مدرسه بغداد
بغداد در قرن دهم (بعد از ظهر آل بویه) راس متکلمان معتزله بود. عقاید آنها دربارهی صفت و عدل و داد آفریدگار و تفویض متکلمان شیعه را متأثر ایجاد کرد.[۵۲] بنی نوبخت، به ویژه ابوسهل نوبختی (متوفی ۹۲۳–۹۲۴)،[۲۸] صحبت معتزلی را با نظام فکری امامیه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آمیختند.
روضه خوان صدوق (۹۲۳–۹۹۱ م) (۳۰۶–۳۸۱ق) یا این که اِبنِ بابَوَیْه گروه ای از روایات در زمینهی احکام (فرعی) برای شیعه تودهآوری کرد که اینجانب لا یحضر الفقیه نامیده شد و یکیاز کتابهای چهارگانه شیعه رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۵۳]
روحانی طوسی (۹۹۵–۱۰۵۰م)(۳۸۵–۴۶۰ق) بنیانگذار اجتهاد شیعه[۵۴] و بنیانگذار حوزه علمیه نجف[۵۵] او دو دسته روایات را تودهآوری کرد الاستبصار و تذهیب الاحکام که از کتاب ها اربعه شیعه میباشند. کتاب المبسوط وی اولی کتاب اجتهاد میباشد که فروع را از اصول کسب آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می کرد.[۵۶]
روضه خوان موثر (۹۴۸–۱۰۲۲م) (۳۳۶–۴۱۳ق) متکلم شیعه دوازده امامی و محدث و فقیهی بود که از عقاید بنی نوبخت و معتزله بغداد برای صورتدادن به عقیده خویش به کار گرفت و در تطبیق درنگهای کلامی با روایات دوازده امامی کوشید.[۲۸] بعد کوشش کرد پندارهای شیعه و معتزله را تفکیک کرده و وحی را بر استدلال مقدم دانست.[۵۲] اثرگذار کسی بود که بایستگی وجود امام در هر بعد از ظهر و عصمت و طهارت امام و نص را برای فرقههای امامیه تعریف و تمجید کرد.[۲۹]
سید مرتضی دانشالهدی (۳۵۵ق / ۹۶۵ م – ۴۳۶ق / ۱۰۴۴ م) شغل های روضه خوان موثر را خاطر نشان نمود.[۵۷]
روحانی موثر، سیدالمرتضی و روضه خوان طوسی در عراق با مناظرات و کتاب ها خویش اول عده ای بودند که اصول فقه شیعه را ذیل تأثیر عقاید شافعی و معتزلی معرفی کردند. کلینی و صدوق در ری و قم به روش حدیث گرایانه دقت داشتند.[۳۶]
مدرسه حله
ابن ادریس حلی (۱۱۴۰–۱۲۰۰ م)، با تمایل عقل گرایانه خویش، در السرائر خویش به شرح فقه شیعه پرداخت. ابن ادریس با رد اعتبار حدیث منفرد، قوه عقلی (عقل) را چهارمین منبع حقوق و دستمزد در استنباط موازین حقوقی پیش از قرآن و حدیث اعلام کرد.[۵۸][۵۹] پژوهشگر حلی (۱۲۷۷–۱۲۰۳م)(۶۷۶–۶۰۲ق) اجتهاد و قیاس (قیاس) را به فقه آورد. اجتهاد سبب پویایی در مقررات شیعه شد.[۵۹]
علامه حلی (۱۳۲۷–۱۲۴۹م)(۷۲۶–۶۴۸ق) و پژوهشگر حلی به فقه شیعه صورت مشخصی دادند و حدیث ضعیف را مستقل کردند.[۵۶] به گفته جان کوپر، بعد از حلی، صحبت امامیه و طریقشناسی حقوقی به طور کاملً با اصطلاحات و مدل فلسفه آمیخته شد.[۶۰]
در ۱۲۵۸میلادی (۶۵۷ق) با حمله مغولان به بغداد، سلسله عباسی فروپاشید. ذیل حکومت مغولان، شیعهها آزادتر بودند و حله راءس یادگرفتن نو شیعهها شد. مدرسه حله با تداوم سنت عقل گرایانه مدرسه بغداد و تمجید عقل تحت عنوان یک اصل اصلی دینی، پایه نظری را که امروزه فقه شیعی بر آن پایدار میباشد، سازه بنیان.[۶۱]
موج دوم مصارف در عصر مغول صورت گرفت که حلی از اصطلاح مجتهد به کار گرفت که دستور را بر طبق دلیلهای دارای اعتبار آئین استنباط مینماید. حلی از اجتهاد به معنای دلیل انضباطی بر پایه ی شریعت بود. او با گسترش اصول اصول هنجارهای رسمی و منطقی تری را معرفی کرد که معنای اصول را بالاتر از چهار اصل منابع شریعت پیشرفت بخشید.[۳۶]
مدرسه جبل العامل
عاملی اولی کسی بود که اصول اجتهاد را بهطور بی نقص تدوین کرد.
مدرسه بغداد
بغداد در قرن دهم (بعد از ظهر آل بویه) راس متکلمان معتزله بود. عقاید آنها دربارهی صفت و عدل و داد آفریدگار و تفویض متکلمان شیعه را متأثر ایجاد کرد.[۵۲] بنی نوبخت، به ویژه ابوسهل نوبختی (متوفی ۹۲۳–۹۲۴)،[۲۸] صحبت معتزلی را با نظام فکری امامیه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آمیختند.
روضه خوان صدوق (۹۲۳–۹۹۱ م) (۳۰۶–۳۸۱ق) یا این که اِبنِ بابَوَیْه گروه ای از روایات در زمینهی احکام (فرعی) برای شیعه تودهآوری کرد که اینجانب لا یحضر الفقیه نامیده شد و یکیاز کتابهای چهارگانه شیعه رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۵۳]
روحانی طوسی (۹۹۵–۱۰۵۰م)(۳۸۵–۴۶۰ق) بنیانگذار اجتهاد شیعه[۵۴] و بنیانگذار حوزه علمیه نجف[۵۵] او دو دسته روایات را تودهآوری کرد الاستبصار و تذهیب الاحکام که از کتاب ها اربعه شیعه میباشند. کتاب المبسوط وی اولی کتاب اجتهاد میباشد که فروع را از اصول کسب آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می کرد.[۵۶]
روضه خوان موثر (۹۴۸–۱۰۲۲م) (۳۳۶–۴۱۳ق) متکلم شیعه دوازده امامی و محدث و فقیهی بود که از عقاید بنی نوبخت و معتزله بغداد برای صورتدادن به عقیده خویش به کار گرفت و در تطبیق درنگهای کلامی با روایات دوازده امامی کوشید.[۲۸] بعد کوشش کرد پندارهای شیعه و معتزله را تفکیک کرده و وحی را بر استدلال مقدم دانست.[۵۲] اثرگذار کسی بود که بایستگی وجود امام در هر بعد از ظهر و عصمت و طهارت امام و نص را برای فرقههای امامیه تعریف و تمجید کرد.[۲۹]
سید مرتضی دانشالهدی (۳۵۵ق / ۹۶۵ م – ۴۳۶ق / ۱۰۴۴ م) شغل های روضه خوان موثر را خاطر نشان نمود.[۵۷]
روحانی موثر، سیدالمرتضی و روضه خوان طوسی در عراق با مناظرات و کتاب ها خویش اول عده ای بودند که اصول فقه شیعه را ذیل تأثیر عقاید شافعی و معتزلی معرفی کردند. کلینی و صدوق در ری و قم به روش حدیث گرایانه دقت داشتند.[۳۶]
مدرسه حله
ابن ادریس حلی (۱۱۴۰–۱۲۰۰ م)، با تمایل عقل گرایانه خویش، در السرائر خویش به شرح فقه شیعه پرداخت. ابن ادریس با رد اعتبار حدیث منفرد، قوه عقلی (عقل) را چهارمین منبع حقوق و دستمزد در استنباط موازین حقوقی پیش از قرآن و حدیث اعلام کرد.[۵۸][۵۹] پژوهشگر حلی (۱۲۷۷–۱۲۰۳م)(۶۷۶–۶۰۲ق) اجتهاد و قیاس (قیاس) را به فقه آورد. اجتهاد سبب پویایی در مقررات شیعه شد.[۵۹]
علامه حلی (۱۳۲۷–۱۲۴۹م)(۷۲۶–۶۴۸ق) و پژوهشگر حلی به فقه شیعه صورت مشخصی دادند و حدیث ضعیف را مستقل کردند.[۵۶] به گفته جان کوپر، بعد از حلی، صحبت امامیه و طریقشناسی حقوقی به طور کاملً با اصطلاحات و مدل فلسفه آمیخته شد.[۶۰]
در ۱۲۵۸میلادی (۶۵۷ق) با حمله مغولان به بغداد، سلسله عباسی فروپاشید. ذیل حکومت مغولان، شیعهها آزادتر بودند و حله راءس یادگرفتن نو شیعهها شد. مدرسه حله با تداوم سنت عقل گرایانه مدرسه بغداد و تمجید عقل تحت عنوان یک اصل اصلی دینی، پایه نظری را که امروزه فقه شیعی بر آن پایدار میباشد، سازه بنیان.[۶۱]
موج دوم مصارف در عصر مغول صورت گرفت که حلی از اصطلاح مجتهد به کار گرفت که دستور را بر طبق دلیلهای دارای اعتبار آئین استنباط مینماید. حلی از اجتهاد به معنای دلیل انضباطی بر پایه ی شریعت بود. او با گسترش اصول اصول هنجارهای رسمی و منطقی تری را معرفی کرد که معنای اصول را بالاتر از چهار اصل منابع شریعت پیشرفت بخشید.[۳۶]
مدرسه جبل العامل
عاملی اولی کسی بود که اصول اجتهاد را بهطور بی نقص تدوین کرد.

راهنمای انتخاب مسجد مناسب برای برگزاری مراسم ختم در مشهد