روزگار حسنین(ع): ابن عباس عشق و ارادت ویژه ای به حسنین داشت. زیرا آنان می خواستند بر مرکب سوار شوند پای رکاب را می گرفت.[۲۸] بعد از شهید شدن امام علی(ع) عموم را به بیعت با امام حسن(ع) فرا می خواند. زمانی که خطبه امام حسن(ع) تمام شد، ابن عباس در حضور وی ایستاد و اعلامکرد: «ای عموم! این فرزند پیامبرتان و جانشین امامتان میباشد؛ با وی بیعت فرمایید...».[۲۹] چندی آنگاه معاویه برای تحریک وی به کودتا بدو طومارای نوشت و اورا به خلافت سزاوارخیس خواند البته ابن عباس پاسخ بخشید: عموم با هر کس خوب از وی میباشد بیعت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کردهاند.[۳۰]
در تشییع امام حسن(ع)، که بنیامیه از دفن وی در کنار مرقد رسول دوری کردند، ابن عباس با مروان بن حکم صحبت خاطرنشان کرد و بازدارنده از زد خورد در میان بنیهاشم و بنیامیه شوید.[۳۱] بن عباس از اصحاب امام حسین(ع) نیز بوده میباشد. وی هنگام جنبش آن حضرت به عراق در مکه ماند. دو توشه با امام ملاقات نمود و اورا از مسافرت به عراق بخصوص کوفه بر حذر رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشت.[مستلزم منبع] [۳۲]
ابن عباس و حادثه کربلا
بیان شده ابن عباس در اتفاق کربلا حضور نداشت. به گفته نویسندگان کتاب مقتل جامع سیدالشهدا، از تمام سندها و شواهد تاریخی برمیآید که انگیزه مهم عدم حضور او در کربلا، نابینایی وی بود. اکثری از منابع تاریخی نوشتهاند که ابن عباس در اواخر قدمت و قبل از اتفاق کربلا نابینا شد. شواهدی نیز بر نابینایی او گفته شده میباشد.[۳۳] در بعضی از منابع آمده که ابن عباس در ملاقات با امام حسین(ع)، استعداد خویش را برای اجرای اوامر امام گفت؛ ولی امام به وی فرمود: تو خیرخواه هستی. به مدینه برو و رویدادها و خبر ها آنجا را برای اینجانب گزارش آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کن.
[۳۴]براساس بعضی گزارشها ابن عباس در جواب به ملامت کنندگانش که چرا در کربلا حضور نداشته گفته که یاران حسین اشخاص خاصی بودند که کم و بیش نمیشدند و ما از پیشین آن ها را میشناختیم شعرانی دراین باره این نظر را دارد که در حالتی که ابن عباس تقصیر کار باشد این سخنش بهانه تقصیر وی نمیشود چون پروردگار اسم همگی کافران و فاسقان را از پیش میداند و دانش آفریدگار مایه تحمیل بندگان وجود ندارد و اين به عبارتی شبهه اهل جبر میباشد كه گفتند: مى میل کردن اینجانب حق ز ازل مىدانست\\\\ گر مى نخورم دانش آفریدگار جهل بود [۳۵]
روزگار بنیامیه ابن عباس در حین معاویه از بیعت با یزید جلوگیری کرد[۳۶] اما بعد ها با وی بیعت کرد[۳۷]. معاویه چنان از وی بیزار بود که اورا در کنار اسم علی و صاحب و مالک اشتر لعن میکرد.[۳۸]
ابن عباس با عبدالله بن زبیر بیعت نکرد.[۳۹] نیروهای مختار وی و محمد حنفیه را از زندان ابنزبیر رهایی دادند. وی آنگاه به طایف رفت و در ۶۸ق درگذشت و محمد حنفیه بر وی نماز گذارد.[۴۰]
جایگاه علمی
در بعضی روایات آمده که فرستاده، علاوه بر دعا برای ابن عباس، از خداوند مراد میباشد که دانش تأویل قرآن را به او بیاموزد.[۴۱]
ابن عباس مشهورترین مفسر قرآن در قرن اولیه هجری قمری میباشد. وی میگوید: اینجانب دانش تعبیر را وامدار علی بن ابی طالب هستم. آنچه اینجانب میدانم در قبال دانش وی چونان قطرهای در قبال اقیانوس میباشد.[۴۲] منزلت علمی وی چنان بود که میان صحابه و تابعین هنگام اختلاف در تعبیر قرآن حرف او را مقدم میداشتند.[۴۳]
مجاهد طریق تفسیری ابن عباس را مدرسه تفسیری مکه می نامد.[۴۴] او نخستین کس بود که برای توضیح مفردات قرآن شواهدی از اشعار دیرین عرب میآورد.[۴۵] ذهبی اورا از بزرگان منابع فقه، حدیث، تعبیر معرفی نموده است.[۴۶]
به گفته ذهبی و زرکلی ابن عباس ۱،۶۶۰ حدیث نقل نموده است.[۴۷] که بخاری ۱۲۰ حدیث و مسلم ۹ حدیث از او نقل کردهاند. نصیب بزرگی از احادیث پیشبینی خلافت بنیعباس به وی منسوب میباشد.[۴۸]
ابن عباس از فرستاده(ص)، علی(ع)، قدمت، معاذ بن جبل و ابوذر ماجرا نموده است.[۴۹] اشخاص اکثری از وی قصه کردهاند برای مثال:
علی بن حسین
عبدالله بن قدمت
انس بن صاحب و مالک
ابوالطفیل
ابو امامه بن سهل و آسان بن حنیف
کثیر بن عباس
علی بن عبدالله بن عباس
عکرمه
وهب بن منبه
عروة بن زبیر
سعید بن مسیب
عمرو بن دینار
مجاهد
عبید بن عمیر
محمد بن کعب
عبیدالله بن عبدالله بن عتبة
سلیمان بن
روزگار حسنین(ع): ابن عباس عشق و ارادت ویژه ای به حسنین داشت. زیرا آنان می خواستند بر مرکب سوار شوند پای رکاب را می گرفت.[۲۸] بعد از شهید شدن امام علی(ع) عموم را به بیعت با امام حسن(ع) فرا می خواند. زمانی که خطبه امام حسن(ع) تمام شد، ابن عباس در حضور وی ایستاد و اعلامکرد: «ای عموم! این فرزند پیامبرتان و جانشین امامتان میباشد؛ با وی بیعت فرمایید...».[۲۹] چندی آنگاه معاویه برای تحریک وی به کودتا بدو طومارای نوشت و اورا به خلافت سزاوارخیس خواند البته ابن عباس پاسخ بخشید: عموم با هر کس خوب از وی میباشد بیعت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کردهاند.[۳۰]
در تشییع امام حسن(ع)، که بنیامیه از دفن وی در کنار مرقد رسول دوری کردند، ابن عباس با مروان بن حکم صحبت خاطرنشان کرد و بازدارنده از زد خورد در میان بنیهاشم و بنیامیه شوید.[۳۱] بن عباس از اصحاب امام حسین(ع) نیز بوده میباشد. وی هنگام جنبش آن حضرت به عراق در مکه ماند. دو توشه با امام ملاقات نمود و اورا از مسافرت به عراق بخصوص کوفه بر حذر رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشت.[مستلزم منبع] [۳۲]
ابن عباس و حادثه کربلا
بیان شده ابن عباس در اتفاق کربلا حضور نداشت. به گفته نویسندگان کتاب مقتل جامع سیدالشهدا، از تمام سندها و شواهد تاریخی برمیآید که انگیزه مهم عدم حضور او در کربلا، نابینایی وی بود. اکثری از منابع تاریخی نوشتهاند که ابن عباس در اواخر قدمت و قبل از اتفاق کربلا نابینا شد. شواهدی نیز بر نابینایی او گفته شده میباشد.[۳۳] در بعضی از منابع آمده که ابن عباس در ملاقات با امام حسین(ع)، استعداد خویش را برای اجرای اوامر امام گفت؛ ولی امام به وی فرمود: تو خیرخواه هستی. به مدینه برو و رویدادها و خبر ها آنجا را برای اینجانب گزارش آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کن.
[۳۴]براساس بعضی گزارشها ابن عباس در جواب به ملامت کنندگانش که چرا در کربلا حضور نداشته گفته که یاران حسین اشخاص خاصی بودند که کم و بیش نمیشدند و ما از پیشین آن ها را میشناختیم شعرانی دراین باره این نظر را دارد که در حالتی که ابن عباس تقصیر کار باشد این سخنش بهانه تقصیر وی نمیشود چون پروردگار اسم همگی کافران و فاسقان را از پیش میداند و دانش آفریدگار مایه تحمیل بندگان وجود ندارد و اين به عبارتی شبهه اهل جبر میباشد كه گفتند: مى میل کردن اینجانب حق ز ازل مىدانست\\\\ گر مى نخورم دانش آفریدگار جهل بود [۳۵]
روزگار بنیامیه ابن عباس در حین معاویه از بیعت با یزید جلوگیری کرد[۳۶] اما بعد ها با وی بیعت کرد[۳۷]. معاویه چنان از وی بیزار بود که اورا در کنار اسم علی و صاحب و مالک اشتر لعن میکرد.[۳۸]
ابن عباس با عبدالله بن زبیر بیعت نکرد.[۳۹] نیروهای مختار وی و محمد حنفیه را از زندان ابنزبیر رهایی دادند. وی آنگاه به طایف رفت و در ۶۸ق درگذشت و محمد حنفیه بر وی نماز گذارد.[۴۰]
جایگاه علمی
در بعضی روایات آمده که فرستاده، علاوه بر دعا برای ابن عباس، از خداوند مراد میباشد که دانش تأویل قرآن را به او بیاموزد.[۴۱]
ابن عباس مشهورترین مفسر قرآن در قرن اولیه هجری قمری میباشد. وی میگوید: اینجانب دانش تعبیر را وامدار علی بن ابی طالب هستم. آنچه اینجانب میدانم در قبال دانش وی چونان قطرهای در قبال اقیانوس میباشد.[۴۲] منزلت علمی وی چنان بود که میان صحابه و تابعین هنگام اختلاف در تعبیر قرآن حرف او را مقدم میداشتند.[۴۳]
مجاهد طریق تفسیری ابن عباس را مدرسه تفسیری مکه می نامد.[۴۴] او نخستین کس بود که برای توضیح مفردات قرآن شواهدی از اشعار دیرین عرب میآورد.[۴۵] ذهبی اورا از بزرگان منابع فقه، حدیث، تعبیر معرفی نموده است.[۴۶]
به گفته ذهبی و زرکلی ابن عباس ۱،۶۶۰ حدیث نقل نموده است.[۴۷] که بخاری ۱۲۰ حدیث و مسلم ۹ حدیث از او نقل کردهاند. نصیب بزرگی از احادیث پیشبینی خلافت بنیعباس به وی منسوب میباشد.[۴۸]
ابن عباس از فرستاده(ص)، علی(ع)، قدمت، معاذ بن جبل و ابوذر ماجرا نموده است.[۴۹] اشخاص اکثری از وی قصه کردهاند برای مثال:
علی بن حسین
عبدالله بن قدمت
انس بن صاحب و مالک
ابوالطفیل
ابو امامه بن سهل و آسان بن حنیف
کثیر بن عباس
علی بن عبدالله بن عباس
عکرمه
وهب بن منبه
عروة بن زبیر
سعید بن مسیب
عمرو بن دینار
مجاهد
عبید بن عمیر
محمد بن کعب
عبیدالله بن عبدالله بن عتبة
سلیمان بن

مسجد امام حسن مجتبی (ع) فکوری مشهد و نقش آن در مواجهه با چالشهای اجتماعی و شهری