منافق
مُنافِق فردی که در دل، آئین اسلام را نپذیرفته البته در ظواهر خویش را مؤمن نماد میدهد. قضیه نفاق بعد از مهاجرت فرستاده(ص) و توانتصاحب کردن وی در مدینه مطرح شد. دراین عصر، افرادی مخالف اسلام بودند؛ البته نمیتوانستند آشکارا با آن مخالفت نمایند، به همین ادله در ظواهر خویش را مسلمان مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد مینامیدند.
نفاق از مفاهیم پر استفاده در قرآن میباشد و سوره منافقون نیز به رسیدگی خصوصیتها و معرفی منافقان پرداخته میباشد. لافگویی، سوءظن، خودبزرگبینی، تمسخر حق و اجرا گناه و فسق از خصوصیتهایی میباشد که قرآن برای منافقان برشمرده رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.
عبدالله بن ابی، عبدالله بن عیینه و اصحاب عقبه در زمره منافقان پر اسم و رسم شمرده گردیدهاند. بنابر گزارشهای تاریخی نبی(ص) با منافقان مدارا میکرد و بهشکل غیرمستقیم اقداماتشان را بیتاثیر می کرد. مسجد ضرار که مقر بخشی از منافقان مدینه گردیده بود، به فرمان فرستاده(ص) آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد تخریب شد.
طبق آیه ۱۴۵ سوره نساء مقام منافقان در زیرترین جايگاه دوزخ میباشد و مفسران با استناد بهاین آیه، نفاق را از شرک بدتر دانستهاند. نماز میت بر منافق مختلف از نماز میت مؤمن میباشد و به مکان درخواست آمرزش، بر وی لعن گفته میگردد.
کتابهای صفة النفاق و نَعت المنافقین اینجانب السنن الماثورة عن فرستاده الله تاثیر ابونُعَیم اصفهانی، صفاتالمنافقین تألیف ابنقَیم جوزی و النفاق والمنافقون فی القرآن الکریم به خودکار جعفر سبحانی ازجمله کتابهایی میباشد که درباره منافقان درج شده میباشد.
نفاق چیست؟
منافق کسی میباشد که کفرش را مخفی مینماید و غیر آن را نمایان میسازد و با اسلام خودش را میپوشاند.[۱] منافق در مقابل دو معنا مؤمن و کافر به عمل میرود.[۲] به گفته مرتضی مطهری مؤمن کسی میباشد که در دل، گویش و کار به اسلام ایمان دارااست، کافر کسی میباشد که هم در درون و در ظواهر اسلام را نپذیرفته میباشد و منافق به کسی می گویند که در دل مخالف اسلام میباشد، ولی اظهار مینماید که به اسلام این نظر را دارد.[۳]
تفاوت نفاق و فسق
ایمان اطمینان قلبی و اقرار زبانی و شغل به وظایف میباشد بر این پایه آن که هر سه را دارا میباشد مؤمن و کسی که هر سه را فاقد میباشد کافر میباشد و هر که اقرار زبانی(به لاف) داراست اما باور قلبی ندارد منافق و کسی که باور قلبی و زبانی داراست اما در شغل کوتاهی مینماید گناهکار میباشد.[۴]
علامه طباطبایی نیز نفاق و ضعف ایمان را دو فرمان گوناگون دانسته که اولین این میباشد که بشر چیزی را بگوید که بدان اعتقاد و باور ندارد و کار نمینماید و دومین آن میباشد که بشر چیزی را که می گوید و بدان این نظر را دارد به دلیل سستی عزم و تلاش انجامش ندهد.[۵]
التفات منافقان در تاریخ اسلام
به نوشته تعبیر و تفسیر مثال، قضیه نفاق و منافقان در اسلام، پس از مهاجرت فرستاده(ص) به مدینه مطرح شدهاست. در «مکّه» معارضان آشکارا بر ضد اسلام تبلیغ میکردند؛ البته پس از اقتدارگیری مسلمانها در مدینه، معاندان در ضعف قرار گرفتند و برای ادامه اپلیکیشنهایشان برضد فرستاده(ص) و مسلمان ها، در ظواهر به صفوف مسلمانها پیوستند، در حالی که ایمان نیاورده بودند.[۶]
سوره منافقون نیز دربارهی منافقان نازل گردیده است. در آن منافقان وصف گردیدهاند و از دشمنی شدیدشان با مسلمان ها حرف آمده میباشد. همینطور درین سوره به فرستاده(ص) امر داده شدهاست که از خطر منافقان برحذر باشد.[۷] در سوره توبه نیز یکسری آیه به منافقان تخصیص یافته میباشد.[۸] علامه طباطبایی بر این اعتقاد و باور میباشد که بایستی مطابق نشانهها قرآن، تحلیلی تاریخی شکل بگیرد تا خرابی و تباهی و دغدغههایی که در جامعه اسلامی به وجود آوردند پرنور خواهد شد.[۹]
شخصیتهای منافق در ابتدا اسلام
در منابع تاریخی و روایی بعضی از مناقان صدر اسلام معرفی گردیدهاند. مقریزی در کتاب «إمتاع الأسماع» منافقان قبایل اوس و خزرج را معرفی کرده و اقداماتشان در دشمنی با اسلام و فرستاده(ص) را برشمرده میباشد؛ ازجمله عبدالله بن اُبَی که مهاجران را به اخراج از مدینه ارعاب کرد و عبدالله بن عیینه که یاران خویش را به کشتن فرستاده(ص) تشویق کرد.[۱۰]
اصحاب عَقَبه نیز در زمره منافقان شمرده گردیدهاند. آنها گروهی از اصحاب بودند که در مسیر برگشت نبی(ص) از غزوه تبوک نقشه ترور نبی را داشتند، البته غالب نشدند.[۱۱] مورخان و سیرهنویسان تعداد اصحاب عقبه را میان ۱۲ تا ۱۵ بدن بیان کردهاند.[۱۲] مطابق روایتی از امام باقر(ع)، شمار آن ها ۱۲ بدن بوده که هشت بدن از قریش بوده میباشد.[۱۳] روضه خوان صدوق مبنی بر روایتی، ۱۲ بدن از آنهارا از بنیامیه و ۵ بدن را از دیگر قبایل دانسته میباشد.[۱۴] سیوطی از علمای اهل سنت اسم اصحاب عقبه را نقل نموده است؛ برای مثال سعد بن ابیسَرح، ابوحاضر اعرابی، جُلاس بن سُوَید، مجمع بن جاریه، مُلَیح تَیمی، حُصَین بن نُمَیر، طُعَیمَة بن اُبَیرِق و مُرَّة بن رَبیع.[۱۵]
واکنش رسول با منافقان
منافق
مُنافِق فردی که در دل، آئین اسلام را نپذیرفته البته در ظواهر خویش را مؤمن نماد میدهد. قضیه نفاق بعد از مهاجرت فرستاده(ص) و توانتصاحب کردن وی در مدینه مطرح شد. دراین عصر، افرادی مخالف اسلام بودند؛ البته نمیتوانستند آشکارا با آن مخالفت نمایند، به همین ادله در ظواهر خویش را مسلمان مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد مینامیدند.
نفاق از مفاهیم پر استفاده در قرآن میباشد و سوره منافقون نیز به رسیدگی خصوصیتها و معرفی منافقان پرداخته میباشد. لافگویی، سوءظن، خودبزرگبینی، تمسخر حق و اجرا گناه و فسق از خصوصیتهایی میباشد که قرآن برای منافقان برشمرده رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.
عبدالله بن ابی، عبدالله بن عیینه و اصحاب عقبه در زمره منافقان پر اسم و رسم شمرده گردیدهاند. بنابر گزارشهای تاریخی نبی(ص) با منافقان مدارا میکرد و بهشکل غیرمستقیم اقداماتشان را بیتاثیر می کرد. مسجد ضرار که مقر بخشی از منافقان مدینه گردیده بود، به فرمان فرستاده(ص) آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد تخریب شد.
طبق آیه ۱۴۵ سوره نساء مقام منافقان در زیرترین جايگاه دوزخ میباشد و مفسران با استناد بهاین آیه، نفاق را از شرک بدتر دانستهاند. نماز میت بر منافق مختلف از نماز میت مؤمن میباشد و به مکان درخواست آمرزش، بر وی لعن گفته میگردد.
کتابهای صفة النفاق و نَعت المنافقین اینجانب السنن الماثورة عن فرستاده الله تاثیر ابونُعَیم اصفهانی، صفاتالمنافقین تألیف ابنقَیم جوزی و النفاق والمنافقون فی القرآن الکریم به خودکار جعفر سبحانی ازجمله کتابهایی میباشد که درباره منافقان درج شده میباشد.
نفاق چیست؟
منافق کسی میباشد که کفرش را مخفی مینماید و غیر آن را نمایان میسازد و با اسلام خودش را میپوشاند.[۱] منافق در مقابل دو معنا مؤمن و کافر به عمل میرود.[۲] به گفته مرتضی مطهری مؤمن کسی میباشد که در دل، گویش و کار به اسلام ایمان دارااست، کافر کسی میباشد که هم در درون و در ظواهر اسلام را نپذیرفته میباشد و منافق به کسی می گویند که در دل مخالف اسلام میباشد، ولی اظهار مینماید که به اسلام این نظر را دارد.[۳]
تفاوت نفاق و فسق
ایمان اطمینان قلبی و اقرار زبانی و شغل به وظایف میباشد بر این پایه آن که هر سه را دارا میباشد مؤمن و کسی که هر سه را فاقد میباشد کافر میباشد و هر که اقرار زبانی(به لاف) داراست اما باور قلبی ندارد منافق و کسی که باور قلبی و زبانی داراست اما در شغل کوتاهی مینماید گناهکار میباشد.[۴]
علامه طباطبایی نیز نفاق و ضعف ایمان را دو فرمان گوناگون دانسته که اولین این میباشد که بشر چیزی را بگوید که بدان اعتقاد و باور ندارد و کار نمینماید و دومین آن میباشد که بشر چیزی را که می گوید و بدان این نظر را دارد به دلیل سستی عزم و تلاش انجامش ندهد.[۵]
التفات منافقان در تاریخ اسلام
به نوشته تعبیر و تفسیر مثال، قضیه نفاق و منافقان در اسلام، پس از مهاجرت فرستاده(ص) به مدینه مطرح شدهاست. در «مکّه» معارضان آشکارا بر ضد اسلام تبلیغ میکردند؛ البته پس از اقتدارگیری مسلمانها در مدینه، معاندان در ضعف قرار گرفتند و برای ادامه اپلیکیشنهایشان برضد فرستاده(ص) و مسلمان ها، در ظواهر به صفوف مسلمانها پیوستند، در حالی که ایمان نیاورده بودند.[۶]
سوره منافقون نیز دربارهی منافقان نازل گردیده است. در آن منافقان وصف گردیدهاند و از دشمنی شدیدشان با مسلمان ها حرف آمده میباشد. همینطور درین سوره به فرستاده(ص) امر داده شدهاست که از خطر منافقان برحذر باشد.[۷] در سوره توبه نیز یکسری آیه به منافقان تخصیص یافته میباشد.[۸] علامه طباطبایی بر این اعتقاد و باور میباشد که بایستی مطابق نشانهها قرآن، تحلیلی تاریخی شکل بگیرد تا خرابی و تباهی و دغدغههایی که در جامعه اسلامی به وجود آوردند پرنور خواهد شد.[۹]
شخصیتهای منافق در ابتدا اسلام
در منابع تاریخی و روایی بعضی از مناقان صدر اسلام معرفی گردیدهاند. مقریزی در کتاب «إمتاع الأسماع» منافقان قبایل اوس و خزرج را معرفی کرده و اقداماتشان در دشمنی با اسلام و فرستاده(ص) را برشمرده میباشد؛ ازجمله عبدالله بن اُبَی که مهاجران را به اخراج از مدینه ارعاب کرد و عبدالله بن عیینه که یاران خویش را به کشتن فرستاده(ص) تشویق کرد.[۱۰]
اصحاب عَقَبه نیز در زمره منافقان شمرده گردیدهاند. آنها گروهی از اصحاب بودند که در مسیر برگشت نبی(ص) از غزوه تبوک نقشه ترور نبی را داشتند، البته غالب نشدند.[۱۱] مورخان و سیرهنویسان تعداد اصحاب عقبه را میان ۱۲ تا ۱۵ بدن بیان کردهاند.[۱۲] مطابق روایتی از امام باقر(ع)، شمار آن ها ۱۲ بدن بوده که هشت بدن از قریش بوده میباشد.[۱۳] روضه خوان صدوق مبنی بر روایتی، ۱۲ بدن از آنهارا از بنیامیه و ۵ بدن را از دیگر قبایل دانسته میباشد.[۱۴] سیوطی از علمای اهل سنت اسم اصحاب عقبه را نقل نموده است؛ برای مثال سعد بن ابیسَرح، ابوحاضر اعرابی، جُلاس بن سُوَید، مجمع بن جاریه، مُلَیح تَیمی، حُصَین بن نُمَیر، طُعَیمَة بن اُبَیرِق و مُرَّة بن رَبیع.[۱۵]
واکنش رسول با منافقان

راهنمای انتخاب مسجد مناسب برای برگزاری مراسم ختم در مشهد