ذبح فرزند
نوشتار مهم: ذبیحالله
یکی آزمونهای الهی حضرت ابراهیم مأمورشدن وی به ذبح فرزندش بود. بر پایه ی با گزارش قرآن، ابراهیم در خواب روءیت کرد که فرزندش را ذبح مینماید. این مسئله را با پسرش دربین بنیان و فرزندش از وی خواست که به دستور آفریدگار کار نماید؛ ولی وقتی که ابراهیم، فرزندش را در قربانگاه خواباند تا ذبح نماید، ندا آمد: «ای ابراهیم، خوابت را تحقق دادی. بهحقیقت ما نیکوکاران را چنین مشوق می دهیم [که خلوص نیت و خالصشان را بهمکان شغل میپذیریم]. بهباور این تست پرنور بود و ما فرزندت را در قبال قربانی بزرگی [از ذبح شدن] مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد رهانیدیم.»[۵۶]
قرآن اسم فرزند ابراهیم را که به ذبح وی مأمور شد، نبرده میباشد. در باب آن، هم در میان شیعه ها و هم در میان اهل سنت اختلافلحاظ وجود داراست. برخی می گویند اسماعیل بوده و بعضا دیگر آن را اسحاق می دانند.[۵۷] روحانی طوسی اعتقاد دارد از احادیث شیعه برمیآید که اسماعیل بوده میباشد.[۵۸] ملاصالح مازندرانی در تفصیل فروع کافی این حیث را طریقه معروف دربین علمای شیعه دانسته میباشد.[۵۹] در زیارت غُفَيله (زیارت منحصر به فرد امام حسین (ع) در نيمه رجب) نیز آمده میباشد: ... درود بر تو اى وارث اسماعيل رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ذبيح پروردگار![۶۰]
ابراهیم در عهدین
در پیمان عتیق آغاز از حضرت ابراهیم با اسم اَبرام خاطر شدهاست؛[۶۱] ولی در امر ۱۷ آمده میباشد: «البته در حال حاضر عهدوپیمان اینجانب با توست و تو بابا اُمتهای بسیار خواهی بود و اسم تو پس از این ابرام خوانده نشود؛ بلکه اسم تو ابراهیم خواهد بود؛ چون که تورا بابا امتهای بسیار آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردانیدم.»[۶۲]
بنابر ماجرا قسم عتیق، ابراهیم به قبایل آرامی که از جزیرة العرب به کرانههای فرات در شمال سوریه کوچ کرده بودند، نسب می برد.[۶۳] بر پایه ی با باب ۱۱ سِفْر پیدایش، تارَح بابا ابراهیم، یار و همدم ابراهیم، ساره و لوط از اور کلدانیان به قصد کنعان هجرت کرد و زیرا به حَرّان رسید، در آنجا توقف کرد و به عبارتیجا مرد.[۶۴] برخی از این مقاله فیض گرفتهاند که محل تولد ابراهیم اور کلدانیان بوده میباشد؛ بااینتمامی در اولِ باب ۱۲ حران محل تولد ابراهیم و مرز و بوم پدری وی معرفی گردیده است.[۶۵]
مبتنی بر با تورات، ابراهیم تا ۷۵ سالگی در حرّان ماند و آنگاه به فرمان آفریدگار از حرّان به کنعان رفت و همسرش ساره و برادرزادهاش لوط و بعضی از عموم حرّان را نیز با خویش پیروزی و در آنجا در شرق بیتئیل چادر زدند و محلی برای ذبح سازه کردند.[۶۶] بعد از آن به منجر وقوع قحطی بدون چاره به مصر کوچ کردند،[۶۷] البته بعد از چندی از مصر به بیت ئیل بازگشتند[۶۸] و بعداً به حِبرون (الخلیل) نقل جای نموده، در آنجا بومی شدند.[۶۹]
در تورات آمده میباشد که ابراهیم هنگام ورود به مصر، همسر خویش ساره را تحت عنوان خواهر خویش معرفی کرد تا خویش را از جراحت مصریان به طمع استخراج به همسرش مراقبت کند؛ در فیض فرعونِ مصر که مفتون زیبایی وی گردیده بود، اورا سوای مانعی به همسری گرفت و به خیال و خاطر وی به ابراهیم خیر نمود. ولی خدا فرعون و اهل منزل اورا به منجر آن به بلایای مشقت دچار نمود.[۷۰] علامه طباطبائی این نصیب از قصه ابراهیم در تورات را با استناد به مطلوبنبودن آن با جایگاه نبوت و روح زهد، به یار تعارضات دیگرِ تورات در روایت ابراهیم(ع)، دلیلی بر تحریف تورات میداند.[۷۱]
عهد و پیمان عتیق، اسحاق(ع) را فرزند ذبیحِ ابراهیم معرفی کرده است.[۷۲] در مواقعی هم ذبیح صرفا فرزند ابراهیم دانسته شدهاست.[۷۳] همینطور در تورات آمده میباشد که آفریدگار در کنعان با حضرت ابراهیم قسم بست که از نیل تا فرات را به فرزندان وی که از نسل اسحاق پدید میآیند، عطا نماید.[۷۴]
در عهد و پیمان تازه نیز از ابراهیم در ۷۲ موضع خاطر گردیده و نسب عیسی مسیح از روش اسحاق(ع) با ۳۹ واسطه (متی، ۱: ۱-۷) یا این که ۵۴ واسطه (لوقا، ۳: ۲۴-۲۵) به او متصل گردیده میباشد. ایمان ابراهیم در عهد و پیمان نو به تیتر بهترترین ایمان حافظه گردیده میباشد؛ چون غریبانه در فلسطین - که مرزوبوم وی عدم وجود - به دستور پروردگار زیست و فرزند خویش را به قربانگاه پیروزی.[۷۵]
سیمای حضرت ابراهیم در عرفان اسلامی
از منظر اکثری از عارفان اسلامی، حضرت ابراهیم (ع)، سالکی میباشد که در سیر باطنی و با گذر از مقامات سلوکی به بالاترین مراتب کمالی دست یافته میباشد. عبدالکریم قشیری، عارف و مفسّر قرن چهارم و پنجم، رؤیت ملکوت به وسیله حضرت را جذبهای پیش از سلوک دانسته[۷۶] و رشیدالدین میبدی اعتقاد دارد کهاین جذبه، اورا نسبت به تمامی تجلیات و مظاهر حق، دلداده ایجاد کرد؛ البته با رؤیت بیثباتی این مظاهر، اخذ که آن ها نمیتوانند وابسته عشق و علاقه مطلق باشند.[۷۷]
از حیث عارفان فرازهای ماجرا حضرت ابراهیم در قرآن کریم ومهربان، نظیر سرد شدن حریق، ذبح اسماعیل، عدول از اجرام سماوی، درخواست احیاء فوت شده ها و کشتن مرغان مملوء از اشارات عرفانی و تاویلات باطنی میباشد. [۷۸] تحت عنوان مثال، در ماجرا عدول از ستاره، ماه و خورشید و دقت به ساحت حق، به وسیله حضرت ابراهیم (ع)، قشیری، ستاره را به نوروفروغ معدود نور عقل، ماه را به دانش و فروعات احکام الهی و خورشید را به عرفان تعبیروتفسیر کردهمیباشد.[۷۹]عبدالرزاق کاشانی این سه را عبارتی از سه سکو نفسی، قلبی و روحی دانسته که حضرتش با حصول معرفت در زوال این مراتب، به منزلت وحدت نائل میگردد.[۸۰] شبستری دراین خصوص می سراید:
ستاره با مه و خورشید اکبر
بود شم و خیال و خاطر و عقل انور[۸۱]
به تعبیر و تفسیر ابنعربی، خواسته از ستاره، ماه، خورشید که ابراهیم ربوبیت آنهارا نفی مینماید، (خیر اجسام آنها ) که بُعد روضه خوان و نوری آنهاست.[۸۲]
تکنگاری
کتاب قهرمان توحيد، تفصیل و تفسير آيات مرتبط با حضرت ابراهيم(ع) نوشته ناصر مکارم شیرازی از انتشارات مکتب امام على بن ابىطالب(ع)، معاش و فکر و سعی وی را در ٢٢٤ص توضیح داده میباشد.[۸۳]
ذبح فرزند
نوشتار مهم: ذبیحالله
یکی آزمونهای الهی حضرت ابراهیم مأمورشدن وی به ذبح فرزندش بود. بر پایه ی با گزارش قرآن، ابراهیم در خواب روءیت کرد که فرزندش را ذبح مینماید. این مسئله را با پسرش دربین بنیان و فرزندش از وی خواست که به دستور آفریدگار کار نماید؛ ولی وقتی که ابراهیم، فرزندش را در قربانگاه خواباند تا ذبح نماید، ندا آمد: «ای ابراهیم، خوابت را تحقق دادی. بهحقیقت ما نیکوکاران را چنین مشوق می دهیم [که خلوص نیت و خالصشان را بهمکان شغل میپذیریم]. بهباور این تست پرنور بود و ما فرزندت را در قبال قربانی بزرگی [از ذبح شدن] مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد رهانیدیم.»[۵۶]
قرآن اسم فرزند ابراهیم را که به ذبح وی مأمور شد، نبرده میباشد. در باب آن، هم در میان شیعه ها و هم در میان اهل سنت اختلافلحاظ وجود داراست. برخی می گویند اسماعیل بوده و بعضا دیگر آن را اسحاق می دانند.[۵۷] روحانی طوسی اعتقاد دارد از احادیث شیعه برمیآید که اسماعیل بوده میباشد.[۵۸] ملاصالح مازندرانی در تفصیل فروع کافی این حیث را طریقه معروف دربین علمای شیعه دانسته میباشد.[۵۹] در زیارت غُفَيله (زیارت منحصر به فرد امام حسین (ع) در نيمه رجب) نیز آمده میباشد: ... درود بر تو اى وارث اسماعيل رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ذبيح پروردگار![۶۰]
ابراهیم در عهدین
در پیمان عتیق آغاز از حضرت ابراهیم با اسم اَبرام خاطر شدهاست؛[۶۱] ولی در امر ۱۷ آمده میباشد: «البته در حال حاضر عهدوپیمان اینجانب با توست و تو بابا اُمتهای بسیار خواهی بود و اسم تو پس از این ابرام خوانده نشود؛ بلکه اسم تو ابراهیم خواهد بود؛ چون که تورا بابا امتهای بسیار آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردانیدم.»[۶۲]
بنابر ماجرا قسم عتیق، ابراهیم به قبایل آرامی که از جزیرة العرب به کرانههای فرات در شمال سوریه کوچ کرده بودند، نسب می برد.[۶۳] بر پایه ی با باب ۱۱ سِفْر پیدایش، تارَح بابا ابراهیم، یار و همدم ابراهیم، ساره و لوط از اور کلدانیان به قصد کنعان هجرت کرد و زیرا به حَرّان رسید، در آنجا توقف کرد و به عبارتیجا مرد.[۶۴] برخی از این مقاله فیض گرفتهاند که محل تولد ابراهیم اور کلدانیان بوده میباشد؛ بااینتمامی در اولِ باب ۱۲ حران محل تولد ابراهیم و مرز و بوم پدری وی معرفی گردیده است.[۶۵]
مبتنی بر با تورات، ابراهیم تا ۷۵ سالگی در حرّان ماند و آنگاه به فرمان آفریدگار از حرّان به کنعان رفت و همسرش ساره و برادرزادهاش لوط و بعضی از عموم حرّان را نیز با خویش پیروزی و در آنجا در شرق بیتئیل چادر زدند و محلی برای ذبح سازه کردند.[۶۶] بعد از آن به منجر وقوع قحطی بدون چاره به مصر کوچ کردند،[۶۷] البته بعد از چندی از مصر به بیت ئیل بازگشتند[۶۸] و بعداً به حِبرون (الخلیل) نقل جای نموده، در آنجا بومی شدند.[۶۹]
در تورات آمده میباشد که ابراهیم هنگام ورود به مصر، همسر خویش ساره را تحت عنوان خواهر خویش معرفی کرد تا خویش را از جراحت مصریان به طمع استخراج به همسرش مراقبت کند؛ در فیض فرعونِ مصر که مفتون زیبایی وی گردیده بود، اورا سوای مانعی به همسری گرفت و به خیال و خاطر وی به ابراهیم خیر نمود. ولی خدا فرعون و اهل منزل اورا به منجر آن به بلایای مشقت دچار نمود.[۷۰] علامه طباطبائی این نصیب از قصه ابراهیم در تورات را با استناد به مطلوبنبودن آن با جایگاه نبوت و روح زهد، به یار تعارضات دیگرِ تورات در روایت ابراهیم(ع)، دلیلی بر تحریف تورات میداند.[۷۱]
عهد و پیمان عتیق، اسحاق(ع) را فرزند ذبیحِ ابراهیم معرفی کرده است.[۷۲] در مواقعی هم ذبیح صرفا فرزند ابراهیم دانسته شدهاست.[۷۳] همینطور در تورات آمده میباشد که آفریدگار در کنعان با حضرت ابراهیم قسم بست که از نیل تا فرات را به فرزندان وی که از نسل اسحاق پدید میآیند، عطا نماید.[۷۴]
در عهد و پیمان تازه نیز از ابراهیم در ۷۲ موضع خاطر گردیده و نسب عیسی مسیح از روش اسحاق(ع) با ۳۹ واسطه (متی، ۱: ۱-۷) یا این که ۵۴ واسطه (لوقا، ۳: ۲۴-۲۵) به او متصل گردیده میباشد. ایمان ابراهیم در عهد و پیمان نو به تیتر بهترترین ایمان حافظه گردیده میباشد؛ چون غریبانه در فلسطین - که مرزوبوم وی عدم وجود - به دستور پروردگار زیست و فرزند خویش را به قربانگاه پیروزی.[۷۵]
سیمای حضرت ابراهیم در عرفان اسلامی
از منظر اکثری از عارفان اسلامی، حضرت ابراهیم (ع)، سالکی میباشد که در سیر باطنی و با گذر از مقامات سلوکی به بالاترین مراتب کمالی دست یافته میباشد. عبدالکریم قشیری، عارف و مفسّر قرن چهارم و پنجم، رؤیت ملکوت به وسیله حضرت را جذبهای پیش از سلوک دانسته[۷۶] و رشیدالدین میبدی اعتقاد دارد کهاین جذبه، اورا نسبت به تمامی تجلیات و مظاهر حق، دلداده ایجاد کرد؛ البته با رؤیت بیثباتی این مظاهر، اخذ که آن ها نمیتوانند وابسته عشق و علاقه مطلق باشند.[۷۷]
از حیث عارفان فرازهای ماجرا حضرت ابراهیم در قرآن کریم ومهربان، نظیر سرد شدن حریق، ذبح اسماعیل، عدول از اجرام سماوی، درخواست احیاء فوت شده ها و کشتن مرغان مملوء از اشارات عرفانی و تاویلات باطنی میباشد. [۷۸] تحت عنوان مثال، در ماجرا عدول از ستاره، ماه و خورشید و دقت به ساحت حق، به وسیله حضرت ابراهیم (ع)، قشیری، ستاره را به نوروفروغ معدود نور عقل، ماه را به دانش و فروعات احکام الهی و خورشید را به عرفان تعبیروتفسیر کردهمیباشد.[۷۹]عبدالرزاق کاشانی این سه را عبارتی از سه سکو نفسی، قلبی و روحی دانسته که حضرتش با حصول معرفت در زوال این مراتب، به منزلت وحدت نائل میگردد.[۸۰] شبستری دراین خصوص می سراید:
ستاره با مه و خورشید اکبر
بود شم و خیال و خاطر و عقل انور[۸۱]
به تعبیر و تفسیر ابنعربی، خواسته از ستاره، ماه، خورشید که ابراهیم ربوبیت آنهارا نفی مینماید، (خیر اجسام آنها ) که بُعد روضه خوان و نوری آنهاست.[۸۲]
تکنگاری
کتاب قهرمان توحيد، تفصیل و تفسير آيات مرتبط با حضرت ابراهيم(ع) نوشته ناصر مکارم شیرازی از انتشارات مکتب امام على بن ابىطالب(ع)، معاش و فکر و سعی وی را در ٢٢٤ص توضیح داده میباشد.[۸۳]

راهنمای انتخاب مسجد مناسب برای برگزاری مراسم ختم در مشهد