید...».[۲۹] چندی آنگاه معاویه برای تحریک وی به کودتا بدو طومار‌ای نوشت و اورا به خلافت سزاوار‌خیس خواند البته ابن عباس پاسخ بخشید: عموم با هر کس خوب از وی می‌باشد بیعت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرده‌اند.[۳۰]

در تشییع امام حسن(ع)، که بنی‌امیه از دفن وی در کنار مرقد رسول دوری کردند، ابن عباس با مروان بن حکم صحبت خاطرنشان کرد و بازدارنده از زد خورد در میان بنی‌هاشم و بنی‌امیه شوید.[۳۱] بن عباس از اصحاب امام حسین(ع) نیز بوده میباشد. وی هنگام جنبش آن حضرت به عراق در مکه ماند. دو توشه با امام ملاقات نمود و اورا از مسافرت به عراق بخصوص کوفه بر حذر رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشت.[مستلزم منبع] [۳۲]

ابن عباس و حادثه کربلا

بیان شده ابن عباس در اتفاق کربلا حضور نداشت. به گفته نویسندگان کتاب مقتل جامع سیدالشهدا، از تمام سندها و شواهد تاریخی برمی‌آید که انگیزه مهم عدم حضور او در کربلا، نابینایی وی بود. اکثری از منابع تاریخی نوشته‌اند که ابن عباس در اواخر قدمت و قبل از اتفاق کربلا نابینا شد. شواهدی نیز بر نابینایی او گفته شده میباشد.[۳۳] در بعضی از منابع آمده که ابن عباس در ملاقات با امام حسین(ع)، استعداد خویش را برای اجرای اوامر امام گفت؛ ولی امام به وی فرمود: تو خیرخواه هستی. به مدینه برو و رویدادها و خبر ها آنجا را برای اینجانب گزارش آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کن.

[۳۴]براساس بعضی گزارش‌ها ابن عباس در جواب به ملامت کنندگانش که چرا در کربلا حضور نداشته گفته که یاران حسین اشخاص خاصی بودند که کم و بیش نمی‌شدند و ما از پیشین آن ها را می‌شناختیم شعرانی دراین باره این نظر را دارد که در حالتی که ابن عباس تقصیر کار باشد این سخنش بهانه تقصیر وی نمیشود چون پروردگار اسم همگی کافران و فاسقان را از پیش میداند و دانش آفریدگار مایه تحمیل بندگان وجود ندارد و اين به عبارتی شبهه اهل جبر میباشد كه گفتند: مى میل کردن اینجانب حق ز ازل مى‌دانست\\\\ گر مى نخورم دانش آفریدگار جهل بود [۳۵]

روزگار بنی‌امیه ابن عباس در حین معاویه از بیعت با یزید جلوگیری کرد[۳۶] اما بعد ها با وی بیعت کرد[۳۷]. معاویه چنان از وی بیزار بود که او‌را در کنار اسم علی و صاحب و مالک اشتر لعن می‌کرد.[۳۸]

ابن عباس با عبدالله بن زبیر بیعت نکرد.[۳۹] نیروهای مختار وی و محمد حنفیه را از زندان ابن‌زبیر رهایی دادند. وی آن‌گاه به طایف رفت و در ۶۸ق درگذشت و محمد حنفیه بر وی نماز گذارد.[۴۰]

جایگاه علمی
در بعضی روایات آمده که فرستاده، علاوه بر دعا برای ابن عباس، از خداوند مراد میباشد که دانش تأویل قرآن را به او بیاموزد.[۴۱]

ابن عباس مشهورترین مفسر قرآن در قرن اولیه هجری قمری میباشد. وی می‌گوید: اینجانب دانش تعبیر را وامدار علی بن ابی طالب هستم. آنچه اینجانب می‌دانم در قبال دانش وی چونان قطره‌ای در قبال اقیانوس میباشد.[۴۲] منزلت علمی وی چنان بود که میان صحابه و تابعین هنگام اختلاف در تعبیر قرآن حرف او را مقدم می‌داشتند.[۴۳]

مجاهد طریق تفسیری ابن عباس را مدرسه تفسیری مکه می نامد.[۴۴] او نخستین کس بود که برای توضیح مفردات قرآن شواهدی از اشعار دیرین عرب میآورد.[۴۵] ذهبی او‌را از بزرگان منابع فقه، حدیث، تعبیر معرفی نموده است.[۴۶]

به گفته ذهبی و زرکلی ابن عباس ۱،۶۶۰ حدیث نقل نموده است.[۴۷] که بخاری ۱۲۰ حدیث و مسلم ۹ حدیث از او نقل کرده‌اند. نصیب بزرگی از احادیث پیش‌بینی خلافت بنی‌عباس به وی منسوب میباشد.[۴۸]

ابن عباس از فرستاده(ص)، علی(ع)، قدمت، معاذ بن جبل و ابوذر ماجرا نموده است.[۴۹] اشخاص اکثری از وی قصه کرده‌اند برای مثال:

علی بن حسین
عبدالله بن قدمت
انس بن صاحب و مالک
ابوالطفیل
ابو امامه بن سهل و آسان بن حنیف
کثیر بن عباس
علی بن عبدالله بن عباس
عکرمه
وهب بن منبه
عروة بن زبیر
سعید بن مسیب
عمرو بن دینار
مجاهد
عبید بن عمیر
محمد بن کعب
عبیدالله بن عبدالله بن عتبة
سلیمان بن

بازدید : 13
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 13:58


تغییر‌و تحول در احکام
عثمان در بعضا موردها احکام اسلام را تغییر و تحول اعطا کرد. وی در منا نماز را مغایر سنت پیامبر پروردگار(ص) مجموع خواند و هنگامی با اعتراض صحابه برای مثال عبدالرحمان بن عوف روبه‌رو شد و نتوانست به آن ها جوابی بدهد، اظهار کرد: «هذا رَأی رَأَیتُهُ.» «این رأیی میباشد که خویش بر آن شدم!»[۳۶] به گفته متقی هندی تغییر و تحول در وضو و اختلاف در وضوی شیعه و اهل سنت نیز از مجال خلافت وی استارت شد.[۳۷] وی با آنکه خویش در جایی میگوید فرستاده(ص) بعداز شستن شکل و دست‌ها و مسح راز، پاها را نیز مسح کرد؛[۳۸] ولی در مکان دیگر وضوی فرستاده (ع) را با شستن پاها مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میداند.[۳۹]


تصویر ورژن‌ای از قرآن در مصر که داعیه می گردد از مصحف‌های عثمانی میباشد
حضرت علی(ع) در این مورد میفرماید:«در صورتی آیین تابع لحاظ اشخاص بود، هرآینه کف پاها به مسح کردن سزاوارتر از روی پاها بود؛ اما اینجانب دیدم که پیامبر آفریدگار (ص) روی پاها را مسح می‌فرمود.»[۴۰] مطابق روایاتی از اهل سنت، جبرئیل نیز مسح پا‌ها را به رسول(ص) یاد دادن اعطا رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۴۱]

عایشه يكى از پيراهن‌‏هاى فرستاده آفریدگار را بر دست می‌گرفت و سوار بر قاطری به کسی که میرسید مى‏‌اعلام کرد: اين پيراهن فرستاده خداست؛ هنوز نپوسيده میباشد كه عثمان سنتش را پوسانيد و بدور انداخت.[۴۲] ورده شده میباشد زیرا عثمان بر عمار یاسر خشم گرفت، عایشه موی و کفش فرستاده را برداشت و اعلام کرد: چه زود سنت پیامبرتان را شکاف کردید در حالی که هنوز کفش و مو وی مندرس آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نشده میباشد.[۴۳]

در وقتی که شورشیان در مدینه بودند مروان بن حکم به نزد عایشه رفت و از وی خواست تا در بین خلیفه و شورشیان میانجی گری نماید. عایشه مهاجرت حج را عذروبهانه آورد. در غایت عایشه حیث خویش را در امر عثمان خاطرنشان کرد و قسم و سوگند حافظه کرد که دوست داشت اورا در حالی که تکه تکه در جَوال( کیسه و خُرجین) قرار داده، حمل کرده و به دریا بیندازد.[۴۴][یادداشت ۲] سعد ابى‌وقاص در طومار‌اى به ابن‏ العاص نوشت عثمان با شمشيرى كشته شد كه عايشه آن را كشيد و طلحه آن را صيقل بخشید.[۴۵]

کودتا علیه عثمان و قتل وی
نوشته‌علمیٔ مهم: ماجرای قتل عثمان
پژوهشگران معتقدند نارضایتی و انقلاب علیه عثمان، ناگهان و یکباره نبوده میباشد بلکه عامل ها مختلفی در گذر مجال باعث شد تا مخالفت‌ها صورت گرفته و در غایت به حدی رسید که دیگر قدرتی برای پرهیز از آن وجود نداشت.[۴۶]

قرار دادن اقوام و خاندان عثمان بر مسئولیت‌های اساسی جامعه و همینطور نوع حکومت کردن این اشخاص، موجب اعتراض اکثری از مسلمانها شوید.[۴۷] بعضی از این حاکمان سوابق نیکی در اسلام نداشتند؛ عبدالله بن عامر سوابق ارتداد داشت.[۴۸] ولید بن عقبه فردی بود که قرآن اورا گناهکار خطاب کرده بود.[۴۹] مروان بن حکم نیز به همدم پدرش به وسیله رسول از مدینه اخراج گردیده بودند که عثمان آن‌ها‌را مجدد به مدینه بازگرداند.[۵۰]


قبر عثمان بن عفان در بقیع
از سایر اشکالات بر عثمان را بذل و عفووبخشش وی از مال عموم دانسته‌اند.[۵۱] عثمان اموال بخش اعظمی را به بنی‌امیه می‌اعطا کرد.[۵۲]

محاصره منزل عثمان و قتل وی
بعداز وقایعی،‌ شورشیان منزل عثمان را محاصره کرده و از ورود آب و خوراک به درون منزل پرهیز کردند.[۵۳] محاصره کنندگان را عده ای از مصر، بصره، کوفه و بخشی از همسایه مدینه دانسته‌اند.[۵۴] محاصره منزل عثمان چهل روز به طول انجامید[۵۳] در غایت مهاجمان به منزل عثمان حمله کرده و عثمان کشته شد.[۵۵] قتل عثمان را روز آدینه ۱۸ ذی‌الحجه سال ۳۵ق دانسته‌اند.[۵۶]

پانویس
ابن عبد و بنده البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۷.
ابن مخلوق البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۸.
ابن عبد و بنده البر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ۱۹۹۲م، ج۳، ص۱۰۳۸.
ابن عبد و بنده البر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ۱۹۹۲م، ج۳، ص۱۰۳۸.
ابن بنده البر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ۱۹۹۲م، ج۳، ص۱۰۳۸؛ابن حجر، الاصابه، ج۴، ص۳۷۷.
ابن مخلوق البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۳۷.
ابن عبد و بنده البر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ۱۹۹۲م، ج۳، ص۱۰۳۷.
ابن جوزی، المنتظم، الناشر : دار الكتب العلمية، ج۴، ص۳۳۴.
ابن جوزی، المنتظم، الناشر : دار الكتب العلمية، ج۴، ص۳۳۴.
ابن عبد و بنده البر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ۱۹۹۲م، ج۳، ص۱۰۳۹.
ابن بنده البر، الاستیعاب،۱۴۱۲ق، ۱۹۹۲م، ج۳، ص۱۰۳۹.

بازدید : 31
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:54


صُهَیب بن سِنَان بن خالد(صاحب) بن مخلوق عمرو بن عقیل بن عامر، (درگذشت ۳۸ق بنابر نقل دارای اسم و رسم)، از صحابه و اول مسلمان‌ها که همزمان با عمار اسلام آورد و بعداز مهاجرت نبی، در قُبا خویش را به مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آن‌حضرت رساند.

وی در همگی غزوات رسول حضور یافت. او در روز ها بیماری خلیفه دوم، از سوی وی بر عموم نماز گزارد. بعداز درگذشت قدمت، طبق وصیت وی بر لاشه‌اش نماز خواند. او بعداز قتل عثمان با امام علی(ع) بیعت نکرد. در کتاب الاختصاص روایتی در مذمت وی نقل شد‌ه‌است. به گفته زرکلی او ۳۰۷ حدیث رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نقل نموده است.

نسب و کودکی
نسب صهیب به سه شکل زیر در منابع تاریخی آمده میباشد:

صهیب بن سنان بن خالد بن مخلوق عمرو بن طفیل بن عامر بن جندلة بن کعب بن سعد بن خزیمة بن کعب بن سعد[۱]
به گفته واقدی: صهیب بن سنان بن خالد بن عبد و بنده عمرو بن عقیل بن کعب بن سعد.[۲]
به گفته ابن اسحاق: صهیب بن سنان بن صاحب و مالک بن عبد و بنده عمرو بن عقیل بن عامر بن جندلة آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بن جذیمة بن کعب بن سعد[۳]
صهیب بن سنان، از خویشان نمر بن قاسط بوده[۴]، اساسا اهل عراق و در کنار دجله مجاورت موصل سکونت داشتند، بابا و عمویش از فرمانداران کسری بر مرزو بوم أبلّه بودند، در یکی‌از نبرد‌های روم و کشور ایران صهیب اسیر رومیان شوید. او‌را به روم بردند و در آنجا رشد کرد، از این‌رو به وی صهیب رومی می گویند[۵] و به همین جهت در لهجه لکنت داشت، برخی از اشخاص قوم کلب او‌را با عده ای از بردگان از روم خریداری کردند و در مکه به عبدالله جدعان فروختند، عبدالله اورا آزاد تشکیل داد.[۶] در منابع تاریخی از وی با غلام عبدالله بن جزعان نیز حافظه شد‌ه‌است. نبی نیز اورا ابویحیی نامید.[۷]

زمانه فرستاده
اسلام آوردن
صهیب و عمار یاسر بعداز سی و یکسری نفر مسلمان شدند.[۸] زمانی‌که نبی(ص) با عده ای از مسلمانها در منزل ارقم مخفی بودند، عمار یاسر جلو منزل ارقم درانتظار اذن بود که صهیب هم رسید، عمار پرسید برای چه به اینجا آمدی؟ صهیب اعلام کرد: تو برای چه آمده‌ای؟ عمار اذعان کرد: آمده‌ام تا سرویس نبی پروردگار‌(ص) رسیده و گفتارش را بشنوم، صهیب اظهار‌کرد: هدف اینجانب هم همین میباشد. هر دو وارد شدند. نبی(ص) اسلام را به آنان سفارش کرد و آن دو مسلمان شدند.[۹]

نبی دربین وی و حارث بن صمه، عقد اخوت برقرار کرد.[۱۰]

مهاجرت
بعد از مسافرت نبی(ص)، صهیب به قصد مدینه جنبش کرد. کفار قریش به تعقیب وی برخاستند. صهیب تیری به چله کمان بنیان و ذکر کرد همگی منرا می شناسید در تیراندازی مهارت بدون نقص دارم، در‌حالتی که از اینجانب دست نکشید واپسین تیری که در ترکشم می‌باشد به شغل برده، آنگاه با چاقو با شما میجنگم؛ علاوه اینجانب برای شما سودی ندارم. محل اموالم را به شما نماد میدهم تا آنان را تصرف نمایید و از اینجانب دست بکشید. آن ها بدین معامله راضی شدند و برگشتند، وی به رویه خویش خاطر نشان نمود تا در قبا خویش را به رسول(ص) رسانید.[۱۱]

وی و حضرت علی(ع)، واپسین عده ای از مهاجرین بودند که در نصفه ربیع الاول در قبا به فرستاده(ص) پیوستند.[۱۲]

بعضی شأن نزول آیه «وَمِنَ النَّاسِ مَن یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ»﴿۲۰۷﴾ (ترجمه:و از فی مابین عموم کسی میباشد که جان خویش را برای طلب خشنودی پروردگار میفروشد.)[بقره–۲۰۷] را در ارتباط با وی دانسته‌اند.[۱۳] ولی معروف این میباشد که‌این آیه در شان حضرت علی در لیلة المبیت نازل گردیده‌است.[۱۴][۱۵]

صهیب در بدر[۱۶]، احد، خندق و بقیه نبرد‌های نبی کمپانی داشت.[۱۷] رسول اکرم(ص) درباره وی فرمود: «جلوداران چهار نفرند؛ اینجانب جلودار اعراب، صهیب جلودار رومیان، سلمان جلودار عجم‌ها و بلال جلودار حبشی‌هااست.»[۱۸]

بعد از فرستاده
خلیفه دوم، عشق و علاقه خاصی به صهیب داشت[۱۹]، از این رو سازه بر وصیت وی، صهیب بعد از مرگش بر لاشه وی نماز خواند.[۲۰] در ایامی که خلیفه دوم در بستر افتاده بود، امر کرد، تا صهیب با عموم نماز بخواند[۲۱]، وی با این امر تا بعداز خاتمه یافتن عمل شورای خلافت برای عموم نماز می خواند.[۲۲]

پس از قتل عثمان، صهیب از افرادی بود که با علی(ع) بیعت نکرد.[۲۳] بر پایه ی روایتی در تخصیص، به دلیل بعضی انجام ناپسند آیتم شماتت اهل بیت(ع) قرار گرفته میباشد.[۲۴]

بازدید : 37
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:56


رابطه با سید محمد حسین طباطبایی
سید عزالدین حسینی حکمت متعالیه را در درس امام خمینی، سید محمد حسین طباطبائی و مهدی مازندرانی علم آموزی کرد. درس اسفار سید محمد حسین طباطبایی در قم با درخواست سید عزالدین و عده ای از همدوره‌ای‌های وی ساخته شده بود و سید محمد حسین طباطبایی اول حاشیه ها خویش را بر کتاب اسفار بر چاپ سنگی آن که وابسته به سید عزالدین بود نوشته‌ میباشد. این ورژن در گنجینه مخطوطات بیت حسینی (سید عزالدین حسینی زنجانی) مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد حفظ میشود.

جلسات مباحثات شبانه با حضور سید محمد حسین طباطبایی، که بعدا به جلسات اصول فلسفه و شیوه رئالیسم منتهی می گردد، به درخواست وی و در منزلش در قم سازه گذارده گردیده است. سید محمد حسین طباطبایی تبریزی، در واپسین رای زنی تلویزیونی و در جواب بدین پرسش که کدام یک از شاگردانتان توانستند ارتباط خاص مدرس و شاگردی را با شما داشته باشند و به کدام یک در فلسفه اسلامی می‌­خواهد شد اتکا داشت، آغاز از مرتضی مطهری و بعد از آن از سید عزالدین زنجانی با تیتر «آقای امام زنجانی» و بعد از آن از سه نفر دیگر اسم آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد موفقیت. [۱۲]

خانواده حسینی و خامنه‌ای
مبتنی بر مطلبی که وب سایت آیت‌الله خامنه‌ای منتشر نموده است خانواده عزالدین حسینی با خانواده سید علی خامنه‌ای رابطه از صمیم قلب‌ای داشتند. سید محمود حسینی زنجانی -بابا سید عزالدین زنجانی- هرگاه به مشهد می رفت، با سید جواد خامنه‌ای -بابا سید علی خامنه‌ای- دیدارهای منظمی داشتند. بعد از انقلاب هم هرگاه سید علی خامنه‌ای به مشهد می رفت، با سید عزالدین زنجانی دیدار می کرد. محتوای جلسات پیش از انقلاب اگرچه سیاسی بود، البته پس از انقلاب اکثر زمان ها ادبی، عرفانی، تاریخی یا این که علمی بود. برای مثالً در خصوص علما، فقها و بزرگان اطلاعاتی رد و بدل می شد.[۱۳] بر طبق گزارشی که خبرگزاری رسا منتشر نموده است سید عزالدین زنجانی در گردهمایی‌ای گفته میباشد بایستی تمامی ملت کشور‌ایران برای داشتن اینگونه رهبری-سید علی خامنه‌ای- سجده شکر بجا آورند.[۱۴]

درس دادن
سید عزالدین دروس حوزوی را در حیطههای علمیه قم، زنجان و مشهد درس دادن کرد و بیشتر از سی سال در حوزه علمیه مشهد به درس دادن بیرون فقه و اصول، تعبیروتفسیر، حرف و عقاید و فلسفه سرگرم بود و اکثری ازفضلای حوزه و کالج از دروس وی منفعت‌مند بوده‌اند و یک سری نیز برنده به دریافت رتبه اجتهاد از وی شدند. برای مثال شاگردان او می‌قدرت به سید محمد حسینی فرزند او اشاره نمود که اینک مالک رساله و مستقر مشهد میباشد. [۱۵]

مرجعیت
سید عزالدین حسینی در سال ۱۳۵۴ش رساله عملیه خویش را با تیتر رساله جامع الاحکام در مشهد منتشر کرد و بعد از درگذشت محمدعلی اراکی رساله توضیح المسائل فارسی خویش را در سال ۱۳۷۳ش منتشر کرد.[۱۶]

اساتید
اساتید او‌را این سیرتکامل شمرده اند:[۱۷]

سید رضا جوقینی
سید عبدالصمد غزالی
مختار فلسفی
یحیی مدرسی
علی رفاه
سید احمد مجتهدی
سید مجتبی موسوی (انگورانی)
سید محمود امام آدینه(بابا)
حسین آئین محمدی
سید محمد حجت کوه کمره‌ای
سید حسین طباطبایی بروجردی
امام خمینی
سید محمدحسین طباطبایی
سید صدرالدین صدر
سید احمد خوانساری
رضی زنوزی تبریزی
سید عبدالهادی شیرازی
سید ابوالقاسم خویی
سید محسن حکیم
اثر ها

تفصیل خطبه حضرت زهرا (س)
برای سید عزالدین حسینی زنجانی اثرها ذیل را شمرده‌اند:[۱۸]

خط مش رستگاری، جستاری در ارتباط اسلام و ایمان
حکمت فاطمی، تلخیص «تفصیل خطبه حضرت زهرا(س)»
منتخب رساله توضیح المسائل
مناسک حج و عمره مفرده
تفصیل خطبه حضرت زهرا(س)
تعبیر و تفسیر سوره مبارکه ستایش
مطارحات حول میزان الشرک فی القرآن
رساله جامع الاحکام
توضیح المسائل
واحد سنجش بی دینی در قرآن
تفصیل زیارت عاشورا
عمل‌های سیاسی
سید عزالدین حسینی زنجانی در سال ۱۳۴۲ش با مبارزات سیاسی با امام خمینی یار و همدم شد و به اشاعه مرجعیت وی پرداخت و بازداشت شد.[۱۹] مدتی در طهران همدم با بعضی مثلا مرتضی مطهری، محمدتقی فلسفی، حسین لنکرانی [یادداشت ۱]، سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد زندانی شد. از سال ۱۳۵۱ش بخاطر اطلاعیه‌ای که سید عزالدین حسینی و تنی چند از علمای زنجان برای دعوت به مجلس ترحیم سعید محسن[یادداشت ۲] داده بودند از طرف ساواک بدون چاره به اقامت اجباری در مشهد شد.[۲۰] سازه به گفته فرزندش سید محمد حسینی در سال ۱۳۵۰ش به خیال عیب گیری از روحانیانی که به استقبال پاد شاه که از اوپک بازگشته بود رفته بودند، قضیه تبعیدش آماده شد.[۲۱]

بازدید : 21
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:52


آیه ولایت (مائده: ۵۵) ذکر‌گر ولایت و رهبری آفریدگار، رسول(ص) و مؤمنانی میباشد که در رکوعِ نماز انفاق می‌نمایند. از لحاظ مفسران شیعه و اهل‌سنت، شأن نزول این آیه، انفاقی میباشد که از سوی حضرت علی(ع) در حالا رکوع نماز ایفا شد. برهمین اصل، شیعه‌ها برای ثابت ولایت و جانشینی حضرت علی(ع) به‌این آیه استناد می‌نمایند و این آیه را کارکشته‌ترین برهان برای ثابت امامت و خلافت آن امام مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دانسته‌اند.

عالمان اهل‌سنت کلمه و واژه «البتهّ» را به‌معنای «دوست» میدانند و عامل شیعه بدین آیه برای ثابت ولایت امام علی(ع) را نمی‌پذیرند. در مقابل، عالمان شیعه می گویند از شأن نزول و انحصار مصداق «اماّ» برمی‌آید که در اینجا «اماّ» نمی‌تواند به‌معنای «دوستی» باشد؛ بلکه معنای آن ولایت و سرپرستی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

از این آیه در کتاب‌های تفسیری، کلامی و فقاهتی گفت و گو گردیده است. فقیهان از این آیه، احکامی را استنباط کرده‌اند. ازجمله آنان این میباشد که حرکات مازادِ جزئی، نماز را فسخ آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمی‌نماید.

ثابت ولایت امام علی(ع) با استناد به آیه
آیه ۵۵ سوره مائده که به آیه ولایت معروف گردیده‌است،[۱] از دلایل شیعه ها بر ثابت ولایت امام علی(ع) و جانشینی وی برای فرستاده اسلام(ص) میباشد[۲] و حتی بعضا آن را کار کشته‌ترین استدلال بر امامت آن امام برشمرده‌اند.[۳] طبق آنچه درین آیه آمده میباشد، ولایت بر عموم صرفا از آن آفریدگار، نبی(ص) و مؤمنانی میباشد که در رکوع نماز، زکات میدهند[۴] و براساس شأن نزول این آیه، فقط مصداقِ هر کس در رکوع انفاق کرد، امام علی(ع) میباشد.[۵]

به گفته عالمان شیعه، این آیه با کلمه و واژه «اِنّما» (به معنای صرفا) شروع گردیده و در ادبیات عرب، زمانی گزاره‌ای با «اِنّما» استارت گردد، معنا گزاره را منحصربه‌فرد می‌نماید؛[۶] یعنی در‌این آیه، ولایت منحصربه‌فرد گردیده است در پروردگار، رسول(ص) و افرادی که در رکوع انفاق می‌نمایند.[۷]

إِنّما وَلیُّکُمُ اللهُ و رَسولُهُ والَّذینَ ءَامَموزیک الَّذینَ یُقِیمُونَ الصَّلوةَ و یُؤتُونَ الزَّکوة و هُم راکِعونَ

البتهّ شما صرفا پروردگار، فرستاده و مؤمنانی میباشند که نماز را به پا می‌دارا هستند و در رکوع، زکات می دهند.


امامان شیعه همواره به‌این آیه برای ثابت امامت و واجب بودن اطاعت از اوصیای الهی برهان کرده‌اند. به عنوان مثال: امام علی(ع)، [۸] امام حسن مجتبی(ع)،[۹] امام سجاد(ع)،[۱۰] امام باقر(ع)،[۱۱] امام درستگو(ع)،[۱۲] امام رضا(ع)،[۱۳] امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع)[۱۴]

این آیه که درباره ماجرای خاتم‌بخشی نازل گردیده، از فضیلت ها امام علی(ع) به شمار می آید که در قرآن به آن اشاره گردیده است. روحانی طوسی[۱۵]، روحانی‌طبرسی[۱۶]، محمد بن جریر طبری شیعی[۱۷] و یک‌سری دیگر از علمای شیعه نقل کرده‌اند که امام علی(ع) در شورای شش‌نفره، برای ثابت حقانیت خویش، به شأن‌نزول این آیه درباره خویش استناد نموده است.

از این آیه در کتاب‌های کلامی،[۱۸] تفسیری [۱۹] و دینی[۲۰] گفت و گو شد‌ه‌است.

همینطور ملاحظه کنید: ولایت امام علی(ع)
‌ شأن نزول
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: خاتم‌بخشی
مفسران شیعه[۲۱] سبب ساز نزول این آیه را اِنفاق حضرت علی(ع) به حاجتمند در هم اکنون نماز میدانند. مفسران سنی نیز از امام باقر(ع)، مجاهد بن جبر، سدی و عتبة بن حکیم، همین طریقه را نقل کرده‌اند.[۲۲] بنابر آنچه در احادیث گفته شده، روزی فقیری وارد مسجد فرستاده(ص) شد و تقاضای امداد کرد؛ اما کسی چیزی به وی نداد. وی دست خویش را به عرش بلند کرد و اعلام‌کرد: «خدایا، شاهد باش که اینجانب در مسجد فرستاده تو، تقاضای امداد کردم؛ البته کسی به اینجانب چیزی نداد.» در همین هم اکنون، امام علی(ع) که در درحال حاضر رکوع بود، به انگشتری در دستش اشاره نمود. بینوا مجاورت آمد و انگشتر را از دست وی خارج آورد و این آیه نازل شد.[۲۳] روضه خوان موءثر تاریخ این داستان و نزول آیه ولایت را ۲۴ ذی‌الحجه دانسته میباشد.[۲۴]

اعتبار احادیث شأن نزول
علامه طباطبایی:
«در‌صورتی‌که این‌تمامی قصه درباره شأن نزول این آیه، نادیده گرفته خواهد شد، بایستی به صورت کلی از تعبیروتفسیر قرآن دیده پوشید؛ چراکه هنگامی بدین‌کلیه داستان اعتقاد نکنیم، چه‌طور می توانیم به یک یا این که دو روایتی که در تعبیر و تفسیر دیگر آیه‌ها قرآن گفته شده، باور نماییم؟»

طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۶، ص۸.

جلال الدین سیوطی بعداز نقل تعدادی گواهی از روایاتی که اثبات می‌نماید این آیه در شأن امام علی(ع) نازل گردیده، از قاعده رجالی «یقوی بعضها بعضی» به کارگیری می‌نماید و می گوید که "این شواهد همدیگر را تقویت می‌نماید» و می‌پذیرد که‌این آیه درباره علی بن أبی طالب نازل گردیده است.[۲۵]

ماجرا شأن نزولِ آیه ولایت را از امام علی بن أبی‌طالب(ع)[۲۶] و نیز از صحابه‌ای زیرا ابن‌عباس،[۲۷] عمار،[۲۸]ابوذر،[۲۹] عبدالله بن درود،[۳۰]جابر بن عبدالله انصاری، [۳۱] مقداد بن ‌أسود، [۳۲] اَنَس بن صاحب و مالک،[۳۳] ابورافع مدنی[۳۴] و گروهی از تابعین مثلا: عتبه بن حکیم،[۳۵] مجاهد بن جبر،[۳۶] سلمه بن کهیل،[۳۷] محمد حنفیه، [۳۸] عطاء بن سائب، [۳۹] عبدالعزیز بن جریج، [۴۰] نقل کرده‌اند. به گفته شهاب الدین آلوسی از مفسران اهل‌سنت، از نگرش معظم محدثان سنی این آیه در‌ شأن حضرت علی(ع) را نازل گردیده است.[۴۱] بااین‌اکنون ابن‌تیمیه،[۴۲] ابن‌کثیر[۴۳] و فخر رازی[۴۴] حدیث مرتبط با این آیه را ضعیف شمرده‌اند. همینطور در بعضی تفاسیر اهل‌سنت، درباره اینکه آیه در شأن چه‌کسی نازل گردیده‌است، چهار حیث مطرح گردیده‌است: امام علی(ع)، عبادة بن صامِت، ابوبکر بن ابی‌قحافه و مجموع مسلمان ها.[۴۵]

ابن‌شُعبه حَرّانی در کتاب تُحَف‌ُالعقول روایات شأن نزولِ آیهٔ ولایت را روایات درست و جزو روایاتی دانسته که علما بر آنان اجماع دارا‌هستند.[۴۶] از لحاظ علامه طباطبایی در تعبیر و تفسیر المیزان، احادیث شأن نزولِ این آیه موافق قرآن میباشد.[۴۷] به گفته او، بزرگان تعبیروتفسیر و حدیث این روایات را نقل کرده و با آن‌ها مخالفت نکرده‌اند و بعضا همانند ابن‌تیمیه که مخالفت کرده‌اند، دشمنی را به غایت رسانده‌اند.[۴۸]

بازدید : 34
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 17:39


فهرست مدرسه های علمیه مشهد دسته‌ای از مکتب‌های حوزوی قدیم و نو در مشهد که تحت حیث حوزه علمیه مشهد کار می‌نمایند. این مکتب‌ها مرتبط با زمانه تیموریان، صفویه، قاجاریه، پهلوی و جمهوری اسلامی میباشند که از مدرسه ها سابق، فقط شش مکتب باقیمانده و سایر تماماً از در میان رفته‌اند.[۱] در قبل، مجموع مدرسه های علمیه مشهد در محدوده‌ای در حدود یکدیگر به مرکزیت بقاع امام رضا(ع) قرار داشتند تا جایی که گاهی یک سری مکتب دارای شهرت و گرانقدر در یک خیابان مکان می‌گرفتند، البته شرایط پراکندگی مدرسه های تازه که در زمان جمهوری اسلامی تشکیل شده، در نقاط دورتری از راس شهر قرار مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گرفته‌اند.[۲]

فهرست اسم مدرسه ها قدیم و تازه مشهد به‌تفکیک نشانی، بنیانگذار، سال ایجاد کرد و حالت کنونی آن به‌این تفصیل میباشد:

مدرسه ها قدیم
مکتب بالاسر؛ این مکتب به‌انگیزه قرار داشتن در حیطه بالاسر بارگاه امام رضا(ع) به «مکتب بالاسر» آوازه داشت که اینک اثری از آن برجای نمانده رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.
مکتب پریزاد؛ این سازه اینک در بقعه واقع گردیده‌است و روبروی مکتب دو در و جنب رواق دار الولایه جای‌دارد.
مکتب دو در؛ در جنوب غربی بقعه روبروی مکتب پریزاد و شرق صحن جمهوری اسلامی قراردارد.
مکتب مستشاریه؛ در شمال‌غربی صحن انقلاب و متصل به مکتب میرزاجعفر، پشت تراس عباسی قرار داشت که در سال ۱۳۵۴ش به‌فرمان نائب‌التولیه وقت، جهت بسط و تجدید بنا گوشه و کنار مقبره رضوی تخریب شد.

مکتب خیراتخان
مکتب خیرات‌خان؛ این سازه اینک در تیم اماکن آستان قدس رضوی در ضلع شرقی بقاع امام رضا(ع) جای‌دارد و فعلا بخشی از دانش گاه علم ها اسلامی رضوی را تشکیل آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می دهد.

مکتب میرزاجعفر
مکتب میرزاجعفر؛ در بقاع امام رضا(ع) واقع میباشد و از مخلوط دو مکتب میرزا جعفر و خیرات‌خان همپا با ارتقاء ساختمان‌های نو، کالج علم ها اسلامی رضوی تأسیس شد.
مکتب فاضل‌خان یا این که فاضلیه؛ بنا شده در خیابان شیرازی (بالا خیابان) که بعداز تاسیس اولی فلکه در نزدیکی بقعه رضوی در سال ۱۳۱۰ش، نصیب بزرگی از این مکتب تخریب و قسمتی از آن نیز آغاز به مهمان‌منزل توس و بعد به مریضخانه آستان قدس رضوی تبدیل شد. امروزه هیچ اثری از آن جان دار وجود ندارد.

مکتب عباس‌قلی خان
مکتب عباسقلی‌خان؛ این مکتب در سمت شرقی بقاع امام رضا(ع) در کناره خیابان شهید نواب صفوی (تحت خیابان) قراردارد. بین کل مدرسه ها علم ها شرعی مشهد، صرفا مکتب عباسقلی‌خان با به عبارتی صورت و طرح اولیه خویش برجای باقی مانده میباشد.
مکتب باقریه یا این که سمیعیه؛ در شمال‌غربی مقبره، بنا شده در لبه خیابان آیت‌اللّه شیرازی و قبل از دو مکتب تاریخی حاج حسن و نواب قرار داشته و در سال ۱۳۵۴ش، این مکتب در مسیر طرح گسترش دور و بر بقاع تماماً تخریب شد.
مکتب حاج حسن یا این که بهزادیه؛ در لبه شمالی خیابان شیرازی حد فاصل دو مکتب نواب و باقریه قرار داشت و در جریان گسترش فضا فلکه مقبره امام رضا(ع) در سال ۱۳۵۴ش تخریب و جزو فضای سبز گوشه و کنار بقعه شد.

مکتب علمیه نواب مشهد
مکتب نواب یا این که صالحیه؛ بنا شده در خیابان آیت‌اللّه شیرازی (بالا خیابان) که فعلا این سازه با تغییرات در ضلع شمالی بقاع جای دارد.
مکتب زیر‌پا یا این که سعدیه؛ بنا شده در جنوب صحن نو بقعه امام رضا(ع) و شرق مسجد گوهرشاد، متصل به حرم روضه خوان بهائی که در جریان تاسیس فلکه محیط بقاع در سال ۱۳۰۷ش تخریب شد. هم‌اینک در آن محل، کتابخانه، موزه، صحن امام خمینی و بقعه روضه خوان بهایی به مساحت ۱۳۹۸ متر مربع تاسیس گردیده‌است.
مکتب رضوان یا این که خواجه‌رضوان؛ در جنوب شرقی مقبره بنا شده در محله عیدگاه، یک کدام از محله‌های سابق مشهد قرار داشته که بر تاثیر مرور مجال و عدم تعمیرات اصلی، در سال ۱۳۵۸ش بر تاثیر ویرانی قابل به کار گیری عدم وجود تا سرنوشت در سال ۱۳۶۰ش بنای آن به طور کاملً فرو سرازیر شد.

مکتب تازه سلیمانیه
مکتب سلیمانیه یا این که سلیمان‌خان؛ در جنوب شرقی بقاع مقابل مسجد تاریخی و دارای شهرت ۷۲ بدن (مسجد پاد شاه) که به‌انگیزه قرار دریافت کردن در طرح جامع بقعه رضوی، تخریب شد و در سال‌ها آن‌گاه در جای دیگری مکتب‌ای تبارک با تجهیزات مایحتاج آموزشی و رفاهی به‌مکان آن سازه شوید.
مکتب ابدال‌خان؛ بنا شده در خیابان نواب صفوی (زیر خیابان) جنب بقعه پیر پالان‌دوز که در سال ۱۳۵۴ش در ادامه اجرای طرح توسعه و گسترش دور و اطراف بقاع به‌کلی تخریب و زمین آن جزو فضای سبز پیرامون مقبره رضوی شد.
مکتب علی‌نقی میرزا؛ بنا شده در راءس دسته بقاع رضوی که در سال ۴-۱۳۴۲ش، بعد از مسقّف شدن تراس مکتب، تبدیل به رواق دار الذکر شوید.
مکتب حاج‌آقا جان؛ بنا شده در بازارچه حاج‌آقا جان در شمال بقاع در کنار آرامستان کهن گلشن رضوان که در سال ۱۳۰۷ش به‌انگیزه تاسیس میدان پیرامون بقاع رضوی تخریب شد.
مکتب گلشن رضوان؛ در بخش شمال بقعه که به‌مراد پیشرفت گوشه و کنار بقاع رضوی در سال ۱۳۵۴ش، کل سازه تخریب شد و هیچ اثری از آن بر مکان نماند.[۳]

بازدید : 33
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 14:51


قرآن در هنر

قرآن رفلکس فراوانی در هنر مسلمانها داشته میباشد. بیشترین نمود آن در هنرهایی زیرا خوش‌نویسی، تذهیب، تجلید(جلدکردن)، ادبیات و معماری قابل مشاهده میباشد. از آن جا که محافظت و نشر قرآن، توسط ورژن‌نویسی شکل می‌گرفت، هنر خوش‌نویسی میان مسلمانها، بسیار بسط کرد[۹۱] و به ندرت قرآن با خط‌های گونانی زیرا نَسخ، کوفی، ثلث، شکسته و نستعلیق نوشته شد.[۹۲] آیه‌ها قرآن در ادبیات فارسی و عربی هم بسیار کاربرد داشته میباشد. هم در نثر و هم در شعر فارسی و عربی، کلمه ها و معنی و مفهوم قرآنی فراوانی به عم مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد رفته میباشد.[۹۳]

هنر معماری اسلامی بیش تر از هر چیزی، پایین تأثیر آیه‌ها قرآن بوده میباشد. در بیشتر بناهای تاریخی مسلمان‌ها، مثلا مساجد‌ و کاخ‌ها عبارت‌های قرآنی چشم میگردد؛ همینطور بعضا از مفهوم ها قرآن زیرا اوصاف قرآن از پردیس و دوزخ و جهنم، در معماری بناها به شغل رفته میباشد.[۹۴] عبارت‌های قرآنی جانور در قبة الصخره واقع‌گردیده در بیت المقدس را از جذاب‌ترین، کابردهای آیه ها قرآن در بناها دانسته‌اند. در کتیبه‌های این سازه که در سال ۷۱ق/۶۹۱م، تاسیس شده است، عقاید مهم آئین اسلام و قسمت‌هایی از آیه ها سوره‌های نساء، آل عمران و مریم چشم رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میشود.[۹۵]

تأثیر قرآن در ماندگاری لهجه فصیح عربی
گفته‌اند گویش قرآن، فصیح و فراتر از لهجه و ادبیات عربی بعد از ظهر نزولش بود؛ معجزه کلامی آن و پرداختن به نگارش قرآن و بعد ها ترسیم‌الخط و اعراب‌گذاری، تعبیروتفسیر (مانند کلمه‌شناسی و استناد به اشعار جاهلی)، تدوین فرمان لهجه عربی (برای نگهداری قرآن از تحریف و خواندن خطا)، علم ها قرآنی، توسعه اسلام به مملکت‌های دیگر و ...، سبب محافظت این گویش و تبدیل شدن به یک لهجه معروف شد از این‌رو نقل شده در شرایطی که قرآن عدم وجود گویش فصیح عربی، مانند لهجه‌های لاتین و سانسکریت، زبانی مرده و باستانی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.[۹۶]

بینش مستشرقان

قرآن کریستالی
پژوهشگران غیرمسلمان، تحقیق‌های فراوانی درباره ادبیات، محتوا و وحیانی‌بودن قرآن اعمال داده‌‌اند.

برخی از مستشرقان، قرآن را حرف نبی اسلام دانسته‌ و گفته‌اند: محتوای آن از منابع یهودی و مسیحی و اشعار عصر نادانی، اقتباس گردیده‌است؛ بعضی نیز هر یک سری به صراحت، قرآن را وحیانی ندانسته‌اند، آن را رفیعتر از صحبت انسانی شمرده‌اند.[۹۷]

ریجارد بل،[یادداشت ۴] گفته میباشد:‌ مدل ادبیات قرآن که در آن سجع و تکرار و تشبیه فراوان به فعالیت رفته میباشد، از متن ها یهودی و مسیحی و آئین حُنَفاء تأثیر گرفته میباشد؛ در مقابل، نولدکه، سوره‌های قرآن به ویژه‌های سوره‌های مکی آن را به نظر ادبی، اعجازگونه دانسته و آیه ها قرآن را به نغمه ملائکه تشبیه نموده است که جان مؤمنان را به وجد میاورد. موریس بوکای مستشرق فرانسوی، معجزه علمی قرآن را مد حیث قرار داده و نوشته میباشد: بعضی از نشانه‌ها قرآن با اکتشافات علمی تازه، به طور کامل مطابقت و همخوانی دارااست. او فیض گرفته میباشد که قرآن دارنده منشأ الهی میباشد.[۹۸]

بازدید : 41
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 17:36


عبدالله بن جُبَیر(شهید شدن ۳ق) از صحابه فرستاده(ص) و از شهدای غزوه احد بود. وی در بدر و احد کمپانی کرد و در غزوه احد فرماندهی تیراندازان کوه عینین را بر ذمه داشت که با تخلف بعضا از تیراندازان از فرمان او، سپاه اسلام ناکامی خورد.

نسب
ابومنذر عبدالله بن جُبَیر بن نعمان بن امیه بن امرؤ القیس[۱] از انصار و از تیره بنی‌ثعلبه از خویشاوندان اوس بود.[۲] خوات، اخوی عبدالله هم از صحابه رسول(ص) میباشد. بدالله در عهد عقبه به یاور هفتاد نفر از انصار حضور داشت و با رسول(ص) بیعت کرد.[۳] او در اولِ سفر نبی(ص) به همدم آسوده بن حنیف بت‌های شهر مدینه را می‌ناکامی و به مسلمانها می‌اعطا کرد تا آن را هیزم مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمایند.[۴]

فرستاده (ص) فی مابین او و حصین بن حارث بن حارث بن مقاله، عهدوپیمان برادری بست.[۵]

حضور در غزوه بدر
نوشته‌علمیٔ مهم: غزوه بدر
عبدالله در غزوه بدر کمپانی کرد و در‌این مبارزه پیروز شد، ابوالعاص بن ربیع که مدتی همسر زینب دختر نبی(ص) بود را اسیر رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نماید.[۶]

فرمانده تیراندازان در غزوه احد
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: غزوه احد
عبدالله بن جبیر در غزوه احد نیز حضور داشت و از سوی فرستاده(ص) فرمانده تیراندازان بر کوه عینین بود.[۷] تعداد تیراندازان را پنجاه نفر گفته‌اند.[۸] فرستاده(ص) به او و تیراندازان تأکید داشت در هیچ قوانینی از کوه زیر نیایید حتی چنانچه معاند فراروگریز کرد به تعقیب وی و گردآوری‌آوری غنایم سرگرم آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نشوید.[۹]

در میانه این پیکار که مسلمان‌ها به موفقیت نسبی رسیدند، برخی از تیراندازان ذیل فرماندهی عبدالله بن جبیر، از فرمان او تخلف کردند و به عده‌آوری غنیمت پرداختند.[۱۰] بعد از خروج تیراندازان، بعضا از سواران سپاهیان قریش به فرماندهی خالد بن ولید و عکرمه پسر ابوجهل، کوه عینین را به دور زدند.

عبدالله بن جبیر ابتدا چندان تیر انداخت که تیرهایش به پایان رسید. آن‌گاه چندان نیزه زد که نیزه‌اش ناکامی، آن گاه غلاف خنجر خویش را باخت و چندان چاقو زد تا شهید شد.[۱۱] قریشیان بعداز به شهیدشدن‌رساندن ابن‌جبیر و بقیه تیراندازان، از پشت رمز بر سپاهیان اسلام حمله کردند و سپاه اسلام را ناکامی دادند. قتل کننده عبدالله بن جبیر، عکرمه پسر ابوجهل بود.[۱۲] عبدالله را بعداز شهادتش، مثله کردند.[۱۳]

بازدید : 45
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 18:03


جنبش انصارالله یمن یا حوثی‌ها جنبشی سیاسی مذهبی از زیدی‌های یمن است که در سال ۱۹۹۰م تأسیس شد و کنترل پایتخت و قسمت‌هایی از این میهن را در چنگ دارد. انصارالله را متأثر از انقلاب اسلامی ایران و افکار امام خمینی می‌دانند. تشکیل حکومت حوثی‌ها، امتداد حکومت امامیه زیدیه در یمن به شمار رفته هست که در قرن سوم هجری تشکیل گردید و بیش از هزار و صد سال ادامه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشت.

رویارویی این تکان با آمریکا و هم‌پیمانی دولت یمن با آمریکا، موجب بروز درگیری دربین انصارالله و دولت یمن گردید. این حرکت در نخستین درگیری با دولت یمن، حسین الحوثی بنیان‌گذار خود را از دست داد. با شروع بیداری اسلامی، حوثی‌ها کنترل صنعا پایتخت یمن را به دست گرفتند. عربستان سعودی در پوشش ائتلاف عربی برای بازپس‌گیری بخشها تحت در دست گرفتن انصارالله، این جنبش را آیتم غرض قرار داد که با مقاومت این جنبش ناکام رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ماند.

انصارالله در پاسخ به حملات اسرائیل به غزه و کشتار غیرنظامیان فلسطینی، اهدافی را در فلسطین اشغالی و نیز کشتی‌های متعلق به اسرائیل را در دریای سرخ و خلیج عدن هدف قرار میبخشید. این جنبش در لیست تروریسم شورای امنیت و برخی کشورهای عربی و آمریکا قرار آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دارد.

تعریف و تمجید و رده
انصارالله یمن، جنبشی فقاهتی دارای منظومه سیاسی و اعتقادی به شمار می‌رود.[۱] مذهب اعضای این تکان مذهب جارودیه، یک کدام از فرقه‌های زیدیه هست که نزدیک‌ترین فرقه به شیعه دوازده‌امامی به شمار می‌رود.[۲] این حرکت را در امتداد حکومت امامیه یمن دانسته‌اند که به وسیله یحیی بن حسین، ملقب به الهادی الی الحق (درگذشت: ۲۹۸ق) در یمن تأسیس گردید و بیش از ۱۱۰۰ سال ادامه مسجد گوهرشاد و مسجد امام حسن مجتبی مشهد: پایگاه دو قلب مذهبی در شهر مقدس یافت.[۳]

هسته اول این جنبش، گروه فرهنگی با نام انجمن شَباب المؤمن، بود که در سال ۱۹۹۰م تأسیس گردید.[۴] پس از سر گروهی حسین بدرالدین حوثی بر این موسسه، با تغییر تحول نام به گروه شباب المؤمن، عمل سیاسی خود را آغاز کرد.[۵] عمل فرهنگی این مجموعه بین سال‌های ۱۹۹۲م تا ۲۰۰۴م تشدید شد و فعالیت نظامی آن آغاز گردید.[۶] بی‌توجهی دولت وقتِ یمن به بخش ها حوثی‌نشین، نفوذ تیم‌های سلفی و وهابی و تکثیر تامل آنان درین بخشها که انذار دورازشوخی برای حوثی‌ها به شمار می‌‌رفت، علت تشکیل این شرکت قلمداد شد‌ه‌است.[۷] معیار جمعیت حوثی‌های حدود ۴۰ درصد از جمعیت یمن اعلام شد‌ه‌است.[۸] نام حوثی که برای این جنبش و رهبران آن به فعالیت می‌رود، برگرفته از نام شهری با عنوان حوث در جنوب صَعْده می‌باشد.[۹]

ساختار سازمانی
شیوه حکومت انصارالله یمن برگرفته از روش زیدیه سنتی، حکومت خاندانی و بعضا از ارگان‌های نظام جمهوری اسلامی ایران در قالب نظام جمهوری تلقی گردیده‌است.[۱۰] انصارالله یمن دارای سه سازمان اجرایی می‌باشد که مستقیما زیر حیث رهبر این جنبش قرار دارد:

شورای سیاسی: یک سازمان اجرایی که مدیریت ارتباط جنبش با تیم‌ها و احزاب سیاسی و هئیت‌های دیپلماتیک و سازمان‌های حوزه‌‌ای را بر عهده دارااست و گزارش‌ها، مطالعات و محاسبه‌های سیاسی را تهیه و ارائه می‌کند.
شورای اجرایی: متشکل از ارگان‌های مرتبط با مردم همچون اداره فرهنگ وتمدن و تربیت، اداره اجتماعی، سازمان رسانه، امور زنان، و استانداری‌ها.
سازمان فعالیت دولتی: تحقیق بر هیئت انصارالله در سازمان‌های اجرایی و قانون‌گذاری، مثلا وظائف این سازمان قلمداد شد‌ه‌است.[۱۱]
ارتباط با ایران

بدرالدین حوثی رهبر معنوی تکان انصارالله یمن در کشور ایران
جنبش انصارالله یمن را متأثر از امام خمینی و انقلاب او می‌دانند که توسط حسین حوثی به عنوان سر مشق به مردم یمن معرفی گردید.[۱۲] رویا رویی این تکان با آمریکا و اسرائیل متأثر از پندار انقلاب اسلامی کشور ایران تلقی گردیده است.[۱۳] ایران به عنوان حامی مالی و نظامی انصارالله یمن معرفی می شود.[۱۴] گفته میگردد در طول اقامت بدرالدین حوثی در ایران، جوانان یمنی در جمهوری اسلامی ایران، آموزش‌های نظامی، امنیتی و اعتقادی دریافت کرده‌اند.[۱۵] مخالفان انصارالله یمن، این حرکت را بازوی جمهوری اسلامی ایران در یمن می دانند.[۱۶]

تحریم بین‌المللی و منطقه‌ای
تعدادی از اعضای انصارالله یمن برای مثال عبدالملک حوثی در سال‌ ۲۰۱۴م و بعد در لیست تحریم شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفتند. شورای امنیت سازمان ملل در سال ۲۰۲۲م تکان انصارالله را مورد تحریم تسلیحاتی قرار اعطا کرد.[۱۷] در امسال شورای وزرای کشور دولت‌های عرب، این حرکت را در لیست سازمان‌های تروریستی خود قرار اعطا کرد. کشورهای دیگری همچون آمریکا این جنبش را سازمانی تروریستی اعلام کردند.[۱۸]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 460
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 31
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 32
  • بازدید ماه : 32
  • بازدید سال : 1899
  • بازدید کلی : 28163
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی