loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 17
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 15:28


جَمعیّةُ مُنتَدَی النَّشر انجمنی علمی در عراق میباشد که توده‌ای از طلاب حوزه علمیه نجف به‌مراد ساخت دگرگونی در آموزش و پرورش حوزه در ۱۳۵۴ق مصادف با ۱۳۱۴ش در نجف اشرف تأسیس کردند. اساسی‌ترین عضو این دسته محمدرضا مظفر(درگذشت۱۳۸۳ق) بود که ابعاد به سر گروهی جمعیت گزینش شد. این راس که آیتم امان سید ابوالحسن اصفهانی(درگذشت۱۳۶۵ق) و محمدحسن مظفر(درگذشت۱۳۷۵ق) بود، عمل‌هایی زیرا تأسیس مدراس ابتدایی، ارشادوراهنمایی و متوسطه و نیز دانش کده فقه و نشر کتاب‌های علمی به مد ل مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد تازه داشت.

معرفی
جمعیة منتدی النشر او‌لین مرکزی میباشد که در عراق و با غرض ساخت و ساز دگرگونی در آموزش و پرورش حوزه تأسیس شوید.[۱] این راءس در ۱۳۵۴ق بوسیله گردآوری‌ای از روحانیون جوان حوزه علمیه نجف[۲] که پررنگ‌ترین‌شان محمدرضا مظفر بود،[۳] تأسیس و از دولت وقت عراق جواز شغل رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گرفت.[۴]

جمعیت منتدی النشر به مراد اشاعه تمدن آیین اسلام و ساخت‌و‌ساز روحیه فقاهتی میان طبقات گوناگون اجتماعی تأسیس شد.[۵]

خصوصیت
محوری‌ترین غرض جمیعة منتدی النشر، تغییر و تحول در آموزش و پرورش بود، البته از بیم مخالفت‌ها این غرض کتمان میشد.[۶] جمعیت از طرف عالمانی زیرا سید ابوالحسن اصفهانی و محمدحسن مظفر گزینه حفاظت قرار گرفت. از منظر محمدحسن مظفر اقدامات اصلاح‌گرانه جمعیت در جهت اصلاح جامعه بوده میباشد.[۷] عبدالحسین رشتی(درگذشت۱۲۷۴ق) از عالمان نجف نیز تأسیس‌کنندگان را به‌این فعالیت تشویق میکرد[۸] و سید هبةالدین شهرستانی می‌اظهار کرد اینجانب شاگردی از شاگردان این جمعیت آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد هستم.[۹]
جمعیت با چندین دسته علمی عمل خویش را شروع کرد:

تیم منتدی انتشار؛ که کتاب منتدی النشر اعماله و آماله را برای معرفی جمعیت منتشر کرد.[۱۰]
تیم وعظ و خطابه که محمدعلی جابری در رأس آن بود.[۱۱]
مجمع ثقافی شرعی (فرهنگی فقاهتی)؛ این مجمع از قبلی در درحال حاضر شغل بود که به جمعیت منتدی تکثیر ملحق شوید.[۱۲]
تأسیس
این جمعیت با مستقل شدن تنی چند از اعضای «جمعیت رابطة الادبیة» صورت گرفت. روضه خوان محمدجواد حچامی (درگذشت۱۳۷۶ق) به سر کردگی و محمدرضا مظفر به دبیری جمعیت گزینش شدند. دیگر اعضاء موسس عبارت بودند از سید محمدتقی حکیم، سید موسی بحرالعلوم، سید یوسف طباطبایی حکیم، روحانی هادی حمزوی،[۱۳] علی ثامر نجفی[۱۴] و عبد و بنده المهدی مطر.[۱۵]
سال سوم تأسیس، محمدرضا مظفر به سر گروهی جمعیت گزینش شوید.[۱۶] روضه خوان احمد وائلی به‌تیتر حسابدار، هادی فیاض رئیس اداری، سید محمدتقی حکیم دبیر و محمدصادق قاموسی بانک‌دار انتخاب گردیدند. محمدجمال هاشمی، نصرالله خلخالی، سید جواد شبر، مسلم جابری، محمد جسانی و احمد دجیلی نیز به اعضاوجوارح آن افزوده شدند.[۱۷]
پس از درگذشت محمدرضا مظفر، سید محمدتقی حکیم رئیس جمعیت را بر ذمه گرفت[۱۸] و محمدحسین مظفر به عنوان مثال مشاوران مجموعه علمی جمعیت بود.[۱۹]


عکس یادگاری از طلاب عصر اولیه و دوم دانش گاه فقه به یاور اساتید.
دانشگاه فقه
جمعیت منتدی النشر برای تولید تغییرات متبوع خویش «مدرسة العالیة للعلوم الدینی و الکلیة الاجتهاد» (مکتب خوب علم ها فقاهتی و کالج اجتهاد) را فعال‌سازی کرد. او‌لین کلاس یادگرفتن خوب فقه استدلالی بوسیله جمعیت درین دانش کده و در سال ۱۳۵۶ق استارت به فعالیت کرد.[۲۰]
در سال ۱۳۵۷ق دولت وقت به دانش کده جواز قانونی صادر کرد، البته این جواز دو توشه کنسل شد و در غایت در سال ۱۳۷۷ق با اسم نو دانش گاه فقه (کلیة الفقه) تایید صلاحیت تحصیلی گرفت[۲۱] و به خارج از‌التحصیلان خویش لیسانس (بکالوریوس) بخشید. دانشکده بغداد مدارک اعطایی آن را دارای اعتبار دانست[۲۲] و مدارک آن با مدارک دانشگاه دستمزد یا این که دانش کده ادبیات مساوی‌ سازی شد.[۲۳]
در نرم افزار درسی دانشگاه فقه دروسی زیرا فقه امامیه، فقه تطبیقی، اصول فقه، تعبیر و تفسیر، حدیث و درایه، علم ها تربیتی و روانشناسی، ادبیات و تاریخ ادبیات، جامعه‌شناسی، تاریخ اسلام، فلسفه اسلامی و فلسفه نو، منطق، اصول درس دادن، ادبیات عرب، یک گویش بیگانه،[۲۴] دانش هیئت، ریاضی ها و هندسه گنجانده گردیده بود.[۲۵]
دانش کده فقه، علم‌پژوه غیر شیعه اثنی‌عشری و غیر عراقی را تایید می‌نماید و پذیرفته‌شدگان بایستی شایستگی تبلیغ آئین را در هر کشوری که جمعیت تشخیص دهد، داشته باشند. افزایش به سطح فراتر مشروط به قبولی در آزمون جامع پایان سال میباشد.[۲۶]
لزوم به کار گیری طلاب از خرقه مطلوب فقهی و نیز عدم عضویت طلاب در هیچ مرام و حزبی برای مثال قانون ها همگانی دانشگاه بود.[۲۷]
این دانشگاه با روی شغل وارد شدن حزب بعث و صدام حسین در عراق تعطیل شوید و چندین سال بعد از آن با سقوط وی به‌شغل خویش افزود. [۲۸]
ساختمان اول جمعیت منتدی النشر و دانش کده فقه در طبقه دوم پیرامون فرنگی مقبره علوی بود که در توسعه و گسترش بقعه ازبین رفت. لذا یکی‌از خیرین به اسم حسین شکری زمین بزرگی را در خیابان امام علی(ع) مجاورت میدان الثورة العشرین خریداری و به این موسسه تخصیص بخشید. [۲۹]
در سال ۱۳۶۳ق کالج وعظ و موعظه (کلیة الوعظ و الارشاد) نیز به وسیله جمعیت منتدی النشر فعال‌سازی شد، البته قدمت این دانشگاه صرفا یک ماه بود و به‌خیال و خاطر مخالفت‌های شدید منحل شوید.[۳۰]

بازدید : 13
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 13:03

بِشر بن غالِب اَسَدی (زنده در ۶۶ق) از اصحاب ائمه شیعه و از راویان حدیث بوده میباشد. وی به یاور برادرش دعای عرفه را از امام حسین(ع) قصه نموده است. او همینطور در مسافرت امام سوم شیعه ها از مکه به عراق در منزلگاه ذات عِرق با او دیدار کرد و زمانی حسین بن علی(ع) از حال و روز عراق پرسید، جواب بخشید که دل‌های عموم با شما، البته شمشیرهای آن‌ها با بنی‌امیه میباشد. او در حادثه عاشورا حضور نداشت اما ابعاد از ملازمت نکردن امام حسین(ع) اظهار پشیمانی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.

معرفی اجمالی
آدم بن پیروز اسدی کوفی ملقب به ابوصادق[۱] فرزند یک کدام از صحابه رسول، چیره بن انسان اسدی[۲] و از طایفه بنی‌اسد بوده میباشد.[۳] در منابع به فرصت و جای میلاد وی اشاره نشده میباشد.[۴] احمد بن محمد برقی رجال‌نویس شیعه (درگذشت ۲۸۰ق) آدم را از صحابه رسول(ص) دانسته میباشد.[۵] همینطور سید محسن امین (درگذشت ۱۳۷۱ق) در اعیان الشیعة نیز به گزارش ابن سعد، مولف کتاب طبقات الکبری، انسان را از صحابه‌ای دانسته که به کوفه سفر رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرده‌اند.[۶]

در بعضی از منابع تاریخی از شخصی به اسم آدم بن چیره تحت عنوان یک کدام از فرماندهان لشکر حجاج بن یوسف در پیکار با شورشیان خوارج حافظه شد‌ه‌است.[۷] که در همین کارزار در سال ۷۶ق کشته شد.[۸] اما در برخی از منابع رجالی از دو نفر با اسم انسان بن موفق اسدی خاطر گردیده‌است.[۹] و دلیلی نیست که‌این آدم، به عبارتی انسان دارای شهرت (اخوی بشیر بن موفق) آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد باشد.

راوی حدیث
احمد بن محمد برقی (درگذشت ۲۸۰ق) و روضه خوان طوسی (درگذشت ۴۶۰ق) از رجال‌نویسان شیعه، آدم بن موفق را از اصحاب و راویان ائمه(ع) دانسته‌اند البته اطلاعاتی از معاش وی ارائه نکرده‌اند.[۱۰] روحانی طوسی صرفا با اشاره به اسدی و کوفی بودن او، او‌را از راویان حدیث و از اصحاب امام حسین(ع)[۱۱] و امام سجاد(ع) دانسته میباشد.[۱۲] برقی نیز خلال بیان اسم وی در ستون اصحاب امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و امام سجاد(ع)، او را از اصحاب امام علی(ع) دانسته که در کوفه معاش می‌نموده است.[۱۳]

از انسان بن چیره احادیث فراوانی در کتاب ها روایی و غیرروایی در موضوع‌های متعدد، برای مثال محبت اهل‌بیت(ع)،[۱۴] تعبیر،[۱۵] اجر خواندن قرآن[۱۶] و خبرها ظهور قائم[۱۷] نقل شد‌ه‌است. وی به یار برادرش بشیر بن موفق دعای عرفه را از امام حسین(ع) نقل نموده است.[۱۸]

مذهب و وثاقت
به گمان بعضی پژوهشگران، تصریحی به مذهب انسان بن برنده دربین رجالیان نیست.[۱۹] با این اکنون عبدالله مامقانی رجال‌نویس شیعه (درگذشت ۱۳۵۱ق) با اشاره به مجهول الحال بودن انسان، او‌را امامی‌مذهب دانسته میباشد.[۲۰] سید محسن امین با متکی بودن به آنچه به محمد بن قدمت کَشّی رجالی شیعه در قرن چهارم نسبت داده شده، اورا دانا، فاضل و جلیل القدر خوانده میباشد، البته می افزاید که‌این مقاله در کتاب رجال کشی نیست و اصولاً اینگونه ادبیاتی در توثیق یک راوی از متقدمانی زیرا کشی صادر نمی شد و این نوع جمله ها وابسته به متأخران میباشد.[۲۱] با این هم اکنون با استناد به آوازه دعای عرفه آورده شده وی راوی موثقی میباشد.[۲۲]

ملاقات با امام حسین(ع)
انسان بن برنده در هنگام خروج امام حسین(ع) از مکه به سوی عراق در حیطه ذات عرق با او دیدار کرد.[۲۳] حسین بن علی(ع) از وی درباره اوضاع و احوال عراق پرسید. او در پاسخ اعلام‌کرد دل‌های آنان با شما، البته شمشیرهایشان با بنی‌امیه میباشد. امام کلام اورا تصدیق کرد که آفریدگار آنچه را بخواهد اجرا میدهد.[۲۴]

بازدید : 13
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 16:46


ملا محمد بن مرتضی بن محمود کاشانی (۱۰۰۷-۱۰۹۱ق) مشهور به ملا محسن و ملقب به نتیجه کاشانی، فیلسوف، محدث، مفسر و عالم شیعه در قرن یازدهم قمری میباشد. وی نزد عالمانی همانند ملاصدرا(درگذشت: ۱۰۵۰ق)، روضه خوان بهائی(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق)، میرفندرسکی(حدود۹۷۰-۱۰۵۰ق) و میرداماد(درگذشت: ۱۰۴۱ق) شاگردی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.

نتیجه در موضوعات متعدد اثرها بخش اعظمی نگاشت که تعبیر صافی، الوافی، مفاتیح الشرایع، المحجة البیضاء و الکلمات المکنونه به ترتیب در تعبیروتفسیر، حدیث، فقه، خلق و عرفان مهمترین اثر ها وی به شمار رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می آیند.

نتیجه شیوۀ اخباریان وسط‌رو را در پیش گرفت از این رو ایده ها وی در اکثری مورد ها با فقهای قبل مختلف بود. از مهمترین آراء خاص وی می‌قدرت به تایید صلاحیت غنا (با شروطی خاص)، مختلف بودن بلوغ نسبت به تکالیف متعدد و وجوب عینی نماز آدینه اشاره آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمود.

اقامۀ نماز آدینه در کاشان و اصفهان از عمل‌های سیاسی اجتماعی وی بوده میباشد.

معاش‌طومار
سود در ۱۴ صفر سال ۱۰۰۷ق (مصادف با ۹۷۷ش) در کاشان زاده شد.[۱] خویشاوندان نتیجه از خانواده‌های علمی و دارای شهرت شیعه بوده میباشد.[۲] پدرش رضی الدین پادشاه مرتضی (۹۵۰-۱۰۰۹ق)[۳] و مادرش زهرا خاتون (درگذشت: ۱۰۷۱ق)، دختر ضیاء العرفا رازی بود.[۴] جدّ سود، تاج الدین فرمان روا محمود فرزند ملا علی کاشانی، در کاشان مدفون میباشد.

کنیه
اسم نتیجه، محمد بود.[۵] البته به محسن یا این که محمدمحسن آوازه داشت.[۶] وی داماد ملاصدرا(درگذشت: ۱۰۵۰ق) بود و پدرزنش او‌را نتیجه، و داماد دیگرش لاهیجی(درگذشت: ۱۰۷۲ق) را فیاض کنیه بخشید.[۷]

همسر و فرزندان
نتایج تزویج محمدمحسن با زبیده دختر ملاصدرا[۸] پنج فرزند به اسم‌های ذیل بود:

محمد دانش الهدی، تالیف کننده معادن الحکمة
مشخص الدین احمد
عَلیّه بانو، لقب وی اُمّ الخیر بوده میباشد
سکینه لقب‌اش اُمّ البِر
سکینه لقب‌اش اُمّ سلمه[۹]تهرانی در طبقات اعلام الشیعه نام اورا فاطمه و با القابی زیرا فاضلة شاعرة بالفارسية محدثة(اهل فضل و ادب و علم،سراینده شعر به فارسی، محدث) تعریف نموده است. [۱۰]
کار در حکومت صفوی
نتیجه در کاشان و قمصر، نماز آدینه اقامه می کرد.[۱۱] وی دعوت فرمانروا صفی را برای اقامت در اصفهان نپذیرفت، البته به دعوت سلطان عباس دوم برای اقامه نماز آدینه در مسجد جامع عتیق به اصفهان رفت.[۱۲]

درگذشت

نمای قبر سود کاشانی در کاشان
نتیجه کاشانی در ۲۲ ربیع‌الثانی در ۱۰۹۱ق (مصادف با ۱۰۵۸ش) در کاشان درگذشت و در قبرستانی که در حین حیاتش، زمین آن را وقف نموده بود، به خاک ودیعت شد.[۱۳] در آبان ۱۳۸۷ش کنگره‌ای در بزرگداشت وی برگزار شوید.[۱۴] [۱۵]

تحصیلات
سود، تحصیلاتش را در کاشان شروع کرد، وی در ۲۰ سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت. بعداز آن دو سال در شیراز نزد سید ماجد بن هاشم بحرانی(درگذشت: ۱۰۲۸ق‌/۱۶۱۹م‌) شاگردی کرد. سود توشه دیگر به اصفهان برگشت و در رینگ درس روحانی بهائی حاضر شد. او در مهاجرت حج از روضه خوان محمد نوادۀ شهید ثانی اذن داستان اخذ کرد. و بعد از آن در قم نزد ملاصدرا شاگردی کرد و در مراجعت ملاصدار به شیراز اورا ملازمت نمود و در حدود دو سال در آنجا ماند. مالک روضات و بقیه افراد بر این باورند که سود در هجرت ابتدا به شیراز نزد ملاصدرا شاگردی نموده است البته این گفته، با نوشته‌های خویش نتیجه سازگار وجود ندارد.[۱۶] سود عاقبت به کاشان رجوع و برگشت و به دستور درس دادن، یاددادن و نوشتن پرداخت.[۱۷] درباره عامل نامگذاری مکتب فیضیه، به سکونت نتیجه در آن اشاره شد‌ه‌است.


سردر و ورودی آرامگاه نتیجه کاشانی
اندیشمندان بخش اعظمی همانند افندی، حر عاملی، میرزا حسین نوری، روضه خوان عباس قمی، عبدالحسین امینی و... اورا با کلماتی همانند فیلسوف، حکیم، متکلم، محدث، فقید، شعر سرا، ادیب، فقید، فاضل ستوده‌اند.[۱۸][۱۹]مطهری سود را با عناوینی زیرا حکیم، عارف، محدث و مفسر معرفی کرده و او‌را از مشاهیر علمای شیعه دانسته که قدمت پربرکتی داشته و به کثرت و جودت(نیک بودن) تألیف پر اسم و رسم میباشد.[۲۰] به یقین مطهری نتیجه کاشانی یک مرد ذوحیاتین میباشد؛ یعنی هم مرد محدّث و عالم میباشد و گاهی در آن فعالیت محدّثی و فقاهتش خیلی هم قشری(اعتنا داشتن صرفا به ظاهر قرآن وحدیث)می‌گردد، و هم درضمن مرد حکیم و فیلسوفی میباشد و یک مرد ذوجَنبتین میباشد.[۲۱]

استادان
از اساتید او می‌اقتدار به اشخاص تحت اشاره نمود:

محمدتقی مجلسی
روحانی بهایی
میرداماد
میرفندرسکی
ملاصدرا
سید ماجد بحرانی دو سال در شیراز نزد او شاگردی کرد.
محمد بن حسن بن زین الدین عاملی نوادۀ شهید ثانی،در سفری که به مکه داشت از وی اذن قصه اخذ کرد.[۲۲]
در بعضی منابع از ملا خلیل قزوینی، محمدطاهر قمی، ملا محمدصالح مازندرانی و پدرش نیز تحت عنوان استادان او ذکر شده شد‌ه‌است.[۲۳]

شاگردان
بعضا شاگردان او عبارتند از:

فرزندانش محمد (دانش‌الهدی) و احمد (مشخص و معلوم‌الدین)
محمدمؤمن فرزند عبدالغفور، اخوی سود
پاد شاه مرتضی دوم: پسر اخوی نتیجه
ضیاء الدین محمد، فرزند حکیم نورالدین، خان دایی سود.
ملا فرمانروا ادب الله و ملا علامی: خواهر زادگان سود.
علامه مجلسی
سید نعمت الله جزایری
حکم دهنده سعید قمی
ملا محمدصادق خضری
شمس الدین محمد قمی
محمدمحسن عرفان شیرازی و...[۲۴]
اثرها
نتیجه اثرها اکثری از خویش به مکان گذاشت. وی در کتاب فهرست تصانیف از ۱۰۰ تاثیر ذکر شده میباشد[۲۵] سید نعمت الله جزایری اثرها اورا، حدود ۲۰۰ تاثیر می داند.[۲۶] در دیگر منابع تا ۱۴۰ تاثیر تصویب گردیده است[۲۷] و بعضی از اثرها وی عبارتند از:

تعبیر و تفسیر صافی
تعبیر و تفسیر اصفی
الوافی
الشافی
نوادر الاخبار
المعارف تلخیص دانش الیقین
معتصم الشیعه فی احکام الشریعه
المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء
مفاتیح الشرائع
اصول المعارف
الحقائق في محاسن الاخلاق
قرة العيون في أعز الفنون
عبارات مکنونة اینجانب علم ها اهل الحکمة و المعرفة
الکلمات المخزونة
اللئالی
تشریح العالم
بشارة الشیعة
الاربعین فی مناقب امیرالمؤمنین
الاصول الاصلیه
تسهیل السبیل
انتقاد الاصول الفقهیه
النخبة
الشهاب الثاقب
اصول العقائد
منهاج النجاة
خلاصة الاذکار
دیوان
رساله تفصیل صدر و...[۲۸][۲۹]
رسالة فی الغناء و تحلیله[۳۰]
روز‌نگار المحسنین في معرفة الساعات و الشهور و السنين [۳۱]
راس کامپیوتری علم ها اسلامی روشنایی ورژن الکترونیکی اثر ها نتیجه را، با تیتر تیم اثر ها علامه سود کاشانی منتشر نموده است.[۳۲] [۳۳]

اشعار
افزون بر کتاب شعر جدا تیم ای نیزباعنوان (شوق و اشتیاق مهدی) حاوی اشعاری درباره امام فرصت (ع) از اثرها منسوب به سود میباشد.[۳۴]

گفتم که روی خوبت از اینجانب چرا نهان میباشد
گفتا تو خویش حجابی ور خیر رخم عیان میباشد
گفتم که از که پرسم جانا نماد کویت
گفتا نماد چه پرسی ان کوی بی آرم میباشد...
گفتم ز نتیجه بپذیر این نیم جان که داراست
گفتا نگاه دارش، غمخانه تو جان میباشد
[۳۵]

یارب تو نتیجه را بحسین شهید نصیب
هر تعدادی غرق لُجّه عصیان فتاده میباشد
در ماتم حسین دُری کن باارزش
هر دانه اشک را که ز مژگان فتاده اس

بازدید : 13
چهارشنبه 11 تير 1404 زمان : 14:42

در مسیحیت، انجیل به هرمورد از چهار کتاب نخستین قول نو[یادداشت ۱] گفته می‌گردد که عبارت‌اند از: مَتّی، مَرْقُس،[یادداشت ۲] لوقا و یوحَنّا.[۲۵] در کتاب‌های تاریخ ادیان به‌‌ویژه مسیحیت، انجیل به کتاب‌هایی گفته می‌گردد که در سده‌های ابتدا مسیحیت، برای تصویب اتفاق ها معاش، سخنان، معجزات و رفتارهای عیسی(ع) کتابت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شدند.[۲۶]

براساس طریقه مسیحیان، عیسی(ع)‌ هیچ وقت کتابی به اسم انجیل نیاورد. از طریقه آن‌ها، آوردن وحی مانند آنچه مسلمانها درباره قرآن و نبی(ص) براین باوراند، در مسیحیت جایی ندارد. مسیحیان، عیسی(ع) را تجسّم و عین وحی و پیام الهی می دانند، خیر آورنده آن.[۲۷] مسیحیان معتقدند چهار انجیل تنها معاش‌طومار و سخنان حضرت عیسی(ع) را گزارش می‌نمایند و هیچ زمان چیزی از معارف و آموزه‌های خویش را به پیام بدون واسطه الهی نسبت نمی‌دهند، مغایر یهودیان که معتقدند تورات بدون واسطه از طرف آفریدگار نازل رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد‌ه‌است.[۲۸]

مسیحیان صرفا به چهار انجیل متّی، مرقس، لوقا و یوحنّا براین باوراند و آن ها را درست میدانند؛ چون مسیحیان اولیه، آنها‌را از جانب معبود می‌دانستند.[۲۹] به گفته توماس میشل، کشیش و متکلم مسیحی (متولد ۱۹۴۱م)، مسیحیان هیچ تناقضی در مطالب اناجیل چهارگانه نمی‌بینند و از نگاه آن‌ها هر چهار انجیل از مرتبه اعتبار و مداقه یکسانی برخوردارند.[۳۰] از نگاه آنها، دست برداشتن از هر کدام از انجیل‌ها موجب نقص ایمان گردد.[۳۱] در پیشگفتار قول نو آمده میباشد که مسیحیان به طور تقریبً از سال ۱۵۰ میلادی، در اجتماعات یک شنبه در کلیسا، قسمت‌هایی از چهار انجیل را می‌خواندند و آن ها را به منزله اثر ها رسولان می‌شمردند و برای آن ها همچون کتاب مقدس حجیت قائل آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بودند.[۳۲]

معنی‌شناسی
مپندارید که آمده‌ام تا شریعت یا این که کتاب‌های پیامبران را منسوخ کنم؛ نیامده‌ام تا منسوخ کنم، بلکه آمده‌ام تا بدون نقص گردانم.

انجیل متّی، باب ۵، آیه ۱۷.

انجیل واژه و کلمه‌ای یونانی به‌معنای مژده و بشارت میباشد؛[۳۳] که در آن به فرارسیدن ملکوت عرش یا این که پیمانی تازه مژده میدهد.[۳۴] به همین برهان انجیل‌های چهارگانه زیرا مشتمل بر بشارت به ملکوت پروردگار یا این که پیمانی جدید می‌باشند، آن‌ها‌را انجیل می‌نامند.[۳۵] اورده شده این بشارت ابتدا ظهور حضرت عیسی(ع) به معنای بشارت بخشایش و ظهور ملکوت پروردگار به عمل می رفت؛ البته در بعد از ظهر حواریون (شاگردان عیسی) که انجیل‌ها به کتابت درآمد، به معنای مژده ظهور پسر معبود و رستاخیز وی به شغل رفت.[۳۶]

سیر تدوین و قانونی شدن انجیل‌های چهارگانه
انجیل‌نویسی از میانه دهه ۶۰ میلادی آغاز شد. آغاز انجیل مَرقُس، آن‌گاه متّی و لوقا نوشته شدند و در نقطه پایان قرن نخستین، نیز انجیل یوحنا کتابت شد.[۳۷] به اطمینان مسیحیان، بعداز عروج عیسی(ع) در سال ۳۰م،[۳۸] سخنان و رویدادهای مرتبط با وی به طور شفاهی نقل می شد[۳۹] تا اینکه در نصفه قرن نخستین میلادی پندار کتابت این سنت شفاهی بین مسیحیان قوت گرفت و جمع‌ای به تایپ کردن معاش‌طومار و سخنان عیسی(ع) پرداختند.[۴۰]

کتابت انجیل‌ها هم زمان با تبلیغ مسیحیت بوسیله پولُس و تشکیل کلیساهای متفاوت بود. ازاین‌رو اشخاص مختلفی با مدل و کتابت خاصی به تایپ کردن معاش‌طومار و حادثه ها مرتبط با عیسی(ع) پرداختند و انجیل‌های زیادی پدید آمد.[۴۱] به گفته توماس میشل، مسیحیان اولیه با یاری روح‌القدس از در بین نوشته‌های گوناگون،‌ چهار انجیل و ۲۳ کتاب دیگر را تحت عنوان کتاب مقدس و نوشته‌های الهام‌گردیده پذیرفتند.[۴۲]

در زمینه‌ی فرصت رسمیت یافتن انجیل‌های چهارگانه بینش‌ها متفاوت میباشد: یک حیث این میباشد که در سال ۳۹۷ میلادی در مجمع شیخ «کارتاژ»، تمامی انجیل‌ها، غیر از انجیل‌های چهارگانه کنار گذارده شدند و در اوایل قرن پنجم، چهار انجیل تحت عنوان انجیل‌های قانونی و رسمی در قسم نو شناخته و ثبت شد.[۴۳] برخی معتقدند انجیل‌های چهارگانه تقریباً از سال ۱۵۰ میلادی به‌منزله اثرها رسولان شمرده میشد و برای آن‌ها حجیت قائل بودند و نزدیک به سال ۱۷۰م مقام اثر ها رسمی و قانونی را استخراج کرده بودند؛ البته به گویش آورده نمیشد.[۴۴] در پیشگفتار پیمان نو ترجمه برنده سیار آمده نخست سده سوم میلادی، چهار انجیل به رسمیت شناخته شدند و آنگاه مناقشه‌ای در آنان شکل نگرفت.[۴۵]

خصوصیت‌های انجیل‌های چهارگانه
درباره نویسندگان چهار انجیل تردیدهایی وجود داراست و انتساب آنان‌را مسلم و قطعی نمی‌دانند.[۴۶] حسین توفیقی در کتاب شناخت با ادیان گران قدر می‌نویسد مسیحیان معتقدند چهار انجیل را حواریون یا این که شاگردان حواریون، سال‌ها بعداز عیسی(ع) نگاشته‌اند.[۴۷] به گفته توماس میشل، مسیحیان نویسندگان قسم نو را فرستاده نمی‌دانند؛ بلکه معتقدند آن‌ها از رهروان عیسی(ع) بودند و آن کتاب‌ها را با الهام الهی نوشته‌اند.[۴۸] میگویند لهجه انجیل‌های چهارگانه، آغاز یونانی بوده میباشد.[۴۹]

مَتّی
انجیل مَتّی او‌لین کتاب از کتاب‌های قسم تازه میباشد.[۵۰] به‌گزارش توماس میشل، محققان کتاب مقدس معتقدند که انجیل متّی با مقصود اظهار‌کرد‌وگو و جدل با بعضا از بزرگان یهودی کتابت یافته میباشد.[۵۱] درباره فرصت و جای کتابت این انجیل اختلاف میباشد. سال ۳۸م، در میان سال‌های ۵۰ تا ۶۰م[۵۲] و سال ۷۰م[۵۳] نگرش‌ها درباره فرصت کتابت آن میباشد و فلسطین و انطاکیه سوریه[۵۴] بینش‌ها درباره جای آن میباشد.

این کتاب، عیسی(ع) را متمّم آئین یهود، مدرس اعظم، موسای تازه و صاحب و مالک شریعت پیمان تازه معرفی می‌نماید.[۵۵] محتوای این انجیل را اینگونه ذکر کرده‌اند: نسب‌طومار عیسی(ع)، روش تولد او، آزمون وی به دست شیطان، فرامین اخلاقی به عموم و شاگردانش، معجزات عیسی(ع)، تعیین دوازده پیامبر، ظواهر شدن موسی(ع) و الیاس بر وی، دسیسه قتل عیسی(ع) و برخواستن وی از قبر.[۵۶]

متی،‌ تالیف کننده این انجیل، از حواریون عیسی(ع) بود که آورده شده پیش از ایمان به عیسی(ع)، مأمور دریافت مالیات و باجگیر بوده میباشد.[۵۷] در پیشین، انجیل متی را او‌لین و سابق‌ترین انجیل می‌دانستند؛ ولی محققین امروز انجیل مرقس را دیرین‌ترین انجیل میدانند.[۵۸]

بازدید : 11
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 13:51

تثبات بن دینار ثُمالی دارای اسم و رسم به ابوحمزه ثمالی (درگذشت ۱۵۰ق) راوی، محدّث و مفسر امامی در قرن دوم و از اصحاب امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام راستگو(ع) بود. ابوحمزه دعایی از امام زین العابدین(ع) نقل نموده است که در سحرهای ماه رمضان خوانده میگردد و به دعای ابوحمزه ثمالی پر اسم و رسم میباشد. سال میلادِ اثبات بن دینار مشهور به ابوحمزه ثمالی دقیقاً مشخص وجود ندارد؛ البته با اعتنا به اینکه از زاذان کِنْدی (متوفی ۸۲ق) داستان نقل نموده است، بایستی قبل از سال ۸۲ق به جهان آمده مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد باشد.[۱]

ابوحمزه اهل کوفه بود.[۲] آل مُهَلَّب اورا از موالی خویش می‌دانستند؛[۳] ولی نجاشی[۴] این داعیه را رد نموده است. اورا از بستگان طی و تیره بنوثُعَل دانسته و برهان آوازه ابوحمزه را به ثمالی سکونت او در محله اقامت خویشاوندان ثُماله از تیره اَزْد بیان کرده‌اند.[۵] ابوحمزه در کوفه با زید بن علی مراوده داشته[۶] و شاهد دعوت و شهید شدن وی در کوفه بود.[۷] سه فرزند ابوحمزه یعنی حمزه، نوح و منصور، نیز در قیام زید بن علی کشته رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شدند.[۸]

سال وفات ابوحمزه ۱۵۰ق نام برده میباشد؛[۹] البته به جهت قصه حسن بن دوستداشتنی (۱۴۹-۲۲۴) از وی، تاریخ وفاتش می بایست بعداز ۱۵۰ باشد.[۱۰] درباره‌ی تاریخ وفات ابوحمزه اقوال دیگری هم وجود داراست که منشأ آن ها تصحیفاتی میباشد که در کتاب‌های حدیثی و رجالی فیس داده آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۱۱]

از نگرش علمای رجال
یعقوبی،[۱۲] تاریخ‌نگار و جغرافی‌دان سده سوم هجری قمری، ابوحمزه را از فقهای کوفه شمرده میباشد و کشی[۱۳] و نجاشی[۱۴] در زمینه‌ی مقام والای او روایاتی نقل کرده‌اند. دو داستان در ذَمِّ ابوحمزه نیز در رجال کشی[۱۵] آمده میباشد که از نگرش سید ابوالقاسم خوئی[۱۶] اشکالات سندی دارا هستند. ابوحمزه شیوخ و راویان بخش اعظمی داراست. مزّی[۱۷] و خوئی[۱۸] فهرستی مشمول اشخاصی که ثمالی از آن ها ماجرا کرده و اشخاصی که از ثمالی حدیث نقل کرده‌اند، آورده میباشد. در حالتی که چه غالباً اهل سنّت او را قدح و تضعیف کرده‌اند،[۱۹] حکم کننده نیشابوری در المستدرک[۲۰] از ابوحمزه حدیث نقل کرده و حکم به درستی آن‌ها داده و در خطبه کتاب[۲۱] به وثاقت جمیعِ راویانی که در شیوه های حدیثی وی وارداتی‌اند، تصریح نموده است. فضل و ادب بن شاذان از امام رضا(ع) ماجرا نموده است که ابوحمزه در طی خویش مانند سلمان در زمانش و در روایتی دیگر مانند لقمان در زمانش بوده میباشد.[۲۲]

اثرها
نجاشی[۲۳] از اثر ها ابوحمزه به تعبیر و تفسیر القرآن، کتاب النوادر و رسالة الحقوق عن علی بن الحسین(ع) اشاره نموده است. برخی معتقدند ابوحمزه ثمالی اول دانشمند شیعی میباشد که کتاب تعبیر قرآن را نگاشته میباشد.[۲۴]

تعبیروتفسیر
نحوه و متن متداول تعبیروتفسیرِ ابوحمزه میان امامیه، به ماجرا ابوبکر محمد بن قدمت جِعابی از ابو سهل وآسان عمرو بن حمدان در محرّم ۳۰۷، از سلیمان بن اسحاق مُهَلَّبی میباشد و سلیمان بن اسحاق در ۲۶۷ق. در بصره، تعبیروتفسیر ابوحمزه را از روش عموی خویش، ابو عمرو مخلوق ربه مهلَّبی، از ابوحمزه ماجرا نموده است.[۲۵] عبداللّه بن حمزه منصور باللّه (متوفی۶۱۴ق)[۲۶] خلال اشاره به‌این شیوه قصه تعبیر و تفسیر ابوحمزه، به تفاوت متن این داستان با تحریری از تعبیر که در میان اهل سنّت اشاعه داشته، اشاره کرده و یک سری نقل از تحریری را که به قصه جعابی میباشد، آورده میباشد. ظاهراً احمد بن محمد ثعلبی (متوفی ۴۲۷ق) که در تألیف تعبیر و تفسیر خویش، الکشف و البیان، از تعبیر و تفسیر ابوحمزه استعمال کرده،[۲۷] از همین تحریر سود کرده میباشد.[۲۸] متن تعبیروتفسیر ابوحمزه تا قرن ششم باقی بوده میباشد. طبرسی در مجمع البیان[۲۹] و ابن شهرآشوب (متوفی ۵۸۸ق) در مناقب آل ابی‌طالب[۳۰] از این تعبیر و تفسیر، روایاتی نقل کرده‌اند. عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، احادیث منقول از ابوحمزه را که معنی و مفهوم تفسیری داشته یا این که در منابع به نقل آن‌ها از تعبیر ابوحمزه اشاره گردیده در کتابی با تیتر «تعبیروتفسیر القرآن الکریم لابی حمزة بن اثبات بن دینار الثمالی» عده نموده است.

بازدید : 25
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 17:28


جعفر سبحانی (متولد ۱۳۰۸ش) از مراجع تاسی شیعه و اساتید حوزه علمیه قم. او در فقه، اصول، تعبیر و دانش سخن ماهر است. سبحانی از مدیران دارالتبلیغ اسلامی و نویسندگان خبرنامه مدرسه اسلام در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی کشور‌ایران و نماینده عموم آذربایجان شرقی در مجلس خبرگان قانون اساسی کشور بود. او مؤسس راس تخصصی صحبت اسلامی در حوزه علمیه قم میباشد و اثر ها زیادی درباره علم ها اسلامی به عنوان مثال تعبیر، حدیث، فقه، اصول، حرف، تاریخ، فلسفه، ملل و نحل، رجال، درایه، علم ها ادبی، امان از تشیع و عیب گیری وهابیت نوشته میباشد. کتاب‌های الموجز، نوروروشنایی ابدیت، منشور جاوید (تعبیروتفسیر موضوعی قرآن)، دین وهابیت، منشور عقاید امامیه و الهیات و معارف اسلامی برای مثال آن‌هاست. برخی از اثرها وی مانند کتاب «المحاضرات فی‌ الالهیات» از کتاب‌های درسی ناحیههای علمیه به‌شمار مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌رود.

معاش‌طومار و تحصیلات
آیت‌اللّه جعفر سبحانی در ۲۰ فروددین ماه سال ۱۳۰۸ش در تبریز چشم به جهان گشود. پدرش روحانی محمدحسین سبحانی خیابانی بود که اذن در کارها حسبیه از سید ابوالحسن اصفهانی داشت.[۱] جعفر سبحانی بعد از تحصیلات ابتدایی، کتاب‌های گلستان، بوستان، تاریخ معجم، نِصاب الصبیان و ابواب الجنان را خواند. در ۱۴ سالگی وارد مکتب علمیه طالبیه تبریز شد. علم ها ادبی را پیش حسن نحوی و علی‌اکبر نحوی و بخشی از مُطَوَّل، منطق، منظومه و تفصیل لمعه را در درس محمدعلی معلم تبریزی کمپانی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۲]

با ظهور فرقه دمکرات به رهبری پیشه‌وری در سال ۱۳۲۵ش و تشکیل حکومت خودمختار در حوزه‌ آذربایجان، آیت‌الله سبحانی به قم هجرت کرد و باقی‌مانده فرائد الاصول را در درس محمد مجاهدی تبریزی (۱۳۲۷-۱۳۷۹ق) و میرزا احمد کافی (۱۳۱۸-۱۴۱۲ق) و کفایة الاُصول را در درس آیت‌اللّه گلپایگانی کمپانی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۳]

آیت‌اللّه سبحانی در کنار علم آموزی دروس فقه و اصول به یادگیری فلسفه، صحبت و تعبیر سرگرم شد. در تبریز گستردن قواعد العقائد را پیش سید محمد بادکوبه‌ای آموخته بود و در حوزه علمیه قم در درس‌های منطق و تفصیل منظومه و اسفار اربعه علامه طباطبایی کمپانی کرد و به طور همزمان، در گردهمایی شب‌های پنج شنبه و آدینه علامه طباطبائی حاضر میشد. وی پس از نشر کتاب اصول فلسفه و طریق رئالیسم به خواست علامه، کتاب اصول‌ فلسفه را به عربی ترجمه کرد که اولیه جلد آن با پیشگفتار علامه طباطبایی به چاپ رسید.[۴]

عمل‌های علمی ـ فرهنگی
آیت‌الله سبحانی در موضوع فراگیری و تمدن، عمل‌های بیشتری داشته میباشد. درس دادن و رویش دانش آموز، تألیف کتاب‌ و تأسیس موسسه تخصصی حرف مثلا آن ها میباشد.

درس دادن
آیت‌الله سبحانی، از سال ۱۳۲۱ش به درس دادن اشتغال داراست. او نخست ادبیات عرب و آنگاه یک سری زمان معالم و لمعتین، ۷ زمان فرائدالاصول روضه خوان انصاری، تعدادی زمان مکاسب و کفایه و پنج جايگاه گستردن منظومه را درس دادن کرد و از سال ۱۳۵۴ش به درس دادن بیرون فقه و اصول درگیر شد.[۵]

او پنج عصر بیرون اصول و هر زمان در ۶ سال، درس دادن کرده و هم‌اینک ششمی عصر آن را درس دادن می‌نماید. تقریرات یک زمان بدون نقص آن در ۴ جلد به اسم «المحصول فی دانش الأُصول» و «موعظه العقول الی دانش الاصول» منتشر شد‌ه‌است. وی در سال‌های درس دادن بیرون فقه، این نصیب‌ها را درس دادن نموده است: کتاب ها زکات، حدود، دیات، قضاء، مضاربه (دو توشه)، مکاسب محرمه، خیارات، ارث، جدایی، نکاح و خمس. وی همینطور کتاب اسفار اربعه را درس دادن نموده است. آیت‌الله سبحانی عقاید، رجال، درایه، تاریخ اسلام و تشیع، ملل و نحل و تعبیر هم درس دادن نموده است.[۶]

شاگردان
در طولّ سالهای زیاد درس دادن آیت‌الله جعفر سبحانی -حدود ٧٠ سال- هزاران نفر از دروس وی سود کرده‌اند؛ مثلا اشخاص زیر قابل یادکردن می باشند:

رضا استادی[۷]
مهدی شب‌زنده‌دار [۸]
یوسف صانعی
زهره صفاتی
علی ربانی گلپایگانی
عبدالحسین خسروپناه
مهدی هادوی تهرانی
تألیف
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: فهرست اثرها آیت‌الله سبحانی
آیت‌الله سبحانی تألیفات زیادی درباره علم ها اسلامی داراست به عنوان مثال تعبیر، حدیث، فقه، اصول، سخن، تاریخ، فلسفه، ملل و نحل، رجال، درایه، علم ها ادبی، پناه از تشیع، عیب گیری وهابیت و موضوعات دیگر نگاشته میباشد.[۹]


کتاب محاضرات في الالهيات جعفر سبحانی
بعضا از اثر ها وی جزء متن‌ها درسی در حوزه علمیه بعداز انقلاب اسلامی میباشد؛ مانند کتاب «المحاضرات فی‌ الالهیات» (این کتاب خلاصه كتاب ۴ جلدی «الالهیات على هدى الكتاب و السنّة و العقل» آیت الله سبحانی میباشد که بوسیله على ربانى گلپایگانى خلاصه شد‌ه‌است)، خلاصه کتاب ۸ جلدی «بحوث فی‌الملل و النحل»، «کلیات فی ‌دانش الرجال» و «اصول الحدیث و أحکامه»

بازدید : 10
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 13:13

خاتَمِیّت، به‌معنای این میباشد که حضرت محمد(ص) واپسین نبی و اسلام واپسین آئین آسمانی میباشد و بعد از وی فرستاده و آئین الهیِ دیگری نخواهد آمد. مورد خاتمیت در قرآن و روایات اسلامی آمده میباشد و علمای مسلمان آن را از ضروریات آئین اسلام می دانند. در آیه چهلم سوره احزاب، نبی اکرم «خاتَم النبیین» معرفی شد‌ه‌است که علمای مسلمان آن را بدین مفهوم تعبیر کرده‌اند که وی واپسین نبی معبود مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

جامع‌بودن آیین اسلام و تحریف‌ناپذیری قرآن را از انگیزه‌های خاتمیت و عدم نیاز به آیین تازه دانسته‌اند. خاتمیت از اواخر قرن بیستم میلادی و به‌سبب ساز ظهور فرقه‌هایی همانند بابیّت و بهائیّت که مدعا شریعت نو بودند، و همینطور به‌انگیزه مطرح‌شدن بینش‌های جدید درباره وحی و نبوت، موردتوجه ویژه گفت و گو‌های کلامی قرار گرفت. ازجمله اثراتی که درباره خاتمیت درج شده میباشد، کتاب الخاتمیة فی الکتاب و السنة و العقل الصریح، نوشته جعفر سبحانی از مراجع تاسی شیعه و کتاب ختم النبوة فی ضوء القرآن و السنة، نوشته ابوالاعلی مودودی (۱۲۸۲-۱۳۵۸ش) مؤسس جماعت اسلامی پاکستان رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

کلمه‌شناسی
خاتمیت، از ریشه خَتَم میباشد. خَتَم به‌معنای وصال به نقطه نهایی چیزی میباشد.[۱] خاتَم‌ُالنبیین یعنی هر کس نبوّت با وی نقطه پایان یافته میباشد.[۲] خاتمیت هم دراصطلاح به‌این مفهوم میباشد که نبی اسلام(ص) واپسین نبی الهی میباشد و بعد از وی پیامبری نخواهد آمد.[۳] از خاتم‌بودن حضرت محمد، این سود به‌دست میاید که آئین وی، واپسین آیین الهی میباشد.[۴] خاتمیت به معنای نقطه پایان نبوت و رسالت و واپسین آیین بودن اسلام یکی ضروریات آئین اسلام میباشد و در قرآن مهربان و روایات مطرح گردیده آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد است.[۵]

به‌گفته برخی پژوهشگران، تا قبل از اواخر قرن بیستم میلادی، زمینه خاتمیت در منابع اسلامی به‌شکل پهناور و جداگانه مطرح خلا. آن ها ظهور فرقه‌هایی مانند بابیّت و بهائیّت و ادعای ساخت شریعت نو از سوی آن‌ها و نیز صورت‌گیری رویکردی گوناگون با نگاه سنتی به آیین را که به تعبیروتفسیر خاصی از نبوّت، وحی و خاتمیت سبب شد، از دست اندرکاران مداقه‌یافتن موضوع خاتمیت درین عصر دانسته‌اند.[۶]

بعضی گفته‌اند دیدگاه تازه به خاتمیت، با سخنان اقبال لاهوری استارت و با انتقاد و تحقیق آن‌ها ادامه یافت.[۷] درباره پندار‌های او کتاب‌ها و رساله‌هایی درج شده میباشد. مرتضی مطهری، از اولیه افرادی میباشد که آرای اقبال لاهوری را انتقاد نموده است.[۸]

در آموزه‌های مسیحیت، خاتمیت مطرح نبوده میباشد؛ البته می گویند برخی از عالمان مسیحی، در مشاجره‌های کلامی با مسلمانها، به‌ویژه در قرن دوم هجری، می‌گفتند عیسی خاتم‌الانبیا میباشد.[۹]

دلایل خاتمیت
آموزه خاتمیت رسول اسلام، هم در قرآن و هم در روایات اسلامی مطرح گردیده است.[۱۰]

دلایل قرآنی
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: آیه خاتمیت
از دلایل قرآنی این آموزه که متکلمان به آن استناد می‌نمایند، آیه چهلم سوره احزاب میباشد: ﴿مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ﴾ [احزاب:40] محمد، بابا هیچ یک از مردان شما وجود ندارد، بلکه وی پیامبر خداوند و خاتم پیامبران میباشد.

در‌این آیه واژه و کلمه خاتم به دو شکل خاتَم و خاتِم خواندن گردیده است: در تلاوت عاصِم، خاتم به‌فتح «تا» خوانده گردیده‌است که یا این که فعل ماضیِ باب مفاعله به‌معنای ختم‌‌کردن میباشد، یا این که نام و به‌معنای مُهر و پایان پیامبران.[۱۱] در خواندن‌ دیگر به کسر «تا»، خاتِم نام فاعل و به‌معنای ختم‌‌کننده پیامبری میباشد.[۱۲]

به‌گفته مرتضی مطهری، در هر دو تلاوت، معنا آیه این میباشد که حضرت محمد(ص) واپسین نبی معبود خواهد بود.[۱۳]

برای ثابت خاتمیت، به آیه ها دیگری هم استناد گردیده‌است؛ برای مثالً گفته‌اند آیاتی که رسالت فرستاده اسلام را عام و بزرگ معرفی می‌نماید، بیانگر خاتمیت میباشد.[۱۴] آیه‌ها تحت را از این تیم دانسته‌اند:[۱۵]

بازدید : 19
شنبه 7 تير 1404 زمان : 13:53

از نصفه دوم قرن چهارم هجری قمری به بعد از آن، فقیهان میل به تاسی از فقیهان قبلی خویش داشتند؛ به گونه ای که هر دانشمندی در ادامه یکی مجتهدان قبلی گردیده و به گستردن و تعبیر و تفسیر آرای وی می‌پرداخت.[۱۷] وجود فرقه‌های متفاوت و تعصب علاقه مندان آنان اختلافات بخش اعظمی را در جامعه اسلامی به وجود آورد؛ به حدی که بعضی فقیهان، تزویج با رهروان فرقه‌های دیگر را مجاز نمی دانستند و برخی دیگر اقتدا به امام جماعتی که از فرقه دیگر باشد را روا مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمی‌شمردند.[۱۸]

در غایت حاکمان مسلمان به‌این سود رسید که مذهب‌ها دینی را محصور نمایند؛ در سال ۶۳۳ [۱۹] یا این که ۶۶۳[۲۰] یا این که ۶۶۵ هجری قمری[۱] حاکمی با اسم بَیبَرس بُندُقداری که بر اکثری از بخشها اسلامی به عنوان مثال مصر و شام حکومت می کرد،[۲۱] چهار حکم دهنده قانونی از چهار مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی در قاهره منصوب کرد و بقیه مذهب ها را نامعتبر اظهار کرد.[۲۲] وی همینطور محدودیت‌های بخش اعظمی برای رهروان مذهبها دیگر به وجود آورد.[۲۰] این تصمیم بعداز مدتی در بخشها دیگر نیز رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد انجام شد.[۲۱]

در سود مذهبها چهارگانه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی که رهروان متعددی نیز داشتند، به طور قانونی آیتم حفاظت حکومت‌ها قرار گرفتند[۲۳] و با سپری شد فرصت در جامعه اهل سنت ثبت شدند.[۲۴][یادداشت ۱] مطهری(۱۳۵۸ش) نیز براین اعتقادوباور میباشد که تا قرن هفتم هجری قمری حقّ اجتهاد در بین اهل سنت محفوظ و بابِ آن مفتوح بود. درین قرن به علل خاصّ تاریخی با یک شورا و اجماع ساختگی این حق از علما سلب شوید و علما ناچار شدند که برای مدام از نظر ها علمای قرن دوم و سوم هجری تقلید نمایند، و از اینجا مورد‌ حصر مذهبها شرعی به مذهب‌ها چهارگانه پر اسم و رسم آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد پدیدآمد. [۲۵]

فرقه‌های نابود گردیده
خلال فرقه‌های ثبت گردیده، فرقه‌های دیگری نیز وجود داشتند که با سپری شد فرصت و به جهت محدودیت‌هایی که حکومت‌ها برای آن‌ها به وجود آورد از فی مابین رفتند. بعضی از فقیهانی که پیروانی در بخشها گوناگون داشتند عبارتند از: اوزاعی (۸۸-۱۵۷هجری قمری) که مدرسه شرعی‌اش در شام دوست داران بخش اعظمی داشت،[۲۶] سفیان بن سعید ثوری مشهور به سفیان ثوری (۹۷- ۱۶۱هجری قمری) از سران مدرسه فقه بر شالوده حدیث که پیروانش در اکثری بخش ها پخش گردیده بودند،[۲۷] و داوود ظاهری (۲۰۱-۲۷۱هجری قمری) که با قیاس و رأی مخالف بود و بیشتر به ظاهر حدیث حیث داشت.[۲۸] مذهب داوودیه دوستداران بخش اعظمی داشت؛ به سیرتکامل‌ای که مولف‌ای در قرن چهارم هجری مذهب داوودیه را چهارمی مذهب مهم اهل سنت می‌دانست.[۲۹]

محمد بن جریر بن یزید طبری (۲۲۴-۳۱۰ق) از سایر فقیهانی بود که مذهبش با سپری شد مجال نابودشد.[۳۰] سعید بن مسیب و تندرست بن عبدالله بن قدمت در مدینه، عطاء بن أبى‌رباح در مکه، طاووس بن كیسان در یمن،[۳۱] و حسن بصری در بصره از سایر فقیهانی بودند که مذهبشان نابودشد.[۳۲]

بعضا دانشمندان معتقدند از در بین رفتن این مذهبها آرم از ضعف آنها در مقابل چهار مذهب قانونی وجود ندارد، بلکه حذف آنها ناشی از تامین نشدن بوسیله حکومت و طرد آن‌ها از سوی حاکمان بوده میباشد.[۲۱]

عامل ها انحصار در مذهب‌ها چهارگانه
مورخان و پژوهشگران عواملی را در ثبت مذهبها چهارگانه دینی دربین اهل سنت برشمرده‌اند:

حکومت
حاکمان اسلامی در رواج و آن گاه ثبت مذهب‌ها دینی نقش عمده‌ای داشته‌اند؛ هارون الرشید فردی به اسم ابویوسف را که در پی مذهب حنفی بود حکم کننده قرار بخشید و قضات دیگر نیز صرفا در شکل حنفی بودن تأیید می‌شدند. این عمل نقش مهمی در اشاعه مذهب حنفی داشت.[۳۳] در اندلس و مغرب نیز مذهب مالکی مقبول حکومت قرار گرفت.[۳۴] عبدالسلام بن سعید (درگذشت:۲۴۰ق)که در آفریقا حکم کننده بود، نقش فعالی در پیشرفت مذهب مالکی داشت.[۳۵] در شام نیز در یک عصر، مذهب شافعی رسمیت یافت.[۳۴]

ثبت و رسمیت یافتن مذهب ها چهارگانه به وسیله حاکمان مسلمان، آغاز در مصر شروع شد[۳۶] و آنگاه در بخش ها دیگر فیس اعطا کرد.[۲۱] حاکمان همینطور در رواج این مذهب ها سعی کردند و مدارسی مختص این مذهب ها قرار دادند. در همین اکنون فرقه‌های دیگر با محدودیت‌های وسیع‌ای مواجه شدند؛ برای مثال شهیدشدن رهروان مذهب‌ها دیگر در دادگاه‌ها دارای اعتبار عدم وجود، و همینطور فقط اشخاصی برای سخنرانی، امامت جماعت، درس دادن علم ها فقاهتی و... مجاز دانسته می‌شدند که به دنبال فرقه‌های چهارگانه باشند.[۱]

شاگردان، مبلغان و مفاد دیگر
یکی‌از علل رغبت عموم و حاکمان به مذهبها چهارگانه اهل سنت را توفیق پیشوایان این مذهب ها در تربیت شاگردان پر رنگ و ممتاز در جامعه دانستند چرا‌که شاگردان، مذهب‌ها شرعی استادان خویش را اشاعه کرده و در جامعه تحت عنوان احکام و ضوابط اسلامی ثبت کردند و فقیهان آتی نیز به تقلید از این مذهب ها شیوه یافتند[۳۷] تا جایی که به مجوز تقلید از مذهبها چهارگانه و عدم مجوز تقلید از مذهب ها دیگر حکم کردند.[۳۸] همینطور وجود علاقه مندان بسیار و تعصبات آنها، از دست اندرکاران اصلی ثبت مذهب‌ها چهارگانه دانسته گردیده است.[۳۹] اعتنا ویژه به تایپ کردن و کِتابت آراء و نظرها، برهان دیگری برای ثبت مذهب‌ها چهارگانه آورده شده میباشد. بر همین اصل بعضی معتقدند کتابت نظرها دینی موجب نگهداری مذهبها گردیده و حاکمان موجب بسط مذهب‌ها گردیده‌اند.[۴۰]

اهل سنت و موضوع اجتهاد
بعد از ثبت مذهب ها چهارگانه بین مردم اهل سنت، اجتهاد دربین آن‌ها توقیف شد.[۳۹] آن ها معتقدند صرفا می بایست از مذهب ها چهارگانه پیروی کرد[۴۱] و دانش به شریعت نبی(ص) صرفا از روش مذهب ها چهارگانه ممکن میباشد.[۴۱] با این حالا این باور بوسیله بعضی اشخاص[یادداشت ۲] و مجموعه‌ها گزینه مناقشه واقع شد‌ه‌است.[۴۲][یادداشت ۳]روحانی محمود شلتوت از اساتید و رؤسای دانشکده الازهر در مصر یک کدام از افرادی میباشد که انحصار تاسی از مذهب ها اربعه را غلط دانسته و خلال روا فهمیدن تاسی از مذهب جعفری که به عبارتی شیعه امامیه میباشد، تاسی از هر مکتبی را که بطور درست بیان شده و احکام آن در کتاب ها منحصربه‌فرد به خویش مدون گشته حق هر مسلمانی دانسته و صریحاً اعلان کرد که هرکسی تقلید کننده یکی‌از این مذهبها چهارگانه باشد می‌تواند به مذهب دیگری ( هر مکتبی که باشد ) منتقل خواهد شد.[۴۳]

فقه سلفی
ابن تیمیه از فقیهان قرن هشتم هجری قمری و از مبلغان اساسی سلفی‌گری بر گشوده بودن باب اجتهاد تاکید می‌ورزید.[۴۴] احمد پاکتچی، محقق علم ها قرآن و حدیث، اعتقاد دارد ابن تیمیه را بایستی فقیهی در چارچوب مذهب حنبلی انگاشت که در بخشی از مسائل از موضع ها دارای اسم و رسم فقه حنبلی عدول نموده است.[۴۴] محمد بن عبدالوهاب، از فقیهان قرن سیزده هجری قمری و به تقلید از وی مُفتیانِ وهابی معتقدند که بایستی مانند سَلَف به کتاب و سنت مراجعه کرد و با دقت به نشانه‌ها و احادیث اجتهاد نمود.[۴۵]

بازدید : 26
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 12:07


حسن حسن‌زاده آملی (۱۳۰۷-۱۴۰۰ش) دارای اسم و رسم به علامه حسن‌زاده آملی فیلسوف و عارف شیعه. او نزد کسانی زیرا مهدی الهی قمشه‌ای، علامه شعرانی، علامه طباطبایی و سید محمدحسن الهی طباطبایی شاگردی کرد. حسن‌زاده آملی از علامه شعرانی، اذن اجتهاد و اذن نقل حدیث اخذ کرد. وی اثرها فلسفی و عرفانی مانند اشارات، اسفار اربعه و تفصیل فصوص قیصری و گستردن منظومه و نیز ریاضی ها و هیأت درس دادن مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میکرد.

به اعتقاد حسن‌زاده آملی، آئین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ‌اند. وی ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را غلط می داند و معتقد بود فیلسوفان مسلمان، پندار‌های فلاسفه قبل از اسلام را عمق بخشیده‌اند. به گفته سید یدالله یزدان‌حمایت، از شاگردان او، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی پذیرفته میباشد. او برای اولیه توشه از وحدت فردی وجود به توحید صَمَدی تعبیروتفسیر کرده و برای ثابت آن از کلمه و واژه صمد در سوره توحید سود رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرده میباشد.

حسن‌زاده آملی اثراتی در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و ادبیات عربی داراست و برخی از اثر ها فلسفی و عرفانی همانند اسفار اربعه، اشارات، شفا و تفصیل فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنان تفصیل و کناره نگاشته میباشد. او همینطور نهج‌البلاغه و کشف المراد را تصحیح نموده است. دیوان اشعاری نیز از وی به مکان ما‌نده آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

علامه حسن‌زاده آملی ۳ مهر سال ۱۴۰۰ش (۱۸ صفر سال ۱۴۴۳ق) بر تاثیر بیماری قلبی در آمل درگذشت و در خانه فردی خویش در روستای ایرا، از توابع آمل، دفن شد.

معاش‌طومار و تحصیلات
حسن حسن‌زاده آملی اواخر سال ۱۳۰۷ش، در روستای ایرا، از توابع آمل، به دنیا آمد.[۱] وی در شش سالگی تلاوت و تایپ کردن را در مدرسه‌منزل فراگرفت و در سال ۱۳۲۳ش دروس حوزوی را شروع کرد.[۲] او ادبیات عربی و درس‌های مقدماتی را در آمل از محمد غروی، میرزا ابوالقاسم فَرْسیو و بقیه افراد فراگرفت.[۳]


حسن‌زاده آملی در سمت چپ تصویر در سال ۱۳۲۷ش. عبدالله جوادی آملی سمت راست تصویر.[۴]
مسافرت به طهران
حسن‌زاده آملی با اتمام دروس مقدماتی حوزه، جامه روحانیت پوشید[۵] و در ۲۲ سالگی برای ادامه علم آموزی، وارد طهران شد.[۶] وی در طهران، فقه و اصول را از کسانی زیرا سید احمد لواسانی، ابوالحسن شعرانی، سیدابوالحسن رفیعی قزوینی و محمدتقی آملی یادگرفت و فلسفه و عرفان را نیز از مهدی الهی قمشه‌ای، علامه شعرانی، فاضل تونی، میرزا احمد آشتیانی[۷] و علی‌محمد جولستانی[۸] آموخت. حسن‌زاده تعبیروتفسیر،‌ رجال، درایه، ریاضی، هیئت، نجوم و طب را نیز از علامه شعرانی یادگرفت[۹] و در سال ۱۳۹۳ق از وی اذن اجتهاد و اذن نقل حدیث اخذ کرد.[۱۰] او، یازده سال نزد مهدی الهی قمشه‌ای، «منظومه» سبزواری، نصیب‌هایی از اسفار و گستردن متفحص طوسی بر اشارات را فرا گرفت و در جلسات تعبیر و تفسیر قرآن وی نیز حاضر می شد.[۱۱]

مسافرت به قم
حسن‌زاده آملی، بعد از چهارده سال علم آموزی در طهران،[۱۲] در مهر سال ۱۳۴۲ش به قم رفت[۱۳] و به مقطع ۱۷ سال در دروس علامه طباطبایی حاضر شد. درین بازه، نصیب‌هایی از کتاب بحارالانوار و حزم القواعد را نزد او خواند.[۱۴] همینطور در دروس فلسفی و عرفانی سید محمدحسن الهی، اخوی علامه طباطبایی، کمپانی کرد.[۱۵] سید مهدی حکم دهنده طباطبایی، فرزند سید علی حکم کننده به بازه زمانی چهار سال معلم وی در علم ها اَرِثْماطیقی[یادداشت ۱] بود.[۱۶] مبتنی بر خاطرات حسن‌زاده در کتاب آدم در عرف عرفان، معلم وی در عرفان عملی علامه طباطبایی بوده میباشد.[۱۷]

درس دادن
حسن‌زاده آملی بعداز سکونت در قم، به درس دادن دروس فلسفه و عرفان سرگرم شد و گستردن منظومه، اشارات، اسفار اربعه، تفصیل فصوص قیصری، گستردن حزم و مصباح الانس را درس دادن کرد. وی همینطور حدود هفده سال دروس ریاضی ها، هیأت، وقت و قبله را درس داده که کتاب دروس «معرفة الوقت و القبلة» مال آن درس‌هاست.[۱۸]

وفات
علامه حسن‌زاده در ۳ مهر سال ۱۴۰۰ش (۱۸ صفر ۱۴۴۳ق) بر تاثیر بیماری قلبی در بیمار ستان شهر آمل درگذشت.[۱۹] لاشه وی برای اقامه نماز به طهران منتقل شد و آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران بر پیکرش نماز خواند.[۲۰] مراسم تشییع حسن‌زاده روز ۵ مهر در آمل برگزار شد[۲۱] و ۶ مهر در خانه فردی خویش در روستای ایرا دفن شوید.[۲۲]


تشییع حسن‌زاده آملی در آمل، ۵ مهر ۱۴۰۰ش.
شاگردان
بعضا از شاگردان حسن‌زاده آملی عبارتند از:

مهدی شب‌زنده‌دار،[۲۳]
سید محمدرضا مدرسی یزدی، [۲۴]
اسماعیل منصوری لاریجانی،[۲۵]
داوود صمدی آملی،[۲۶]
حسن رمضانی،[۲۷]
مهدی احدی،[۲۸]
سید یدالله یزدان‌دفاع،[۲۹]
غیاث‌الدین طه‌محمدی[۳۰]
نورالله طبرسی،[۳۱]
سید حسن شجاعی کیاسری،[۳۲]
سید علی حسینی آملی.[۳۳]

بازدید : 20
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 12:12


بِدْعَت به‌معنای این میباشد که بعد از رسول اکرم(ص) چیزی در آئین وارد خواهد شد که از آن منع شده یا این که درباره آن روایتی نیست و پایین هیچ‌یک از احکام کلی آیین قرار نمی‌گیرد. بدعت در مقابل سُنّت قراردارد؛ سُنّت آن آموزه‌هایی میباشد که در قرآن و احادیث رسول و معصومان آورده شده میباشد. در احادیث، بدعت از مصادیق شرک و کفر معرفی شد‌ه‌است و کلیه فقیهان شیعه و سنی، بدعت را حرام مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میدانند.

در قضیه مصادیق بدعت دربین مذهب ها اسلامی اختلاف‌لحاظ وجود داراست و هر مذهب، مذهب‌ها دیگر را به بدعت تبهکار می‌نماید. گفته‌اند: از دربین علمای مسلمان بیشتراز کلیه ابن‌تیمیه سایرافراد را به بدعت مجرم نموده رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد است.

به اعتقاد و باور شیعه‌ها روی‌هم گذاشتن دست‌ها در نماز، تلاوت نماز تراویح به جماعت و بیان کردن آمین در نماز، (بعد از سوره ثنا) از مصادیق بدعت میباشد. برخی از علمای اهل سنت بر این باورند که بدعت به بهتر و بد تقسیم میگردد و به جماعت‌ تلاوت نماز تراویح که به امر قدمت بن خطاب مرسوم شد، بدعت بهتر میباشد. البته بعضا دیگر از اهل‌سنت هر بدعتی را حرام آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌شمرند.

عالمان مسلمان درباره بدعت اثراتی نوشته‌اند؛ کتاب الاِعتصام تاثیر ابواسحاق ابراهیم شاطبی و البدعه نوشته آیت‌الله سبحانی از این مورد ها میباشد.

مضمون‌‌شناسی
تعاریف مختلفی از بدعت ارائه شد‌ه‌است.[۱] در کتاب البِدعَه، ۲۲ تعریف و تمجید از علمای شیعه و سنی نقل گردیده است؛[۲] به عنوان مثال ابن‌حَجَر عَسقلانی بدعت را چیزی دانسته میباشد که در مقابل سنت باشد.[۳] همینطور سَیِّدِ مرتَضی، بدعت را اضافه کردن چیزی به آیین یا این که کاستن چیزی از آن، تمجید نموده است.[۴]

بدعت در اصطلاح فقیهان، یعنی فرد، چیزی را که در آیین نیست را در آن وارد نماید؛[۵] مانند آنکه عبادتی را که در آیین نیامده میباشد، جزء مناسک سفارش‌ گردیده در آیین بداند.[۶] به فتوای فقیهان، حتی چنانچه عملی که جزء اجرا فقهی وجود ندارد، مُستَحَب دانسته خواهد شد، بدعت میباشد.[۷]

محمدباقر مجلسی در تعریف‌و‌تمجید کامل‌تری، بدعت را به‌وجودآمدن چیزی در آئین بعداز رسول اسلام(ص) می داند که از آن نهی شد‌ه‌است یا این که درباره آن روایتی وجود ندارد و در پایین احکام کلی فقهی هم مکان نمی‌گیرد.[۸]

بدعت میتواند در حوزه اعتقادات یا این که در حوزه احکام فقهی باشد.[۹] بدعت در مقابل سنّت میباشد؛ سنت به‌معنای آموزه‌هایی میباشد که در قرآن و احادیث نبی(ص) و دیگر معصومان آمده میباشد.[۱۰]

در متن‌ها دینی از بدعت با اسم «تشریع» هم حافظه گردیده[۱۱] و تعریف و تمجید یکسانی برای این دو ارائه شد‌ه‌است.[۱۲]

بدعت، گناه کبیره
در احادیث شیعه و اهل سنت، روایات بخش اعظمی در شماتت بدعت آمده میباشد.[۱۳] در کتاب البدعه سی قصه در این مورد نقل گردیده‌است؛[۱۴] مثلا طبق حدیثی در مُسنَد احمد بن حنبل و سُنَن ابن‌ماجه قزوینی، نبی(ص) هر بدعتی را گمراهی شمرده میباشد.[۱۵] ابن‌ماجه به گزارش نبی(ص) گفته میباشد: روزه، نماز، صدقه، حج، عمره و جهادِ اهل بدعت پذیرفته نمی شود.[۱۶] همینطور کُلینی در کتاب کافی، از امام باقر(ع) و امام راست گو(ع) نقل نموده است که هر بدعتی گمراهی میباشد و عاقبتِ هر گمراهی دوزخ میباشد.[۱۷]

آیت‌الله سبحانی بدعت را از گناهان کبیره دانسته میباشد.[۱۸] روحانی صدوق هم در کتاب مَن لا یَحضُرُه الفقیه، روایات مرتبط با بدعت را در نصیب گناهان کبیره آورده میباشد.[۱۹] به نقل از او، امام باقر(ع) بدعت را از مصادیق بی دینی و کفر شمرده میباشد.[۲۰]

شماتت بدعت در قرآن
به اطمینان مفسران و فقیهان مسلمان، طبق آیه ها قرآن بدعت حرام میباشد.[۲۱] ازجمله آیاتی که در این باره به آن استناد میشود، نشانه‌ها ۲۷ سوره حدید، ۱۱۶ سوره نحل،[۲۲] ۶۵ و ۱۵۹ سوره انعام [یادداشت ۱]و ۳۱ سوره توبه میباشد.[۲۳]

بر پایۀ آیه ۲۷ سوره حدید، معبود رَهبانیت را برای مسیحیان تشریع نکرده و این ترسیم بدعتی از جانب خویش آنها بوده میباشد؛[۲۴] همینطور در آیه ۱۱۶ سوره نحل،[یادداشت ۲] آمده میباشد: «شما نباید از پیش خویش چیزى را حلال و چیزى را حرام كنید و به معبود نسبت لاف بدهید».[۲۵] به‌گفته سید محمدحسین طباطبایی، مشی آیه علامت میدهد که در آن مؤمنان از بدعت در آیین منع شده‌اند.[۲۶]

حکم شرعی
فقیهان هرچه را مصداق بدعت باشد، حرام میدانند؛[۲۷] مثلا متفحص حِلّی در زمینه کیفیت عهدوپیمان‌تناول کردن بَیِّخیر (شهود) در دادگاه، گفته میباشد: عهد و پیمان‌میل کردن به غیر اسم معبود مانند پیمان به کتاب‌های مقدس و فرستاده اکرم(ص) و امامان روا وجود ندارد؛ چراکه این شغل بدعت میباشد.[۲۸] همینطور در کتاب جواهرالکلام به گزارش فقیهان امامیه آمده میباشد که در وضو شستن شکل و دست‌ها برای توشه سوم، بدعت و حرام میباشد.[۲۹]

به گفته ملااحمد نراقی مسلمان‌ها درباره حُرمت بدعت، اِجماع دارا‌هستند.[۳۰] وی حرام‌ بودن بدعت را از ضروریات(احکام مُسَلَّم) آیین اسلام دانسته میباشد.[۳۱]

اشاعه اتهام بدعت بین مسلمان‌ها
مسلمانها همواره درباره اینکه چه چیزهایی بدعت میباشد، اختلاف‌حیث داشته‌اند.[۳۲] به گفته ابن‌رویش، هرمورد از مذهبها اسلامی، مذهب‌ها دیگر را به بدعت تبهکار می‌نماید؛[۳۳] مثلا حنبلی‌ها و وهابیان تمامی فلاسفه زیرا فارابی، ابن‌سینا و متکلمان شیعه، معتزله، اشاعره و خوارج را اهل بدعت‌ می دانند.[۳۴]

اشاعره به جز خویش کلیه فرقه‌های اسلامی زیرا معتزله، شیعه و باطنیه را اهل بدعت می‌شمارند.[۳۵] به نظریه شیعه ها نیز اهل سنت، غُلات، معتزله، خوارج و صوفیه اهل بدعت‌اند.[۳۶]

گفته‌اند از در بین علمای مسلمان، بیش تر از کلیه ابن‌تیمیه سایرافراد را به بدعت تبهکار می‌نموده است؛[۳۷] وی هر کار یا این که نظریه‌ای را که به اعتقاد خودش از قرآن و سنت فرستاده(ص) و صحابه و تابعان دریافت نشده بود، بدعت می‌دانست.[۳۸]

شیعه‌ها امامی، روی‌هم گذاشتن دست‌ها در نماز،[۳۹] اقامه نماز تراویح به جماعت،[۴۰] بیان کردن آمین در نماز[۴۱] و روا بودن سه‌طلاقه‌کردن در یک گرد‌همایی[۴۲] را از مصداق‌های بدعت میدانند.[۴۳]

تقسیم بدعت‌ها به بهتر و بد
برخی از علمای اهل سنت زیرا شافعی، ابن‌تمهید، غزالی و ابن‌اثیر[۴۴] هر بدعتی را ناپسند ندانسته و از بدعت‌های نیک هم حرف به فی مابین آورده‌اند.[۴۵] استناد آن‌ها به حرف خلیفه دوم، قدمت بن خطاب درباره توصیه به به‌جماعت‌قرائت نماز تراویح میباشد که آن را بدعتی عالی نامید.[۴۶] به نوشته غزالی فقط بدعتی حرام میباشد که با سنت در ناهم خوانی باشد و امری دینی را از در بین بردارد.[۴۷] برخی از علمای اهل سنت نیز بدعت را بر پایۀ احکام خمسه، به پنج تیمٔ واجب، حرام، مستحب، مکروه و مُباح تقسیم کرده‌اند.[۴۸]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 460
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 56
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 57
  • بازدید ماه : 57
  • بازدید سال : 1924
  • بازدید کلی : 28188
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی