loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 17
پنجشنبه 1 آذر 1403 زمان : 10:25


و که تالیف کننده و خبر نامه نگار دانمارکی میباشد، اسلام را تفویض کرده، درباره آن مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌گوید: «اینجانب از اعماق قلبم ایمان دارم که آتی فقیه برای اسلام میباشد، و نصرانیت به صورت حتم از هم پاشیده میباشد. بشر ریلکس نمی‌شود مگر وقتی که تعالیم محمد و عیسی (علیهما السلام) را تبعیت نماید، اما نصرانیت مملوّ از عقایدی میباشد که اینجانب آنان را نمی فهمم و بهره ای هم برای آن نمی شناسم... .

اینجانب شما‌را به عواملی که منجر شد تا اینجانب در آئین تحوّل پیدا کنم خبر می دهم. امّا اثاثیه جوهری بر اینجانب مشقت بار میباشد تا آنها‌را تعبیروتفسیر کنم. و آنچه بر آن اقتدار دارم تا آشکار نمایم این که ایمانم به اسلام رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد راسخ میباشد و تا آفریدگار نخواهد باقی نخواهد ماند و متزلزل نخواهد شد. اینجانب معتقدم که فقید میان دو فرمان میباشد: یک کدام از شرک که در روسیه پیش می رود، و ماده را معبود فرض نموده است؛ کفری که به زودی زمین گیر شود علی رغم کارایی هایی که شخصیت های متفکّر مارکسیست و سرکش برای توسعه و گسترش آن ایفا دادند. و دیگری اسلام، فقهی فطری و راحت که آدم را به ایمان به خدای عزیز فرمان کرده و نشانه‌ها قرآنش به راه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد و روش رستگاری دعوت می کند، و لذا اینجانب به آن ایمان اثبات دارم...».[۲۶]

۸. کشیش ر.ج. فلورز

وی که کشیشی انگلیسی بوده، پس از استیناف بسیار درباره اسلام، پی به حقّانیت آن برده و آن را تعیین نموده است و در این مورد می‌گوید: «آن‌گاه که تحت عنوان «قسیس» منصوب شدم، مشاغل مرتبط با کلیسا را رها کرده و اوقاتم را صرف مراجعه بیمار ها و درمان آن‌ها و برآوردن حاجات اشخاص و هواخواهی از حیوان‌ها نمودم، تا از انجام فرقه «ارتودوکس» و بقیه فرقه های مسیحی استحضار پیدا کرده و مقدار قیام آنان به رفاه همگانی و نیز درستی نیت آن‌ها را در شغل های خیریه، آزمون کنم. البته در آن‌ها غیر از مظاهر دورویی و عقاید خرافی محض نیافتم.

بله، بسیط بودن و آسانی آئین اسلام و صدق طبیعی و حقیقت سیره مسلمین تاثیر پایانی خویش را در اینجانب گذاشت تا تصمیم جزمی خودم را برای تایید این آئین بگیرم و الآن در خویش آرامشی مییابم. اینجانب الآن یک غرض در معاش خویش دارم و آن موفقیت بر بدون نقص ترین و تک تک ترین سرویس همگانی الهی در زمان زندگانی در راه و روش خدای واحدی میباشد که برای وی شریکی وجود ندارد. ستایش منحصربه‌فرد خدایی میباشد که من‌را بدین آیین چیره کرده و این تقدیر را برای اینجانب مقدّر ساخته میباشد. و الآن آرزویم این میباشد که مجموع همت فراوان خویش را در روش اسلام و مسلمین (به یاری معبود) صرف نمایم.... اینجانب در اینجا اعلان میکنم که در‌این زمینه ام هیچ اکراه یا این که نفوذ و فشار فرنگی وجود نداشته میباشد، و این تصمیم و عزمم در گزینش این شیوه، در کمال آزادی و عزم بی نقص خودم بوده میباشد...».[۲۷]

۹. الکونت ادوارد کیوجا

وی که فردی ایتالیایی میباشد، بعداز مشاجره و بازرسی درباره ادیان، واقعیت در جلوی وی پدیدار و آشکار شد و به آن علناً اعتراف نمود. وی در این مورد می‌گوید: «آئین حقیقی و واقعی اثبات به عبارتی اسلام میباشد. وقتی که موج شوق واشتیاق به سوی آئین اسلام منرا زیر فشار قرار داده بود درصدد تفحص و تحقیق در ارتباط با ادیان قدیم و نو برآمدم و دربین یکی از یکی از آن ها مقایسه نمودم، و به آن‌ها با مشاهده کرد انتقاد و پژوهش نگریستم. فیض عملکرد اینجانب در‌این دوران آن بود که اینجانب به تدریج به‌این اعتقاد و باور سوق داده شدم که ایمان و نظریه اسلامی به عبارتی آئین حقیقی و واقعی و اثبات میباشد. و به صورت حتم قرآن متضمّن هر چیزی میباشد که روح انسانی در افزایش و کمال معنوی اش به آن احتیاج دارااست. و این مطلبی میباشد که به صورت آشکار و کل برای اینجانب علنی شده میباشد. واقعاً چقدر مساجد مسلمان ها با آسانی اش خوشگل میباشد. و آن زیارت حج که چه بسیار فواید مهمی که بر آن مشتمل میباشد. در آنجا امتیاز طبقاتی فی مابین بینوا و بی نیاز ملغی میباشد و هیچ کدام بر دیگری ترجیح داده نمیشود. مسلمان‌ها در آن مواقف همه معادل در قبال حضرت ذوالجلال اند...».[۲۸]

۱۰. ابراهیم وو

وی فردی مسیحی میباشد که پس از درس و مشاجره فراوان پی به حقانیت اسلام برده و به آن گرویده میباشد. وی در این زمینه میگوید: «اینجانب پیش از آن که اسلام را سپردن کنم مسیحی کاتولیک بودم، البته به مراسم تثلیث و عشای ربّانی و ... اعتقادوباور نداشتم. اینجانب مخالف با اسرار و پنهان کاری های فقاهتی بودم در حالی که هیچ زمان ایمان به معبود متعال را رها نمی کردم. هیچ کشیش کاتولیک منرا در توضیح این مسائل به صورتی که منرا قانع نماید اصلاً استعانت نکرد، و فقط جوابی که مدام از حیطه آن ها می شنیدم این بود که اسرار تا ابد به طور رازّ بایستی باقی بماند... . در ادامه این مسائل بودم که نوعی از شک وتردید در نظریه به آیین مسیحیت منرا فرا گرفت تا آن که با جماعتی از مسلمان ها در «مالایا» واکنش کرده و معاشرت نمودم. و با مباحث کلامی که فی مابین ما درباره آئین شکل گرفت بدین واقعیت دست یافتم که اسلام آیین حق میباشد و این آیین به عبارتی شرعی میباشد که به نام واقعیت حقیقی وواقعی، اینجانب در پی آن بودم. فقاهتی که در آن هیچ شیء و احدی به جز خدای متعال عبادت نمیشود. و در هیچ محل عبادت اسلامی شکل یا این که تمثال یا این که نقوشی یافت نمی‌شود. همانا نماز در مسجد قلب من‌را تا ابد مسخّر نموده است...».[۲۹]

۱۱. دنیس وارینگتون فرای

وی که یک شخصیت استرالیایی میباشد، بعداز بازرسی فراوان به آئین اسلام گرویده و درباره انگیزه تایید اسلامش می‌گوید: «بر اسلام و تعلیمات نورانی اش لایق میباشد که روح تازه را در کالبد بشر ساخت نماید. اسلامی که دارنده منطقی سلامت و موافق با عقول میباشد. شهیدشدن و سند «لا اله الاّ اللَّه، محمّد نبی اللَّه» چقدر خوشگل و چه بسیار بهتر و شادی بخش میباشد. در اینجا آن تکلّفات هنگفت از قبیل: بابا، پسر، روح القدس، وجود ندارد. آن تکلّفات هولناک که روح های آزاد از آن گریز می نماید و عقول آدم به هر اسلوبی که رسد به آنان قانع نمی‌گردد. به صورت حتم روح اسلام، روح تازه بوده و منهج و طریق آن قابل تطبیق بر دنیای امروز میباشد. ببینید ضابطه مساوات بشریت را که از مدتها پیش کلیسا شعار آن را میدهد، در حالی که احوال جان دار در خویش کلیسا این گمان را فسخ می نماید، بلکه این داعیه شعاری توخالی و جدای از واقعیت میباشد؛ چون نظام طبقاتی که در سلسله شخصیت های شرعی از پاپ تا اسقف و... مو جود میباشد، نظامی میباشد بر پایه ی تفاوت طبقاتی، و این به دلیل دسترسی بر امتیازات و درجات کلیسا میباشد. آن‌ها نام آیین و ربّ را به دلیل وصال به اهدافشان یدک کشیده اند. چقدر مسافت دربین نظامی به این شکل و نظام اسلامی میباشد که به محمّد(صلی الله علیه وآله) وحی شد‌ه‌است...».[۳۰]

۱۲. روژه گارودی

وی که یکی فلاسفه و متفکرین فرانسوی میباشد، بعداز نیم قرن بازرسی و جست و جو درباره حقّ و واقعیت و پیگیری فراوان و مراجعه به مکاتب و ادیان دیگر در انتها گمشده خویش را در اسلام پیدا کرده و به ادب درونی خویش رسیده میباشد. وی که خانواده اش متدین به هیچ فقهی نبوده میباشد، در سنین چهارده سالگی مذهب پروتستان از مذهبها مسیحیت را سپردن می نماید. اما در سال ۱۹۳۳ به صف حزب سوسیالیست فرانسه می پیوندد و لذا آغاز به آموزش کتاب های مارکس و انگلس و لنین می کند.... وی در سال ۱۹۷۶ مرکزی به اسم «راءس در میان المللی اظهار کرد و گوی فرهنگ وتمدن ها» تأسیس کرده و خودش مدیریت آن می‌شود. و در سال ۱۹۸۲ کتابی را به اسم «اسلام آیین آتی» تألیف می نماید، و این شغل به نوبه خویش فراهم سازی برای اعلان به اسلامش بوده میباشد. وی در سال ۱۹۸۲ میلادی، مبنی بر با یازدهم رمضان ۱۴۰۲ ه.ق اسلام تفویض می نماید.

وی در یک سخنرانی که در جامع ابی النور در «دمشق» داشته می‌گوید: «...اسلام به دلیل ضایع کردن و نزاع و کشتن آدم نیامده میباشد، بلکه بدان جهت آمده تا مسلمان جانشین و خلیفه در روی زمین به دلیل برپایی حکم معبود باشد... ما درین وقت حس احتیاج بیشتری به اسلام می‌کنیم، و بر ما میباشد که‌این اسلام را به نسل تازه معرفی نماییم، این نسلی که در وضعیت بد و پستی معاش می نماید. اکثری از فلاسفه غرب بشر را بی انگیزه در معاش معرفی کرده اند، در حالی که اسلام برای معاش آدم غرض بهتر قرار داده میباشد. غرب، حتی دانشکده های غربی، اسلام را به خیر فرا نگرفته میباشد، و مع الاسف این فعالیت با قصد و عمد در غرب شکل می‌گیرد... بعضا از دانش کده ها درصدد برآمده اند تا هر چیزی را به چیز دیگر مرتبط سازند، اما یک چیز اساسی را فراموش کرده اند و آن ربط اشیاء و کارها به خدایی میباشد که سازنده اشیاء میباشد. پیرو لوازم و مسبّبات رفته اند سوای آن که آن ها را به خالقی که به وجود آورنده آنهاست ربط دهند... گرچه بشر در قرن بیستم از نظر فرهنگ و تمدن و مادیات توسعه کرده اما روح و واقعیت خویش را گم کرده و خویش و پروردگارش را نشناخته میباشد. و لذا پیشرفتش به سوی بمب ها و مبارزه های ویرانگر کشیده شد‌ه‌است... در صورتیکه ما به آخرت و آدم اندیشه نکنیم دانش و فرهنگ وتمدن ما به زودی نابود گردد. علی الخصوص غرب که احتیاج به رسالت اسلامی داراست؛ چون اسلام فقهی میباشد که شامل کل افکاری میباشد که ادیان گذشته آورده اند، و این آیین کامل کننده آن ادیان و آیین جهانی میباشد... غرب توانسته با علم ها و وسایلی که در دست دارااست شغل های خارق العاده ای جاری ساختن دهد، اما با این نحو گسترش که داراست به زودی با اختراعاتش دانا را به هلاکت می کشاند. لذا بر ما میباشد دنیا را بیدار کرده و آنها‌را به خدای یکتای حقیقی و واقعی بازگردانیم، و آنان‌را به معبود مرتبط سازیم. و بایستی غرض مهم ما ساختن مجتمع اسلامی بی نقص و واحد باشد. و بر هر مسلمانی واجب میباشد که قیام به دعوت عموم کند و در فیض نوروروشنایی را در کل محیط فقید منتشر سازد».[۳۱]

وی همینطور در سخنرانی خویش در کنفرانسی که در «قاهره» ساخته شده بود، می‌گوید: «قرآن کریم ومهربان واپسین کتاب آسمانی میباشد که امتداد سنت الهی در دانا وجود و کل رسالت های کهن میباشد. ضروری به لحاظ نمی‌رسد که ما در قرآن کریم و مهربان تحت عنوان یک مرجع علمی نگاه کنیم، بلکه می بایست در آن چیزی اساسی خیس از مسائل علمی را پیگیری نماییم و آن مسائلی میباشد که با تعقیب کردن آن بشریت را خواهیم توانست از خون ریزی نجات دهیم. علم ها طبیعی و شیمی و... وسایل زیادی را برای هلاکت بشریت نثار جامعه نموده است، در حالی که در اسلام، دانش دارنده هدف ها بهتر میباشد... بر مسلمین میباشد که هر شخصی که به آفریدگار ایمان آورده را به هدف ها دانش با خبر نمایند تا بشریت را به هلاکت نکشند، و صرفا اسلام میباشد که توان بر پناه از بشریت را دارااست. اسلام شیوه درست را برای تکان گفت و گو علمی و تکان تکنولوژی عرضه می‌دارد تا آدم را به خضوع و خشوع و عبودیت برای آفریدگار عزّ و جلّ وادارد».[۳۲]

وی درباره فرهنگ و تمدن اسلامی می‌گوید: «در فرهنگ اسلامی، طلاق و تجزیه در بین کارها وجود ندارد. در اسلام دانش متصل به آیین و کار مرتبط به ایمان میباشد. و فلسفه برگرفته از نبوت و نبوت متّصل به عقل میباشد. و زمین از اسمان به دور نبوده و عرش متّصل و مرتبط به زمین میباشد، و بسط فرهنگ سیر افزایشی به سوی پروردگار دارااست...».[۳۳] همینطور درباره قرآن میگوید: «قرآن خالد و ابدی میباشد و میتواند در هر وقت و مجال از تاریخ به ما بفهماند و رویه یا این که صراط بدون واسطه را برای ما پر‌نور سازد و غرض را به ما بنمایاند...».[۳۴]

و نیز میگوید: «امروزه که میلیون ها مرد و زن در غرب علی الخصوص مسیحیان، توخالی بودن و پوچ بودن فرهنگ و بسته بودن عرش های خویش را ادراک می نمایند، اسلام می‌تواند اقتدار بیشتری به دلیل تکثیر در آحاد دانا پیدا نماید چنانچه که امین بر تفکر گشوده خویش بوده و خلّاق چشمه های قرآنی خویش باشد؛ یعنی بفهمد که به چه شکل وجهه حقیقی وواقعی خویش را آشکار سازد، فیس ای که از شمولیت بیشتری میان ادیان برخوردار‌است. رخ ای که هر اکراهی را در زمان آیین ردّ می نماید... لذا جرم میباشد که اسلام را در حصاری همچون قلعه در اختیار بگذاریم... اسلام حصار وجود ندارد، بلکه برای هر مدرسه فکری گشوده میباشد.... در صورتیکه ما قرآن را امروزه با عقولی زنده و گشوده خواندن کنیم این کتاب می‌تواند - همچون قرن هفتم - روح جدیدی به بسط و فرهنگ وتمدن بدمد... لکن این دستور بر ما ایجاب می نماید که تحت عنوان آدم مسلمان دعوت قرآن را اجابت کرده و همچون فاتحان صدر اسلام باشیم. بدین که درفش اسلامی بی نیاز با مجموع فرهنگ وتمدن انسانی آن را بلند کنیم، اسلامی که می‌تواند جوابگوی سؤال های آجل آدم باشد...».[۳۵]

۱۳. لیوبولد فایس (محمّد اسد)

وی که اهل اتریش میباشد، بعداز مباحثات و مطالعات فراوان درباره اسلام بدین آیین مشرّف گردیده است. وی درباره امتیازات اسلام می‌گوید: «نرم‌افزار های اسلام چنان کلان میباشد که میتواند جوابگوی تک تک احتیاجات آدم معاصر باشد. آنچه را که فقید امروز به آن احتیاج دارااست، برادری و مساوات میباشد. و اینها فضایلی میباشد که در غیر از اسلام گردآوری نمی‌شود. وقتی که مشاهده می‌کنیم عشق و نظام خانواده از هم پاشیده میباشد... مراعات میکنیم که اسلام بیشتر دستمزد را به زن داده و نظام تزویج را بر پایه ی عدل، میان دو طرف متساوی برپا نموده است. و امتیاز تشریع اسلامی آن میباشد که با طبیعت انسان خطاکار ملایمت داراست، خیر با فرشتگان ای که معصومند، لذا اسلام شایسته ترین آئین برای بشریت میباشد»


و که تالیف کننده و خبر نامه نگار دانمارکی میباشد، اسلام را تفویض کرده، درباره آن مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌گوید: «اینجانب از اعماق قلبم ایمان دارم که آتی فقیه برای اسلام میباشد، و نصرانیت به صورت حتم از هم پاشیده میباشد. بشر ریلکس نمی‌شود مگر وقتی که تعالیم محمد و عیسی (علیهما السلام) را تبعیت نماید، اما نصرانیت مملوّ از عقایدی میباشد که اینجانب آنان را نمی فهمم و بهره ای هم برای آن نمی شناسم... .

اینجانب شما‌را به عواملی که منجر شد تا اینجانب در آئین تحوّل پیدا کنم خبر می دهم. امّا اثاثیه جوهری بر اینجانب مشقت بار میباشد تا آنها‌را تعبیروتفسیر کنم. و آنچه بر آن اقتدار دارم تا آشکار نمایم این که ایمانم به اسلام رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد راسخ میباشد و تا آفریدگار نخواهد باقی نخواهد ماند و متزلزل نخواهد شد. اینجانب معتقدم که فقید میان دو فرمان میباشد: یک کدام از شرک که در روسیه پیش می رود، و ماده را معبود فرض نموده است؛ کفری که به زودی زمین گیر شود علی رغم کارایی هایی که شخصیت های متفکّر مارکسیست و سرکش برای توسعه و گسترش آن ایفا دادند. و دیگری اسلام، فقهی فطری و راحت که آدم را به ایمان به خدای عزیز فرمان کرده و نشانه‌ها قرآنش به راه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد و روش رستگاری دعوت می کند، و لذا اینجانب به آن ایمان اثبات دارم...».[۲۶]

۸. کشیش ر.ج. فلورز

وی که کشیشی انگلیسی بوده، پس از استیناف بسیار درباره اسلام، پی به حقّانیت آن برده و آن را تعیین نموده است و در این مورد می‌گوید: «آن‌گاه که تحت عنوان «قسیس» منصوب شدم، مشاغل مرتبط با کلیسا را رها کرده و اوقاتم را صرف مراجعه بیمار ها و درمان آن‌ها و برآوردن حاجات اشخاص و هواخواهی از حیوان‌ها نمودم، تا از انجام فرقه «ارتودوکس» و بقیه فرقه های مسیحی استحضار پیدا کرده و مقدار قیام آنان به رفاه همگانی و نیز درستی نیت آن‌ها را در شغل های خیریه، آزمون کنم. البته در آن‌ها غیر از مظاهر دورویی و عقاید خرافی محض نیافتم.

بله، بسیط بودن و آسانی آئین اسلام و صدق طبیعی و حقیقت سیره مسلمین تاثیر پایانی خویش را در اینجانب گذاشت تا تصمیم جزمی خودم را برای تایید این آئین بگیرم و الآن در خویش آرامشی مییابم. اینجانب الآن یک غرض در معاش خویش دارم و آن موفقیت بر بدون نقص ترین و تک تک ترین سرویس همگانی الهی در زمان زندگانی در راه و روش خدای واحدی میباشد که برای وی شریکی وجود ندارد. ستایش منحصربه‌فرد خدایی میباشد که من‌را بدین آیین چیره کرده و این تقدیر را برای اینجانب مقدّر ساخته میباشد. و الآن آرزویم این میباشد که مجموع همت فراوان خویش را در روش اسلام و مسلمین (به یاری معبود) صرف نمایم.... اینجانب در اینجا اعلان میکنم که در‌این زمینه ام هیچ اکراه یا این که نفوذ و فشار فرنگی وجود نداشته میباشد، و این تصمیم و عزمم در گزینش این شیوه، در کمال آزادی و عزم بی نقص خودم بوده میباشد...».[۲۷]

۹. الکونت ادوارد کیوجا

وی که فردی ایتالیایی میباشد، بعداز مشاجره و بازرسی درباره ادیان، واقعیت در جلوی وی پدیدار و آشکار شد و به آن علناً اعتراف نمود. وی در این مورد می‌گوید: «آئین حقیقی و واقعی اثبات به عبارتی اسلام میباشد. وقتی که موج شوق واشتیاق به سوی آئین اسلام منرا زیر فشار قرار داده بود درصدد تفحص و تحقیق در ارتباط با ادیان قدیم و نو برآمدم و دربین یکی از یکی از آن ها مقایسه نمودم، و به آن‌ها با مشاهده کرد انتقاد و پژوهش نگریستم. فیض عملکرد اینجانب در‌این دوران آن بود که اینجانب به تدریج به‌این اعتقاد و باور سوق داده شدم که ایمان و نظریه اسلامی به عبارتی آئین حقیقی و واقعی و اثبات میباشد. و به صورت حتم قرآن متضمّن هر چیزی میباشد که روح انسانی در افزایش و کمال معنوی اش به آن احتیاج دارااست. و این مطلبی میباشد که به صورت آشکار و کل برای اینجانب علنی شده میباشد. واقعاً چقدر مساجد مسلمان ها با آسانی اش خوشگل میباشد. و آن زیارت حج که چه بسیار فواید مهمی که بر آن مشتمل میباشد. در آنجا امتیاز طبقاتی فی مابین بینوا و بی نیاز ملغی میباشد و هیچ کدام بر دیگری ترجیح داده نمیشود. مسلمان‌ها در آن مواقف همه معادل در قبال حضرت ذوالجلال اند...».[۲۸]

۱۰. ابراهیم وو

وی فردی مسیحی میباشد که پس از درس و مشاجره فراوان پی به حقانیت اسلام برده و به آن گرویده میباشد. وی در این زمینه میگوید: «اینجانب پیش از آن که اسلام را سپردن کنم مسیحی کاتولیک بودم، البته به مراسم تثلیث و عشای ربّانی و ... اعتقادوباور نداشتم. اینجانب مخالف با اسرار و پنهان کاری های فقاهتی بودم در حالی که هیچ زمان ایمان به معبود متعال را رها نمی کردم. هیچ کشیش کاتولیک منرا در توضیح این مسائل به صورتی که منرا قانع نماید اصلاً استعانت نکرد، و فقط جوابی که مدام از حیطه آن ها می شنیدم این بود که اسرار تا ابد به طور رازّ بایستی باقی بماند... . در ادامه این مسائل بودم که نوعی از شک وتردید در نظریه به آیین مسیحیت منرا فرا گرفت تا آن که با جماعتی از مسلمان ها در «مالایا» واکنش کرده و معاشرت نمودم. و با مباحث کلامی که فی مابین ما درباره آئین شکل گرفت بدین واقعیت دست یافتم که اسلام آیین حق میباشد و این آیین به عبارتی شرعی میباشد که به نام واقعیت حقیقی وواقعی، اینجانب در پی آن بودم. فقاهتی که در آن هیچ شیء و احدی به جز خدای متعال عبادت نمیشود. و در هیچ محل عبادت اسلامی شکل یا این که تمثال یا این که نقوشی یافت نمی‌شود. همانا نماز در مسجد قلب من‌را تا ابد مسخّر نموده است...».[۲۹]

۱۱. دنیس وارینگتون فرای

وی که یک شخصیت استرالیایی میباشد، بعداز بازرسی فراوان به آئین اسلام گرویده و درباره انگیزه تایید اسلامش می‌گوید: «بر اسلام و تعلیمات نورانی اش لایق میباشد که روح تازه را در کالبد بشر ساخت نماید. اسلامی که دارنده منطقی سلامت و موافق با عقول میباشد. شهیدشدن و سند «لا اله الاّ اللَّه، محمّد نبی اللَّه» چقدر خوشگل و چه بسیار بهتر و شادی بخش میباشد. در اینجا آن تکلّفات هنگفت از قبیل: بابا، پسر، روح القدس، وجود ندارد. آن تکلّفات هولناک که روح های آزاد از آن گریز می نماید و عقول آدم به هر اسلوبی که رسد به آنان قانع نمی‌گردد. به صورت حتم روح اسلام، روح تازه بوده و منهج و طریق آن قابل تطبیق بر دنیای امروز میباشد. ببینید ضابطه مساوات بشریت را که از مدتها پیش کلیسا شعار آن را میدهد، در حالی که احوال جان دار در خویش کلیسا این گمان را فسخ می نماید، بلکه این داعیه شعاری توخالی و جدای از واقعیت میباشد؛ چون نظام طبقاتی که در سلسله شخصیت های شرعی از پاپ تا اسقف و... مو جود میباشد، نظامی میباشد بر پایه ی تفاوت طبقاتی، و این به دلیل دسترسی بر امتیازات و درجات کلیسا میباشد. آن‌ها نام آیین و ربّ را به دلیل وصال به اهدافشان یدک کشیده اند. چقدر مسافت دربین نظامی به این شکل و نظام اسلامی میباشد که به محمّد(صلی الله علیه وآله) وحی شد‌ه‌است...».[۳۰]

۱۲. روژه گارودی

وی که یکی فلاسفه و متفکرین فرانسوی میباشد، بعداز نیم قرن بازرسی و جست و جو درباره حقّ و واقعیت و پیگیری فراوان و مراجعه به مکاتب و ادیان دیگر در انتها گمشده خویش را در اسلام پیدا کرده و به ادب درونی خویش رسیده میباشد. وی که خانواده اش متدین به هیچ فقهی نبوده میباشد، در سنین چهارده سالگی مذهب پروتستان از مذهبها مسیحیت را سپردن می نماید. اما در سال ۱۹۳۳ به صف حزب سوسیالیست فرانسه می پیوندد و لذا آغاز به آموزش کتاب های مارکس و انگلس و لنین می کند.... وی در سال ۱۹۷۶ مرکزی به اسم «راءس در میان المللی اظهار کرد و گوی فرهنگ وتمدن ها» تأسیس کرده و خودش مدیریت آن می‌شود. و در سال ۱۹۸۲ کتابی را به اسم «اسلام آیین آتی» تألیف می نماید، و این شغل به نوبه خویش فراهم سازی برای اعلان به اسلامش بوده میباشد. وی در سال ۱۹۸۲ میلادی، مبنی بر با یازدهم رمضان ۱۴۰۲ ه.ق اسلام تفویض می نماید.

وی در یک سخنرانی که در جامع ابی النور در «دمشق» داشته می‌گوید: «...اسلام به دلیل ضایع کردن و نزاع و کشتن آدم نیامده میباشد، بلکه بدان جهت آمده تا مسلمان جانشین و خلیفه در روی زمین به دلیل برپایی حکم معبود باشد... ما درین وقت حس احتیاج بیشتری به اسلام می‌کنیم، و بر ما میباشد که‌این اسلام را به نسل تازه معرفی نماییم، این نسلی که در وضعیت بد و پستی معاش می نماید. اکثری از فلاسفه غرب بشر را بی انگیزه در معاش معرفی کرده اند، در حالی که اسلام برای معاش آدم غرض بهتر قرار داده میباشد. غرب، حتی دانشکده های غربی، اسلام را به خیر فرا نگرفته میباشد، و مع الاسف این فعالیت با قصد و عمد در غرب شکل می‌گیرد... بعضا از دانش کده ها درصدد برآمده اند تا هر چیزی را به چیز دیگر مرتبط سازند، اما یک چیز اساسی را فراموش کرده اند و آن ربط اشیاء و کارها به خدایی میباشد که سازنده اشیاء میباشد. پیرو لوازم و مسبّبات رفته اند سوای آن که آن ها را به خالقی که به وجود آورنده آنهاست ربط دهند... گرچه بشر در قرن بیستم از نظر فرهنگ و تمدن و مادیات توسعه کرده اما روح و واقعیت خویش را گم کرده و خویش و پروردگارش را نشناخته میباشد. و لذا پیشرفتش به سوی بمب ها و مبارزه های ویرانگر کشیده شد‌ه‌است... در صورتیکه ما به آخرت و آدم اندیشه نکنیم دانش و فرهنگ وتمدن ما به زودی نابود گردد. علی الخصوص غرب که احتیاج به رسالت اسلامی داراست؛ چون اسلام فقهی میباشد که شامل کل افکاری میباشد که ادیان گذشته آورده اند، و این آیین کامل کننده آن ادیان و آیین جهانی میباشد... غرب توانسته با علم ها و وسایلی که در دست دارااست شغل های خارق العاده ای جاری ساختن دهد، اما با این نحو گسترش که داراست به زودی با اختراعاتش دانا را به هلاکت می کشاند. لذا بر ما میباشد دنیا را بیدار کرده و آنها‌را به خدای یکتای حقیقی و واقعی بازگردانیم، و آنان‌را به معبود مرتبط سازیم. و بایستی غرض مهم ما ساختن مجتمع اسلامی بی نقص و واحد باشد. و بر هر مسلمانی واجب میباشد که قیام به دعوت عموم کند و در فیض نوروروشنایی را در کل محیط فقید منتشر سازد».[۳۱]

وی همینطور در سخنرانی خویش در کنفرانسی که در «قاهره» ساخته شده بود، می‌گوید: «قرآن کریم ومهربان واپسین کتاب آسمانی میباشد که امتداد سنت الهی در دانا وجود و کل رسالت های کهن میباشد. ضروری به لحاظ نمی‌رسد که ما در قرآن کریم و مهربان تحت عنوان یک مرجع علمی نگاه کنیم، بلکه می بایست در آن چیزی اساسی خیس از مسائل علمی را پیگیری نماییم و آن مسائلی میباشد که با تعقیب کردن آن بشریت را خواهیم توانست از خون ریزی نجات دهیم. علم ها طبیعی و شیمی و... وسایل زیادی را برای هلاکت بشریت نثار جامعه نموده است، در حالی که در اسلام، دانش دارنده هدف ها بهتر میباشد... بر مسلمین میباشد که هر شخصی که به آفریدگار ایمان آورده را به هدف ها دانش با خبر نمایند تا بشریت را به هلاکت نکشند، و صرفا اسلام میباشد که توان بر پناه از بشریت را دارااست. اسلام شیوه درست را برای تکان گفت و گو علمی و تکان تکنولوژی عرضه می‌دارد تا آدم را به خضوع و خشوع و عبودیت برای آفریدگار عزّ و جلّ وادارد».[۳۲]

وی درباره فرهنگ و تمدن اسلامی می‌گوید: «در فرهنگ اسلامی، طلاق و تجزیه در بین کارها وجود ندارد. در اسلام دانش متصل به آیین و کار مرتبط به ایمان میباشد. و فلسفه برگرفته از نبوت و نبوت متّصل به عقل میباشد. و زمین از اسمان به دور نبوده و عرش متّصل و مرتبط به زمین میباشد، و بسط فرهنگ سیر افزایشی به سوی پروردگار دارااست...».[۳۳] همینطور درباره قرآن میگوید: «قرآن خالد و ابدی میباشد و میتواند در هر وقت و مجال از تاریخ به ما بفهماند و رویه یا این که صراط بدون واسطه را برای ما پر‌نور سازد و غرض را به ما بنمایاند...».[۳۴]

و نیز میگوید: «امروزه که میلیون ها مرد و زن در غرب علی الخصوص مسیحیان، توخالی بودن و پوچ بودن فرهنگ و بسته بودن عرش های خویش را ادراک می نمایند، اسلام می‌تواند اقتدار بیشتری به دلیل تکثیر در آحاد دانا پیدا نماید چنانچه که امین بر تفکر گشوده خویش بوده و خلّاق چشمه های قرآنی خویش باشد؛ یعنی بفهمد که به چه شکل وجهه حقیقی وواقعی خویش را آشکار سازد، فیس ای که از شمولیت بیشتری میان ادیان برخوردار‌است. رخ ای که هر اکراهی را در زمان آیین ردّ می نماید... لذا جرم میباشد که اسلام را در حصاری همچون قلعه در اختیار بگذاریم... اسلام حصار وجود ندارد، بلکه برای هر مدرسه فکری گشوده میباشد.... در صورتیکه ما قرآن را امروزه با عقولی زنده و گشوده خواندن کنیم این کتاب می‌تواند - همچون قرن هفتم - روح جدیدی به بسط و فرهنگ وتمدن بدمد... لکن این دستور بر ما ایجاب می نماید که تحت عنوان آدم مسلمان دعوت قرآن را اجابت کرده و همچون فاتحان صدر اسلام باشیم. بدین که درفش اسلامی بی نیاز با مجموع فرهنگ وتمدن انسانی آن را بلند کنیم، اسلامی که می‌تواند جوابگوی سؤال های آجل آدم باشد...».[۳۵]

۱۳. لیوبولد فایس (محمّد اسد)

وی که اهل اتریش میباشد، بعداز مباحثات و مطالعات فراوان درباره اسلام بدین آیین مشرّف گردیده است. وی درباره امتیازات اسلام می‌گوید: «نرم‌افزار های اسلام چنان کلان میباشد که میتواند جوابگوی تک تک احتیاجات آدم معاصر باشد. آنچه را که فقید امروز به آن احتیاج دارااست، برادری و مساوات میباشد. و اینها فضایلی میباشد که در غیر از اسلام گردآوری نمی‌شود. وقتی که مشاهده می‌کنیم عشق و نظام خانواده از هم پاشیده میباشد... مراعات میکنیم که اسلام بیشتر دستمزد را به زن داده و نظام تزویج را بر پایه ی عدل، میان دو طرف متساوی برپا نموده است. و امتیاز تشریع اسلامی آن میباشد که با طبیعت انسان خطاکار ملایمت داراست، خیر با فرشتگان ای که معصومند، لذا اسلام شایسته ترین آئین برای بشریت میباشد»

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 460
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 69
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 70
  • بازدید ماه : 70
  • بازدید سال : 1937
  • بازدید کلی : 28201
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی