loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 24
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 10:57


ابوالخطاب و مذهب ها متفاوت غالی
مستقل از خطابیه اول که ارتباط آشکاری با ابوالخطاب داشتند، مجموعه‌های مختلف خطابیه بعد از ابوالخطاب، به شخصیت‌های دیگری نیز متمایل شدند و معمولاً در کنار اطمینان به ابوالخطاب و حتی‌گاه با طرد او، به سیرتکامل‌ای شخصیت دیگری را هم مطرح می‌کردند.[۶۲] این تیم‌ها‌گاه نظرها خاصی درباره ابوالخطاب عرضه می‌کردند که با اعتقادات خطابیه اول بیگانه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.

اسماعیلیه
جداگانه از خطابیه، در بین رهروان محمد بن اسماعیل نیز افرادی بوده‌اند که با داشتن رغبت‌های تند غالیانه، برای ابوالخطاب رده ویژه‌ای قائل بودند و در سلسله مراتب مقدسان خویش، رده «باب» را که پس از درجه «معنا» و «نام» قرار می گیرد، برای او می‌شناختندو همواره شخصیت او را با سلمان فارسی مقایسه می‌کردند. از این رو طبیعی بود که لعن امام درستگو(ع) را عملی از روی تقیه به اکانت می‌آوردند و احادیث اکثری را به گزارش آن حضرت و دیگر امامان در فضائل و مناقب ابوالخطاب داستان رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمایند.[۶۳]

ابوالخطاب در ام الکتاب
همینطور در «ام الکتاب» که یکی کتاب‌های مقدس، خصوصی و غلوآمیز منتسب به فرقه اسماعیلیه در ناحیه فلات پامیر میباشد، ابوالخطاب مقام ویژه‌ای دارااست. نخست این کتاب که به فارسی میباشد، علاوه بر صحبت از عبدالله صبّاح [ عبدالله بن سبأ؟! ] اینگونه آمده میباشد که زیرا او افشاء رمز کرد، به امر امامان سوزانیده شد. سپس به گزارش امام باقر(ع) آمده میباشد که «ای روشنیان... به دوران... امیرالمؤمنین علی... مناره در شهر کوفه سجده او آورد... و الّا ابوالخطاب این روشنایی و ذکر، آشکارا بگفت که مردمان عرب و فارس بر اینجانب گواه باشید که خدای وجود ندارد در هژده هزار دانا، الا علی بن ابی طالب، تا مولانا بابا ما بفرمود تا ابوالخطاب را بکشتند و بسوزانیدند.» آنگاه اینگونه افزوده شد‌ه‌است: «یا این که روشنیان در صورتی بابا ما ابوالخطاب را نکشتی یا این که نسوزانیدی، سخنی که ۹۴۰ سال دیگر آنگاه هست اعلام کردن، آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد وی بگفت.»[۶۴]

در «ام الکتاب» همینطور بارها اسم ابوالخطاب و سلمان (سلسل) تحت عنوان آل پیامبر، در کنار یکدیگر چشم می گردد.[۶۵] در طرف مقابل این تمایل‌ها، بعضی از فرقه‌های غالی زیرا رهروان محمد بن بشیر که خویش مدعا نبوت بود، نبوت ابوالخطاب و دیگر عده ای را که همچون وی ادعای نبوت داشتند، انکار می‌کردند.[۶۶]

اسماعیله
گرچه در بعضی منابع دیرین از پیوستگی ابوالخطاب و خطابیه با اسماعیلیان کلام رفته میباشد،[۶۷] اما در منابع قانونی اسماعیلیه از چنین پیوندها سخنی چشم نمی شود. چنانکه همین منابع از ارتباط ابوالخطاب و خجسته قداح که در اثرها ابن رزّام و ابن شداد صنهاجی مطرح گردیده، نیز صحبت نمی‌گویند. منابع اخیر اینگونه وانمود کرده‌اند که خوش یمن قداح و پیروانش، از اتباع ابوالخطاب بوده و کلیه باطنی و اباحی بوده‌اند.[۶۸]

درپاره‌ای از پژوهش ها معاصران، اینگونه تصور شد‌ه‌است که ابوالخطاب در تکان سیاسی-مذهبی خویش، مقام ویژه‌ای برای اسماعیل فرزند امام راست گو(ع) پیش گویی کرده بود.[۶۹] ماسینیون چندان این ارتباط را مستحکم پنداشته که میگوید: لقب ابواسماعیل از آن رو بر ابوالخطاب اطلاق گردیده که او بابا روضه خوان و معنوی اسماعیل بوده میباشد،[۷۰] البته به هر شکل عامل قاطعی بر این رابطه ارائه نشده میباشد.

تک نگاری
درباره ابوالخطاب کتاب‌هایی تألیف گردیده‌است:

الرد علی الغالیة و ابی الخطاب و اصحابه، از ابواسحاق ابراهیم بن ابی حفص کاتب، از اصحاب امام عسکری(ع) .[۷۱]
کتاب ما رُاو فی ابی الخطاب محمد بن ابی زینب، که تألیف مشترک احمد بن محمد بن علی بن قدمت بن رباح القّلاء السوّاق و برادرش علی میباشد.[۷۲]
مقتل ابی الخطاب، از ابوجعفر محمد بن عبدالله بن مهران کرخی، که نجاشی درباره او لغت ها: کذاب، غالی و «فاسد المذهب و الحدیث» را به فعالیت برده میباشد.[۷۳]
مناقب ابی الخطاب، از ابوجعفر محمد بن عبدالله بن مهران کرخی.[۷۴] خصیبی از احادیث کرخی در الهدایة الکبری فایده برده میباشد[۷۵]
پژوهشگران معاصر نیز در رسیدگی‌های فرقه شناسی خویش، درباره ابوالخطاب و خطابیان تحقیقاتی کرده‌اند که از آن پاراگراف میباشد:

ایوانف در «بنیانگذار مزعوم اسماعیلیه»[۷۶]
ایوانف در «یادداشت‌هایی درباره‌ام الکتاب»[۷۷] و در یک سری تفحص دیگر.
ماسینیون در «مصائب حلاج»[۷۸] و نیز در چندین کتاب و نوشته‌ی‌علمی دیگر.
برنارد لوئیس در «گنوستیسیم اسلامی»[۷۹]
دفتری در «تاریخ و فکر اسماعیلیان»[۸۰]
پانویس
کشی، ص۲۹۰؛ ابن بسطام، صص۹۵، ۱۳۸؛ خصیبی، گ ۱۲۵ب؛ الهفت، ص۱۰۱.
کشی، ص۲۹۰.
، نیز نک: کشی، ص۲۲۶؛ اشعری، سعد، ص۵۵.
الضعفاء، ص۲۱؛ برقی، ص۲۰؛ طوسی، رجال، ص۳۰۲.
خصیبی، گ۱۱۷ ب، ۱۲۵ ب، ۱۲۶ الف؛ طبرانی، ص۱۰.
الخطط، ج۲، ص۳۵۲.
علامه حلی، ص۲۵۰.
قس: روحانی صدوق، المشیخة، ص۵۳۵.
برقی، همانجا؛ الضعفاء، ص۲۱؛ نیز نک: زید نرسی، ص۴۶.
صفار، ص۳۲۰؛ نیز نک: کلینی، ج۱، ص۲۷۰.
کلینی، ج۵، ص۱۵۰.
حکم دهنده نعمان، ج۱، ص۴۹؛ نیز نک: کلینی، ج۲، ص۴۱۸.
سعد اشعری، صص۸۱-۸۲؛ نیز نک: کشی، صص۲۹۲-۲۹۳، قس: ص۳۲۴.
ابن بسطام، ص۱۳۸.
نک: ابن بسطام، صص۹۵ف ۱۳۷؛ صفار، ص۲۵۸، ۳۹۴؛ قمی، ج۲،


ابوالخطاب و مذهب ها متفاوت غالی
مستقل از خطابیه اول که ارتباط آشکاری با ابوالخطاب داشتند، مجموعه‌های مختلف خطابیه بعد از ابوالخطاب، به شخصیت‌های دیگری نیز متمایل شدند و معمولاً در کنار اطمینان به ابوالخطاب و حتی‌گاه با طرد او، به سیرتکامل‌ای شخصیت دیگری را هم مطرح می‌کردند.[۶۲] این تیم‌ها‌گاه نظرها خاصی درباره ابوالخطاب عرضه می‌کردند که با اعتقادات خطابیه اول بیگانه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.

اسماعیلیه
جداگانه از خطابیه، در بین رهروان محمد بن اسماعیل نیز افرادی بوده‌اند که با داشتن رغبت‌های تند غالیانه، برای ابوالخطاب رده ویژه‌ای قائل بودند و در سلسله مراتب مقدسان خویش، رده «باب» را که پس از درجه «معنا» و «نام» قرار می گیرد، برای او می‌شناختندو همواره شخصیت او را با سلمان فارسی مقایسه می‌کردند. از این رو طبیعی بود که لعن امام درستگو(ع) را عملی از روی تقیه به اکانت می‌آوردند و احادیث اکثری را به گزارش آن حضرت و دیگر امامان در فضائل و مناقب ابوالخطاب داستان رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمایند.[۶۳]

ابوالخطاب در ام الکتاب
همینطور در «ام الکتاب» که یکی کتاب‌های مقدس، خصوصی و غلوآمیز منتسب به فرقه اسماعیلیه در ناحیه فلات پامیر میباشد، ابوالخطاب مقام ویژه‌ای دارااست. نخست این کتاب که به فارسی میباشد، علاوه بر صحبت از عبدالله صبّاح [ عبدالله بن سبأ؟! ] اینگونه آمده میباشد که زیرا او افشاء رمز کرد، به امر امامان سوزانیده شد. سپس به گزارش امام باقر(ع) آمده میباشد که «ای روشنیان... به دوران... امیرالمؤمنین علی... مناره در شهر کوفه سجده او آورد... و الّا ابوالخطاب این روشنایی و ذکر، آشکارا بگفت که مردمان عرب و فارس بر اینجانب گواه باشید که خدای وجود ندارد در هژده هزار دانا، الا علی بن ابی طالب، تا مولانا بابا ما بفرمود تا ابوالخطاب را بکشتند و بسوزانیدند.» آنگاه اینگونه افزوده شد‌ه‌است: «یا این که روشنیان در صورتی بابا ما ابوالخطاب را نکشتی یا این که نسوزانیدی، سخنی که ۹۴۰ سال دیگر آنگاه هست اعلام کردن، آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد وی بگفت.»[۶۴]

در «ام الکتاب» همینطور بارها اسم ابوالخطاب و سلمان (سلسل) تحت عنوان آل پیامبر، در کنار یکدیگر چشم می گردد.[۶۵] در طرف مقابل این تمایل‌ها، بعضی از فرقه‌های غالی زیرا رهروان محمد بن بشیر که خویش مدعا نبوت بود، نبوت ابوالخطاب و دیگر عده ای را که همچون وی ادعای نبوت داشتند، انکار می‌کردند.[۶۶]

اسماعیله
گرچه در بعضی منابع دیرین از پیوستگی ابوالخطاب و خطابیه با اسماعیلیان کلام رفته میباشد،[۶۷] اما در منابع قانونی اسماعیلیه از چنین پیوندها سخنی چشم نمی شود. چنانکه همین منابع از ارتباط ابوالخطاب و خجسته قداح که در اثرها ابن رزّام و ابن شداد صنهاجی مطرح گردیده، نیز صحبت نمی‌گویند. منابع اخیر اینگونه وانمود کرده‌اند که خوش یمن قداح و پیروانش، از اتباع ابوالخطاب بوده و کلیه باطنی و اباحی بوده‌اند.[۶۸]

درپاره‌ای از پژوهش ها معاصران، اینگونه تصور شد‌ه‌است که ابوالخطاب در تکان سیاسی-مذهبی خویش، مقام ویژه‌ای برای اسماعیل فرزند امام راست گو(ع) پیش گویی کرده بود.[۶۹] ماسینیون چندان این ارتباط را مستحکم پنداشته که میگوید: لقب ابواسماعیل از آن رو بر ابوالخطاب اطلاق گردیده که او بابا روضه خوان و معنوی اسماعیل بوده میباشد،[۷۰] البته به هر شکل عامل قاطعی بر این رابطه ارائه نشده میباشد.

تک نگاری
درباره ابوالخطاب کتاب‌هایی تألیف گردیده‌است:

الرد علی الغالیة و ابی الخطاب و اصحابه، از ابواسحاق ابراهیم بن ابی حفص کاتب، از اصحاب امام عسکری(ع) .[۷۱]
کتاب ما رُاو فی ابی الخطاب محمد بن ابی زینب، که تألیف مشترک احمد بن محمد بن علی بن قدمت بن رباح القّلاء السوّاق و برادرش علی میباشد.[۷۲]
مقتل ابی الخطاب، از ابوجعفر محمد بن عبدالله بن مهران کرخی، که نجاشی درباره او لغت ها: کذاب، غالی و «فاسد المذهب و الحدیث» را به فعالیت برده میباشد.[۷۳]
مناقب ابی الخطاب، از ابوجعفر محمد بن عبدالله بن مهران کرخی.[۷۴] خصیبی از احادیث کرخی در الهدایة الکبری فایده برده میباشد[۷۵]
پژوهشگران معاصر نیز در رسیدگی‌های فرقه شناسی خویش، درباره ابوالخطاب و خطابیان تحقیقاتی کرده‌اند که از آن پاراگراف میباشد:

ایوانف در «بنیانگذار مزعوم اسماعیلیه»[۷۶]
ایوانف در «یادداشت‌هایی درباره‌ام الکتاب»[۷۷] و در یک سری تفحص دیگر.
ماسینیون در «مصائب حلاج»[۷۸] و نیز در چندین کتاب و نوشته‌ی‌علمی دیگر.
برنارد لوئیس در «گنوستیسیم اسلامی»[۷۹]
دفتری در «تاریخ و فکر اسماعیلیان»[۸۰]
پانویس
کشی، ص۲۹۰؛ ابن بسطام، صص۹۵، ۱۳۸؛ خصیبی، گ ۱۲۵ب؛ الهفت، ص۱۰۱.
کشی، ص۲۹۰.
، نیز نک: کشی، ص۲۲۶؛ اشعری، سعد، ص۵۵.
الضعفاء، ص۲۱؛ برقی، ص۲۰؛ طوسی، رجال، ص۳۰۲.
خصیبی، گ۱۱۷ ب، ۱۲۵ ب، ۱۲۶ الف؛ طبرانی، ص۱۰.
الخطط، ج۲، ص۳۵۲.
علامه حلی، ص۲۵۰.
قس: روحانی صدوق، المشیخة، ص۵۳۵.
برقی، همانجا؛ الضعفاء، ص۲۱؛ نیز نک: زید نرسی، ص۴۶.
صفار، ص۳۲۰؛ نیز نک: کلینی، ج۱، ص۲۷۰.
کلینی، ج۵، ص۱۵۰.
حکم دهنده نعمان، ج۱، ص۴۹؛ نیز نک: کلینی، ج۲، ص۴۱۸.
سعد اشعری، صص۸۱-۸۲؛ نیز نک: کشی، صص۲۹۲-۲۹۳، قس: ص۳۲۴.
ابن بسطام، ص۱۳۸.
نک: ابن بسطام، صص۹۵ف ۱۳۷؛ صفار، ص۲۵۸، ۳۹۴؛ قمی، ج۲،

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 460
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 53
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 261
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 543
  • بازدید ماه : 543
  • بازدید سال : 2410
  • بازدید کلی : 28674
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی