loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 16
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:57


فرقه‌های دارای اسم و رسم به اسم عقاید خویش
در کتاب‌های ملل و نحل، تنی چند از فرقه‌های غالی با استعمال از اعتقاد و باور مهم‌شان، اسم‌گذاری و معرفی گردیده‌اند.[۵۷] بعضا از این فرقه‌ها به تفصیل زیرند: اِثنَینیه: گروهی از غالیان بودند که رسول(ص) و امام علی(ع)، هردو را آفریدگار می‌دانستند.[۵۸] گروه‌ای از آن‌ها که خدایی نبی را مقدم می‌دانستند به «میمیه» و دسته دیگری که خدایی امام علی(ع) را مقدم می‌دانستند به «عینیه» پر اسم مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد و رسم بودند.[۵۹]
اَزدَریه: گروهی که به الوهیت امام علی(ع) اطمینان داشتند و بر این یقین بودند که آن علی که بابا حَسنَین(ع) بود و درین جهان معاش کرد، فردی به اسم «علی ازدری» بود و آن علی که امام میباشد از‌آنجا که صانع میباشد، فرزند رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ندارد.[۶۰]
مُفَوِّضه: گروهی از شیعه ها که به سپردن قائل‌اند.[۶۱] سپردن به یک مضمون‌ عبارت میباشد از این یقین که پروردگار، نبی و امام علی را آفرید و آن‌گاه اموری همانند خوی کردن، مرگ و معاش و رزق و روزی بندگان را به آنها واگذار آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمود.[۶۲]
ذُبابیه و غَرامیه و ذِمامیه: دسته‌های از غالیان به شمار می روند که همه در‌این اعتقادوباور مشترک‌اند که نبوت حق امام علی میباشد. آن‌ها بر این اعتقادوباور بودند که جبرئیل به‌واسطه تشابه فراوان امام علی و نبی(ص)، هنگام نزول وحی نادرست کرد و وحی را بر رسول فرود آورد.[۶۳] سید محسن امین نسبت این فرقه‌ها به شیعه را ادعایی فارغ از استدلال دانسته و مدعا گردیده نام اینگونه فرقه‌هایی را در هیچ‌یک از اثرها شیعی که در فرقه‌شناسیِ تدوین‌گردیده نیافته میباشد.[۶۴] وی بر این اعتقاد و باور میباشد که نام این فرقه‌ها به قصد و علت زشت جلوه دادن و بدگفتن از فرقه شیعه جعل شد‌ه‌است.[۶۵]
شریکیه: گروهی که معتقد بودند به عبارتی‌سیرتکامل که هارون در نبوت با حضرت موسی سهم دار بود، امام علی(ع) نیز در زمینه ی نبوت با فرستاده(ص) سهیم بود.[۶۶]
مدعیان نیابت امام غائب در عصر غایب بودن صغری
گفته می‌گردد در حین فرصت غایب بودن صغرا، برخی از اشخاص سرشناس شیعه رویکرد بزرگ نمایی در پیش گرفتند و ادعاهای گزافی درباره خویش و گاه درباره ائمه(ع) مطرح کردند و به لاف مدعا نیابت خاصه از سوی امام مهدی(عج) شدند.[۶۷] آنها پیروانی نیز پیدا کردند و دسته‌هایی بر طبق سخنانشان صورت گرفت.[۶۸] بعضی از این دسته‌ها به‌این گستردن‌اند:

شَریعیه: رهروان حسن شریعی از اصحاب امام هادی(ع) و اصحاب امام حسن عسکری(ع).[۶۹] او‌را اول کسی دانسته‌اند که بعداز شهیدشدن امام حسن عسکری(ع) و در زمان غایب بودن صغری، به لاف داعیه کرد که نایب امام مهدی(عج) میباشد.[۷۰] بعد از آن، توقیعی از سوی امام مهدی(ع) در ردّ وی صادر شد[۷۱] و شیعه ها از او بیزاری جستند و او‌را لعن کردند.[۷۲]
نُمَیریه: رهروان محمد بن نصیر نُمَیری.[۷۳] روضه خوان طوسی در الغیبه گفته وی از اصحاب امام حسن عسکری(ع) بود که بعداز وفات او، مدعا وکالت و نیابت از سوی امام مهدی(عج) شد.[۷۴] به‌گزارش سعد بن عبدالله اشعری در المقالات و الفِرَق، محمد بن نصیر به الوهیت امام هادی(ع) قائل بود و خودش را رسول و پیامبر او می‌دانست.[۷۵] همینطور گفته‌اند وی لواط و بقیه محرمات الهی را روا می‌دانست.[۷۶]
شَلْمَغانیه: رهروان محمد بن علی شَلمَغانی، از اصحاب امام حسن عسکری(ع).[۷۷] گفته می شود وی در صدر از فقهای شیعه بود و بعد از شهید شدن امام حسن عسکری(ع)، انتظار نیابت حضرت مهدی(عج) را داشت که‌این رده به حسین بن روح نوبختی واگذار شد. برای همین، بر علیه حسین بن روح خیانت‌چینی کرد و گفتارهای ساختگی‌ای را به او و بقیه تازهّاب نسبت بخشید.[۷۸] اطمینان به حلول و تناسخ را به شلمغانی نسبت داده‌اند و گفته‌اند او اعتقاد و باور داشته روح پروردگار در حضرت بشر حلول کرد و بعد از وی در بقیه انبیا و اوصیا حلول کرد تا به امام حسن عسکری رسید و بعد از او در تن خودش حلول نموده است.[۷۹] در توقیعی از امام مهدی(عج) گفته شده که او شلمغانی را لعنت کرده و از وی بیزاری جسته و به ارتدادش حکم کرده است.[۸۰]
هِلالیه: رهروان شخصی به اسم احمد بن هلال عَبَرتایی،[۸۱] از اصحاب امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع).[۸۲] به‌گزارش روحانی طوسی در الغیبه، احمد بن هلال، بعد از شهید شدن امام حسن عسکری(ع)، وکالت و نیابت محمد بن عثمان عمری را انکار کرد و بعداز چندی، در توقیعی از منطقه امام مهدی(عج) گزینه لعن واقع شد.[۸۳]
بَلالیه: گروهی منتسب به محمد بن علی بن بلال.[۸۴] گفته‌اند وی در صدر از اصحاب امام حسن عسکری(ع)[۸۵] و نماینده قانونی امام بعدازظهر(ع) در تصاحب کردن وجوهات بود؛[۸۶] ولی بعداز آنکه محمد بن عثمان به نیابت از منطقه امام بعد از ظهر تعیین شد، اموالی که نزدش بود را از او مطالبه کرد و وی با انکار نیابت محمد بن عثمان، از پس دادن اموال امتناع کرد و خودش را نائب دانست.[۸۷]


فرقه‌های دارای اسم و رسم به اسم عقاید خویش
در کتاب‌های ملل و نحل، تنی چند از فرقه‌های غالی با استعمال از اعتقاد و باور مهم‌شان، اسم‌گذاری و معرفی گردیده‌اند.[۵۷] بعضا از این فرقه‌ها به تفصیل زیرند: اِثنَینیه: گروهی از غالیان بودند که رسول(ص) و امام علی(ع)، هردو را آفریدگار می‌دانستند.[۵۸] گروه‌ای از آن‌ها که خدایی نبی را مقدم می‌دانستند به «میمیه» و دسته دیگری که خدایی امام علی(ع) را مقدم می‌دانستند به «عینیه» پر اسم مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد و رسم بودند.[۵۹]
اَزدَریه: گروهی که به الوهیت امام علی(ع) اطمینان داشتند و بر این یقین بودند که آن علی که بابا حَسنَین(ع) بود و درین جهان معاش کرد، فردی به اسم «علی ازدری» بود و آن علی که امام میباشد از‌آنجا که صانع میباشد، فرزند رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ندارد.[۶۰]
مُفَوِّضه: گروهی از شیعه ها که به سپردن قائل‌اند.[۶۱] سپردن به یک مضمون‌ عبارت میباشد از این یقین که پروردگار، نبی و امام علی را آفرید و آن‌گاه اموری همانند خوی کردن، مرگ و معاش و رزق و روزی بندگان را به آنها واگذار آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمود.[۶۲]
ذُبابیه و غَرامیه و ذِمامیه: دسته‌های از غالیان به شمار می روند که همه در‌این اعتقادوباور مشترک‌اند که نبوت حق امام علی میباشد. آن‌ها بر این اعتقادوباور بودند که جبرئیل به‌واسطه تشابه فراوان امام علی و نبی(ص)، هنگام نزول وحی نادرست کرد و وحی را بر رسول فرود آورد.[۶۳] سید محسن امین نسبت این فرقه‌ها به شیعه را ادعایی فارغ از استدلال دانسته و مدعا گردیده نام اینگونه فرقه‌هایی را در هیچ‌یک از اثرها شیعی که در فرقه‌شناسیِ تدوین‌گردیده نیافته میباشد.[۶۴] وی بر این اعتقاد و باور میباشد که نام این فرقه‌ها به قصد و علت زشت جلوه دادن و بدگفتن از فرقه شیعه جعل شد‌ه‌است.[۶۵]
شریکیه: گروهی که معتقد بودند به عبارتی‌سیرتکامل که هارون در نبوت با حضرت موسی سهم دار بود، امام علی(ع) نیز در زمینه ی نبوت با فرستاده(ص) سهیم بود.[۶۶]
مدعیان نیابت امام غائب در عصر غایب بودن صغری
گفته می‌گردد در حین فرصت غایب بودن صغرا، برخی از اشخاص سرشناس شیعه رویکرد بزرگ نمایی در پیش گرفتند و ادعاهای گزافی درباره خویش و گاه درباره ائمه(ع) مطرح کردند و به لاف مدعا نیابت خاصه از سوی امام مهدی(عج) شدند.[۶۷] آنها پیروانی نیز پیدا کردند و دسته‌هایی بر طبق سخنانشان صورت گرفت.[۶۸] بعضی از این دسته‌ها به‌این گستردن‌اند:

شَریعیه: رهروان حسن شریعی از اصحاب امام هادی(ع) و اصحاب امام حسن عسکری(ع).[۶۹] او‌را اول کسی دانسته‌اند که بعداز شهیدشدن امام حسن عسکری(ع) و در زمان غایب بودن صغری، به لاف داعیه کرد که نایب امام مهدی(عج) میباشد.[۷۰] بعد از آن، توقیعی از سوی امام مهدی(ع) در ردّ وی صادر شد[۷۱] و شیعه ها از او بیزاری جستند و او‌را لعن کردند.[۷۲]
نُمَیریه: رهروان محمد بن نصیر نُمَیری.[۷۳] روضه خوان طوسی در الغیبه گفته وی از اصحاب امام حسن عسکری(ع) بود که بعداز وفات او، مدعا وکالت و نیابت از سوی امام مهدی(عج) شد.[۷۴] به‌گزارش سعد بن عبدالله اشعری در المقالات و الفِرَق، محمد بن نصیر به الوهیت امام هادی(ع) قائل بود و خودش را رسول و پیامبر او می‌دانست.[۷۵] همینطور گفته‌اند وی لواط و بقیه محرمات الهی را روا می‌دانست.[۷۶]
شَلْمَغانیه: رهروان محمد بن علی شَلمَغانی، از اصحاب امام حسن عسکری(ع).[۷۷] گفته می شود وی در صدر از فقهای شیعه بود و بعد از شهید شدن امام حسن عسکری(ع)، انتظار نیابت حضرت مهدی(عج) را داشت که‌این رده به حسین بن روح نوبختی واگذار شد. برای همین، بر علیه حسین بن روح خیانت‌چینی کرد و گفتارهای ساختگی‌ای را به او و بقیه تازهّاب نسبت بخشید.[۷۸] اطمینان به حلول و تناسخ را به شلمغانی نسبت داده‌اند و گفته‌اند او اعتقاد و باور داشته روح پروردگار در حضرت بشر حلول کرد و بعد از وی در بقیه انبیا و اوصیا حلول کرد تا به امام حسن عسکری رسید و بعد از او در تن خودش حلول نموده است.[۷۹] در توقیعی از امام مهدی(عج) گفته شده که او شلمغانی را لعنت کرده و از وی بیزاری جسته و به ارتدادش حکم کرده است.[۸۰]
هِلالیه: رهروان شخصی به اسم احمد بن هلال عَبَرتایی،[۸۱] از اصحاب امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع).[۸۲] به‌گزارش روحانی طوسی در الغیبه، احمد بن هلال، بعد از شهید شدن امام حسن عسکری(ع)، وکالت و نیابت محمد بن عثمان عمری را انکار کرد و بعداز چندی، در توقیعی از منطقه امام مهدی(عج) گزینه لعن واقع شد.[۸۳]
بَلالیه: گروهی منتسب به محمد بن علی بن بلال.[۸۴] گفته‌اند وی در صدر از اصحاب امام حسن عسکری(ع)[۸۵] و نماینده قانونی امام بعدازظهر(ع) در تصاحب کردن وجوهات بود؛[۸۶] ولی بعداز آنکه محمد بن عثمان به نیابت از منطقه امام بعد از ظهر تعیین شد، اموالی که نزدش بود را از او مطالبه کرد و وی با انکار نیابت محمد بن عثمان، از پس دادن اموال امتناع کرد و خودش را نائب دانست.[۸۷]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 460
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 168
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 169
  • بازدید ماه : 169
  • بازدید سال : 2036
  • بازدید کلی : 28300
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی