اعتبار حدیث
عالمان شیعه حدیث ثقلین را پشت سرهم شمردهاند.[۲۵] از لحاظ مالکْحَدائق، عالم و محدث شیعی در قرن دوازدهم قمری، این حدیث پی در پی معنوی در بین شیعه و اهلسنت میباشد.[۲۶] به گفته عالمانی زیرا ملاصالح مازندرانی، از عالمان شیعه قرن یازدهم قمری، شیعه و اهلسنت بر مضمون این حدیث و صدق آن حادثهلحاظ دارا هستند.[۲۷] جعفر سبحانی، متکلم شیعی گفته میباشد که هیچکس جز جاهل یا این که مُعانِد در درست بودن این حدیث شک وتردید مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمینماید.[۲۸]
افزون بر نقل این حدیث در درست مسلم[۲۹] مهم ترین کتاب حدیثی اهلسنت بعداز درست بخاری، حکم دهنده نیشابوری محدث اهلسنت هم در المستدرک، آن را از زید بن اَرقم نقل کرده و بر درست بودن آن براساس شروط بُخاری و مُسْلم نیشابوری برای درستبودن حدیث تصریح نموده است.[۳۰] ابنحَجَر هَیْتَمی، از عالمان شافعیمذهب نیز این حدیث را درست دانسته میباشد.[۳۱] عبدالرَّؤُوف مَناوی در کتاب فَیْضُالقَدیر از هیثمی نقل کرده که راویان این حدیث کلیه ثقه میباشند.[۳۲] علی بن عبدالله سَمْهودی، از عالمان شافعیمذهب در جَواهِرُالعِقْدَیْن گفته میباشد احمد بن حَنْبَل در کتاب مُسندش با مدرک بهتر و درست، و سلیمان بن احمد طَبَرانی در کتاب مُعْجَمُالکبیر، با سندی که راویان آن ثقه می باشند، این قصه را نقل رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کردهاند.[۳۳]
ابنجوزی، از علمای حنبلیمذهب در قرن ششم قمری، در کتاب العِلَل المُتَناهیه حدیث ثقلین را با سندی خاص نقل کرده و آن را بهجهت ضعیفبودن بعضا راویانش، ضعیف شمرده میباشد.[۳۴] عالمانی همانند سَمهودی و ابنحجر هیتمی، ابنجوزی را در ضعیفپی بردن مدرک این حدیث برحق ندانستهاند؛ چون این حدیث در درست مسلم و غیر آن، با سندهای متفاوت آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نقل شدهاست.[۳۵]
راویان و منابع
به گفته علامه شرفالدین[۳۶] و جعفر سبحانی[۳۷] از عالمان شیعه، و سمهودی[۳۸] و ابنحجر هیتمی[۳۹] از عالمان اهلسنت، حدیث ثقلین با سندهای متفاوت، از بیش تر از بیست بدن از اصحاب رسول(ص) نقل شدهاست. برخی بیشتراز پنجاه صحابی نیز گفتهاند.[۴۰] میر حامد حسین در کتاب عَبَقاتالاَنْوار آورده میباشد که بیش تر از سی نفر از اصحاب فرستاده(ص) و بیشتر از دویست بدن از علمای تعالی اهلسنت این حدیث را در کتابهای خویش نقل کردهاند.[۴۱] وی اسم راویان اهلسنت از قرن دوم تا سیزدهم قمری را بیان نموده است.[۴۲] به حیث قوامالدین محمد وشنوی طرق نقل این حدیث به بیش تر از شصت نحوه میرسد.[۴۳]
در منابع شیعی، این حدیث از صحابهٔ زیادی همانند امام علی(ع)،[۴۴] امام حسن(ع)،[۴۵] جابر بن عبدالله انصاری،[۴۶] حُذَیْفة بن یَمان،[۴۷] حُذَیْفَه بن اُسَیْد،[۴۸] زید بن اَرْقم،[۴۹] زید بن اثبات،[۵۰] قدمت بن خَطّاب[۵۱] و ابوهُرَیْره[۵۲] نقل شدهاست. امام باقر(ع)،[۵۳] امام راستگو(ع)[۵۴] و امام رضا(ع)[۵۵] نیز این حدیث را از نبی نقل کردهاند.
در منابع اهلسنت نیز از صحابهای مانند امام علی(ع)،[۵۶] حضرت زهرا(س)،[۵۷] امام حسن(ع)،[۵۸] زید بن ارقم،[۵۹] ابوذر غفاری،[۶۰] سلمان فارسی،[۶۱] ابوسعید خُدْری،[۶۲] اُمّسَلَمه،[۶۳] جابر بن عبدالله انصاری،[۶۴] زید بن اثبات،[۶۵] حُذَیفة بن اسید،[۶۶] ابوهریره،[۶۷] جُبَیْر بن مُطْعِم،[۶۸] ابورافِع،[۶۹] ضُمَیْرة الاسلَمی،[۷۰] اُمّهانی دختر ابوطالب[۷۱] و عَمْرو بن عاص[۷۲] نقل شدهاست. بهگفته علامه تهرانی، حدیث ثقلین در منابع روایی، بیشتر، از روش زید بن ارقم اورده شده و علمای اهلسنت نیز این حدیث را بیشتر، از وی نقل کردهاند.[۷۳]
سید هاشم بَحرانی در غایَةُالمَرام، ۸۲ حدیث با مضمون حدیث ثقلین از منابع گوناگون شیعه همانند کافی، کمالالدین، اَمالی صدوق، اَمالی موثر، اَمالی طوسی، عُیونُ اَخبارِ الرِّضا، بَصائرالدرجات[۷۴] و ۳۹ حدیث از منابع اهلسنت[۷۵] عدهآوری و نقل نموده است. مثلا منابع دارای اعتبار اهلسنت که حدیث ثقلین را نقل کردهاند، عبارتاند از: درست مسلم،[۷۶] سُنَن تِرْمِذی،[۷۷] سنن نسائی،[۷۸] سنن دارَمی،[۷۹] مُگواهی احمد بن حنبل،[۸۰] المُسْتَادراکُ عَلیَ الصَّحیحَین،[۸۱] السُّنَنُ الکبری،[۸۲] مَناقب خوارزمی،[۸۳] المُعجَم الکبیر،[۸۴] کتابُالسُّنة،[۸۵] مَجْمَع الزَّوائِد و مَنْبَع الفَوائِد،[۸۶] فَرائِدالسِّمْطَین،[۸۷] جَواهِرالعِقْدَین،[۸۸] جامع الاصول فی روایات الرسول(ص)،[۸۹] کَنْزالعُمّال،[۹۰] حِلْیَة الاَولیاء و طبقات الاَصْفِیاء،[۹۱] المُؤْتَلف و المُخْتَلف،[۹۲] اِسْتِجْلاب اِرْتَقاء الغُرَف،[۹۳] اِحْیاء المَیّت بفضائل اهل البیت(ع)[۹۴] و جامع المَسانید و السُّنَن.[۹۵]
فرصت و جای صدور حدیث
بهگفته عالمان شیعه همانند روحانی اثر گذار[۹۶] و حکم دهنده نورالله شوشتری،[۹۷] حدیث ثقلین در مورد ها زیادی از فرستاده(ص) نقل گردیدهاست.[۹۸] به یقین ناصر مکارم شیرازی، اینسیرتکامل وجود ندارد که رسول یک توشه آن را گفته و راویان گوناگون با لغات گوناگون آن را نقل کرده باشند؛ بلکه احادیثْ به طور کاملً گوناگون و گوناگون میباشد.[۹۹] از نگاه حکم کننده نورالله شوشتری در اِحقاقالحق، حدیث ثقلین در چهار جا از رسول(ص) نقل شدهاست: روز عرفه بر روی شتر، در مسجد خَیف، خطبه غدیر در حَجَّةُالوداع و در خطبهای بالای منبر در روز رحلت.[۱۰۰] سید عبدالحسین شرفالدین پنج جا را برای این حدیث ذکر شده میباشد: روز عرفه، غدیر خم، هنگام رجوع از طائف، در مدینه بر بالای منبر و در حجره رسول هنگام بیماری.[۱۰۱]
ابنحجر هیتمی، از عالمان اهلسنت نیز مینویسد مجالها و جای های مختلفی برای حدیث ثقلین بیان شده که عبارتاند از: حَجَّةالوداع، مدینه هنگام بیماری رسول(ص)، غدیر خم و در خطبهای بعد از برگشت از طائف. بهباور وی، هیچ منافاتی فی مابین این اوراق و فرصتها و جای های گوناگون نیست؛ چون احتمال دارااست که نبی بهجهت اهتمام به شأن و رده قرآن و عترت، در جاهای مختلفی این حدیث را گفته باشد.[۱۰۲]
فرصتها و جای های مختلفی که برای صدور این حدیث از نبی(ص) در منابع شیعه و اهلسنت نام برده، از این قرار میباشد:
در غدیر خم هنگام رجوع از حجةالوداع؛[۱۰۳]
در روز عرفه در حَجَّةالوداع بر روی شتر؛[۱۰۴]
در واپسین خطبهای که در روز رحلت برای عموم خواند؛[۱۰۵]
در مرز و بوم منا[۱۰۶] یا این که در مسجد خیف، در واپسین روز از روز ها تشریق در حجةالوداع؛[۱۰۷]
در خطبهای در روز آدینه بعداز نماز؛[۱۰۸]
در خطبهای پس از واپسین نماز جماعت با عموم؛[۱۰۹]
در بستر بیماری، سپس که اصحاب بر بالین نبی گرد آمده بودند؛[۱۱۰]
در هم اکنون احتضار.[۱۱۱]
مصادیق عترت و اهلبیت
در بیشتر نقلهای حدیث ثقلین،[۱۱۲] کلمه و واژه اهلبیت(ع) بهیاروهمدم عترت آمده میباشد؛[۱۱۳] البته در بعضی نقلها، صرفا عترت[۱۱۴] و در برخی دیگر، تنها اهلبیت(ع)[۱۱۵] نام برده میباشد. در برخی از نقلها هم بهمکان واژه و کلمه «عترتی»، علی بن ابیطالب و عترت وی نام برده میباشد.[۱۱۶] در پارهای موردها پیشنهاد به اهلبیت(ع) چند دفعه تکرار گردیده است.[۱۱۷]
در برخی از نقلها که واژه و کلمه عترت سوای اهلبیت مذکور، از مصادیق عترت سؤال گردیده و در جواب، عترت به عبارتی اهلبیت رسول معرفی گردیدهاند.[۱۱۸] در تیمای از نقلهای شیعه از حدیث ثقلین، در توضیح اهلبیت(ع)، به دوازده امام شیعه تصریح گردیدهاست.[۱۱۹] مثلا در روایتی، از رسول(ص) سؤال شد اهلبیت شما کیاناند؟ رسول(ص) جواب بخشید: علی(ع)، دو نوهام و نُه بدن از فرزندان حسین(ع) که امامانی امین و معصوم میباشند. با خبر باشید که آن ها اهلبیت و عترت اینجانب و از گوشت و خون اینجانب می باشند.[۱۲۰] امام علی(ع) نیز در حدیثی، در جواب از مصادیق عترت در حدیث ثقلین، به صورت صریح بیان کرد که مرادْ اینجانب، حسن، حسین و نُه بدن از ائمه از نسل حسین میباشد که واپسین آنها مهدی میباشد.[۱۲۱]
علمای شیعه همانند روحانی صدوق[۱۲۲] و روحانی موءثر[۱۲۳] تصریح کردهاند که خواسته از عترت و اهلبیت در حدیث ثقلین، امامان دوازدهگانه شیعه میباشند.[۱۲۴] آیتالله بروجردی در پیشگفتار کتاب جامع روایات الشیعه آورده میباشد که علمای شیعه رخدادلحاظ داراهستند که هدف از عترت و اهلبیت، عده ای میباشند که حاوی کلیه علم ها فقهی و اسرار فقهی و در گفتار و شغل، معصوم از اشتباه و گناه می باشند. آنان به عبارتی امامان شیعه می باشند.[۱۲۵]

راهنمای انتخاب مسجد مناسب برای برگزاری مراسم ختم در مشهد