loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 49
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 11:36


طریقه بلاشر
خاورشناس فرانسوی، رژیس بلاشرRégis Blachère ، در کتاب «تاریخ ادبیات عرب» بر پایه ی یافته‌های قبل، به طور‌بندی جاری‌شناسی شخصیت عرب بدوی پرداخته و خصوصیت‌های شخصی و اجتماعی عرب جاهلی را اینگونه برشمرده میباشد: خوگرفتن با خشونت از کودکی که در کنار تنگدستی و محرومیت او‌را تندخو، مغرور، زودخشم و ستیزگر میکرد؛ احساس شرف و ناموس که در واقع مظهر اعتنا او به نیکنامی بود؛ بلندپروازی؛ انتقام‌جویی (ثار) که هم با جنبه‌های شخصی و هم با جنبه‌های اجتماعی و فقاهتی مرتبط بود؛ رجزخوانی که جلوه بیرونی و هنری صفات خاطر گردیده بود و معمولاً در نزاع فرصت بروز می‌یافت؛ و قمار و باده‌نوشی که نماد‌دهنده نیاز عرب بدوی به عرض اندام و اکران گنج و بی‌اعتنایی در صرف آن بود.[۶۸] بلاشر،[۶۹] بعداز ذکر این مختصات و علاوه بر تأیید عقیده گولدتسیهر، میگوید که تک تک این جلوه‌های کم عقل دسته‌ای را تشکیل می‌اعطا کرد که اسلام آن را مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نا‌آگاهی نامید.

نا‌آگاهی بعداز اسلام
سازه بر شواهد قرآنی و حدیثی و آرا و تحقیق‌های دانشمندان، نا‌آگاهی در تاریخ عرب قبل از اسلام مخصوص نماند، بلکه مظاهر و مصادیق فراوانی از آن بعد از اسلام هم وجود داشت تا جایی که می‌اقتدار سده‌های اولیه اسلامی را زمانه پیکار فرهنگ و تمدن نا‌آگاهی گران بها‌های نو اسلامی دانست.[۷۰] به عنوان مثالً ابن تیمیه (متوفی ۷۲۸ق) در کتاب «اقتضاء الصراط المستقیم مخالفةَ اصحاب الجحیم»، نا‌آگاهی در زمان اسلامی را در مقابل نا‌آگاهی مطلق، نا‌آگاهی مقید خوانده[۷۱] و به مصادیق آن در بعدازظهر خویش به عنوان مثال تشبه مسلمانها به کافران، در اعیاد، اشاره رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نموده است.[۷۲]

طریقه محمد بن عبدالوهاب
در قرن ها اخیر، محمد بن عبدالوهاب (نهاد‌گذار فرقه وهابیت، متوفی ۱۲۰۶) و رهروان او که به شدت متأثر از آرا و فکر‌های ابن تیمیّه بودند، مسئله نا‌آگاهی زمان تازه را مطرح کردند. ابن عبدالوهاب معتقد بود عموم سراسر عالم یا این که حداقل عموم ایالات متحده عربی، به جهت اینکه عقاید و اعمالشان بر طبق وحی وجود ندارد، کلیه در نادانی به رمز میبرند.[۷۳]. نخست قرن بیستم نیز اصلاحگرانی زیرا محمد عبده (متوفی ۱۳۲۳/۱۹۰۵) و محمد رشیدرضا (متوفی ۱۳۱۴ش / ۱۹۳۵) در تعبیر المنار[۷۴] به‌این مورد اشاره کردند. به باور آنها بعضا مسلمان ها در بعد از ظهر حاضر، از نگاه آیین و اخلاق و رفتار، جاهلانه‌خیس از مخاطبان آیه‌ها قرآن در بعد از ظهر نزول اخلاق آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌نمایند.

بینش مودودی
فکر «نادانی نو» در دهه‌های اخیر، عمدتاً بر تاثیر مواجهه دنیا اسلام با دنیای تازه، به طور مفهومی غیر وابسته در اثرها بعضی علما و نویسندگان فقهی بازآفرینی شد. سیدابوالاعلی مودودی (متوفی ۱۳۵۸ش/ ۱۹۷۹م)، رهبر فقهی و سیاستمدار پاکستانی، اول توشه در ۱۳۱۸ش / ۱۹۳۹م. از تجدد، به نادانی تازه تفسیر کرد که در نگاه او همگی نظام‌های حکومتی و نظر ها سیاسی و اجتماعی ناسازگار با خلق و فرهنگ و تمدن اسلامی را در برمی‌گرفت.[۷۵] او هم دنیا کمونیسم و هم دنیای غرب را مصداق این معنی می‌دانست.[۷۶] آرای مودودی با ترجمه اثر ها اساسی وی به عربی در دهه ۱۳۳۰ش/۱۹۵۰م در عالم عرب ترویج یافت. دانش آموز او، ابوالحسن علی حسنی نَدْاو (متوفی ۱۳۷۸ش/۱۹۹۹م)، در ۱۳۳۰ش/۱۹۵۰م، کتابی با اسم «ماذا خَراز العالَم بِانحِطاطِ المُسلمین» نوشت و در آن عقیده «نا آگاهی تازه» مودودی را تشریح کرد.[۷۷] از این کتاب در کشورهای اسلامی استقبال عظیم‌ای شد به نحوی که بارها تجدید چاپ و به لهجه‌های مختلف ترجمه شد.[۷۸] ندوی[۷۹] دانا را به قطار سریع‌السیری تشبیه نموده است که نادانی غرب با مجموع قوا و تجهیزات، آن را به سوی غرض خویش پیش میبرد و مسلمانها نیز در کنار بقیه ملل عالم مسافران بی‌تفویض و ناگزیر آن‌اند.

طریقه سیدقطب
در مصر فقید فقهی و فعال سیاسی، سیدقطب (متوفی ۱۹۶۶م)، معنی نادانی نو را بیش تر از پیش توسعه اعطا کرد. او ذیل تأثیر آرای مودودی و ندوی بود[۸۰] و بعداز سفرش به ایالات متحده، در کتاب «فی ظلال القرآن»[۸۱] مطالبی در‌این باب نوشت. او ابعاد آرای تفصیلی خویش را درباره نا‌آگاهی معاصر در کتابی با اسم «مَعالِمُ فی الطریق» منتشر ایجاد کرد. او درین کتاب از مقابله نا‌آگاهی و اسلام و انحرافات دولت ها جاهلی نو صحبت گفته و مسلمان‌ها را به مسافت به دست آوردن از تفکرات جاهلی و تکان به سوی قیمت‌ها و ساختن جامعه اسلامی دعوت نموده است.[۸۲] به حیث سیدقطب،[۸۳] کلیه تصورات، عقاید، تمدن‌ها و مقررات انسان امروز جاهلی میباشد (حتی بخش اعظمی از آن ها که اسلامی پنداشته میشود) جاهلیتی همچون آنچه اسلام ابتدا با آن مواجه بود یا این که حتی بدتر از آن. در نگاه او[۸۴] نا‌آگاهی، بندگی بشر در قبال آدم میباشد و اسلام، بندگی بشر در قبال خداست؛ براین اساس، این دو آشتی‌ناپذیرند و برای ساخت‌و‌ساز جامعه اسلامی می بایست از نا آگاهی به اسلام منتقل شد.[۸۵]


طریقه بلاشر
خاورشناس فرانسوی، رژیس بلاشرRégis Blachère ، در کتاب «تاریخ ادبیات عرب» بر پایه ی یافته‌های قبل، به طور‌بندی جاری‌شناسی شخصیت عرب بدوی پرداخته و خصوصیت‌های شخصی و اجتماعی عرب جاهلی را اینگونه برشمرده میباشد: خوگرفتن با خشونت از کودکی که در کنار تنگدستی و محرومیت او‌را تندخو، مغرور، زودخشم و ستیزگر میکرد؛ احساس شرف و ناموس که در واقع مظهر اعتنا او به نیکنامی بود؛ بلندپروازی؛ انتقام‌جویی (ثار) که هم با جنبه‌های شخصی و هم با جنبه‌های اجتماعی و فقاهتی مرتبط بود؛ رجزخوانی که جلوه بیرونی و هنری صفات خاطر گردیده بود و معمولاً در نزاع فرصت بروز می‌یافت؛ و قمار و باده‌نوشی که نماد‌دهنده نیاز عرب بدوی به عرض اندام و اکران گنج و بی‌اعتنایی در صرف آن بود.[۶۸] بلاشر،[۶۹] بعداز ذکر این مختصات و علاوه بر تأیید عقیده گولدتسیهر، میگوید که تک تک این جلوه‌های کم عقل دسته‌ای را تشکیل می‌اعطا کرد که اسلام آن را مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نا‌آگاهی نامید.

نا‌آگاهی بعداز اسلام
سازه بر شواهد قرآنی و حدیثی و آرا و تحقیق‌های دانشمندان، نا‌آگاهی در تاریخ عرب قبل از اسلام مخصوص نماند، بلکه مظاهر و مصادیق فراوانی از آن بعد از اسلام هم وجود داشت تا جایی که می‌اقتدار سده‌های اولیه اسلامی را زمانه پیکار فرهنگ و تمدن نا‌آگاهی گران بها‌های نو اسلامی دانست.[۷۰] به عنوان مثالً ابن تیمیه (متوفی ۷۲۸ق) در کتاب «اقتضاء الصراط المستقیم مخالفةَ اصحاب الجحیم»، نا‌آگاهی در زمان اسلامی را در مقابل نا‌آگاهی مطلق، نا‌آگاهی مقید خوانده[۷۱] و به مصادیق آن در بعدازظهر خویش به عنوان مثال تشبه مسلمانها به کافران، در اعیاد، اشاره رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نموده است.[۷۲]

طریقه محمد بن عبدالوهاب
در قرن ها اخیر، محمد بن عبدالوهاب (نهاد‌گذار فرقه وهابیت، متوفی ۱۲۰۶) و رهروان او که به شدت متأثر از آرا و فکر‌های ابن تیمیّه بودند، مسئله نا‌آگاهی زمان تازه را مطرح کردند. ابن عبدالوهاب معتقد بود عموم سراسر عالم یا این که حداقل عموم ایالات متحده عربی، به جهت اینکه عقاید و اعمالشان بر طبق وحی وجود ندارد، کلیه در نادانی به رمز میبرند.[۷۳]. نخست قرن بیستم نیز اصلاحگرانی زیرا محمد عبده (متوفی ۱۳۲۳/۱۹۰۵) و محمد رشیدرضا (متوفی ۱۳۱۴ش / ۱۹۳۵) در تعبیر المنار[۷۴] به‌این مورد اشاره کردند. به باور آنها بعضا مسلمان ها در بعد از ظهر حاضر، از نگاه آیین و اخلاق و رفتار، جاهلانه‌خیس از مخاطبان آیه‌ها قرآن در بعد از ظهر نزول اخلاق آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌نمایند.

بینش مودودی
فکر «نادانی نو» در دهه‌های اخیر، عمدتاً بر تاثیر مواجهه دنیا اسلام با دنیای تازه، به طور مفهومی غیر وابسته در اثرها بعضی علما و نویسندگان فقهی بازآفرینی شد. سیدابوالاعلی مودودی (متوفی ۱۳۵۸ش/ ۱۹۷۹م)، رهبر فقهی و سیاستمدار پاکستانی، اول توشه در ۱۳۱۸ش / ۱۹۳۹م. از تجدد، به نادانی تازه تفسیر کرد که در نگاه او همگی نظام‌های حکومتی و نظر ها سیاسی و اجتماعی ناسازگار با خلق و فرهنگ و تمدن اسلامی را در برمی‌گرفت.[۷۵] او هم دنیا کمونیسم و هم دنیای غرب را مصداق این معنی می‌دانست.[۷۶] آرای مودودی با ترجمه اثر ها اساسی وی به عربی در دهه ۱۳۳۰ش/۱۹۵۰م در عالم عرب ترویج یافت. دانش آموز او، ابوالحسن علی حسنی نَدْاو (متوفی ۱۳۷۸ش/۱۹۹۹م)، در ۱۳۳۰ش/۱۹۵۰م، کتابی با اسم «ماذا خَراز العالَم بِانحِطاطِ المُسلمین» نوشت و در آن عقیده «نا آگاهی تازه» مودودی را تشریح کرد.[۷۷] از این کتاب در کشورهای اسلامی استقبال عظیم‌ای شد به نحوی که بارها تجدید چاپ و به لهجه‌های مختلف ترجمه شد.[۷۸] ندوی[۷۹] دانا را به قطار سریع‌السیری تشبیه نموده است که نادانی غرب با مجموع قوا و تجهیزات، آن را به سوی غرض خویش پیش میبرد و مسلمانها نیز در کنار بقیه ملل عالم مسافران بی‌تفویض و ناگزیر آن‌اند.

طریقه سیدقطب
در مصر فقید فقهی و فعال سیاسی، سیدقطب (متوفی ۱۹۶۶م)، معنی نادانی نو را بیش تر از پیش توسعه اعطا کرد. او ذیل تأثیر آرای مودودی و ندوی بود[۸۰] و بعداز سفرش به ایالات متحده، در کتاب «فی ظلال القرآن»[۸۱] مطالبی در‌این باب نوشت. او ابعاد آرای تفصیلی خویش را درباره نا‌آگاهی معاصر در کتابی با اسم «مَعالِمُ فی الطریق» منتشر ایجاد کرد. او درین کتاب از مقابله نا‌آگاهی و اسلام و انحرافات دولت ها جاهلی نو صحبت گفته و مسلمان‌ها را به مسافت به دست آوردن از تفکرات جاهلی و تکان به سوی قیمت‌ها و ساختن جامعه اسلامی دعوت نموده است.[۸۲] به حیث سیدقطب،[۸۳] کلیه تصورات، عقاید، تمدن‌ها و مقررات انسان امروز جاهلی میباشد (حتی بخش اعظمی از آن ها که اسلامی پنداشته میشود) جاهلیتی همچون آنچه اسلام ابتدا با آن مواجه بود یا این که حتی بدتر از آن. در نگاه او[۸۴] نا‌آگاهی، بندگی بشر در قبال آدم میباشد و اسلام، بندگی بشر در قبال خداست؛ براین اساس، این دو آشتی‌ناپذیرند و برای ساخت‌و‌ساز جامعه اسلامی می بایست از نا آگاهی به اسلام منتقل شد.[۸۵]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 460
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 20
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 226
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 248
  • بازدید ماه : 248
  • بازدید سال : 2115
  • بازدید کلی : 28379
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی