loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 13
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 14:40


عدل از دید مذهب ها گوناگون
اختلاف‌ها بر راز زمینه عدل الهی منجر شد که در قرنها اول اسلامی فرقه‌های مسلمان به دو جریان بلندمرتبه عدلیه و غیرعدلیه تقسیم شوند. امامیه و معتزله به «عدلیه» مشهور میباشند.[۲۱] زیرا عدل را از اصول آیین خویش اکانت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرده‌اند.[۲۲]

جریان عدلیه حسن و قبح شی ءها را عقلی می دانند و معتقدند این‌که آفریدگار عادل میباشد به‌این معنی میباشد که وی براساس عالی بودن اشیا فعالیت می‌نماید، و ظلم را به دلیل قبیح بودن آن اجرا نمی‌دهد.[۲۳] عدل خدا به‌این مفهوم فرع ثابت حسن و قبح عقلی میباشد.[۲۴] ظهور زمینه عدل و طرح تیتر آن در کتاب‌های کلامی به اسم معتزله تصویب رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد‌ه‌است.[۲۵]

در مقابل، غیرعدلیه که شاخص‌ترین نماینده آن ها اشاعره میباشند، معتقدند ملاک عادلانه بودن یک اخلاق و رفتار، فعالیت آفریدگار میباشد و هر چه آفریدگار اجرا دهد پسندیده و عدل میباشد حتی در‌حالتی که با نگاه آدم‌ها ظلم باشد. بنابر این استدلال بر عدل پروردگار برهان دینی میباشد.[۲۶] بنابر عقیده غیرعدلیه عقل آدم‌ها ملاکی برای تشخیص عدل از غیرعدل ندارد. و نمی‌اقتدار با ملاک‌های پیشینی و سوای توکل بر اوامر الهی افعال را عادلانه یا این که ظالمانه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دانست.[۲۷]

به نظریه بعضا، مذهب عدلیه در مقابل مذهب جبریه میباشد.[۲۸]

مضمون‌‌شناسی عدل
در روایتی امام علی(ع)‌ عدل را اینگونه تعبیر کرده که به معبود اتهام نزنیم.(الْعَدْلُ أَلَّا تَتَّهِمَهُ)[۲۹] ابن ابی‌الحدید شارح نهج البلاغه معنای سخن امام علی(ع) را درین دانسته که به جبر یقین پیدا نکنیم تا معتقد شویم خدواند ما‌را بر فعالیت قبیح ناچار کرده و به دلیل شغل بر آن مارا مؤاخذه می‌نماید. به پروردگار اتهام نزنیم که تکلیف مالایطاق نماید و ....[۳۰]ابن‌میثم بحرانی نیز در مصباح السالکین در گستردن این پاراگراف گفته که مراد اطمینان به جریان عدل در مجموع امور و سخنان آفریدگار میباشد و از اثاثیه این یقین این میباشد که به پروردگار بهتان تحمیل کردن بندگانش بر شغل های قبیح و کیفر دادن بر آنان زده نشود. [۳۱] امام راستگو(ع) نیز عدل پروردگار را اینگونه توضیح میدهد كه چیزهایى را كه خدا در خصوص آن تو‌را شماتت كرده میباشد، به وی نسبت ندهى.[۳۲]

در اصطلاح متکلمان
عدل را در مقابل ظلم دانسته‌اند.[۳۳]اما تعریف و تمجید آن در اثر ها عالمان مسلمان یک‌سیرتکامل وجود ندارد و به جهت تعدد معنای لغوی و نیز اختلاف در ملاک واقعیت عدل و داد، یک‌سری تمجید کلی درباره عدل ارائه گردیده‌است.[۳۴] بنابر گفته سپاسگذار قراملکی محقق دانش سخن، این تعریف و تمجید‌ها عبارتند از: توازن و استقامت،[۳۵] تساوی و نفی تبعیض،[۳۶] اعطا و رعایت حق مستحق[۳۷] و افاضه بر حسب آمادگی و قابلیت و امکان.[۳۸] این تمجید‌ها با کلمه ها دیگری مثل «قراردادن هر چیزی در مکان خویش»،[۳۹] «حق هر فردی را به وی دادن»[۴۰] و «ملاحظه حقوق و دستمزد دیگرافراد» [۴۱] نیز مطرح گردیده‌اند.

مرتضی مطهری می گوید عدل الهی آن میباشد که هر چه معبود به موجودات میدهد بر پایه ی استحقاق‌های ذاتی آنها میباشد.[۴۲] در واقع نتیجه، عفو و همینطور بلا و نعمتی که به موجودات میرسد ناشی از نظام خاص هستی و متعلق به استحقاق ذاتی هر چیز میباشد.[۴۳] تمجید دیگر آن میباشد که هر فعلی که مبنی بر حکمت باشد عادلانه میباشد. و تمامی افعال خدا اعم از تكوینى و تشریعى، چه در عالم، از روى حكمت و مصلحت میباشد، بنابر این خدا عادل میباشد.[۴۴]

متکلمان بخش اعظمی به عنوان مثال روضه خوان طوسی (وفات۴۶۰ق) از عالمان شیعه[۴۵]، حکم کننده عبدالجبار (وفات ۴۱۵ق) از عالمان تعالی معتزله،[۴۶] قطب‌الدین سبزوارى‏ فقید شیعی قرن ششم[۴۷] سید حیدر آملی فقید شیعی قرن هشتم[۴۸] و دیگرافراد[۴۹] عدل الهی را با دو قید توضیح داده‌اند: ابتدا آن‌که خدا هیچ کار قبیحی را جاری ساختن نمی‌دهد. و قبیح هر کاری میباشد که جاری ساختن‌دهنده آن مستحق ذم و شماتت میباشد[۵۰] و عقل از آن تنفر داراست مانند لاف، ظلم، سرقت.[۵۱] و دیگر آن که پروردگار در آنچه بر وی واجب میباشد اخلال تولید نمی‌نماید. یعنی عملی که بر آن وعده داده و ما یحتاج میباشد را اعمال می دهد.[۵۲] به عنوان مثال لطف که براساس قاعده لطف بر معبود موردنیاز و واجب میباشد را شکاف نمی‌نماید.[۵۳] عبدالله شُبَّر از متکلمان شیعه نیز با تعابیری مثل این که خدا ظلم نمی‌نماید، به اطاعت‌کنندگان اجر میدهد و می تواند گناه‌کاران را مؤاخذه نماید عدل را تعریف نموده است.[۵۴]

ارتباط عدل و حکمت
عدل و حکمت الهی از جهت اشکالاتی که به آن ها وارد می گردد به هم نزدیکند.[۵۵]حکیم را به دو سیرتکامل معنی کرده‌اند؛ آن‌که کارهایش را متقن و سفت جاری ساختن می دهد، و دیگر آنکه واجب را سوراخ نمی‌نماید و مرتکب فعل قبیح نمیشود [۵۶] و از آن‌جایی که ظلم قبیح میباشد پس حکیم ظلم نمی‌نماید و زیرا عدل حَسَن میباشد اعمال آن واجب میباشد و حکیم عدل را شکاف نمی‌نماید.[۵۷] به این ترتیب حکمت الهی اعم از عدل الهی میباشد،[۵۸] و صفت عدل الهی از شؤون و توابع صفت حکمت الهی میباشد.[۵۹]

ارتباط عدل با تساوی
متکلمان و فیلسوفان مسلمان تأکید کرده‌اند که عدل به معنای تساوی دربین همگی موجودات وجود ندارد.[۶۰] بلکه عدل به معنای تساوی در جایی میباشد که کلیه اشخاص استحقاق‌های هم اندازه داشته باشند. بنابر این هنگامی استحقاق‌ها و قابلیت و امکان‌ها گوناگون باشد برخورداری‌ها نیز مختلف خواهد بود.[۶۱] در واقع آنچه از دید متکلمان مسلمان قبیح میباشد تبعیض میباشد خیر تفاوت.[۶۲]

شاخه‌های عدل
به گفته جعفر سبحانی می‌قدرت عدل الهی را در سه شاخه عدل تکوینی، عدل تشریعی و عدل جزائی گروه‌بندی کرد.[۶۳] اما مرتضی مطهری عدل را در چهار سیرتکامل تکوینی، تشریعی، اخلاقی و اجتماعی تیم‌بندی نموده است. [۶۴] مصباح یزدی نیز تقسیم عدل به عدل تکوینی و تشریعی را در کتاب فراگیری عقاید خویش بیان کرده[۶۵] و آن گاه عدل تشریعی را در سه مرحله عدل و داد در منزلت تکلیف، عدل و داد در رده قضاوت، و عدل و داد در جایگاه محرک و عذاب تصویر نموده است.[۶۶]


عدل از دید مذهب ها گوناگون
اختلاف‌ها بر راز زمینه عدل الهی منجر شد که در قرنها اول اسلامی فرقه‌های مسلمان به دو جریان بلندمرتبه عدلیه و غیرعدلیه تقسیم شوند. امامیه و معتزله به «عدلیه» مشهور میباشند.[۲۱] زیرا عدل را از اصول آیین خویش اکانت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرده‌اند.[۲۲]

جریان عدلیه حسن و قبح شی ءها را عقلی می دانند و معتقدند این‌که آفریدگار عادل میباشد به‌این معنی میباشد که وی براساس عالی بودن اشیا فعالیت می‌نماید، و ظلم را به دلیل قبیح بودن آن اجرا نمی‌دهد.[۲۳] عدل خدا به‌این مفهوم فرع ثابت حسن و قبح عقلی میباشد.[۲۴] ظهور زمینه عدل و طرح تیتر آن در کتاب‌های کلامی به اسم معتزله تصویب رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد‌ه‌است.[۲۵]

در مقابل، غیرعدلیه که شاخص‌ترین نماینده آن ها اشاعره میباشند، معتقدند ملاک عادلانه بودن یک اخلاق و رفتار، فعالیت آفریدگار میباشد و هر چه آفریدگار اجرا دهد پسندیده و عدل میباشد حتی در‌حالتی که با نگاه آدم‌ها ظلم باشد. بنابر این استدلال بر عدل پروردگار برهان دینی میباشد.[۲۶] بنابر عقیده غیرعدلیه عقل آدم‌ها ملاکی برای تشخیص عدل از غیرعدل ندارد. و نمی‌اقتدار با ملاک‌های پیشینی و سوای توکل بر اوامر الهی افعال را عادلانه یا این که ظالمانه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دانست.[۲۷]

به نظریه بعضا، مذهب عدلیه در مقابل مذهب جبریه میباشد.[۲۸]

مضمون‌‌شناسی عدل
در روایتی امام علی(ع)‌ عدل را اینگونه تعبیر کرده که به معبود اتهام نزنیم.(الْعَدْلُ أَلَّا تَتَّهِمَهُ)[۲۹] ابن ابی‌الحدید شارح نهج البلاغه معنای سخن امام علی(ع) را درین دانسته که به جبر یقین پیدا نکنیم تا معتقد شویم خدواند ما‌را بر فعالیت قبیح ناچار کرده و به دلیل شغل بر آن مارا مؤاخذه می‌نماید. به پروردگار اتهام نزنیم که تکلیف مالایطاق نماید و ....[۳۰]ابن‌میثم بحرانی نیز در مصباح السالکین در گستردن این پاراگراف گفته که مراد اطمینان به جریان عدل در مجموع امور و سخنان آفریدگار میباشد و از اثاثیه این یقین این میباشد که به پروردگار بهتان تحمیل کردن بندگانش بر شغل های قبیح و کیفر دادن بر آنان زده نشود. [۳۱] امام راستگو(ع) نیز عدل پروردگار را اینگونه توضیح میدهد كه چیزهایى را كه خدا در خصوص آن تو‌را شماتت كرده میباشد، به وی نسبت ندهى.[۳۲]

در اصطلاح متکلمان
عدل را در مقابل ظلم دانسته‌اند.[۳۳]اما تعریف و تمجید آن در اثر ها عالمان مسلمان یک‌سیرتکامل وجود ندارد و به جهت تعدد معنای لغوی و نیز اختلاف در ملاک واقعیت عدل و داد، یک‌سری تمجید کلی درباره عدل ارائه گردیده‌است.[۳۴] بنابر گفته سپاسگذار قراملکی محقق دانش سخن، این تعریف و تمجید‌ها عبارتند از: توازن و استقامت،[۳۵] تساوی و نفی تبعیض،[۳۶] اعطا و رعایت حق مستحق[۳۷] و افاضه بر حسب آمادگی و قابلیت و امکان.[۳۸] این تمجید‌ها با کلمه ها دیگری مثل «قراردادن هر چیزی در مکان خویش»،[۳۹] «حق هر فردی را به وی دادن»[۴۰] و «ملاحظه حقوق و دستمزد دیگرافراد» [۴۱] نیز مطرح گردیده‌اند.

مرتضی مطهری می گوید عدل الهی آن میباشد که هر چه معبود به موجودات میدهد بر پایه ی استحقاق‌های ذاتی آنها میباشد.[۴۲] در واقع نتیجه، عفو و همینطور بلا و نعمتی که به موجودات میرسد ناشی از نظام خاص هستی و متعلق به استحقاق ذاتی هر چیز میباشد.[۴۳] تمجید دیگر آن میباشد که هر فعلی که مبنی بر حکمت باشد عادلانه میباشد. و تمامی افعال خدا اعم از تكوینى و تشریعى، چه در عالم، از روى حكمت و مصلحت میباشد، بنابر این خدا عادل میباشد.[۴۴]

متکلمان بخش اعظمی به عنوان مثال روضه خوان طوسی (وفات۴۶۰ق) از عالمان شیعه[۴۵]، حکم کننده عبدالجبار (وفات ۴۱۵ق) از عالمان تعالی معتزله،[۴۶] قطب‌الدین سبزوارى‏ فقید شیعی قرن ششم[۴۷] سید حیدر آملی فقید شیعی قرن هشتم[۴۸] و دیگرافراد[۴۹] عدل الهی را با دو قید توضیح داده‌اند: ابتدا آن‌که خدا هیچ کار قبیحی را جاری ساختن نمی‌دهد. و قبیح هر کاری میباشد که جاری ساختن‌دهنده آن مستحق ذم و شماتت میباشد[۵۰] و عقل از آن تنفر داراست مانند لاف، ظلم، سرقت.[۵۱] و دیگر آن که پروردگار در آنچه بر وی واجب میباشد اخلال تولید نمی‌نماید. یعنی عملی که بر آن وعده داده و ما یحتاج میباشد را اعمال می دهد.[۵۲] به عنوان مثال لطف که براساس قاعده لطف بر معبود موردنیاز و واجب میباشد را شکاف نمی‌نماید.[۵۳] عبدالله شُبَّر از متکلمان شیعه نیز با تعابیری مثل این که خدا ظلم نمی‌نماید، به اطاعت‌کنندگان اجر میدهد و می تواند گناه‌کاران را مؤاخذه نماید عدل را تعریف نموده است.[۵۴]

ارتباط عدل و حکمت
عدل و حکمت الهی از جهت اشکالاتی که به آن ها وارد می گردد به هم نزدیکند.[۵۵]حکیم را به دو سیرتکامل معنی کرده‌اند؛ آن‌که کارهایش را متقن و سفت جاری ساختن می دهد، و دیگر آنکه واجب را سوراخ نمی‌نماید و مرتکب فعل قبیح نمیشود [۵۶] و از آن‌جایی که ظلم قبیح میباشد پس حکیم ظلم نمی‌نماید و زیرا عدل حَسَن میباشد اعمال آن واجب میباشد و حکیم عدل را شکاف نمی‌نماید.[۵۷] به این ترتیب حکمت الهی اعم از عدل الهی میباشد،[۵۸] و صفت عدل الهی از شؤون و توابع صفت حکمت الهی میباشد.[۵۹]

ارتباط عدل با تساوی
متکلمان و فیلسوفان مسلمان تأکید کرده‌اند که عدل به معنای تساوی دربین همگی موجودات وجود ندارد.[۶۰] بلکه عدل به معنای تساوی در جایی میباشد که کلیه اشخاص استحقاق‌های هم اندازه داشته باشند. بنابر این هنگامی استحقاق‌ها و قابلیت و امکان‌ها گوناگون باشد برخورداری‌ها نیز مختلف خواهد بود.[۶۱] در واقع آنچه از دید متکلمان مسلمان قبیح میباشد تبعیض میباشد خیر تفاوت.[۶۲]

شاخه‌های عدل
به گفته جعفر سبحانی می‌قدرت عدل الهی را در سه شاخه عدل تکوینی، عدل تشریعی و عدل جزائی گروه‌بندی کرد.[۶۳] اما مرتضی مطهری عدل را در چهار سیرتکامل تکوینی، تشریعی، اخلاقی و اجتماعی تیم‌بندی نموده است. [۶۴] مصباح یزدی نیز تقسیم عدل به عدل تکوینی و تشریعی را در کتاب فراگیری عقاید خویش بیان کرده[۶۵] و آن گاه عدل تشریعی را در سه مرحله عدل و داد در منزلت تکلیف، عدل و داد در رده قضاوت، و عدل و داد در جایگاه محرک و عذاب تصویر نموده است.[۶۶]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 460
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 124
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 125
  • بازدید ماه : 125
  • بازدید سال : 1992
  • بازدید کلی : 28256
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی