خلافت، نظام حکومتی مسلمان ها بعداز وفات فرستاده اسلام و در موضع جانشینی آن حضرت، که در زمان سیزده قرن افراد و خاندانهای زیادی در گستره عالم اسلام خویش را مصداق آن معرفی کرده اند.
خلافت کلمه ای عربی از ریشه خ ل ف به معنای جانشین ساختن و واژه و کلمه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد خلیفه (توده آن خلفاء و خلائف) به معنای جانشین، نماینده قانونی و قائم رده میباشد. در قرآن نیز کلمه های خلیفه، خلفاء و خلائف به همین معنای لغوی به فعالیت رفته میباشد. بیشترین کاربرد دو کلمه و واژه خلافت و خلیفه کاربرد اصطلاحی آنهاست که در تحولات سیاسی جامعه اسلامی بعد از وفات نبی (صلی اللّه علیه و آله و سلم) به شغل دریافت شد و به ترتیب، به معنای جانشینی در باب حکومت و به معنی مطلق امارت و حکومت بعد از فرستاده، و فرد جانشین رسول در خصوص حکومت به کار گیری شد. کاربرد اصطلاحات نام برده، این دو کلمه را به کلیدی ترین مفاهیم تمدن سیاسی مسلمانها بدل تشکیل داد و حتی بعد ها، گروههایی از مسلمانها در تبیین مشروعیت نظام خلافت به کاربرد کلمه خلیفه در قرآن استناد کردند. در همین مفهوم، رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دو کلمه امامت و امام نیز بارها در اثر ها مؤلفان مسلمان اولیه به فعالیت رفته میباشد که با معنی امامت از طریقه شیعی تفاوت بسیار داراست. آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد
تکوین خلافت
در راه تاریخی، خلافت در اصطلاح تیتر ساختار حکومتی میباشد که اداره کارها جامعه اسلامی بعداز وفات فرستاده در پوسته آن صورت گرفت و متصدی آن یعنی خلیفه، جانشین رسول اکرم درخصوص حکومت اسلامی محسوب میشد.استارت تکوین خلافت به اتفاق افتاد سقیفه بنی ساعده بازمی خواهد شد، که طی آن عده ای از صحابه فورا بعداز رحلت آن حضرت، مبادرت به گزینش جانشینی برای او کردند. بنابر یک فرض، پدیدآورندگان این ساختار حکومتی ذهنیتی پرنور درباره ماهیت خلافت و کیفیت و حدود و ثغور وظایف خلیفه نداشته اند. این فرضیه، ولی تا آن جا که ناظر به تدوین عقیده ها و آرای کلامی، سیاسی و شرعی متفکران مسلمان درباره خلافت میباشد، درست می کند البته حقیقت آن میباشد که (به استناد مباحث مطرح گردیده در سقیفه) طراحان نظام خلافت، درباره این ساختار و کیفیت آن، چندان هم با مورد بیگانه نبوده اند. چنان که بخشی از مهمترین انگاره ها درباره خلافت که تأثیر عمیقی بر آرای آجل مسلمانها به مکان بنیان، برخاسته از به عبارتی نگرشها بود. اجتماع سقیفه در بارزترین خصوصیت خویش، تأثیر قادر سنن فرهنگی ـ اجتماعی عرب قبل از اسلام در صورت دهی به یک ساختار حکومتیِ اسلامی را به اکران گذاشت. مبدعان این نظام با تأکید بر بایستگی قریشی بودن خلیفه خط مش قوم و قبیله ای را به مهمترین رکن نظام خلافت بدل کردند. این منش، به جهت هماهنگ شدن با ساختار فرهنگی ـ اجتماعی معاش عموم عرب، خیلی زود با تایید همگانی مواجه شد و حتی موضع گیری مخالفانی زیرا عباس، عموی فرستاده که بر وراثت خانوادگی تأکید می ورزید، و ابوسفیان که قاضی شدن تیره ای فرودست از قریش (تَیْم) برایش خیلی سخت بود طبری، ج۳، ص۲۰۹ـ۲۱۰)، نیز مطابق همین طریقه شکل گرفت. باوجوداین، در به عبارتی فرصت مخالفانی هم بودند کهاین تلقی از جانشینی نبی را برنمی تافتند. انصار به اتکای سهم گزینش کننده و غیرقابل تردیدشان در توسعه و گسترش اسلام، خواستار امیری انصاری بودند که هم شأن امیر قریشی باشد و همزمان با وی حکم براند. البته مخالفت اهل بیت نبی، جمعی از بنی هاشم و نیز بعضا از صحابیان، با اصل رخداد صورت گرفته در سقیفه بود دارندگان این خط مش در تعارضی آشکار با برپاکنندگان اجتماع سقیفه، خیر فقط زمینه خلافت و روش تعیین جانشین رسول با آن ماهیت و آن سیرتکامل که رخداد را به رسمیت نشناختند، بلکه از پذیرفتن آنچه بعد ها به طور مرجعیت شرعی و مادی خلیفه در موضع جانشینی فرستاده تأکید و اشاعه شد نیز راز گشوده زدند و آن را مختص امام منصو ص و منصوب از سوی آفریدگار و رسول دانستند (امام؛ امامت). این مخالفت به جهت برخورد سریع و مصرح جریان خلافت درهم ناکامی و سیطره سیاسی طراحان و مدافعان نظام خلافت، اذهان همگانی مسلمانها را از به عبارتی دوران به سمت تایید فکری ساختار نوپای خلافت سوق اعطا کرد.
خلفای راشدین
زکات فطره بر کسی که خودش نیازمند نباشد مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد واجب می باشد. سرپرست خانواده باید زکات خود و کل عده ای که تحت تکفل او میباشند را پرداخت نماید.[۱۶]
عید فطر در کشورها و فرهنگهای متعدد
مراسم عید فطر در لندن، سال ۲۰۱۰
جمهوری اسلامی ایران
تمبر به مناسبت عید فطر (۱۳۶۳)
نوشته ی علمیٔ اصلی: رمضان در کشور ایران
در جمهوری اسلامی ایران در روزهای پایانی ماه رمضان، یکسری گروه استهلال به نمایندگی از محل کار سید علی خامنهای برای انتخاب روز عید فطر به بخش ها مختلف مرزوبوم میروند.[۱۷] مسلمانان در نماز عید فطر شرکت میکنند و زکات فطره را می پردازند.[۱۸] نماز عید فطر به امامت خامنه ای رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد یا امام جمعه موقت اجرا مي شود.[۱۹] به مناسبت عید فطر هر ساله دو روز تعطیلات رسمی اعلام میشود.[۲۰]
رسم ترکمنها
ترکمنها دو روز مانده به اتمام ماه رمضان را کر مینامند. در این روز زنان خانواده به همپا دختران به امر نظافت خانه سرگرم می گردند و بدین صورت از عید فطر استقبال میکنند. آنان دیروز از ماه رمضان را قوقن مینامند و دراین روز نان روغنی محلی به نام چافاتی را میپزند و فی مابین همسایگان تقسیم میکنند آنان آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بعد از عید فطر به مشاهده کرد و بازدید اقوام میپردازند و عید را به یکدیگر تهنیت میگویند.[۲۱]
رسم بلوچها
مردم بلوچ روز عید را گرامی میدارند. پس از غسل صبح جامههای جدید می پوشند به دیدار اقوام می روند، به همدیگر حلالیت میطلبند.[۲۲]
مالزی
شیرینی محلی به مناسبت عید فطر، مالزی
در مالزی، عید فطر بیشتر به نامهای هری رایا یا عیدالفطری خوانده میگردد. هری رایا در لغت به معنی «روز جشن و پایکوبی» میباشد؛ و برای اشاره به عیدهای اسلامی چون عید فطر و عید قربان به شغل میرود.
معمولاً در شب پیش از عید فطر، خانوادههای مالایی، به ویژه زنان خانهدار به تهیه غذاها و شیرینیهای سنتی منحصربهفرد این عید می پردازند. از مهمترین این غذاها، رندانگ میباشد که از گوشت گاو و مرغ پخته شده در شیر نارگیل درست می شود. دیگر غذای سنتی اختصاصی عید فطر، کتوفات می باشد که از برنج پیچیده شده در برگ خرما تهیه میشود. در فرهنگ مالزی، شب بیست و هفتم ماه رمضان توجوه لیکور خوانده می شود که به معنی عدد بیست و هفت می باشد. در حین این شبها، مردم مالزی با روشن کردن شمعها و چراغهای نفتی (که پلیته نامیده میگردد) در جلوی خانهها و آذین بندی و چراغانی کردن خیابانها به استقبال عید فطر میروند. این سنت از این یقین سنتی مالاییها سرچشمه میگرفت که در شب قدر، فرشتگان و روح القدس در خانههایی که در آن فروغ و روشنایی وجود داراست، فرو میآیند؛ ولی امروزه چنین باوری وجود ندارد و روشن کردن چراغهای نفتی فقطً جنبه دکوری دارد. در زمان عید فطر، مرسوم است که مالاییها خرقههای سنتی و محلی را میپوشند؛ لباس سنتی مردان باجوملایو و لباس سنتی زنان باجوکورونگ یا باجوکبایا خوانده میشود. همچنین در میان مردان و زنان مسلمان مالزی مرسوم هست که شالهای سنتی موسوم به سونگت را در روزهای عید فطر بر شانههای خود بیندازند. مسلمانان مالزی عموماً در روز و پس از طلوع آفتاب، در نماز عید فطر شرکت میکنند؛ بعداز نماز زیارت اهل قبور مرسوم است. در زمان زیارت قبور، سوره یس از قرآن را میخوانند و برای ادب روح مردگان دعا میکنند. در باقی روز، مالاییها به دیدار آشنایان و خویشاوندانشان می روند؛ به طفلها در روز عید فطر یه خرده پول داده می گردد که دویترایا نام داراست. در ایام عید فطر، دانش گاهها و مدارس مالزی یک هفته تعطیل است، هرچند ادارات و موسسه ها دولتی فقط دو روز تعطیل می باشند. سابقاً تعطیلی عید فطر، دو هفته بود؛ که به دلیل بعضی مخالفتها به یک هفته کاهش داده شد. آغازوزیر مالزی هم در روز اول عید فطر معمولاً بارعام می گیرد و مردم میتوانند برای عرض تبریک به خانه او بروند؛ این مراسم در شهر پوتراجایا برگزار میشود. آتشبازی در شبهای عید فطر مرسوم هست؛ البته برای آتش بازی محدودیتهای قانونی وجود دارااست، ولی مواد آتش بازی بهطور غیر رسمی از بازار سیاه خریده می گردد؛ با وجود ممنوعیت آتشبازی، این مراسم به ویژه در میان بچههای مالایی از محبوبیت برخوردار است. آتشبازی از روزهای آخر ماه رمضان آغاز شده و تا یک هفته پس از نقطه پایان ماه رمضان نیز ادامه دارااست. عید فطر در مالزی، تنها یک عید مذهبی و دینی نیست؛ بلکه عید ملی میباشد و آحاد چینیهای مقیم مالزی و پیروان دیگر ادیان نیز در این پای کوبی شرکت میجویند.[۲۳]
مصر
کحک شیرینی محلی عید فطر در مصر
عید فطر در مصر تعطیل رسمی هست و جشن برگزار میشود. به دلیل نزدیک بودن روز پرسنل و عید فطر در سال ۲۰۲۲، ۹ روز تعطیل رسمی اعلام شد.[۲۴]
یکسری گزارش از افزایش تعداد تجاوزات جنسی در عید فطر مصر در سال ۲۰۰۶ وجود دارااست.[۲۵][۲۶][۲۷] گزارشهای بعدی نشان داد که رویش این پدیده در سالهای بعدی نیز ادامه دارد.[۲۸][۲۹][۳۰] یک مجلهنگار مصری نوشت: «تعطیلات عید فطر پس از ماه رمضان امسال سهم معمول آزار جنسی را به یاروهمدم داشت».[۳۱] یک گروه مردمی، فعال در موضوع زنان، در سال ۲۰۱۲ عید فطر را «فصلی برای آزار و اذیت» تعریفوتمجید کرد.[۳۲] پلیس مصر عملیات ضد آزار جنسی را برای مراقبت از زنان در عوض حملات جنسی در سال ۲۰۱۲ تأسیس کرد. به گفته مقامات محلی در سال ۲۰۱۶ این هجوم ها با پیشبینی ها پلیس کم شده است.
در یک اصطلاح، تصدیق کردن فعلی نفسانی میباشد که گاهی از آن به عقدالقلب تفسیر مینمایند و با تصدیق فرضی تفاوت داراست، هرچند تصدیق فرضی میتواند پیشگفتار آن باشد. این مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد پیشگفتار خیالی، بشر را بدون چاره به تایید و التزام نمینماید. آدم قادر است بعداز آنکه عقل چیزی را فهم کرد، آن را نپذیرد و به آن التزام نیاورد: «وَ جَحَدوُا بِها واستیقنتها اَنفُسُهُم»[۳۲] نقش عزم و تصمیمگیری در اینجا ظواهر میشود رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد . دو چیز را نباید با یکدیگر خلط کرد: یکی از آشنایی حق و دیگری التزام به آن. آشنایی حق به خودی خویش التزام به آن را پیرو نمیآورد. پایبندی به حق نیازمند عزم آدم میباشد و همین فرمان ایمان را امری از روی میل آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد مینماید و میقدرت حتی در قبال سفتترین و پرنورترین استدلال ایستادگی کرد و آن را نپذیرفت.
این مساله، مخصوص به باورهای فقهی ندارد، بلکه در همگی باورها و التزامهای انسانی درست گو میباشد. در کلیه جا میاقتدار با حقّ شناخته گردیده، جحود ورزید و آن را نپذیرفت. در باورهای معمولی معاش نیز، آنجا که پای منفعت و ضرر و زیان به در بین می آید، گاهی با حق جحود میورزیم. ولی در اینجا بایستی به مساله فعالیت اعتنا داشت؛ یعنی همانگونه که در میان باورهای خیالی و عقد قلبی و التزام باطنی ارتباط وجود داراست (چنانکه گفته شد)، در میان آنان با فعالیت نیز ارتباط وجود داراست. هم آن ها در شغل اثر می گذارند و هم کار در آنان. کار به حق، اقتدار آشنایی بشر را بالا میبرد و قابلیت تمکین و التزام قلبی را مهیاخیس مینماید، گاهی نزاع با حق و تکذیب آن بر تاثیر جاری ساختن بد پیشین آدم میباشد: «ثُمَّ کَانَ عَاقِبة الَّذینَ اَسَاءُوا السُّوءی اَن کَذَّبوا بِآیههاِ الله...» [۳۳]
۹ - ایمانگرایی تعدیل گردیده
[بازنویسی]
ایمانگرایی تعدیل گردیده جنس زمان دوم تامل ویتگنشتاین میباشد. ذهن ها عصر اولیه وی الهامقسمت پوزیتیویستهای منطقی بود که پاراگرافهای شرعی را بیمفهوم میدانستند. «فصل «جملههای فقهی: بامعنا یا این که بیمفهوم؟.» در زمان دوم، وی با مبانی پوزیتیویستی مخالفت کرد و طرح دیگری درانداخت. او بدین فیض رسید که نباید صرفا به معرفت حسی و تجربی پایبند بود. بلکه بایستی همگی ساحتهای وجودی آدم را به رسمیت آشنایی. بشر فقط دارنده بعد از آن علمی و تجربی وجود ندارد. بعدها دیگر وجود وی قانون ها خاص خویش را داراهستند. او کارهای متعدد انسانی را به بازی تشبیه میکرد و میبیان کرد به عبارتیسیرتکامل که هر نوع بازی، قواعد ویژه خویش را داراست و نمیقدرت ضوابط یک بازی (مانند فوتبال) را بر بازی دیگر (مانند کشتی) تطبیق بخشید، ساحتهای وجودی بشر و مشغلههای متعدد وی نیز هرکدام قواعد ویژه خویش را دارا هستند. آدم سرگرم بازی علمی میشود. مشغول بازی فلسفی میگردد، سرگرم بازی فقهی میگردد، اما در هریک می بایست به قواعد و اصول موضوعه آن پایبند باشد و وقتی که کسی به محدوده آئین وارد می گردد، نباید انتظار داشته باشد که قواعد بازی دانش بر آن تطبیق نماید، بلکه می بایست شیوه نامهها و اصول حوزه آئین را فرا گیرد و براساس آن به آیینورزی بپردازد. انتقاد و رسیدگی جاری ساختن و باورهای شرعی نیز نمیتواند از مقر بازی دانش یا این که فلسفه انجام شود.
از همینرو آیین و ایمان امری غیرعقلانیاند (خیر ضد عقلانی). معیارهای عقلی مرتبط با حوزه و قلمرو آیین نمیشود و بر آن تطبیق نمییابد. حتی گویش آیین نیز ویژه خویش آن میباشد با قواعد و کارکردهای ویژه خودش. به این ترتیب فقط نقدی که میاقتدار بر فعالیت و حیث دینداران وارد کرد، عیب گیری درونی میباشد، خیر بیرونی. درحالتی که کسی میخواهد ایمان را بفهمد یا این که انتقاد نماید، آغاز می بایست قواعد بازی ایمان را فراگیرد و اصول موضوعه آن را بپذیرد و با مؤمنان همدلی و ملازمت داشته باشد و دقیقاً خویش را به مکان آن ها بگذارد، بلکه خویش از مؤمنان شود؛ پس بعد از آن می تواند از باطن آئین به عیب گیری و چک پاراگرافهای فقهی بنشیند.
غیرعقلانی بودن آئین و لهجه آن بهاین مضمون وجود ندارد که با عقل ضدیت داراست (آنسیرتکامل که ایمانگرایی افراطی میخاطرنشان کرد)، بلکه بدین معناست که حوزه مسائل شرعی موضوعاً فارغ نظارت عقلانی میباشد. قلمرو آیین، قلمرو ایمان میباشد، خیر عقل و خیر دانش. حوزه آئین بالاتر از عقل و دانش میباشد، ولی خیر به معنای ارزشی، بلکه تنهاً به معنای تفکیک قلمرو آن ها از یکدیگر. آدم در قبال آئین سپردن داراست که آن را بپذیرد یا این که خیر، البته نمیتواند آن را مسئله محاسبه علمی یا این که فلسفی قرار دهد. در قبال آئین میقدرت تصمیمگیری کرد. البته نمیاقتدار عامل منطقی یا این که تجربی آورد. براین اساس هم می بایست جلوی دخالتهای بیمکان محققان و فیلسوفان را در آموزههای شرعی گرفت، و هم عالمان آئین را از کارایی برای توسل به دلایل عقلی یا این که تجربی دستگیر. خیر آئین بایستی در منطقههای علمی و فلسفی مداخله نماید و خیر دانش و فلسفه در حوزه آئین.
۱۰ - خطاها ایمانگرایی تعدیل گردیده
[دستکاری]
۱. این نوع ایمانگرایی نیز مشکلاتی دور از شوخی و مهم داراست. اولی گونه های آن به عبارتی میباشد که در پژوهش اذهان کرکگور ذکر شد. براساس این نوع ایمانگرایی نیز، هیچ مبنایی برای گزینش آیین نیست. کدام آئین را تعیین کنیم؟ چه ملاکی برای تصمیمگیری درباره آیین وجود داراست؟ درحالتی که در قبال آیین، صرفا بایستی تصمیم گرفت، این تصمیمگیری می بایست بر چه مبنایی باشد؟ این عقیده راهی ارائه نمینماید که دربین ادیان بهتر و بد، و ادیان اصیل و جعلی و فی مابین آئین و خرافه تمایز بگذاریم و این نقیصه گران قدر و رفعناشدنی این عقیده میباشد، که به جزماندیشی و تعصب کور میانجامد.
۲. انواع دوم این عقیده آن میباشد که به تمایز بنیادین گویش آیین از لهجه دانش و فلسفه فتوا میدهد. بر این مبنا هیچ فیلسوفی نباید حرف دینداران را ادراک نماید و برعکس. در حالی که وجداناً می یابیم که هم موحد مخالف فلسفه، کلام فیلسوف را ادراک مینماید و هم فیلسوف ملحد میتواند، حداقل بخشی از صحبت دینداران را ادراک نماید.
۳. نقص آتی، اختلاف گویشهای ادیان میباشد. آیا لهجه هر آیین از گویش آیین دیگر استقلال دارااست یا این که با آن مشترک میباشد؟ درحالتی که بگویند گویش هر آئین از سایر گویشها استقلال دارااست، رهروان ادیان متعدد نباید صحبت یکدیگر را شعور نمایند، در حالی که به این شکل وجود ندارد. و در حالتی که بگویند مشترک میباشد، قربت و اشتراک لهجه بعضی ادیان با پارهای فلسفهها به مراتب بیشتر میباشد برخی ادیان با برخی دیگر؛ از جملهً اشتراک فلسفههای وحدت وجودی با ادیان هند به مراتب بیشتر میباشد تا اشتراک یهودیت با دین کنفوسیوس.
۴. اختلال آینده به گزینش شایسته ترین تعبیر و تفسیر و نگرش در داخل یک آئین گشوده میشود. مؤمن به یک آئین، در منزلت ادراک و تعبیر و تفسیر متنها مقدس، با یکسری بینش گوناگون روبهروست. در باطن بیشتر ادیان یا این که تمامی آنها، مذهبها متفاوتی وجود داراست، و قادر است از این پس وجود پیدا نماید. گزینش یک نگرش و یک مذهب مستلزم داوری درباره مذهب ها و طریقههای گوناگون و سنجش مدعیات هرمورد و ترجیح یکیاز بر سایر میباشد. این سنجش و تحلیل، کاری عقلانی میباشد و پای عقل را در اعتقادات شرعی میگشاید. الف) عقل و اطمینان شرعی، فصل ۳. ب) سبحانی، محمد تقی، «یادگرفتن پذیری آموزههای فقاهتی»، معارف/ نشریه مجمع مجموعههای معارف اسلامی، ش ۲۳-۲۶. ج) فلسفه آئین، فصل ۶.
۱۰.۱ - عقلگرایی حداکثری
در عقیده عقلگرایی حداکثری «Strong ratiohalism.» یا این که افراطی «فقط میقدرت موردای را عقلاً عهده دار شد که صحت آن برای جمیع عاقلان در جمیع فرصتها و جمیع جای ها به ثابت برسد». بر طبق این عقیده، هر مورد گزینه پذیرشی، یا این که آنچنان بداهتی داراست که جمیع عاقلان آن را میپذیرند و یا این که به امداد مقدمات مبرهنالصدق و قواعد استنتاج که آن هم مبرهنالصدق میباشد. برای همگی عاقلان به ثابت رسیده میباشد. قضایایی کهاین شرط را احراز نکردهاند، سزاوار تصدیق نیستند و تایید آنان عاقلانه وجود ندارد.
وقتی که عقلگرا حداکثری را در زمینه ی نظام اعتقادات شرعی به شغل ببریم، انتظار داریم که آن نظام به طوری به ثابت رسد، که جمیع عاقلان در جمیع فرصتها صحت آن را تصدیق نمایند. تایید نظام اعتقادات فقهی فقطً براساس این واحد سنجش، سنجیده میباشد؛ خیر تصمیم فرد مؤمن ایمان اورا موجه مینماید، خیر احساسات و عاطفه ها وی و خیر چیزی دیگر.«Self _ Contradictory.» «Strong ratiohalism.» فقط توجیهکننده ایمان، ثابت حداکثری (یعنی برای تمامی عاقلان، در کلیه فرصتها و جای ها) میباشد.
میان طرفداران عقلگرایی حداکثری، اشخاصی بودهاند که گمان میکردهاند گزارههای شرعی نمیتوانند این واحد سنجش را حمایت نمایند. از حیث کلیفورد (۱۸۴۵-۱۸۷۹)، ریاضیدان انگلیسی، هیچ نظامی از اعتقادات فقهی نمیتواند با این واحد سنجش دشوارگیرانه ثابت انطباق پیدا نماید. در طرف مقابل نیز عده ای مانند جان لاک (۱۶۳۲-۱۷۰۴) فیلسوف تجربیاتگرای انگلیسی، توماس آکویناس (۱۲۲۴-۱۲۷۴)، قدیس و الهیدان گرانقدر مسیحی، معتقد بودند که مسیحیت می تواند با این ترازو تطبیق نماید و به نحو حداکثری به ثابت رسد، به شرط آنکه صحیح فهمیده گردد.
۱۰.۲ - ایرادات عقلگرایی حداکثری
۱. اولی ایراد عقلگرایی حداکثری آن میباشد که خودستیز «Self _ Contradictory.» میباشد. در شرایطیکه میزان عقلگرایی حداکثری را بر خودش اطلاق کنیم. نباید آن را بپذیریم؛ یعنی با تایید آن به ضرورت نپذیرفتن آن میرسیم؛ چون «فقط میاقتدار زمینهای را عقلاً به عهده گرفت که درستی آن برای جمیع عاقلان در جمیع فرصتها و جای ها به ثابت برسد». حالا می بایست پرسید، آیا درستی خویش این موضوع (که فقط میقدرت موردای را عقلاً به عهده گرفت که...) برای جمیع عاقلان در جمیع مجالها و جای ها به ثابت رسیده میباشد؟ بدیهی میباشد که جواب منفی میباشد؛ به این ترتیب نباید آن را به عهده گرفت، و از درستی آن واحد سنجش طاقت فرساگیرانه، کذب خودش موردنیاز میباشد.
۲. ایراد دیگر این میباشد که هیچ مسئلهای را نمیقدرت یافت که بتواند جوابگو و برآورده کننده مقتضای ترازو ذکر شده باشد. بدیهیات نیز از جانب عده ای آیتم شک وتردید قرار گرفته میباشد. برخی حتیدر حسیات و عقلیات نیز شک وتردید کردهاند. عده ای هم در بدیهیات نخستین شک و تردید کردهاند. گروهی گفتهاند واضح بودن، فقط آرمدهنده روشنی و وضوح برای فاعل شناسایی میباشد، البته استدلال بر این وجود ندارد که حقیقت نیز آنچنان باشد که برای فرد میکند.
موقتیً با صحت یا این که نادرستی کلام آن ها کاری نداریم. اصلی این میباشد که گویندگان اینگونه سخنانی، از لحاظ عقلگرایان حداکثری، عاقل بودهاند. در منزلت ادراک نیز برآمدهاند، به اندازه کافی توجه به خرج دادهاند و هوش و آمادگی مایحتاج را نیز داشتهاند. با این حالا در بداهت آن قضایا، یا این که دست کم در مطابقت و همخوانی آنان با واقع، شک کردهاند. این مساله، صرفحیث از حق یا این که فسخ بودن آنان، به معنای آن میباشد که هیچ مسئلهای یافت نمی شود که صحت آن برای همگی عاقلان در همگی فرصتها و جای ها به ثابت رسیده باشد (یا این که آنچنان مبرهن باشد که بینیاز از ثابت باشد)، این فرمان مخصوص به هیچ فن علمی یا این که فلسفی یا این که هیچ نظام اعتقادات فقهی ندارد. در تمامی جا اختلافلحاظ وجود داشته و دارااست. بدین ترتیب میزان عقلگرایی حداکثری، هیچ مصداقی ندارد.
در صورتی این اختلافنظریات از سوی اشخاص ناآزموده و تازه کار شکل پذیرفته بود، عقلگرایان حداکثری میتوانستند در هواخواهی از نگرش خویش بگویند که دلیل آنها دارای اعتبار میباشد و بایستی برای همگان قانعکننده باشد، البته چنانچه تودهای قانع نشدهاند، به طبعً مانعی وجود داشته میباشد؛ شاید توجه کافی به خرج ندادهاند؛ شاید عامل را صحیح نفهمیدهاند و شاید شایستگی مایحتاج را برای درک برهان بغرنج نداشته باشند و یا این که با پیشداوری به طرف مساله آمده باشند، به گونه ای که بازدارنده شعور صحیح آن گردیده باشد. البته اینگونه ادعاهایی پذیرفته وجود ندارد؛ چون اکثری از مخالفتها از سوی اشخاصی شکل پذیرفته میباشد که دارنده استعدادهای سرشار، تخصص بالا در قضیه خویش، اهل حقجویی و دور از تعصبات بودهاند، بدین ترتیب نمیاقتدار اینگونه دفاعی از عقلگرایی حداکثری سامان اعطا کرد.
۳. نقص دیگری که موضع عقلگرایی حداکثری را با بنبست مواجه مینماید، این میباشد که آنها می بایست تا نقطه پايان تاریخ درانتظار بمانند تا کلیه آدمها بیایند و درباره مسالهای اظهارنظر بکنند، آنگاه معین گردد که آیا آن مساله برای تمامی بشرها در تمامی مجالها و جای ها قانعکننده بوده میباشد یا این که نه! چون شرط حفاظت نمی شود مگر آنکه بشرهایی که در آتی به جهان میایند، نسبت به استدلال آن مساله قانع گردیده باشند.
امام خیر صرفا می بایست واجد صفاتی باشد که ایفای دستور امامت در گرو آن میباشد، بلکه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بایستی دراین صفات بر سایر افراد برتری داشته باشد؛ چون فرض این میباشد که وی مقتدا، و مقدم بر کلیه آن ها میباشد، و از حیث عقل، مقدم داشتن شخصی که در صفات و خصوصیتهای امامت معادل با سایرافراد، یا این رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد که تحتخیس از آنان میباشد، ناپسند میباشد.
معنای این صفت افضلیت آن میباشد که امام معصوم (علیهالسّلام) می بایست در صفات کمال - مانند دور اندیشی و پارسایی و دادگری- از سایر آدمها رفیعتر باشد. منصب امامت، آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد به دست پروردگار میباشد و وی، کسی را بهاین جایگاه نمیگمارد مگر از بقیه افراد بلندتر باشد.
محققان شیعه، دلایل سفت نقلی و عقلی زیادی بر ضرورت افضلیت امام اقامه کردهاند.
چنانکه خواجه نصیر الدین طوسی (رحمةاللهعلیه) گفته میباشد:
«وَ قُبْحُ تَقْدِیمِ الْمَفْضُولِ مَعْلومٌ، وَ لَا تَرجیحَ فِی الْمُسَویِی.» [۲۳]
پلیدی مقدم داشتن مفضول بر فاضل (ناقص بر بی نقص) پرنور میباشد. و در شکل تساوی، ترجیح یک کدام از بر دیگری وجهی ندارد.
۷.۱ - صفات امام از نگرش اهل سنت
علمای اهل سنت در صفات و آمادگیهای امام، آراء مختلفی دارا هستند، صفاتی را که بیشتر آن ها ما یحتاج شمردهاند عبارتند از:
۱. مجتهد بودن در اصول و فروع آئین.
۲. صاحب و مالک رای و دور اندیشی و آشنا به کارها سیاست و رهبری بودن.
۳. شجاعت و عدل و داد.
۴. سالمی حواس و اعضاء.
۵. بلوغ و مرد بودن.
اما با این که عدل و داد را از موقعیت امام دانستهاند، معتقدند در حالتیکه امام نسبت به عموم ظلم جایز داراست یا این که مرتکب گناه خواهد شد، از امامت خَلع نمی شود، و خروج بر علیه وی نیز واجب وجود ندارد، بلکه فقط بایستی اورا راهنمایی کرد، منتها درصورتی که به ایفا معاصی امر دهد، نباید از وی اطاعت نمود. «جهت تدبیر از آراء اهل سنت و مصادر آن به کتاب تلخیص الالهیات رجوع و برگشت گردد.»
تعداد صفحات : 0

راهنمای انتخاب مسجد مناسب برای برگزاری مراسم ختم در مشهد