سادات افغانستان
سادات افغانستان اشخاصی از نسل نبی(ص) که بومی در افغانستان میباشند. یحیی بن زید (درگذشت:۱۲۵ق) نوه امام سجاد علیهالسلام از اولی ساداتی بود که به بلخ آمد. ورود اولین سادات به افغانستان فعلی، به جهت ارعاب و سرکوب بنیامیه و عشق و علاقه عموم خراسان بود. در اسفند ۱۳۹۷ش، در ادامه درخواست گروهی از سیدها و موافقت اشرف بی نیاز، مدیرجمهور وقت افغانستان، سادات تحت عنوان یک قبیله جدا درین میهن به تصویب مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد رسید.
برای شناسایی سادات و فرزندان حقیقی وواقعی امام علی از مدعیان؛ کسانی که نسابه نمیده میشدند وجود داشتند و کتبی نیز در این زمینه تألیف کرده بودند. از نسابههای دارای اسم و رسم در افغانستان واطراف آن میاقتدار به ابونصر بخاری و سیدعبدالعزیزالمروزی الازورقانی و حسین سمرقندی اسم رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد پیروزی.[۱]
نسب سادات افغانستان
سادات افغانستان، خویش را از فرزندان امام سجاد(ع) و امام موسی کاظم(ع) معرفی مینمایند؛[۲] ولی بعضی این انحصار به دو امام را نپذیرفته و آنهارا از سادات حسنی، علوی، موسوی و رضوی میدانند.[۳] همینطور در نقلها آمدهمیباشد که عبدالله بن محمد نفس زکیه مشهور به عبدالله اشتر به کابل آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد رفت.[۴]
علل ورود سادات به افغانستان
ظلم و ستم و فشار خویشان اموی و عباسی
عشق شدید به مذهب تشیع از سوی هزارهها
جهت رواج مذهب اهل بیت بعد از استقرار مغول
سفر کبیر بعداز انحلال سربداران[۵]
دعوت شدن بوسیله بعضی حکومتها بر مسافرت به افغانستان[۶]
سفرهای علمی و تفریحی[۷]
سادات کارها مذهبی عموم را در چنگ گرفته و در رواج تشیع و یاددادن آن به عموم سرویس ها جاری ساختن دادند.[۸]
بعداز مغول
خلال ساداتی که پیش از حمله مغول وارد افغانستان شدند توده متعددی از آنها پس از این حمله بدین مرزو بوم سفر کردند. معروفترین آنان عبارتند از: سیداحمد پر اسم و رسم به عظیم و پادشاه لخت، سیدعلی سبزواری، مشهور به پوستپوش و یخسوز، سیدعلی اما، سیدجلال، سیدعلی و سیدحسن. اینان وارد هزارستان، بخش ها مرکزی افغانستان گردیده، و به تبلیغ تشیع پرداختند.[۹] سیداحمد وسیع در این زمینه سروده:
سلطان عریان:
کمر بست اخوان به ما شش نفر
ز کشورایران رسیدیم اینجا نگر
به عنوان مثال سه بدن علی اسم داشت
یک کدام از بود اعرج به خویش کام داشت
یکیاز پوست پوشیده اندر تن
دگر دان تو مجنون یاوه صحبت
چهارم جلال میباشد و پنجم حسن
ششم کمترین عبدالله اینجانب
به سه ماه و ده روز و پنج دگر
رسیدیم ز خاور سوی ناکامی
عادلی، کوثر النبی، ۱۳۸۹ش، ص۶۸.
سیداحمد وسیع
سیداحمد یکیاز ۶ نفر ساداتی میباشد که از عراق مهاجرت نمود و وارد افغانستان شد. از تألیفات او کتاب قصص الانبیاء میباشد. وی در غار چاقو سنگ با یک لنگ بهشکل نصفهلخت معاش میکرد و این کتاب را در آنجا تألیف نمود. از او کرامات متعددی نقل کردهاند. سیداحمد عظیم با امیر تیمور نیز ملاقات داشتهمیباشد.[۱۰] امروزه تبار او در افغانستان به اولاد فرمانروا قباد مشهوراند.[۱۱] از نوادگان او فرمانروا قلندر مدفون در وردک میباشد. عموم قبر او را زیارت و قبر معاند او فردی به اسم بوکول را به علامت اعتراض رجم مینمایند.[۱۲] سادات مسجدی در سرخآباد، بعضا سادات در گرماب و اجرستان از نوادگان سید احمد بزرگ و فرزندش یحیی میباشند.[۱۳]
سیدعلی سبزواری
سیدعلی مشهور به پوستپوش و یخسوز، سرسلسله گردآوریای از سادات موسوی افغانستان بوده و خویش از اولاد و اعقاب موسی ابوسبحه بن سید ابراهیم بن سید مرتضی بن امام موسی کاظم میباشد. مدفن سیدعلی در بامیان میباشد.[۱۴]
سیدحسین جلالالدین بخارایی
او در بخارا میزیسته و پدرش سیدهاشم مدتی به هندوستان مهاجرت کرد و در آنجا به سید قاسم بتشکن جهانی شد. سیدحسین جد سادات بلخاب بوده و با امیر تیمور ملاقات داشته و کرامتی دراین باره اورده شدهمیباشد.[۱۵] پسرش میرعلی البته نیز در بلخاب میزیسته که هم زمان با فوت او سیدنعمت الله اما در هرات بوده و اشعاری در سوگ وی سرودهمیباشد.
سادات افغانستان
سادات افغانستان اشخاصی از نسل نبی(ص) که بومی در افغانستان میباشند. یحیی بن زید (درگذشت:۱۲۵ق) نوه امام سجاد علیهالسلام از اولی ساداتی بود که به بلخ آمد. ورود اولین سادات به افغانستان فعلی، به جهت ارعاب و سرکوب بنیامیه و عشق و علاقه عموم خراسان بود. در اسفند ۱۳۹۷ش، در ادامه درخواست گروهی از سیدها و موافقت اشرف بی نیاز، مدیرجمهور وقت افغانستان، سادات تحت عنوان یک قبیله جدا درین میهن به تصویب مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد رسید.
برای شناسایی سادات و فرزندان حقیقی وواقعی امام علی از مدعیان؛ کسانی که نسابه نمیده میشدند وجود داشتند و کتبی نیز در این زمینه تألیف کرده بودند. از نسابههای دارای اسم و رسم در افغانستان واطراف آن میاقتدار به ابونصر بخاری و سیدعبدالعزیزالمروزی الازورقانی و حسین سمرقندی اسم رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد پیروزی.[۱]
نسب سادات افغانستان
سادات افغانستان، خویش را از فرزندان امام سجاد(ع) و امام موسی کاظم(ع) معرفی مینمایند؛[۲] ولی بعضی این انحصار به دو امام را نپذیرفته و آنهارا از سادات حسنی، علوی، موسوی و رضوی میدانند.[۳] همینطور در نقلها آمدهمیباشد که عبدالله بن محمد نفس زکیه مشهور به عبدالله اشتر به کابل آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد رفت.[۴]
علل ورود سادات به افغانستان
ظلم و ستم و فشار خویشان اموی و عباسی
عشق شدید به مذهب تشیع از سوی هزارهها
جهت رواج مذهب اهل بیت بعد از استقرار مغول
سفر کبیر بعداز انحلال سربداران[۵]
دعوت شدن بوسیله بعضی حکومتها بر مسافرت به افغانستان[۶]
سفرهای علمی و تفریحی[۷]
سادات کارها مذهبی عموم را در چنگ گرفته و در رواج تشیع و یاددادن آن به عموم سرویس ها جاری ساختن دادند.[۸]
بعداز مغول
خلال ساداتی که پیش از حمله مغول وارد افغانستان شدند توده متعددی از آنها پس از این حمله بدین مرزو بوم سفر کردند. معروفترین آنان عبارتند از: سیداحمد پر اسم و رسم به عظیم و پادشاه لخت، سیدعلی سبزواری، مشهور به پوستپوش و یخسوز، سیدعلی اما، سیدجلال، سیدعلی و سیدحسن. اینان وارد هزارستان، بخش ها مرکزی افغانستان گردیده، و به تبلیغ تشیع پرداختند.[۹] سیداحمد وسیع در این زمینه سروده:
سلطان عریان:
کمر بست اخوان به ما شش نفر
ز کشورایران رسیدیم اینجا نگر
به عنوان مثال سه بدن علی اسم داشت
یک کدام از بود اعرج به خویش کام داشت
یکیاز پوست پوشیده اندر تن
دگر دان تو مجنون یاوه صحبت
چهارم جلال میباشد و پنجم حسن
ششم کمترین عبدالله اینجانب
به سه ماه و ده روز و پنج دگر
رسیدیم ز خاور سوی ناکامی
عادلی، کوثر النبی، ۱۳۸۹ش، ص۶۸.
سیداحمد وسیع
سیداحمد یکیاز ۶ نفر ساداتی میباشد که از عراق مهاجرت نمود و وارد افغانستان شد. از تألیفات او کتاب قصص الانبیاء میباشد. وی در غار چاقو سنگ با یک لنگ بهشکل نصفهلخت معاش میکرد و این کتاب را در آنجا تألیف نمود. از او کرامات متعددی نقل کردهاند. سیداحمد عظیم با امیر تیمور نیز ملاقات داشتهمیباشد.[۱۰] امروزه تبار او در افغانستان به اولاد فرمانروا قباد مشهوراند.[۱۱] از نوادگان او فرمانروا قلندر مدفون در وردک میباشد. عموم قبر او را زیارت و قبر معاند او فردی به اسم بوکول را به علامت اعتراض رجم مینمایند.[۱۲] سادات مسجدی در سرخآباد، بعضا سادات در گرماب و اجرستان از نوادگان سید احمد بزرگ و فرزندش یحیی میباشند.[۱۳]
سیدعلی سبزواری
سیدعلی مشهور به پوستپوش و یخسوز، سرسلسله گردآوریای از سادات موسوی افغانستان بوده و خویش از اولاد و اعقاب موسی ابوسبحه بن سید ابراهیم بن سید مرتضی بن امام موسی کاظم میباشد. مدفن سیدعلی در بامیان میباشد.[۱۴]
سیدحسین جلالالدین بخارایی
او در بخارا میزیسته و پدرش سیدهاشم مدتی به هندوستان مهاجرت کرد و در آنجا به سید قاسم بتشکن جهانی شد. سیدحسین جد سادات بلخاب بوده و با امیر تیمور ملاقات داشته و کرامتی دراین باره اورده شدهمیباشد.[۱۵] پسرش میرعلی البته نیز در بلخاب میزیسته که هم زمان با فوت او سیدنعمت الله اما در هرات بوده و اشعاری در سوگ وی سرودهمیباشد.

راهنمای انتخاب مسجد مناسب برای برگزاری مراسم ختم در مشهد