loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 20
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 15:32

(درگذشته ۳۶۸ق) از راویان شیعه در قرن چهارم هجری و از شاگردان محمد بن یعقوب کلینی و از استادان روضه خوان اثرگذار بود. ابن‌قولویه از فقهای صاحب و مالک فتوا دانسته گردیده و نظراتش در وسط آرای مدرسه حدیثی و مدرسه کلامی معرفی شد‌ه‌است. کتاب بدون نقص الزیارات مشهورترین تاثیر اوست.معاش‌طومارحرم ابن‌قولویه در بقاع کاظمین جای دارد جعفر بن قولویه[۱] فرزند محمد بن قولویه در شهر قم بدنیا آمد. وی در درس بابا و برادرش كه از راویان شیعه به شمار می‌آمدند، حاضر شد و به آموزش دانش و علم پرداخت.[۲] تفصیل‌حالا‌نویسان، لقب او را ابوالقاسم مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گفته‌اند.[۳]

ابن‌قولویه در سال ۳۴۱ قمری به مصر هجرت کرد.[۴] از ابن حجر بیان شده که محمد بن سلیم صابونی در مصر از او نقل حدیث نموده است.[۵] جعفر بن قولویه در سال ۳۶۸ هجری درگذشت و در بقعه کاظمین در مجاورت امام کاظم(ع) و امام جواد(ع) به خاک ودیعت شد و بعد ها روضه خوان موءثر نیز در کنار او دفن شوید.[۶] با این حالا افندی اصفهانی قبر اورا در قم دانسته رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۷]

مقام احادیث جعفر بن محمد قولویه در دسته‌های روایی گران قدر شیعه آورده شده و به آن استناد می‌گردد. توثیق و متکی بودن به بخش اعظمی از راویان شیعه، به جهت ماجرا ابن‌قولویه از آن‌ها دانسته شد‌ه‌است.[۸]نجاشی، یک کدام از علمای رجال می گوید: «هر زیبایی و دانش و شرعی که عموم با آن وصف گردند، ابن‌قولویه بلندتر و فوق آن میباشد.»[۹] روضه خوان طوسی درباره وی نوشته میباشد: «ابو القاسم، جعفر بن محمد بن قولویه قمی، شخصیتی گزینه یقین و دارنده تألیفاتی فراوان، به تعداد ابواب فقه میباشد.»[۱۰] علامه حلّی نقل کرده: «ابوالقاسم از اصحاب ثقه و جلیل القدر در حدیث و فقه بوده میباشد.»[۱۱] روضه خوان موثر به وی کنیه «روضه خوان صدوق» داده میباشد.[۱۲] سید بن طاووس درباره ابن‌قولویه می گوید: او راوی راستگویی میباشد و تمامی بر ودیعه وی رخداد دارا‌هستند.»[۱۳] ابن حجر عسقلانی از علمای اهل سنت، اورا از بزرگان و علمای پر اسم و رسم شیعه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میداند.[۱۴]

اساتید
وی در درس عالمان گوناگون کمپانی نموده است که عبارتند از:

پدرش محمد بن جعفر بن قولویه
برادرش علی بن محمد بن جعفر بن قولویه‌
محمد بن یعقوب کلینی
محمد بن حسن صفار
ابن بابویه، بابا روحانی صدوق
محمد بن جعفر زراری‌
محمد بن حسن بن ولید‌
محمد بن حسن بن علی بن مهزیار
محمد بن مخلوق الله حِمیری‌
محمد بن حسن جوهری‌
محمد بن احمد مصری.[۱۵]
شاگردان
روضه خوان موثر: روضه خوان اثر گذار درباره وی نوشته میباشد: پروردگار روضه خوان آیتم متکی بودن ما ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه را تأیید فرماید.[۱۶]
حسین بن عبیدالله غضائری بابا ابن غضائری
احمد بن محمد بن عیاش
حیدر بن محمد بن نعیم سمرقندی
علی بن بلال مهلبی
احمد بن عبدون‌
تلعكبری‌
ابن عزور‌
محمد بن سلیم صابونی‌[۱۷]
احادیث

بدون نقص الزیارات تاثیر ابن‌قولویه قمی
تعداد احادیث او در فقه حدود ۵۰۰ قصه میباشد. آیت الله خویی میگوید: اسم ابن‌قولویه در ورقه ها روایی ۴۶۵ داستان، با تعبیروتفسیر «جعفر بن محمد بن جعفر بن موسی» و در ۲۸ داستان نیز با تفسیر «جعفر بن محمد بن قولویه» آمده میباشد.[۱۸]

بازدید : 21
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 12:32

از تابعین و از شیعه ها حضرت علی(ع) در کوفه. از او به‌تیتر مفسر، محدث و عالم شیعه خاطر گردیده و کتابی در تعبیروتفسیر قرآن دارااست. عطیه در طی خلافت امام علی(ع) متولد شد و در سال ۱۱۱ قمری در کوفه وفات یافت. او در قیام مختار و قیام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی داشت. حجاج اورا به‌عامل دوری از ناسزاگویی به حضرت علی(ع) تازیانه زد. ملازمت عطیه با جابر بن عبدالله انصاری در زیارت روز اربعین امام حسین(ع) معروف مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

نسب، ولادت، اسم و لقب ،عطیه از طایفه بکالی، تیره‌ای از خویشاوندان بنی‌عوف بن امرؤالقیس میباشد. پدرش، سعد بن جناده از قوم و قبیله بنی‌عوف[۱] و از صحابه پیامبر آفریدگار(ص)[۲] و مادرش کنیزی از همسایه روم بود.[۳]درباره تاریخ به دنیا آمدن عطیه خبر دقیقی در مشت وجود ندارد، ولی برخی ولادت او را میان سال‌های ۳۶ تا ۴۰ق تقریب زده‌اند؛ به دلیل آن که در حین خلافت امام علی(ع) در کوفه دیده به جهان گشود.[۴] پدرش او را نزد امام علی(ع) موفقیت تا او‌را نامگذاری نماید، امام اورا در آغوش گرفت و ذکر کرد «هذا عَطیّةُ الله» (این موهبت و کادو خداوند میباشد). به این جهت او را عطیه نامیدند.[۵] لقب او نیز ابوالحسن میباشد.[۶] اورا با کنیه‌های عوفی، جدلی، قیسی و کوفی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میشناسند.[۷]

جایگاه علمی،عطیه از تابعین محسوب گردیده و امام محمد باقر(ع) را نیز ادراک نموده است.[۸] ابن‌سعد از علمای اهل سنت او را ثقه و شخصی با تقوا دانسته میباشد.[۹] ترمذی نیز از وی حدیث نقل کرده و روایات او را حَسَن دانسته میباشد.[۱۰] از وی به‌تیتر محدّث،[۱۱] مفسر قرآن[۱۲] و فقید شیعه در طی حجاج بن یوسف ثقفی[۱۳] حافظه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد‌ه‌است.

وی از عبدالله بن عباس،[۱۴] ابوسعید خدری،[۱۵] عبدالله بن قدمت[۱۶] و جابر بن عبدالله انصاری حدیث نقل کرده‌میباشد.

از وی نیز پسرش حسن، ابان بن تغلب، حجّاج بن أرطاة، قرّة بن خالد، زکریا بن أبی‌زائده، محمد بن جحاده، مسعر بن کدام، فضیل بن مرزوق، و جمع‌ای دیگر حدیث نقل کرده‌اند.[۱۷]

اثر ها
تعبیر قرآن: عطیه پنج جلد تعبیر و تفسیر قرآن نگاشت.[۱۸] وی می گوید: اینجانب سه زمان تعبیر و تفسیر بی نقص قرآن را نزد ابن‌عباس آموختم و قرآن را نیز هفتاد توشه در کنارش خواندم.[۱۹]

خطبه فدک: عطیه خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) که در مسجدالنبی مشکل شد را برای عبدالله محض، نوه امام حسن مجتبی(ع) نقل کرد.[۲۰]

زیارت امام حسین(ع)
عطیه و جابر بن عبدالله انصاری اولی زائران اربعین امام حسین(ع) در کربلا بود. آوازه او نیز به همین استدلال میباشد. بنابر نقل عطیه، او به‌یار جابر برای زیارت قبر امام حسین(ع) رفت و وقتی که به کربلا رسیدند، جابر به فرات مجاورت شد، غسل کرد و با آداب خاصی به زیارت امام حسین(ع) رفت.[۲۱]

در قیام مختار
عطیه در قیام مختار حضور یافت و به‌امر مختار زیر فرماندهی ابوعبدالله جدلی برای نجات بنی‌هاشم و محمد بن حنفیه از دست عبدالله بن زبیر عازم مکه شد. زمانی که به قربت مکه رسیدند، ابوعبدالله جدلی هشتصد نفر از نیرومندان سپاه خویش را با فرماندهی عطیه به شهر ارسال کرد. این دسته وارد مکه گردیده و چنان تکبیر گفتند که ابن‌زبیر صدای آن را شنید و گریخت و وارد دارالندوه شد. بعضی گفته‌اند ابن‌زیبر از هراس به پرده‌های کعبه پشتیبانی پیروزی و خاطرنشان کرد: «اینجانب پناهنده به خدایم.»

بنابر نقل عطیه، آن ها نزد ابن‌عباس و محمد بن حنفیه رفتند که با یاران خویش در منزل‌هایی زندانی بودند و گوشه و کنار آن منزل‌ها تا راز دیوارها هیزم چیده گردیده بود، به‌طوری‌ که در حالتی که آن را حریق می‌زدند تمامی در آن می‌سوختند. بعد از نجات آن ها، از ابن‌عباس و محمد بن حنفیه درخواست کردند اذن کشتن عبدالله بن زبیر را صادر نمایند، البته آن ها برای مراقبت حرمت کعبه، با اینگونه کاری مخالفت کردند.[۲۲]

در قیام ابن‌اشعث
عطیه در قیام عبدالرحمن بن محمد اشعث بر ضد حجاج بن یوسف کمپانی کرد و بعد از باخت ابن‌اشعث به عجم گریخت. حجاج به محمد بن قاسم ثقفی طومار نوشت تا عطیه را احضار کرده و از او بخواهد حضرت علی(ع) را لعن نماید و در صورتی‌که از این فعالیت پرهیز نماید، چهارصد ضربه شلاق به او زده و رمز و صورتش را بتراشد. او بعداز احضار از این عمل جلوگیری کرده و چهارصد تازیانه خورد و محمد بن قاسم گیسو راز و صورتش را تراشید.[۲۳]

وفات
عطیه بعد از امتناع از ناسزا بیان کردن به حضرت علی(ع) و تحمل تازیانه به خراسان رفت. بعداز به حکوت وصال قدمت بن هیبره در عراق، عطیه به او طومار‌ای نوشت و از او خواست تا به کوفه برگردد، وی نیز موافقت کرد. او در کوفه بود تا آنکه در سال ۱۱۱ق درگذشت.[۲۴] بعضی به نادرست سال وفات او را ۱۲۷ق بیان کرده‌اند.[۲۵]

تبار و فرزندان
عطیه فرزندانی به اسم‌های علی، از اصحاب امام راست گو(ع)[۲۶] حسن، حسین[۲۷] و عبدالله[۲۸]داشته میباشد.

حسن بن عطیه نیز فرزندی به اسم حسین داشته که لقب او اباعبدالله بوده‌ میباشد.[۲۹] حسین در طی خلافت هارون الرشید منصب قضاوت را بر ذمه داشت.[۳۰] تبار عطیه با کنیه عوفی شناخته می شوند.[۳۱]

پانویس
سمعانی، الأنساب، ۱۳۸۲ق، ج‌۹، ص۴۰۵.
أسد الغابة، ج‌۲، ص۱۸۹.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج‌۶، ص۳۰۵.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج‌۶، ص۳۰۵.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج‌۶، ص۳۰۵.
تاریخ الطبری، ج‌۱۱، ص۶۴۰.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج‌۴، ص۲۳۷.
رجال روضه خوان طوسی، ص۵۱؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۵۳؛ سفینة البحار، ج۶، ص۲۹۶.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج‌۶، ص۳۰۵.
مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‌۱۳، پاورقی، ص۱۶.
ابن‌تمهید، جمهرة أنساب العرب، ۱۴۰۳ق، متن، ص۳۰۹.
تنقیح المقال، ج۲، ص۲۵۳.
أنساب الأشراف، ج‌۱۳، ص۲۶۸؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج‌۷، ص۴۲۴.
ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج‌۷، ص۴۲۴.
مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‌۱۳، ص۱۶.
ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج‌۷، ص۴۲۴؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۹۵؛ عمدة عیون صحاح الأخبار، ص۲۳۳.
مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‌۱۳، ص۱۶.
تنقیح المقال، ج۲، ص۲۵۳.
تنقیح المقال، ج۲، ص۲۵۳.
سفینة البحار، ج۶، ص۲۹۶.
طبری آملی، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ۱۳۸۳ق، ج‌۲، ص۷۵؛ علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۸، ص۱۹۶.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج‌۵، ص۷۵.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج‌۶، ص۳۰۵؛ تاریخ الطبری، ج‌۱۱، ص۶۴۱.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج‌۶، ص۳۰۵.
ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج‌۷، ص۴۲۴.
عاملی، إستقصاء الاعتبار فی تفصیل الإستبصار، ۱۴۱۹ق، ج‌۴، ص۴۰۳؛ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، الخاتمة ج‌۸، ص۲۲۵.
سمعانی، الأنساب، ۱۳۸۲ق، ج‌۹، ص۴۰۵.
أنساب الأشراف، ج‌۲، ص۱۱۳ (چاپ زکار، ج‌۲، ص۳۵۷).
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج‌۷، ص۲۳۹.

بازدید : 27
شنبه 28 تير 1404 زمان : 13:03

(درگذشته ۲ق) پر اسم و رسم به ابولَهَب، عموی فرستاده(ص) و از سرسخت‌ترین معاندان رسول اسلام بود. ابولهب و همسرش، ام جمیل فرستاده(ص) را بسیار آزار دادند و در مخالفت با اسلام از هیچ کوششی فرو گذار نکردند؛ به همین جهت سوره مسد در ملامت رفتارهای وی و همسرش نازل شد.ثویبه، کنیز ابولهب، مدتی نبی(ص) را شیر اعطا کرد. عتبه و عتیبه، پسران ابولهب نیز، با رقیه و ام کلثوم، دو دختر رسول(ص) تزویج کرده بودند البته بعداز ظهور اسلام و نزول سوره مسد، ابولهب و همسرش پسرانشان را وادار به جدایی دادن دختران فرستاده(ص) مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کردند.

وی معجزات فرستاده را سحر می‌دانست و همواره با بدگویی از نبی بازدارنده از تبلیغ اسلام میشد. هنگامی قریشیان قصد به تحریم مسلمانها و بنی هاشم گرفتند، وی فقط شخص از بنی هاشم بود که با قریش ملازمت و همراهی کرد. ابولهب برای مثال سران قریش بود که تمایل به قتل شبانه رسول(ص) گرفت. وی در نزاع بدر کمپانی نکرد، البته به مکان خویش فرد دیگری را ارسال کرد. ابولهب هفت روز بعد از رخداد بدر در تاثیر بیماری درگذشت.معاش‌طومار:اسم مهم وی عبدالعزی بود و ابولهب، کنیه و لقب اوست. لقب اساسی وی ابوعُتبَه بود اما پدرش، عبدالمطلب، اورا به سبب ساز زیبایی و سرخ‌رویی صورت، ابولهب می خواند.[۱] بعضا منابع در کنار زیبایی، به انحراف دیده وی هم اشاره کرده‌اند.[۲] مامان ابولهب، لُبنیٰ دختر هاجر بن عبدمناف از بستگان خزاعه، و ابولهب صرفا فرزند وی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.[۳]

از معاش ابولهب قبل از ظهور اسلام داده ها متعددی در دست وجود ندارد؛ ولی از آیه دوم سوره مسد (مَا أَغْنَىٰ عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ[۴]: دارايى وی و آنچه اندوخت، سودش نكرد) برمی‌آید که احتمالا همانند بیشتر قریشیان به بازرگانی اشتغال داشته و ثروتی نیز اندوخته بوده میباشد. ابولهب به یار توده‌ای، غزالی طلایی که عبدالمطلب به کعبه کادو کرده بود را دزدید. بعداز دستگیری دزدان، دست بعضی از افرادی که در دزدی نقش داشتند انقطاع شد، البته خالو‌های ابولهب از خویشان خزاعه بازدارنده انقطاع شدن دست وی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شدند.[۵]

بعد از به دنیا آمدن محمد(ص)، قبل از آن که حلیمه شیر دادن اورا بر ذمه گیرد، کنیز ابولهب، ثُوَیبه، مدتی محمد(ص) را شیر بخشید. ابعاد، نبی(ص) به ابولهب سفارش کرد که ثویبه را به وی بفروشد تا آزادش نماید؛ ولی ابولهب نپذیرفت. بعد از مسافرت رسول(ص) به مدینه، ابولهب خویش ثویبه را آزاد کرد.[۶]

در هشت سالگی محمد(ص)، عبدالمطلب در بستر مرگ، فرزندان خویش را گردآوری کرد و آنان‌را به سرپرستی محمد(ص) وصیت نمود. ابولهب برای سرپرستی داوطلب شد، عبدالمطلب جواب بخشید: «شرّ خویش را از وی گشوده بدار» و سرپرستی رسول را به ابوطالب واگذار کرد.[۷]

بعد از آن که رسول(ص) تبلیغ اسلام را استارت کرد ابولهب با آن که عموی آن حضرت بود، هیچ زمان ایمان نیاورد و همواره از معاندان اسلام بود. او سرویس بت عزّی و پناه از آن در مقابل اسلام را برعهده گرفته بود. نقل شد‌ه‌است که وی می‌بیان کرد: «در‌صورتی‌که عُزّی برنده شود اینجانب خادمش هستم، و در شرایطی‌که محمد ببرد -که‌این سیرتکامل نمیشود- پسر اخوی اینجانب میباشد».[۸]

وی عاقبت در تاثیر بیماری‌ای به اسم عدسه هفت روز بعد از رخداد بدر درگذشت[۹] و از بیم شیوع بیماری بدنش تا یکسری روز بر مکان ماند تا رایحه گرفت. بعد از آن، جسد او‌را در خارج مکه کنار دیواری قرار دادند و با پرتاب سنگ از بدور، روی آن را پوشاندند.[۱۰] ابن بطوطه از قبر وی و همسرش در خارج مکه حافظه کرده که رهگذران بر آن سنگ می‌زده‌اند
آزار فرستاده(ص) و نهی کردن از تبلیغ اسلام
بعد از بعثت فرستاده اکرم(ص)، ابولهب در زمره سرسخت‌ترین معاندان آن حضرت درآمد و آوازه وی در تاریخ اسلام به همین منجر میباشد. وی مخالفت با اسلام را از آغاز دعوت علنی رسول(ص) شروع کرد؛ زمانی که با نزول آیه تهدید، نبی(ص) افسر شد دعوت همگانی خویش را از قوم استارت نماید، فرزندان عبدالمطلب را در منزل خویش مهمان کرد و گرچه خوراک معدود بود البته در تاثیر کرامت نبی(ص) همگی از آن خوردند و سیر شدند. ابولهب این را تاثیر سحر رسول(ص) دانست در سود رسول(ص) بی سر و صدا کرد و زمینه دعوت به اسلام را آپ دیت آنگاه موکول کرد

بازدید : 24
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 11:13


صاحِبُ اللِّواء به معنای درفش‌دار اساسی میدان مبارزه و از لقب ها امام علی(ع). سپاه فرستاده اسلام(ص)، دارنده درفش‌های «لِواء» و «رایَت» بود. لواء علامت اساسی سپاه بود و التفات بیشتری داشت نسبت به رایت (که علامت مجموعه‌های فرعی و قومیت‌ها مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود).

با دقت به نقل از‌های تاریخی، بیشتر صاحبان لواء در سپاه اسلام، از اشخاصی تعیین می‌شدند که دارنده شجاعت و مقر اجتماعی فی مابین مسلمان‌ها بودند. حضرت علی(ع) در چهارده پیکار درفش‌دار سپاه اسلام بود. حمزة بن عبدالمطلب، مصعب بن عمیر، سعد بن عباده، مقداد بن عمرو و ابوبکر از سایر پرچمداران سپاه حضرت محمد(ص) رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بودند.

معنی‌شناسی
لغت‌شناسان، «لِواء» را به معنای عَلَم و توده آن را أَلْوِیَة و أَلْوِیات می دانند.[۱] ابن‌مراد، لغت‌شناس، لواء را منحصربه‌فرد امیر لشکر [۲] و حامل آن دانسته میباشد.[۳] همینطور، از لواء به «لواء الأمير» تفسیر شد‌ه‌است.[۴] در دست داشتن لواء بوسیله فرمانده نبرد، به دلیل شناخته شدن شرایط فرمانده و شناسایی وی به وسیله سربازان خودی در میدان نبرد آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.[۵]

تفاوت لِواء و رایَت
کلمه و واژه رایت به معنای عَلَم و عده آن، «رایات» و «رای» میباشد.[۶] بنابر بینش بعضا، درفش لواء به عبارتی درفش رایت میباشد که با وزش باد درهم می‌پیچد.[۷] به لحاظ ابن‌سعد در کتاب طبقات الکبری، اولیه توشه درفش رایت در نبرد خیبر گزینه به کار گیری قرار گرفت و پیش از این نبرد، لوا بود و رایت وجود نداشت[۸] ولی دیگر منابع تاریخی به وجود درفش رایت در نبرد‌های پیش از آن اشاره کرده‌اند.[۹] از کل صحبت لغت‌شناسان، محدثان و گزارش‌های تاریخ‌نگاران، برتری و مداقه لواء نسبت به رایت و تفاوت این دو درفش معین می شود:

لواء، اختصاصی امیر لشکر میباشد[۱۰] و رایت در چنگ فرماندهانی میباشد که در میدان نزاع، ذیل لحاظ فرمانده مهم (امیر) میجنگند.[۱۱]
لواء، تحت عنوان نماد اساسی سپاه بود و رایت نشانگر مجموعه‌های فرعی و قومیت‌ها.[۱۲]
در بیشتر گزارش‌ها رنگ درفش لواء، سپید[۱۳] و رنگ رایت، سیاه گزارش گردیده‌است.[۱۴]
بنابر گزارش‌های گوناگون لواء، بسته یا این که گشوده گردیده و قابل پیچیدن بود، برخلاف رایت که اینگونه خلا.[۱۵]
امام علی(ع)؛ درفش‌دار سپاه نبی(ص)
با دقت به نقل از‌های تاریخی، بیشتر صاحبان لواء در سپاه اسلام، از اشخاصی گزینش می‌شدند که دارنده شجاعت و مقر اجتماعی میان مسلمان‌ها بودند.[۱۶] امام علی(ع) نیز در خطبه ۱۲۴ نهج البلاغه میفرماید درفش‌ها را به اشخاص شجاع بسپارید.[۱۷]

سازه بر منابع اهل سنت، امام علی(ع) در یازده نبرد تحت عنوان درفش‌دار(لوا یا این که رایت) سپاه اسلام حضور داشت: مبارزه‌های بدر نخستین، بدر، بنی سلیم، احد، حمراءالأسد، بنی‌نضیر، بدرالموعد، بنی‌قریظه، خیبر، فتح مکه و حنین. البته بنابر منابع شیعه، در چهارده نبرد درفش‌دار سپاه بود که حضور او در سه نبرد ودّان، حدیبیه و ذات السلاسل را صرفا منابع شیعه بیان کرده‌اند.[۱۸] دیگر پرچمداران سپاه حضرت محمد(ص) عبارتند از: حمزة بن عبدالمطلب،[۱۹] مصعب بن عمیر،[۲۰] سعد بن عباده،[۲۱] سعد بن ابی‌وقاص،[۲۲] مقداد بن عمرو[۲۳] و ابوبکر[۲۴].

طبق لحاظ پر اسم و رسم، امام علی(ع) در سه نبرد ودّان،[۲۵] بنی نضیر[۲۶] و فتح مکه [۲۷]ذمه ‌دار درفش رایت و در یازده نبرد درفش‌دار اساسی (مالک اللِواء) بود که عبارت میباشد از:

بدر نخستین (سفوان)[۲۸]
بدر[۲۹]
بنی سُلَیم (قرقرة الکدر)[۳۰]
احد[۳۱]
حمراء الاسد[۳۲]
بدر الموعد[۳۳]
بنی قریظه[۳۴]
حدیبیه[۳۵]
خیبر[۳۶]
ذات السلاسل[۳۷]
حنین[۳۸]
جستارهای متعلق
حدیث رایت

بازدید : 20
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 13:00

(درگذشت ۱۱۵۹ ق) واعظ و دانا امامی قرن دوازدهم میباشد. والدین وی از اهل سنت بودند؛ اما وی در ۸سالگی از آنان گریخت و به اسماعیل‌خان حکم کننده همدان پناهنده شد. خطیب، زیر تربیت اسماعیل‌خان، بعداز طی مراتب علمی، روضه خوان‌الاسلام و امام آدینه کرمانشاه و اصفهان شد و گفته‌اند که توده بخش اعظمی در تاثیر مواعظ وی هدایت یافتند. در اواخر قدمت به ‌دستور نادرشاه، حاکم لشکر بود و بعد از مدتی بر تاثیر بدگویی بعضا مقامات، به امر فرمان روا کشته شد.علامه امینی اسم او‌را در کتاب شهیدان فضیلت در قرن دوازدهم آورده مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

زندگینامه.تاریخ به دنیا آمدن خطیب کرمانشاهی در چنگ وجود ندارد؛ والدین خطیب کرمانشاهی از اهل سنّت بودند، وی ـ که در هفت یا این که هشت سالگی به تشیع گراییده بود ـ از نزد آن‌ها گریخت و به حکم دهنده همدان، اسماعیل خان، حفاظت پیروزی.[۱] اسماعیل خان او‌را نزد خویش نگاه داشت و به معلّم سپرد.خطیب بعداز گذراندن تحصیلات خوب به منصب روحانی الاسلامی کرمانشاه رسید و کارها فقاهتی آن سامان به وی واگذار شد.[۲] وی همینطور مدتی امام آدینه کرمانشاه و آنگاه امام آدینه اصفهان شد.[۳] نادرشاه بعداز شنیدن وصف خطیب، اورا به سمت حاکم لشکر منصوب کرد.[۴] در کتاب حدیث نادرشاهی از شخصی به اسم میرزا زَکیّ که مشاور موثَّق نادرشاه بوده، نامبرده گردیده[۵] که ظاهراً همین خطیب کرمانشاهی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

خطیب در ۱۱۵۹ق. بر تاثیر اتهام و صحبت چینی ملاعلی حمایت، ملقب به امام افندی، و به فرمان نادرشاه به قتل رسید.[۶]علامه امینی اسم او‌را در شمار شهیدان فضیلت در قرن دوازدهم آورده میباشد.[۷]مختصات و اثر ها سید عبدالله جزایری و عبدالنبی قزوینی، که با وی مصاحبت داشته‌اند، جایگاه علمی و شخصیت او را ستوده‌اند.[۸] خطیب کرمانشاهی واعظی غالب دست بود و بخش اعظمی به سبب ساز مواعظ وی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد هدایت شدند.[۹]

فقط اثری که گستردن درحال حاضر نویسان از وی حافظه کرده‌اند کتابی میباشد با اسم الرد علی رسالة نجاسة غیر الامامی که ردّی میباشد بر رساله تنجیس غیرامامی و اخراج آنان از اسلام، نوشته حیدرعلی شیروانی[۱۰] با این حالا، ورژن خطی کتابی با اسم تجویدالقرآن نیز به اسم وی در مکتب باقریه مشهد جان دار بوده میباشد.[۱۱]

پانویس
ر.ک:قزوینی، ص۱۶۶؛ معلم تبریزی، ریحانة الادب، طهران، بی‌نا، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۱۵۰
قزوینی، تتمیم امل الآمل، چاپ احمد حسینی، قم، ۱۴۰۷ق،ص۱۶۷
قزوینی، تتمیم امل الآمل، چاپ احمد حسینی، قم، ۱۴۰۷ق، ص۱۶۸؛ استاد تبریزی، ریحانة الادب، طهران، بی‌نا، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۱۵۰
قزوینی، ص۱۶۷؛ استاد تبریزی، ریحانة الادب، طهران، بی‌نا، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۱۵۰
حدیث نادرشاهی، طهران، بعثت، ۱۳۷۶ش، ص۱۸۱، ۲۱۳، ۲۳۹
استاد تبریزی، ریحانة الادب، طهران، بی‌نا، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۱۵۰
امینی، شهداءالفضیلة، قم، ۱۳۵۲ش، ص۲۴۰ـ۲۴۲
جزایری، ص۱۴۰؛ قزوینی،تتمیم امل الآمل، چاپ احمد حسینی، قم، ۱۴۰۷، ص۱۶۶
قزوینی، تتمیم امل الآمل، چاپ احمد حسینی، قم، ۱۴۰۷،ص۱۶۷
آقابزرگ طهرانی،الذریعة الی تصانیف الشیعة، دار‌الأضوا، بیروت ۱۴۰۳ق، ج۱۰، ص۱۹۹؛ امین، اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۶۸؛ ر.ک: قزوینی، تتمیم امل الآمل، چاپ احمد حسینی، قم، ۱۴۰۷،ص۱۶۸
ر.ک:فاضل، فهرس مخطوطات المدرسةالباقریة، مشهدالمقدسة، تراثنا، سال ۶، ش ۴ (شوال ـ ذیحجه ۱۴۱۱)،ص۹۵
منابع
*آقابزرگ طهرانی، محمد محسن، الذریعة الی تصانیف الشیعة، دار‌الأضوا، بیروت ۱۴۰۳ق.
امین، سید محسن، اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
امینی، عبدالحسین، شهداءالفضیلة، قم، ۱۳۵۲ش.
جزایری، عبدالله بن نورالدین، الاجازةالکبیرة، چاپ محمد سمامی حائری، قم، ۱۴۰۹.
حدیث نادرشاهی، چاپ رضا شعبانی، طهران، بعثت، ۱۳۷۶ش.
فاضل، محمود، فهرس مخطوطات المدرسةالباقریة، مشهدالمقدسة، تراثنا، سال ۶، ش ۴ (شوال ـ ذیحجه ۱۴۱۱).
قزوینی، عبدالنبی بن محمدتقی، تتمیم امل الآمل، چاپ احمد حسینی، قم، ۱۴۰۷.
استاد تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب، طهران، بی‌نا، ۱۳۷۴ش

بازدید : 17
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 17:16


نماز آدینه مدینه

مرقد کنونی شهدای نزاع احد
مصعب بن عمیر اولیه کسی میباشد که در مدینه، نماز آدینه گذارد؛ وی برای فرستاده(ص) طومار نوشت و از آن حضرت اذن خواست تا با مسلمان ها مدینه نماز آدینه بگزارد، رسول(ص) اذن فرمود. وی اولیه توشه مسلمانها را در منزل سعد بن خیثمه گردآوری کرد و با دوازده بدن نماز آدینه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گزارد.[۱۰]

نبی آفریدگار دربین وی و ابو ایوب انصاری، عقد اخوت برقرار کرد.[۱۱] همینطور نقل شده میباشد پیامبر پروردگار فی مابین وی و سعد ابی وقاص و ذکوان بن عبدالقیس نیز عقد اخوت سرازیر رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۱۲]

نزاع بدر
در مبارزه بدر، درفش جبهه راست مسلمان‌ها به دست مصعب بن عمیر بود.[۱۳] در‌این نبرد زرارة بن عمیر اخوی مصعب اسیر مسلمان ها شد، گروهی از مصعب خواستند تا برادرش را آزاد نماید او در جواب اعلام کرد: فرمان داده‌ام دست‌های او‌را سفت ببندد، تا از مادرش که زن ثروتمندی میباشد، در قبال آزادیش فدیه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بگیرند.[۱۴]


زمانی دلی، رمانی در معاش مصعب
درگذشت
مصعب در مبارزه احد نیز درفش‌دار سپاه اسلام بود[۱۵] وقتی که گروهی از مسلمانها به عده غنائم روی آورند، معاند از این زمان استفاده نمود و از پشت رمز به مسلمان‌ها حمله نمود، ابن قمیئه لیثی به مصعب حمله کرد، دست راست اورا جدا نمود، در‌این هنگام دهانزد شد که نبی پروردگار به شهیدشدن رسیده میباشد، مصعب آیه ۱۴۴ سوره آل‌عمران را خواندن کرد. مصعب درفش را به دست چپ گرفت و ابن قمیئه دست چپ او‌را نیز جدا کرد، وی آن‌گاه درفش را به سینه چسباند، و با ضربه ابن قمیئه به شهیدشدن رسید.[۱۶] فرستاده قاتلش ابن قمیئه را نفرین کرد.[۱۷] فرستاده پروردگار بعداز نقطه نهایی مبارزه، کنار لاشه مصعب آمد و آیه ۲۳ سوره احزاب را که درباره شهیدان میباشد تلاوت نمود.[۱۸] زیرا چیزی خلا تا او‌را کفن نمایند، عبایی روی لاشه وی انداختند که تن مصعب را بدون نقص نمی‌پوشاند، رسول فرمود آن را روی سرش بکشید، پاهایش را با برگ گیاهی بپوشانید.[۱۹] زمانی که اصحاب لاشه او‌را می‌بردند فرستاده خاطرات پیشین را یادآور شد و فرمود:

«فراموش نمی کنم که تورا در مکه می‌دیدم، در حالی‌که هیچ کس لباس و راز و لباسی عالی از تو نداشت و امروز با راز خاک آلود در بردی پوشیده گردیده‌ای.»[۲۰]
سن وی هنگام شهیدشدن ۴۰ یا این که بیشتر مذکور میباشد.[۲۱] به دستور نبی آفریدگار(ص) وی به همپا برادرش ابو الروم بن عمیر، عامر بن ربیعه و سویبط بن حرمله در یک قبر به خاک ودیعه شدند.[۲۲]

حمنه دختر جحش،دختر عمه فرستاده(ص)، همسر وی بود که برای آب دادن به زخمی‌ها به حیطه احد آمده بود، وی ابعاد با طلحة بن عبیدالله تزویج کرد و محمد بن طلحة بن عبیدالله را به جهان آورد.[۲۳] رسول زمانی حمنه را روءیت کرد به وی فرمود: خوددار باش و اَجْرِ خویش را به اکانتِ آفریدگار گذار، زیرا حمنه سؤال میکرد برای چه کسی؟ فرستاده برای توشه نخستین و دوم اسم حمزه خالو وی و برادرش را اعلام کرد و حمنه آیه استرجاع را به لهجه آوردن و زیرا نبی برای رتبه سوم اعلام کرد: خوددار باش و اَجْرِ خویش را به اکانتِ معبود گذار و حمنه پرسید برای چه کسی؟ نبی فرمود برای همسرت مصعب! حمنه تا این را شنید: صدا زد وای بر غم اینجانب. رسول در‌این هنگام فرمود شوهر نزد زن جایگاهی داراست که هیچ کس ندارد.[۲۴]

مصعب بن عمیر در ادبیات داستانی
محمود حکیمی در اولِ دهه پنجاه خورشیدی، رمانی با تیتر تسلط‌زاده قهرمان نوشته و منتشر کرد. حکیمی درین کتاب داستان تاریخی، به معاش مصعب بن عمیر از آغاز تا شهید شدن میپردازد. این کتاب در سال ۱۳۹۳ به وسیله انتشارات به‌تکثیر در پوسته تیم «گنجینه حکیمی» مجددا به چاپ رسیده میباشد.

نوشته‌علمیٔ اساسی: هنگامی دلی
زمانی دلی رمانی به گویش فارسی میباشد که به گستردن زندگانی مصعب بن عمیر می پردازد. محمدحسن شهسواری این کتاب داستان را نوشته و در ۱۳۹۱ش چاپ گردیده‌است.

پانویس
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۴۷۳؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۹۸
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۴۰۵
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۴۷۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۴۰۵.

بازدید : 23
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:18

اَصحاب رَسّ، قومی که فرستاده خویش را در چاه انداختند. اصحاب رس گروهی معرفی گردیده‌اند که از پرستش خداوند رمز گشوده زدند و زنانشان به مساحقه می‌پرداختند. آفریدگار پیامبری برای هدایت آن‌ها ارسال کرد؛ اورا در چاه انداختند و به همین استدلال معبود آن ها را عذاب کرد. درباره فرصت و جای معاش این مجموعه، و همینطور اسم رسول آن‌ها، اختلاف وجود مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داراست.

در قرآن
قرآن از اصحاب رس، در کنار اقوامی زیرا عاد، ثمود و خاندان نوح ذکر شده میباشد: كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّ‌سِّ وَثَمُودُ[ق–۱۲] بنابر نشانه‌ها قرآن، اصحاب رس از پرستش آفریدگار سرباز زده و به عذاب وی گرفتار شدند.[۱] بعضی کتاب‌های تفسیری ماجرا اصحاب رس را با آیه ۴۵ سوره حج فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَویِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ ترجمه:و چه بسيار شهرها را -كه ستمكار بودند- هلاكشان كرديم و [فعلا] آن [شهرها] سقفهایش فرو ریخته میباشد، و [چه بسیار] چاههاى متروک و کوشکهاى افراشته را رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد است.[۲]

استدلال نامگذاری
رس واژه و کلمه‌ای سامی میباشد و در گویش‌های آرامی و عِبْری به معنای شکافتن و شکستن به عمل می‌رفته[۳] و در گویش عربی نیز به معنای شکافتن، حفر کردن و چاه به شغل رفته میباشد. آورده شده مراد از آن در اصطلاح قرآنی چاه میباشد[۴] و اصحاب رس قومی‌ بودند که نبی خویش را در چاه انداختند. همینطور رس اسم دیار، کوه، نهر[۵]، طایفه و قوم و قبیله نیز مذکور آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۶]

ماجرای اصحاب رس
درباره اینکه اصحاب رس چه گروهی بوده‌اند، احادیث مختلفی وجود دارااست:

داستان اولیه
در روایتی از حضرت علی(ع)، اصحاب رس قومی معرفی گردیده‌اند که بعداز سلیمان پیامبر می‌زیسته‌اند آن ها درخت صنوبری را می‌پرستیدند. آورده شده این درخت را یافث بن نوح در کنار رودی به اسم روشاب نشانده بود که کسی اذن نوشیدن و به کار گیری از آن آب را نداشت. سالانه در روز ها عید آن بستگان به گرد آن درخت می‌آمدند و به شاخه‌های آن پارچه‌های متعدد می‌بستند و آن‌گاه به دعا، تضرع و قربانی کردن می‌پرداختند. بعد از آن شیطان می‌آمد و شاخه‌های درخت را جنبش می‌بخشید و از انجام آن ها اظهار خشنودی میکرد. اصحاب رس هم به عیش و نوش مثلا مساحقه می‌پرداختند. آفریدگار نوه یهودا پسر یعقوب را به پیامبری این خاندان ارسال کرد تا هدایت‌شان نماید ولی آنها به وی ایمان نیاوردند و به آزار رسانی وی دست زدند. بعداز دعای رسول، درخت کم آب شد و قبیله رس فرستاده را فاسق و تقصیر کار دانسته و اورا در چاه انداختند این شغل غضب معبود را به دنبال داشت، ابر و بادی ارسال کرد و زمین را برایشان زیرا حریق داغ کرد و آن ها همانند آهن ذوب شدند.[۷]

داستان دوم
در مجموعه‌ای از احادیث، زیستگاه اصحاب رس، حضرموت یمن و پیامبرشان حنظلة بن صفوان مذکور که عموم آن دیار به مساحقه می‌پرداختند. حنظله سعی می کرد تا آنها‌را از این سیرتکامل ایفا گشوده دارااست ولی آن‌ها به آزار رسانی وی پرداختند و اورا در چاه انداختند، خدا سیل عرم را نازل کرد.[۸] بیان شده در قبر حنظله مِس‌نوشته‌ای پیدا گردیده که بر آن از لهجه حنظله مندرج که او رسول آفریدگار بوده و برای حمیر، عریب و عزیز از اهل یمن مبعوث گردیده، البته آنان او‌را کشتند.[۹] در بعضا از این احادیث زنی به اسم دِلهاث دختر ابلیس، مساحقه را به زنان آن خویشان فراگیری می‌داده و آنها‌را به اجرا آن ترغیب می‌نموده است.[۱۰]

قصه سوم
بر شالوده روایتی از پیامبر آفریدگار که محمد بن کعب بن قرظی آن را داستان نموده است؛ پروردگار برای قومی پیامبری ارسال کرد که با تکذیب آن‌ها روبه‌رو شد. آن ها نبی خداوند را در چاهی انداختند و بر درِ چاه سنگ بزرگی گذاشتند. در آن دیار غلامی می‌زیست که با انباشته کردن هیزم تامین زندگی میکرد. وی به آن فرستاده ایمان آورده بود و هر روز آب و خوراکی برای رسول در چاه فرو می‌ارسال کرد روزی در ادامه توده‌آوری هیزم بود، که خواب بر وی پیروز شد و به امر آفریدگار ۱۴ سال در خواب ماند زمانی که بیدار شد گمان کرد تنها ساعتی خواب بوده میباشد بعد طعامی را مهیا کرد و بر رمز چاه رفت البته از رسول خبری خلا. مطابق این حدیث، زمانی که وی در خواب بود خداوند عذابی بر قومش نازل کرده بود و آنها از کرده خویش منصرف گردیده و رسول را آزاد کردند.[۱۱]

برخی از مفسران اصحاب رس را اصحاب اخدود، و رس را اُخدود دانسته‌اند.[۱۲] آورده شده گروهی زیرا کعب الاحبار و مقاتل، رس را اسم چاهی در انطاکیه دانسته‌اند که اصحاب مؤمن آل یاسین، حبیب نجار و مؤمن آل یاسین را کشتند و در آن انداختند.[۱۳]

همینطور اصحاب رس، طایفه‌ای از ثمود[۱۴] و اعراب بادیه از خویشاوندان حضورا که پیامبرشان شعیب بن ذی مهرع بوده[۱۵] دانسته گردیده‌اند. در بعضا احادیث اصحاب رس، چادرنشین و دام‌پرور معرفی گردیده و از شعیب تحت عنوان فرستاده آن ها خاطر گردیده است.[۱۶]

بازدید : 14
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 14:53

آورده شده بهتان از مصادیق لاف میباشد به‌برهان اینکه تهمت وقتی میباشد که فردی دروغی را به دیگری نسبت دهد درحالی‌که آن فرد به آن لاف و نسبت راضی وجود ندارد البته لاف در مقایسه با بهتان عام میباشد یعنی هم معنایی که در بهتان به عمل می‌رود را دربرگیرنده می گردد و هم اینکه فرد ممکن میباشد راجع به خودش دروغی را بسازد (عمدی یا این که سهوی)؛ چه راضی به دروغش باشد یا این که نباشد.[۳۳] براین اساس فردی که داعیه می‌نماید کاری را ایفا داده یا این که نداده میباشد می‌اقتدار بیان کرد وی دروغگو میباشد ولی هیچ‌وقت نمی‌اقتدار به اینگونه فردی مُفتَر (بهتان زن) اعلام‌کرد چراکه این فرد به اینگونه نسبت‌دادنی راضی گردیده است درحالی‌که در بهتان رضایت نداشتن فرد گزینه تهمت شرط مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۳۴]

در کتاب «المؤسوعة الفقهیه» در ذکر تفاوت معنایی افترا و تهمت آمده میباشد که بهتان اعم از افترا میباشد چراکه در‌حالتی که تهمت در حضور فرد مستمع‌اش گفته گردد با مقصود برنده شدن بر او میباشد بخلاف تهمت که فرقی نمی‌نماید که آن مقصود در حضور فرد دنبال خواهد شد و یا این که در غیابش.[۳۵] به نظریه علامه طباطبایی، (۱۲۸۱- ۱۳۶۰ش)، در کتاب المیزان، افترا به عبارتی افتراست و در‌صورتی‌که آن را افترا می‌نامند بدین‌عامل میباشد فردی که گزینه بهتان واقع گردیده است را مبهوت و گیج می‌نماید.[۳۶] سید عبدالحسین دستغیب، شهید محراب، در تقسیم‌بندی اشکال تهمت، بهتان را یکی گونه های افترا قرار داده میباشد و آن را از بدترین نوع افترا در حق افراد رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میداند.[۳۷]

حکم و مجازات دینی تهمت
تهمت حرام و مثلا گناهان کبیره شناخته شد‌ه‌است[۳۹] که موجب هتک حیثیت و شرافت اشخاص جامعه میگردد.[۴۰] علامه طباطبایی در تحت آیه ۵۸ سوره احزاب، بهتان و افترا را مثلا گناهانی می داند که عقل بشر، پلیدی آن را سوای نیاز به صدور نهی از جانب آفریدگار شعور می‌نماید.[۴۱] سید ابوالقاسم خویی، (۱۲۷۸ش-۱۳۷۱ش)، آیه ۳۳ سوره اعراف[یادداشت ۲] را ادله بر حرام و گناه بودن بهتان می داند که خدا در قرآن این‌سیرتکامل گناهان را با تیتر زشتی و بی عفتی حافظه نموده است.[۴۲] خویی همینطور بهتان را به‌تیتر یک کدام از دلایل حرام بودن برگشت به کاهن و ترتیب تاثیر دادن به گفته‌های او آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میداند.[۴۳]

به نظریه سید مجتبی نورمفیدی، مُدرِّس و پژوهشگر حوزه علمیه قم، ادله بر حرام بودم تهمت و تشریع در آئین[یادداشت ۳] آیه ۱۴۴ سوره انعام،[یادداشت ۴] آیه ۹۴ سوره آل عمران[یادداشت ۵] و آیه ۵۹ سوره یونس[یادداشت ۶] میباشد.[۴۴] او اعتقاد دارد بهتان درین آیه‌ها در حالتی که به معنای استناد حکمی به خداوند باشد که اعتقاد وجود داراست که اینگونه حکمی از سوی پروردگار نیامده میباشد، و همینطور عباراتی که در‌این آیه ها به‌فعالیت‌رفته میباشد نظیر «إِنَّ اللَّهَ لَا يهَْدِى الْقَوْمَ الظَّلِمِين» و «فَأُوْلَئكَ هُمُ الظَّالِمُون» عامل بر حرام بودن تهمت و تشریع در آئین میباشد.[۴۵]

مجازات فقهی تهمت
امام راست گو(ع):
هرکسی که بر ضرروزیان مؤمنی حرفی زند و قصدش از این کلام این باشد که اورا بدچهره و زشت نماید و وجاهت اجتماعی او‌را از میان چیره شود، برای اینکه او‌را از دیده عموم بیندازد، معبود اورا از هواخواهی و دوستی خودش بیرون می‌نماید و در مدد شیطان قرار می دهد، شیطان هم اورا قبول نمی‌نماید.

کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۵۸.

تهمت در صحبت فقها مطلق نسبت دادن لاف به دیگری میباشد که ممکن میباشد مجازات دینی آن یکی موردها تحت باشد:

ثبوت حد: و آن در صورتیکه میباشد که قضیه آیتم تهمت از موردها ثبوت حد باشد نظیر بهتان به زنا یا این که لواط که از آن به قذف تفسیر مى خواهد شد.[۴۶] در احادیث اسلامی بهتان متساوی قذف میباشد[۴۷] و حد آن هشتاد ضربه شلاق میباشد.[۴۸] مستند این حکم حدیثی از امام باقر(ع) آورده شده میباشد.[۴۹]
ثبوت تعزیر: بهتان بر مؤمنین، حرام و استدلال فقاهتی بر کبیره بودنش اجماع فقها گفته شده میباشد.[۵۰] حد بهتان بر مؤمن در صورتی از مواقعی نباشد که موجب ثبوت حد میباشد نظیر قذف به زنا، تعزیر میباشد.[۵۱] همینطور در احادیث نقل شده میباشد که در حالتی که کسی کافری (کافر ذمی) را قذف نماید، حدی بر قذف کننده سرازیر نمی شود ولی تعزیر میشود.[۵۲] فقها نیز در ذکر حکم حالت مقذوف (کسی‌که گزینه بهتان واقع گردیده) این حدیث را عامل حکمِ فقاهتی خود قرار داده‌اند.[۵۳]
فسخ شدن روزه: بنابر لحاظ گروهی از فقیهان، لاف‌بستن به‌ پروردگار، نبی خداوند(ص) و ائمه(ع)[۵۴] و همینطور حضرت زهرا(س) و بقیه پیامبران و جانشینان آنان[۵۵] درحال روزه، موجب فسخ شدن روزه میباشد.[۵۶]

بازدید : 17
شنبه 21 تير 1404 زمان : 13:59

مرتضی مطهری (۱۲۹۸ـ۱۳۵۸ش) مشهور به شهید مطهری و استاد مطهری، اسلام‌شناس شیعه، استاد فلسفه و کلام اسلامی و از رهبران فکری انقلاب اسلامی ایران بود.مطهری از شاگردان علامه طباطبایی، امام خمینی و آیت‌الله بروجردی بود و پیش از انقلاب اسلامی، در دفاع از اندیشه‌ اسلامی به مقابله با جریان‌های سوسیالیستی و لیبرالی و نیز افکار التقاطی می‌پرداخت. اندیشه‌ها و نظریات او در قالب مجموعه آثار منتشر شده است. برخی آثارش مانند داستان راستان و نظام حقوق زن در اسلام به زبان‌های مختلفی ترجمه شده است. روزآمدسازی مفاهیم اسلامی و تبیین اندیشه‌های اسلامی از ویژگی‌های آثار مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد اوست.

مطهری از بنیان‌گذاران حسینیه ارشاد بود و پس از انقلاب اسلامی تا زمان شهادت، ریاست شورای انقلاب را با عهده داشت. وی در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ توسط گروه فرقان ترور شد. سالروز شهادتش به عنوان روز معلم در ایران گرامی داشته می‌شود. مرتضی مطهری فقیه، متفکر، فیلسوف، اسلام‌شناس[۲۳] و از رهبران فکری انقلاب اسلامی ایران بود.[۲۴] از او بیشتر با عناوین استاد مطهری و شهید مطهری یاد می‌شود.[۲۵] آیت‌الله خامنه‌ای معتقد است مطهری با نیت خالص و درک نیازهای زمان خود به فعالیت‌های علمی و اجتماعی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌پرداخت.[۲۶]

وی در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ش/۱۲ جمادی‌الاول ۱۳۳۸ق، در فریمان از توابع مشهد به دنیا آمد.[۲۷] پدرش محمدحسین مطهری، شاگرد آخوند خراسانی[۲۸] از روحانیون شناخته‌شده و مورد احترام نزد مردم فریمان بود.[۲۹] مطهری در سال ۱۳۱۱ش در حوزه علمیه مشهد مشغول به تحصیل شد.[۳۰] او در سال ۱۳۱۶ش به قم رفت و حدود ۱۵ سال با حسینعلی منتظری، هم‌مباحثه‌ بود.[۳۱] مطهری در درس استادانی همچون آیت‌الله بروجردی، امام خمینی و علامه طباطبائی شرکت می‌کرد.[۳۲] سید محمد حجت کوه‌کمری، سید محمد محقق داماد، سید احمد خوانساری، میرزا علی‌آقا شیرازی و سید محمد بهشتی از دیگر استادن و افراد تأثیرگذار بر او معرفی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شده‌اند.[۳۳]

تدریس در قم و تهران
مطهری در سال ۱۳۳۱ش به تهران رفت و در مدرسه سپهسالار[۳۴] و مروی به تدریس پرداخت. از سال ۱۳۳۴ش تدریس در دانشکده الهیات دانشگاه تهران را آغاز کرد.[۳۵] به گفته برخی پژوهشگران فعالیت اصلی‌اش در دانشگاه مقابله فکری با جریان‌های سوسیالیستی، لیبرالی و التقاطی بود.[۳۶]

بازنشستگی اجباری از دانشگاه
گفته شده در سال ۱۳۵۵ش پس از ۲۰ سال تدریس[۳۷] به دلیل مخالفت با یک استاد کمونیست، به صورت اجباری از دانشگاه بازنشسته شد.[۳۸] مطهری به توصیه امام خمینی هفته‌ای دو روز برای تدریس به حوزه علمیه قم می‌رفت.[۳۹]

معرفی و جایگاه
گاه‌شمار زندگی شهید مرتضی مطهری
۱۳ بهمن در سال ۱۲۹۸ش تولد در شهر فریمان از توابع مشهد[۱]
سال ۱۳۱۱ش تحصیل علوم دینی در مشهد و فراگیری ادبیات عرب، منطق‌ و ... .[۲]
سال ۱۳۱۵ش هجرت به قم[۳]
از سال ۱۳۱۹ش تا سال ۱۳۳۱ش حضور در درس امام خمینی (۱۲سال)، آیت‌الله بروجردی، علامه طباطبایی و دیگران. تدریس کتاب‌های مختلف.[۴]
سال ۱۳۳۱ش ازدواج[۵]؛ مهاجرت از قم به تهران، تدریس در مدرسه سپهسالار و مدرسه مروی[۶]
سال ۱۳۳۲ش انتشار جلد اول اصول فلسفه و روش رئالیسم[۷]
۱۳۳۳ش آغاز تدریس در دانشگاه تهران[۸]
۱۳۳۴ش برنده جایزه سلطنتی‌ به‌جهت نگارش کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم‌.[۹]
سال ۱۳۳۷ش سخنرانی در انجمن اسلامی پزشکان که به مدت ۲۰ سال هر دو هفته یک بار انجام شد.[۱۰]
سال ۱۳۴۲ش بازداشت در قیام ۱۵ خرداد و آزادی پس از ۴۳ روز[۱۱]
سال ۱۳۴۳ش عضویت در جامعه روحانیت مبارز [۱۲]
سال ۱۳۴۴ش دریافت جایزه یونسکو به خاطر انتشار دو جلد کتاب داستان راستان[۱۳]
سال ۱۳۴۵ش انتشار مقالات «نظام حقوق زن در اسلام‌» در مجله زن روز[۱۴]
سال ۱۳۴۶ش بنیانگذاری حسینیه ارشاد به همراه سیدعلی شاهچراغی و محمد همایون[۱۵]
سال ۱۳۴۸ش سخنرانی در روز عاشورا علیه صهیونیسم در حسینیه ارشاد که منجر به دستگیری وی شد.[۱۶]
سال ۱۳۴۹ش کناره‌گیری رسمی از حسینیه ارشاد[۱۷]
سال۱۳۵۱ش شروع تدریس فلسفه و معارف در قم در پایان هر هفته به مدت دو روز[۱۸]
سال ۱۳۵۴ش ممنوع‌المنبر شدن از سوی ساواک[۱۹]
سال ۱۳۵۴ش شروع به تدریس خصوصی شرح منظومه تألیف ملاهادی سبزواری برای اساتید دانشگاه[۲۰]
سال ۱۳۵۷ش ملاقات با امام خمینی در پاریس و مسئولیت تشکیل شورای انقلاب اسلامی از طرف امام خمینی.[۲۱]
۱۱ اردیبهشت به سال ۱۳۵۸ش شهادت[۲۲]
نبو

مطهری در کنار امام خمینی هنگام بازگشت از پاریس
فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

دستخط مرتضی مطهری در زندان موقت شهربانی؛۱۵ خرداد ۱۳۴۲
مرتضی مطهری، چهره‌ای فرهنگی و فکری با پایه‌های فلسفی-فقهی شناخته می‌شود.[۴۰] در عین حال در مبارزات انقلابی در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی ایران حضور فعال داشت و در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ دستگیر شد.[۴۱] مطهری از سوی امام‌خمینی به رهبری هیئت‌های موتلفه اسلامی منصوب شد.[۴۲]

پس از تبعید امام خمینی به ترکیه، مطهری با سخنرانی در مساجد و انجمن‌های اسلامی به مبارزه علیه حکومت پهلوی ادامه داد[۴۳] و به همین دلیل در سال ۱۳۵۳ش، ممنوع‌المنبر شد.[۴۴]

او از بنیان‌گذاران جامعه روحانیت مبارز تهران بود[۴۵] به گفته واعظ‌زاده خراسانی، طرح ایدئولوژی اسلامی، سازمان‌دادن و پیوند میان جامعه روشنفکران و روحانیت مبارز از اقدامات او بود.[۴۶]

در سال ۱۳۵۶ش، مطهری نقش محوری در برگزاری مراسم چهلم سید مصطفی خمینی داشت.[۴۷] پس از انتقال امام خمینی به پاریس، به دیدار امام خمینی رفت و از سوی او مسئولیت تشکیل شورای انقلاب شد. همچنین در بازگشت امام خمینی به ایران در سال ۱۳۵۷ش، مطهری ریاست کمیته استقبال را بر عهده داشت و پیش از سخنرانی امام خمینی در بهشت زهرا، سخنانی کوتاه ایراد کرد.[۴۸]

راه‌اندازی حسینیه ارشاد
مرتضی مطهری در سال ۱۳۴۶ش به همراه گروهی از همفکران خود، حسینیه ارشاد را تأسیس کرد[۴۹] و به دلیل همکاری با آن توسط ساواک بازداشت شد.[۵۰]

دیدگاه‌ها
برخی از دیدگاه‌های مطهری عبارتند از:

ولی‌فقیه ناظر اجرای احکام است
رهبری جامعه اسلامی مبتنی بر نظارت فقیه بر اجرای قوانین اسلام است نه تصدی مستقیم حکومت توسط او.[۵۱]

فرهنگ اسلامی
مطهری معتقد بود فرهنگ اسلامی باید در تمام ابعاد زندگی انسان نمایان شود[۵۲] همچنین انحرافات فرهنگ غربی بر پایه تفکر اسلامی اصلاح شود.[۵۳]

تحریفات عاشورا
در نقد تحریفات عاشورا، کتاب حماسه حسینی را نوشته و روایاتی مانند عروسی قاسم را رد کرده است.[۵۴]

مسئله حجاب
از نظر مطهری، در دیدگاه اسلام مردان تنها در چارچوب خانواده و با پایبندی به تعهدات شرعی و قانونی، می‌توانند از همسران خود بهره ببرند و هرگونه بهره‌کشی از زنانِ خارج از این دایره ممنوع است. همچنین، زنان باید از مشارکت در اموری که به مردانِ بیگانه (نامحرم) کمک می‌رساند، پرهیز کنند.[۵۵]

موضع‌گیری علیه صهیونیسم و حمایت از آوارگان فلسطین
سخنرانی مطهری در عاشورای ۱۳۴۸ش علیه صهیونیسم منجر به دستگیری‌اش توسط ساواک شد.[۵۶] همچنین او در سال ۱۳۴۹ش به خاطر دعوت به جمع‌آوری کمک برای آوارگان فلسطینی دستگیر شد.[۵۷]

اختلاف‌نظر با شریعتی
او در سال ۱۳۴۹ش، به دلیل اختلاف‌نظرهای فکری با علی شریعتی، از همکاری با حسینیه ارشاد کناره‌گیری کرد.[۵۸] سید هادی خسروشاهی تاریخ‌نگار شیعه‌ گفته است مهمترین اختلاف مطهری و شریعتی در مورد فلسفه تاریخ بوده است.[۵۹] به نقل از علی احمدی میانجی فقیه شیعه مطهری گفته است آمریکا برای ترویج اسلام منهای روحانیت کسی بهتر از شریعتی را پیدا نکرده است.[۶۰]

بازدید : 14
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 11:46


عُمَر بن خَطّاب بن نُفَیل (۱۳ عام‌الفیل - ۲۳ق) از صحابه رسول اکرم(ص) و خلیفه دوم مسلمان‌ها (خلافت:۱۳ - ۲۳ق) میباشد. وی به وصیت خلیفه اولیه به خلافت رسید و حدود ده سال مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد حکومت کرد.
قدمت در سال ششم یا این که نهم بعثت، اسلام را عهده دار شد. منابع اهل‌سنت، مسلمان شدن او‌را سبب ساز تقویت اسلام و مسلمان‌ها دانسته‌اند. قدمت در غزوات زمان نبی کمپانی داشت و در نبرد احد و حنین اسم وی جزو فرارکنندگان از میدان جنگ مذکور میباشد. یکی دختران قدمت به اسم حفصه با نبی(ص) ت رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد زویج کرد.

در عصر خلافت قدمت، فتوحات توسعه یافت و مرز و بوم‌های اکثری در شامات، عراق و کشور ایران به تصرف مسلمان‌ها درآمد و بیت‌المال احداث شد و با توصیه امام علی(ع)، سفر رسول تحت عنوان مبدأ تاریخ اسلامی گزینش آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شوید.

قدمت در ذی‌الحجه سال ۲۳ هجری به دست فیروز نهاوندی، مشهور به ابولؤلؤ در مدینه ترور شد و سه روز سپس درگذشت. وی پیش از مرگ شورایی شش نفره برای گزینش خلیفه بعد از خویش ساخت که به تعیین عثمان انجامید.

در نزد اهل سنت، قدمت بن خطاب منزلت بالایی داراست و بعضا از اقدامات وی برای آن‌ها جنبه فقاهتی پیدا نموده است. در منابع سنی احادیث فراوانی در مدح قدمت اورده شده و به وی کنیه فاروق داده و اورا یکی‌از عشره مبشره شمرده‌اند. آنان بر این باورند که مسلمان شدن قدمت که شخصیتی تندخو و خشن داشت، رده مسلمان ها در مکه را تقویت نموده است. منابع اسلامی معاش زاهدانه قدمت را ستوده‌اند.

برخی موضع ها قدمت آیتم عیب گیری شیعه ها بوده میباشد مثلا اینکه با وجود توصیه فرستاده به جانشینی علی بن ابی‌طالب(ع)، قضیه را برای خلافت ابوبکر مهیا کرد و زمانی برای بیعت تصاحب کردن از امام علی(ع)، به منزل فاطمه(س) رفت، ارعاب کرد منزل را به حریق خواهد کشید. در طی حیات پیامبر معبود(ص) نیز قدمت مواضعی مغایر رسول داشته میباشد، به عنوان مثال در صلح حدیبیه، ماجرای مداد و دوات و نپیوستن به سپاه اسامه. قدمت در عصر خلافت خویش، سیاست بازداشتن تدوین روایات فرستاده را دنبال کرد و به گفته بخش اعظمی از نویسندگان شیعه، هدفش این بود که از انتشار فضیلت ها امام علی(ع) خودداری نماید. وی همینطور در عصر حکومتش بدعت‌هایی گذاشت برای مثال تحریم متعه حج و متعه زنان، حذف «حی علی نه العمل» از اذان و به جماعت تلاوت نماز تراویح.

منزلت
قدمت بن خطاب از اصحاب نبی(ص)[۱] و دومی خلیفه مسلمان ها[۲] میباشد. اهل سنت به سیره قدمت اهتمام فراوان دارا‌هستند و بعضی از اقدامات وی برای آنها جنبه دینی پیدا نموده است.[۳] در احادیث اهل سنت، قدمت یکی عشره مبشره شمرده شد‌ه‌است.[۴] جایگاهی که احادیث اهل سنت برای قدمت تصویر کرده‌اند در حدود نبوت میباشد.[۵] مبنی بر این قبیل احادیث، که به «موافقات قدمت» معروف میباشد، در مواقعی که لحاظ قدمت با لحاظ نبی خداوند(ص) مخالف بوده، آیاتی از قرآن در تأیید حیث قدمت نازل گردیده است.[۶] از خویش قدمت نیز نقل شد‌ه‌است که خویش را هم‌ستون نبی می‌دانست.[۷] سیوطی در «تاریخ الخلفاء» احادیث فراوانی در مدح قدمت نقل کرده[۸] و معاش زاهدانه قدمت و طاقت فرسا‌گیری بر خویش در غذا و پوشاک در منابع اهل سنت ثنا شد‌ه‌است.[۹] بنابر نقل ابن کثیر، مورخ و مفسر سنی قرن هشتم هجری، روایتی در صحیحین اهل سنت به رسول(ص) منسوب شده که بر پایه ی آن، قدمت مُحَدَّث (هر که ملائکه با وی حرف می گویند) بوده میباشد.[۱۰]

برخی موضع ها قدمت، خصوصا موضع ها وی بعداز رحلت رسول(ص) و بعضا اقدامات وی در عصر حکومتش آیتم عیب گیری شیعه‌ها قرار گرفته میباشد، برای مثال عملکرد برای به خلافت رساندن ابوبکر، (برخلاف پیشنهاد رسول در اتفاق غدیر و غیر آن درباره جانشینی امام علی(ع) بعد از خویش)[۱۱] ترساندن به حریق زدن منزل حضرت زهرا(س)،[۱۲]، ساخت بدعت‌هایی در آیین[۱۳] و همینطور مخالفت با لحاظ نبی در ماجرای صلح حدیبیه،[۱۴] ماجرای مداد و دوات[۱۵] و ماجرای سپاه اسامه.

زندگینامه
قدمت بن خطاب بن نُفَیل در سال ۱۳ پس از عام‌الفیل (۴۰ سال قبل از مسافرت[۱۶]) در مکه چشم به جهان گشود.[۱۷] لقب‌ وی ابوحفص بود.[۱۸] به گفته طقوش، تالیف کننده لبنانی، قدمت از تیره بنی‌عدی بود که از حیث رده، به قبایلی همانند بنی‌هاشم نمی‌رسید.[۱۹] بنابر نقل مقریزی، تاریخ‌نگار مصری قرن نهم هجری، قدمت از احاطه قریش به شمار می‌آمد و در زمان نا آگاهی، سفیر قریش در نبرد‌ها بود.[۲۰]

اهل سنت کنیه فاروق را برای قدمت به فعالیت برده‌اند. به گفته طبری، تاریخ‌نگار قرن ۳ و ۴ هجری، درباره اینکه چه کسی نخستین دفعه قدمت را فاروق نامیده اختلاف میباشد: برخی گفته‌اند رسول و بعضی گفته‌اند آغاز اهل کتاب اینگونه لقبی به قدمت دادند و آن‌گاه مسلمانها از آن ها تاسی کردند.[۲۱]در احادیث شیعه و بعضی احادیث اهل سنت آمده میباشد که فرستاده آفریدگار(ص) این کنیه را برای امام علی(ع) به عمل برده میباشد.[۲۲][۲۳]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 461
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 104
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 109
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 105
  • بازدید ماه : 337
  • بازدید سال : 3040
  • بازدید کلی : 29304
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی