از نصفه دوم قرن چهارم هجری قمری به بعد از آن، فقیهان میل به تاسی از فقیهان قبلی خویش داشتند؛ به گونه ای که هر دانشمندی در ادامه یکی مجتهدان قبلی گردیده و به گستردن و تعبیر و تفسیر آرای وی میپرداخت.[۱۷] وجود فرقههای متفاوت و تعصب علاقه مندان آنان اختلافات بخش اعظمی را در جامعه اسلامی به وجود آورد؛ به حدی که بعضی فقیهان، تزویج با رهروان فرقههای دیگر را مجاز نمی دانستند و برخی دیگر اقتدا به امام جماعتی که از فرقه دیگر باشد را روا مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمیشمردند.[۱۸]
در غایت حاکمان مسلمان بهاین سود رسید که مذهبها دینی را محصور نمایند؛ در سال ۶۳۳ [۱۹] یا این که ۶۶۳[۲۰] یا این که ۶۶۵ هجری قمری[۱] حاکمی با اسم بَیبَرس بُندُقداری که بر اکثری از بخشها اسلامی به عنوان مثال مصر و شام حکومت می کرد،[۲۱] چهار حکم دهنده قانونی از چهار مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی در قاهره منصوب کرد و بقیه مذهب ها را نامعتبر اظهار کرد.[۲۲] وی همینطور محدودیتهای بخش اعظمی برای رهروان مذهبها دیگر به وجود آورد.[۲۰] این تصمیم بعداز مدتی در بخشها دیگر نیز رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد انجام شد.[۲۱]
در سود مذهبها چهارگانه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی که رهروان متعددی نیز داشتند، به طور قانونی آیتم حفاظت حکومتها قرار گرفتند[۲۳] و با سپری شد فرصت در جامعه اهل سنت ثبت شدند.[۲۴][یادداشت ۱] مطهری(۱۳۵۸ش) نیز براین اعتقادوباور میباشد که تا قرن هفتم هجری قمری حقّ اجتهاد در بین اهل سنت محفوظ و بابِ آن مفتوح بود. درین قرن به علل خاصّ تاریخی با یک شورا و اجماع ساختگی این حق از علما سلب شوید و علما ناچار شدند که برای مدام از نظر ها علمای قرن دوم و سوم هجری تقلید نمایند، و از اینجا مورد حصر مذهبها شرعی به مذهبها چهارگانه پر اسم و رسم آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد پدیدآمد. [۲۵]
فرقههای نابود گردیده
خلال فرقههای ثبت گردیده، فرقههای دیگری نیز وجود داشتند که با سپری شد فرصت و به جهت محدودیتهایی که حکومتها برای آنها به وجود آورد از فی مابین رفتند. بعضی از فقیهانی که پیروانی در بخشها گوناگون داشتند عبارتند از: اوزاعی (۸۸-۱۵۷هجری قمری) که مدرسه شرعیاش در شام دوست داران بخش اعظمی داشت،[۲۶] سفیان بن سعید ثوری مشهور به سفیان ثوری (۹۷- ۱۶۱هجری قمری) از سران مدرسه فقه بر شالوده حدیث که پیروانش در اکثری بخش ها پخش گردیده بودند،[۲۷] و داوود ظاهری (۲۰۱-۲۷۱هجری قمری) که با قیاس و رأی مخالف بود و بیشتر به ظاهر حدیث حیث داشت.[۲۸] مذهب داوودیه دوستداران بخش اعظمی داشت؛ به سیرتکاملای که مولفای در قرن چهارم هجری مذهب داوودیه را چهارمی مذهب مهم اهل سنت میدانست.[۲۹]
محمد بن جریر بن یزید طبری (۲۲۴-۳۱۰ق) از سایر فقیهانی بود که مذهبش با سپری شد مجال نابودشد.[۳۰] سعید بن مسیب و تندرست بن عبدالله بن قدمت در مدینه، عطاء بن أبىرباح در مکه، طاووس بن كیسان در یمن،[۳۱] و حسن بصری در بصره از سایر فقیهانی بودند که مذهبشان نابودشد.[۳۲]
بعضا دانشمندان معتقدند از در بین رفتن این مذهبها آرم از ضعف آنها در مقابل چهار مذهب قانونی وجود ندارد، بلکه حذف آنها ناشی از تامین نشدن بوسیله حکومت و طرد آنها از سوی حاکمان بوده میباشد.[۲۱]
عامل ها انحصار در مذهبها چهارگانه
مورخان و پژوهشگران عواملی را در ثبت مذهبها چهارگانه دینی دربین اهل سنت برشمردهاند:
حکومت
حاکمان اسلامی در رواج و آن گاه ثبت مذهبها دینی نقش عمدهای داشتهاند؛ هارون الرشید فردی به اسم ابویوسف را که در پی مذهب حنفی بود حکم کننده قرار بخشید و قضات دیگر نیز صرفا در شکل حنفی بودن تأیید میشدند. این عمل نقش مهمی در اشاعه مذهب حنفی داشت.[۳۳] در اندلس و مغرب نیز مذهب مالکی مقبول حکومت قرار گرفت.[۳۴] عبدالسلام بن سعید (درگذشت:۲۴۰ق)که در آفریقا حکم کننده بود، نقش فعالی در پیشرفت مذهب مالکی داشت.[۳۵] در شام نیز در یک عصر، مذهب شافعی رسمیت یافت.[۳۴]
ثبت و رسمیت یافتن مذهب ها چهارگانه به وسیله حاکمان مسلمان، آغاز در مصر شروع شد[۳۶] و آنگاه در بخش ها دیگر فیس اعطا کرد.[۲۱] حاکمان همینطور در رواج این مذهب ها سعی کردند و مدارسی مختص این مذهب ها قرار دادند. در همین اکنون فرقههای دیگر با محدودیتهای وسیعای مواجه شدند؛ برای مثال شهیدشدن رهروان مذهبها دیگر در دادگاهها دارای اعتبار عدم وجود، و همینطور فقط اشخاصی برای سخنرانی، امامت جماعت، درس دادن علم ها فقاهتی و... مجاز دانسته میشدند که به دنبال فرقههای چهارگانه باشند.[۱]
شاگردان، مبلغان و مفاد دیگر
یکیاز علل رغبت عموم و حاکمان به مذهبها چهارگانه اهل سنت را توفیق پیشوایان این مذهب ها در تربیت شاگردان پر رنگ و ممتاز در جامعه دانستند چراکه شاگردان، مذهبها شرعی استادان خویش را اشاعه کرده و در جامعه تحت عنوان احکام و ضوابط اسلامی ثبت کردند و فقیهان آتی نیز به تقلید از این مذهب ها شیوه یافتند[۳۷] تا جایی که به مجوز تقلید از مذهبها چهارگانه و عدم مجوز تقلید از مذهب ها دیگر حکم کردند.[۳۸] همینطور وجود علاقه مندان بسیار و تعصبات آنها، از دست اندرکاران اصلی ثبت مذهبها چهارگانه دانسته گردیده است.[۳۹] اعتنا ویژه به تایپ کردن و کِتابت آراء و نظرها، برهان دیگری برای ثبت مذهبها چهارگانه آورده شده میباشد. بر همین اصل بعضی معتقدند کتابت نظرها دینی موجب نگهداری مذهبها گردیده و حاکمان موجب بسط مذهبها گردیدهاند.[۴۰]
اهل سنت و موضوع اجتهاد
بعد از ثبت مذهب ها چهارگانه بین مردم اهل سنت، اجتهاد دربین آنها توقیف شد.[۳۹] آن ها معتقدند صرفا می بایست از مذهب ها چهارگانه پیروی کرد[۴۱] و دانش به شریعت نبی(ص) صرفا از روش مذهب ها چهارگانه ممکن میباشد.[۴۱] با این حالا این باور بوسیله بعضی اشخاص[یادداشت ۲] و مجموعهها گزینه مناقشه واقع شدهاست.[۴۲][یادداشت ۳]روحانی محمود شلتوت از اساتید و رؤسای دانشکده الازهر در مصر یک کدام از افرادی میباشد که انحصار تاسی از مذهب ها اربعه را غلط دانسته و خلال روا فهمیدن تاسی از مذهب جعفری که به عبارتی شیعه امامیه میباشد، تاسی از هر مکتبی را که بطور درست بیان شده و احکام آن در کتاب ها منحصربهفرد به خویش مدون گشته حق هر مسلمانی دانسته و صریحاً اعلان کرد که هرکسی تقلید کننده یکیاز این مذهبها چهارگانه باشد میتواند به مذهب دیگری ( هر مکتبی که باشد ) منتقل خواهد شد.[۴۳]
فقه سلفی
ابن تیمیه از فقیهان قرن هشتم هجری قمری و از مبلغان اساسی سلفیگری بر گشوده بودن باب اجتهاد تاکید میورزید.[۴۴] احمد پاکتچی، محقق علم ها قرآن و حدیث، اعتقاد دارد ابن تیمیه را بایستی فقیهی در چارچوب مذهب حنبلی انگاشت که در بخشی از مسائل از موضع ها دارای اسم و رسم فقه حنبلی عدول نموده است.[۴۴] محمد بن عبدالوهاب، از فقیهان قرن سیزده هجری قمری و به تقلید از وی مُفتیانِ وهابی معتقدند که بایستی مانند سَلَف به کتاب و سنت مراجعه کرد و با دقت به نشانهها و احادیث اجتهاد نمود.[۴۵]
از نصفه دوم قرن چهارم هجری قمری به بعد از آن، فقیهان میل به تاسی از فقیهان قبلی خویش داشتند؛ به گونه ای که هر دانشمندی در ادامه یکی مجتهدان قبلی گردیده و به گستردن و تعبیر و تفسیر آرای وی میپرداخت.[۱۷] وجود فرقههای متفاوت و تعصب علاقه مندان آنان اختلافات بخش اعظمی را در جامعه اسلامی به وجود آورد؛ به حدی که بعضی فقیهان، تزویج با رهروان فرقههای دیگر را مجاز نمی دانستند و برخی دیگر اقتدا به امام جماعتی که از فرقه دیگر باشد را روا مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمیشمردند.[۱۸]
در غایت حاکمان مسلمان بهاین سود رسید که مذهبها دینی را محصور نمایند؛ در سال ۶۳۳ [۱۹] یا این که ۶۶۳[۲۰] یا این که ۶۶۵ هجری قمری[۱] حاکمی با اسم بَیبَرس بُندُقداری که بر اکثری از بخشها اسلامی به عنوان مثال مصر و شام حکومت می کرد،[۲۱] چهار حکم دهنده قانونی از چهار مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی در قاهره منصوب کرد و بقیه مذهب ها را نامعتبر اظهار کرد.[۲۲] وی همینطور محدودیتهای بخش اعظمی برای رهروان مذهبها دیگر به وجود آورد.[۲۰] این تصمیم بعداز مدتی در بخشها دیگر نیز رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد انجام شد.[۲۱]
در سود مذهبها چهارگانه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی که رهروان متعددی نیز داشتند، به طور قانونی آیتم حفاظت حکومتها قرار گرفتند[۲۳] و با سپری شد فرصت در جامعه اهل سنت ثبت شدند.[۲۴][یادداشت ۱] مطهری(۱۳۵۸ش) نیز براین اعتقادوباور میباشد که تا قرن هفتم هجری قمری حقّ اجتهاد در بین اهل سنت محفوظ و بابِ آن مفتوح بود. درین قرن به علل خاصّ تاریخی با یک شورا و اجماع ساختگی این حق از علما سلب شوید و علما ناچار شدند که برای مدام از نظر ها علمای قرن دوم و سوم هجری تقلید نمایند، و از اینجا مورد حصر مذهبها شرعی به مذهبها چهارگانه پر اسم و رسم آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد پدیدآمد. [۲۵]
فرقههای نابود گردیده
خلال فرقههای ثبت گردیده، فرقههای دیگری نیز وجود داشتند که با سپری شد فرصت و به جهت محدودیتهایی که حکومتها برای آنها به وجود آورد از فی مابین رفتند. بعضی از فقیهانی که پیروانی در بخشها گوناگون داشتند عبارتند از: اوزاعی (۸۸-۱۵۷هجری قمری) که مدرسه شرعیاش در شام دوست داران بخش اعظمی داشت،[۲۶] سفیان بن سعید ثوری مشهور به سفیان ثوری (۹۷- ۱۶۱هجری قمری) از سران مدرسه فقه بر شالوده حدیث که پیروانش در اکثری بخش ها پخش گردیده بودند،[۲۷] و داوود ظاهری (۲۰۱-۲۷۱هجری قمری) که با قیاس و رأی مخالف بود و بیشتر به ظاهر حدیث حیث داشت.[۲۸] مذهب داوودیه دوستداران بخش اعظمی داشت؛ به سیرتکاملای که مولفای در قرن چهارم هجری مذهب داوودیه را چهارمی مذهب مهم اهل سنت میدانست.[۲۹]
محمد بن جریر بن یزید طبری (۲۲۴-۳۱۰ق) از سایر فقیهانی بود که مذهبش با سپری شد مجال نابودشد.[۳۰] سعید بن مسیب و تندرست بن عبدالله بن قدمت در مدینه، عطاء بن أبىرباح در مکه، طاووس بن كیسان در یمن،[۳۱] و حسن بصری در بصره از سایر فقیهانی بودند که مذهبشان نابودشد.[۳۲]
بعضا دانشمندان معتقدند از در بین رفتن این مذهبها آرم از ضعف آنها در مقابل چهار مذهب قانونی وجود ندارد، بلکه حذف آنها ناشی از تامین نشدن بوسیله حکومت و طرد آنها از سوی حاکمان بوده میباشد.[۲۱]
عامل ها انحصار در مذهبها چهارگانه
مورخان و پژوهشگران عواملی را در ثبت مذهبها چهارگانه دینی دربین اهل سنت برشمردهاند:
حکومت
حاکمان اسلامی در رواج و آن گاه ثبت مذهبها دینی نقش عمدهای داشتهاند؛ هارون الرشید فردی به اسم ابویوسف را که در پی مذهب حنفی بود حکم کننده قرار بخشید و قضات دیگر نیز صرفا در شکل حنفی بودن تأیید میشدند. این عمل نقش مهمی در اشاعه مذهب حنفی داشت.[۳۳] در اندلس و مغرب نیز مذهب مالکی مقبول حکومت قرار گرفت.[۳۴] عبدالسلام بن سعید (درگذشت:۲۴۰ق)که در آفریقا حکم کننده بود، نقش فعالی در پیشرفت مذهب مالکی داشت.[۳۵] در شام نیز در یک عصر، مذهب شافعی رسمیت یافت.[۳۴]
ثبت و رسمیت یافتن مذهب ها چهارگانه به وسیله حاکمان مسلمان، آغاز در مصر شروع شد[۳۶] و آنگاه در بخش ها دیگر فیس اعطا کرد.[۲۱] حاکمان همینطور در رواج این مذهب ها سعی کردند و مدارسی مختص این مذهب ها قرار دادند. در همین اکنون فرقههای دیگر با محدودیتهای وسیعای مواجه شدند؛ برای مثال شهیدشدن رهروان مذهبها دیگر در دادگاهها دارای اعتبار عدم وجود، و همینطور فقط اشخاصی برای سخنرانی، امامت جماعت، درس دادن علم ها فقاهتی و... مجاز دانسته میشدند که به دنبال فرقههای چهارگانه باشند.[۱]
شاگردان، مبلغان و مفاد دیگر
یکیاز علل رغبت عموم و حاکمان به مذهبها چهارگانه اهل سنت را توفیق پیشوایان این مذهب ها در تربیت شاگردان پر رنگ و ممتاز در جامعه دانستند چراکه شاگردان، مذهبها شرعی استادان خویش را اشاعه کرده و در جامعه تحت عنوان احکام و ضوابط اسلامی ثبت کردند و فقیهان آتی نیز به تقلید از این مذهب ها شیوه یافتند[۳۷] تا جایی که به مجوز تقلید از مذهبها چهارگانه و عدم مجوز تقلید از مذهب ها دیگر حکم کردند.[۳۸] همینطور وجود علاقه مندان بسیار و تعصبات آنها، از دست اندرکاران اصلی ثبت مذهبها چهارگانه دانسته گردیده است.[۳۹] اعتنا ویژه به تایپ کردن و کِتابت آراء و نظرها، برهان دیگری برای ثبت مذهبها چهارگانه آورده شده میباشد. بر همین اصل بعضی معتقدند کتابت نظرها دینی موجب نگهداری مذهبها گردیده و حاکمان موجب بسط مذهبها گردیدهاند.[۴۰]
اهل سنت و موضوع اجتهاد
بعد از ثبت مذهب ها چهارگانه بین مردم اهل سنت، اجتهاد دربین آنها توقیف شد.[۳۹] آن ها معتقدند صرفا می بایست از مذهب ها چهارگانه پیروی کرد[۴۱] و دانش به شریعت نبی(ص) صرفا از روش مذهب ها چهارگانه ممکن میباشد.[۴۱] با این حالا این باور بوسیله بعضی اشخاص[یادداشت ۲] و مجموعهها گزینه مناقشه واقع شدهاست.[۴۲][یادداشت ۳]روحانی محمود شلتوت از اساتید و رؤسای دانشکده الازهر در مصر یک کدام از افرادی میباشد که انحصار تاسی از مذهب ها اربعه را غلط دانسته و خلال روا فهمیدن تاسی از مذهب جعفری که به عبارتی شیعه امامیه میباشد، تاسی از هر مکتبی را که بطور درست بیان شده و احکام آن در کتاب ها منحصربهفرد به خویش مدون گشته حق هر مسلمانی دانسته و صریحاً اعلان کرد که هرکسی تقلید کننده یکیاز این مذهبها چهارگانه باشد میتواند به مذهب دیگری ( هر مکتبی که باشد ) منتقل خواهد شد.[۴۳]
فقه سلفی
ابن تیمیه از فقیهان قرن هشتم هجری قمری و از مبلغان اساسی سلفیگری بر گشوده بودن باب اجتهاد تاکید میورزید.[۴۴] احمد پاکتچی، محقق علم ها قرآن و حدیث، اعتقاد دارد ابن تیمیه را بایستی فقیهی در چارچوب مذهب حنبلی انگاشت که در بخشی از مسائل از موضع ها دارای اسم و رسم فقه حنبلی عدول نموده است.[۴۴] محمد بن عبدالوهاب، از فقیهان قرن سیزده هجری قمری و به تقلید از وی مُفتیانِ وهابی معتقدند که بایستی مانند سَلَف به کتاب و سنت مراجعه کرد و با دقت به نشانهها و احادیث اجتهاد نمود.[۴۵]

مسجد امام حسن مجتبی (ع) فکوری مشهد و نقش آن در مواجهه با چالشهای اجتماعی و شهری