در آیهها قرآن مجید حدود بیست مرتبه به عرش الهى اشاره شده است موقتی این سؤال مطرح که منظور از عرش خداوند چیست؟
بارها گفته ایم الفاظ ما که براى بیان مختصات زندگى محدود و ناچیز ما حال و روز شده آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمى تواند به درستى بیان کنده عظمت خداوند و حتى عظمت مخلوقات تعالی او باشد، به همین عامل با استعمال از معانى کنائى این الفاظ شبحى از آن همه عظمت را ترسیم مى کنیم.
و از جمله الفاظى که این سرانجام را پیدا کرده است کلمه «اسمان» هست که در لغت به معنى «سقف» یا «تخت اساس بلند» در مقابل کرسى که به معنى تخت شالوده کوتاه میباشد آمده، آنگاه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد این واژه و کلمه درخصوص تخت قدرت معبود به عنوان افق خداوند به فعالیت رفته میباشد.
در اینکه خواسته از عرش خدا چیست و این واژه کنایه از چه معنائى مى باشد؟ مفسران و محدثان و فلاسفه حرف بسیار گفته اند.
گاهى عرش را به معنى «علم بى پایان معبود» تفسیر کرده اند. رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد
و گاه به معنى «مالکیت و حاکمیت خدا».
و گاه به معنى هر کدام از صفات کمالیه و جلالیه او، چراکه هرکدام از این اوصاف بیانکننده عظمت منزلت او مى باشد، همان طور که تخت سلاطین نشانه عظمت آنها هست.
آرى پروردگار داراى اسمان علم، و افق اقتدار، و اسمان رحمانیت و افق رحیمیت هست.
طبق این تفسیرهاى سه گانه مضمون «افق» بازگشت به صفات ذات پاک پروردگار مى کند، نه یک وجود خارجى دیگر.
بعضى از روایاتى که از راههای اهل بیت (علیهم السلام) رسیده نیز همین معنى را تأیید مى نماید، مانند حدیثى که حفص بن غیاث از امام درستگو (علیه السلام) نقل مى کند که از امام (علیه السلام) درباره تعبیر «وسع کرسیه السماوات والارض» سؤال کردند، فرمود: «خواسته علم او می باشد»(1).
و در حدیث دیگرى از همان امام (علیه السلام) «عرش» را به معنى علمى که انبیا را بر آن واقف کرده، و «کرسى» را به معنى علمى که هیچکس را از آن آگاه نکرده هست تفسیر فرموده(2)
در حالى که بعضى دیگر از مفسران با الهام تصاحب کردن از روایات دیگرى «عرش» و «کرسى» را به دو جان دار کبیر از مخلوقات آفریدگار تفسیر کرده اند.
برای مثال بعضى گفته اند: مراد از عرش گروه عالم هستى است.
و گاه گفته اند مجموعه این زمین و افق در باطن کرسى قرار دارد، بلکه افق و زمین در ازای کرسى همچون حلقه انگشترى میباشد در یک بیابان عظیم، و کرسى در ازای آسمان نیز همچون حلقه انگشترى هست در یک بیابان بزرگ.
و گاه «اسمان» را بر قلب انبیا و اوصیا و مؤمنان کامل اطلاق کرده اند، چنانکه در حدیث آمده می باشد: ان قلب المؤمن افق الرحمن: «قلب مؤمن اسمان بزرگ آفریدگار هست»!((3))
و نیز در حدیث قدسى نقل گردیده است: لم یسعنى سمائى ولاارضى و وسعنى قلب عبدى المؤمن: «عرش و زمین من وسعت وجود مرا ندارد ولى قلب بنده مؤمن من رده من است»!((4))
البته براى درک حقیقت معنى اسمان ـ البته تا آنجا که اقتدار تشخیص انسان اجازه مى دهد ـ بهترین روش این میباشد که مورد ها استعمال آن را در قرآن مجید دقیقاً مورد بررسى قرار دهیم.
در آیات زیادى از قرآن این تعبیر به چشم مى خورد : ثم استوى على العرش «خداوند (بعد از نقطه نهایی گرفتن خلقت فقید) بر عرش تسلط یافت»(5).
و در بعضى از نشانهها پشت راز این تفسیر گزاره «یدبر الامر» و یا تعبیراتى که حاکى از علم و اندیشه خداوند میباشد دیده مى خواهد شد.
در بعضى دیگر از نشانهها قرآن تعریفوتمجید هائى براى آسمان دیده مى شود مانند تمجید به «وسیع» آنجا که مى فرماید: وهو رب العرش العظیم (توبه ـ 129).
گاه حرف از حاملان اسمان است مانند آیه گزینه بحث.
و گاه سخن از ملائکه اى میباشد که گرداگرد افق را گرفته اند وترى الملائکة حافین من حول العرش (زمر ـ 57).
و گاه مى گوید «آسمان آفریدگار روى آب قرار گرفته» وکان عرشه على الماء.
از تک تک این تعبیرات و تعبیرات دیگرى که در روایات اسلامى وارد شده به خوبى مى اقتدار فایده گرفت که اسمان بر معانى مختلفى اطلاق شده هر یکسری ریشه مشترکى دارااست.
یکى از معانى افق همان منزلت «حکومت و مالکیت و تدبیر عالم هستى» هست، به این دلیل که حتى در اطلاقات معمولى کلمه آسمان به عنوان کنایه از تسلط یک زمامدار بر امور مرزوبوم خویش به عمل مى رود، مى گوئیم: «فلان ثل عرشه» کنایه از اینکه قدرتش فرو سرازیرشد، و در فارسى نیز مى گوئیم: «اساس هاى تخت او درهم شکست».
دیگر از معانى اسمان «تیم دانا هستى» است، چراکه همگى علامت عظمت او میباشد و گاه «اسمان» به معنى «عالم بالا» و «کرسى» به معنى فقید پائین به شغل مى رود.
و گاه «اسمان» به معنى «دانا ماوراء طبیعت» و کرسى به معنى تک تک عالم ماده اعم از زمین و اسمان به کار گیری مى خواهد شد چنانکه در آیة الکرسى آمده میباشد استطاعت کرسیه السموات والارض.
و ازآنجاکه مخلوقات و مفروضات خداوند از ذات پاک او جدا نیستند گاهى آسمان بر «علم معبود» اطلاق گردیده است.
و درصورتیکه به قلب منزه بندگان با ایمان «اسمان الرحمان» بیان شده به خیال و خاطر این هست که مقام معرفت ذات منزه او و نشانه اى از نماد هاى عظمت و توان او میباشد.
بنابراین در هرکدام باید از قرائن فهمید که منظوراز افق کدامیک از معانى آن هست، ولى در هر هم اکنون همگى در این امر مشتر کند که آسمان بیانکننده بزرگى و عظمت خدا است.
در آیه مورد دعوا که سخن از حاملان اسمان الهى مى گوید ممکن هست مراد از عرش همان حکومت پروردگار و تدبیرش در عالم هستى باشد و حاملان آسمان ایفا کنندگان حاکمیت و درنگ او می باشند.
و نیز ممکن است به معنى مجموعه دانا هستى و یا دانا ماوراء طبیعت باشد و حاملان آن فرشتگانى میباشند که مبنا هاى دور اندیشی این فقیه به فرمان خداوند بر دوش آنها می باشد