loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 20
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:51


سید جلال‌الدین میری آشتیانی (۱۳۰۴ش - ۱۳۸۴ش) معلم فلسفه و عرفان نظری؛ او فلسفه و عرفان را از علامه طباطبایی، رفیعی قزوینی، امیرکلاهی مازندرانی یادگرفت و بعداز نقطه پايان علم آموزی به مشهد رفت و در حوزه علمیه مشهد و دانش کده به درس دادن و تألیف در موضوع فلسفه و عرفان درگیر شد و از فلسفه مقابل جریان‌های مخالف آن مانند مدرسه تفکیک پناه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.

آشتیانی آثارش را به گویش فارسی می‌نگاشت. وی بر تعدادی تاثیر اصلی فلسفی تفصیل نوشت و با کتابت پیشگفتار و تصحیح ده‌ها تاثیر فلسفی و عرفانی آن‌ها‌را احیا کرد. گروه اقدامات فرهنگی او موجب شد که در سال ۱۳۷۶ش، دانشمند پررنگ مرز و بوم گزینش خواهد شد و در سال ۱۳۸۱ش نشانه جايگاه یک علم ایران را اخذ رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نماید.

زندگینامه
سید جلال الدین میری آشتیانی در سال ۱۳۰۴ش در آشتیان از توابع پادشاه آباد اراک به دنیا آمد.[۱] او فرزند اولیه خانواده بود.[۲] پدرش مغازه دار و جد مادری‌اش از روحانیون آشتیان آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بودند.[۳]

سید جلال در پنج سالگی علم آموزی را از مکتبخانه استارت کرد.[۴] وی به طور همزمان سند عصر ابتدایی مدرسه ابتدایی را نیز گرفت.[۵] آشتیانی بعد از دریافت گواهی زمان ابتدایی، علیرغم این‌که به وی توصیه سر کردگی اداره امور مالیات آشتیان شد، آن را نپذیرفت و با یاری مامان و به تشویق و پند میرزا ابوالقاسم علم آشتیانی در سال ۱۳۲۳ ش راهی قم شد.[۶]

هجرت به قم
گاه‌شمار معاش سید جلال الدین آشتیانی
۱۳۰۴ به دنیا آمدن
۱۳۰۹ شروع علم آموزی در مدرسه منزل
۱۳۲۳ مسافرت به قم برای علم آموزی علم ها فقهی
۱۳۳۶ سفر به نجف به برهه زمانی دو سال
۱۳۳۸ استارت درس دادن در دانش گاه الهیات مشهد
تألیف هستی از دید عرفان و فلسفه
۱۳۳۹ شناخت با کربن و شروع «منتخباتی از اثر ها حکمای الهی کشور‌ایران
۱۳۴۰ تألیف گستردن هم اکنون و آراء فلسفی ملاصدرا
احراز مرتبه دانشیاری
۱۳۴۳ تکثیر تفصیل پیشگفتار قیصری بر فصول الحکم
۱۳۴۵ احراز رتبه استادی
۱۳۴۶ درگذشت بابا
تصحیح شواهد الربوبیه
۱۳۵۵ اخذ مشوق بنیاد فرهنگی البرز به خیال اثرها علمی و پژوهشی
تصحیح و پیشگفتار بر حزم القواعد ابن ترکه
۱۳۶۳ استارت درس دادن فلسفه و عرفان در حوزه علمیه مشهد
۱۳۷۵ بازنشستگی اجباری از سرویس در دانش کده فردوسی مشهد
۱۳۷۶ درگذشت مامان
واپسین درس دادن در حوزه علمیه
تعیین «دانشمند پررنگ» بوسیله فرهنگستان علم ها ایران
۱۳۷۷ اشتغال دوباره در دانش گاه الهیات با تیتر پیمانی
۱۳۷۸ مراسم نکوداشت مدرس سید جلال الدین آشتیانی
۱۳۸۰ اخذ نماد سکو یک علم از مدیر کشور ایران
۱۳۸۴ درگذشت در سوم فروددین ماه
نبو
آشتیانی کیفیت آموزش فلسفه و عرفان را چنین ذکر می‌نماید:

«گستردن تجرید علامه را از اولیه می‌خواندیم...خیلی اصلی میباشد. آن وقت این را می‌خواندیم سپس به سراغ منظومه می‌رفتیم. زیرا کتاب فنی و منظمی میباشد. سپس هنگامی منظومه خوانده می شد ما آن فرصت شوارق می‌خواندیم. یک فرد بزرگی در قم بود به نام آقا روحانی مهدی مازندرانی امیرکلاهی که هم‌زمان آقامیرزا احمد و آقا پادشاه آبادی بود. وی شوارق الالهام و منظومه برای ما می‌اعلام کرد و ما قسمتی از اسفار را هم پیش وی می‌خواندیم. البته وی در اَثنای درس می‌پرداخت به مسائلی فارغ درس؛ قضایای مشروطه و امثال آن. از ذمه اثرها فلسفی به خیر برمی‎آمد. مدرس چشم بود. در فقه و اصول هم احاطه بی نقص داشت. ..تا رسایل و مکاسب خواندم و می‌خواستم به درس امام بروم که وی گفتند طبیعیات منظومه را که آغاز می کنیم شما بیایید. سپس اینجانب رفتم طهران و به آقا میرزا مهدی آشتیانی گفتم. وی گفتند: اینجانب دوستی دارم که هم‌زمان ما بود و منزوی میباشد. طومار‌ای نوشت و پیش وی رفتم.»[۷]
با معرفی میرزا مهدی آشتیانی، سرویس روضه خوان مهدی مازندرانی امیرکلاهی میرسد که در سنجیده از تلامیذ میرزاحسن کرمانشاهی و میر شهاب الدین تبریزی و در منقول از شاگردان سید محمدکاظم یزدی و روحانی الشریعه اصفهانی بود. گستردن منظومه سبزواری و مکاسب روحانی انصاری، بخش متعددی از شوارق و بخشی از کارها عامه اسفار را نزد او آموخت. سید جلال آشتیانی در زندگینامه خویش نوشت خویش میگوید که در درس میرزا مهدی آشتیانی کمپانی نکرده میباشد؛ در حالتی که چه بعضا خطاها فلسفی و عرفانی را با وی مطرح می‌نموده است.[۸]

هشت سال در درس بیرون فقه سید حسین طباطبایی بروجردی کمپانی کرد. 1 سال نیز در درس سید محمد تقی خوانساری حاضر شد.[۹] آشتیانی نقل می‌نماید که آیت‌الله بروجردی درکمال لطف و بخشندگی، ۹ سال مجموع همگی هزینه تحصیل‌اش را متکفل بوده و به‌استدلال پناه‌های وی، در ادب به علم آموزی اشتغال داشت.[۱۰]

عزیمت به نجف
در سال ۱۳۳۶ش به نجف رفت. در دو سال اقامت در نجف از درس سید محسن حکیم و سید عبدالهادی شیرازی به کار گرفت. از سید حسن موسوی بجنوردی بیشتراز دیگر افراد بهره مند شد. به خیال بیماری نجف را رخنه‌ کرد و به کشور ایران رجوع و برگشت.[۱۱]

رجوع به قم
بعداز دو سال اقامت در نجف، به قم برگشت. ۸ سال در دروس علامه طباطبایی حاضر شد. الهیات شفاء، الهیات بالمعنی الاخص و کارها عامه اسفار، یک زمان اصول فقه و بخشی از تعبیر قرآن را از علامه طباطبایی یادگرفت. علامه طباطبایی کفایه را با حاشیه ها محمدحسین غروی اصفهانی درس دادن می کرد.[۱۲] آشتیانی از جهت اخلاقی از علامه طباطبایی تأثیر پذیرفته میباشد. وی برای سید حسین نصر چنین می‌نویسد:

«پیش از وارد شدن حاجی آقا (علامه طباطبایی) به قم ما صرفا دروس فقه و فلسفه می‌خواندیم و توجهی به جنبه اخلاقی یاددادن و تربیت اسلامی نداشتیم. وی بودند که ما‌را متوجه ساختند که یاروهمدم با آموزش متن‌ها بایستی به تصفیه نفس و حصول صفات اخلاقی پرداخت.»[۱۳]
1 سال نیز در درس اسفار میرزا احمد آشتیانی کمپانی می‌نماید.[۱۴] آشتیانی 1 سال را در قزوین اقامت کرد و مباحث نفس اسفار را از سید ابوالحسن رفیعی قزوینی درس گرفت.[۱۵] رفیعی قزوینی به خواهش سید جلال روزها عید باستانی را به قم آمد. سید مصطفی خمینی و یک‌سری بدن دیگر مسافرت نفس اسفار را نزد او استارت کردند. برای وی درس بیرون اصولی نیز مهیا آوردند؛ البته او بعداز یک ماه مصمم شد به قزوین بازگردد. سید جلال نیز به قزوین رجوع. امام خمینی گفته بود دو سال هم بتوانید حاج سید ابوالحسن را در قم نگه دارید، غنیمت میباشد.[۱۶] بعداز 1 سال اقامت در قزوین به قم رجوع و برگشت و فصل تابستان‌ها برای ادامه درس به قزوین مهاجرت می کرد.[۱۷]


سید جلال‌الدین میری آشتیانی (۱۳۰۴ش - ۱۳۸۴ش) معلم فلسفه و عرفان نظری؛ او فلسفه و عرفان را از علامه طباطبایی، رفیعی قزوینی، امیرکلاهی مازندرانی یادگرفت و بعداز نقطه پايان علم آموزی به مشهد رفت و در حوزه علمیه مشهد و دانش کده به درس دادن و تألیف در موضوع فلسفه و عرفان درگیر شد و از فلسفه مقابل جریان‌های مخالف آن مانند مدرسه تفکیک پناه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.

آشتیانی آثارش را به گویش فارسی می‌نگاشت. وی بر تعدادی تاثیر اصلی فلسفی تفصیل نوشت و با کتابت پیشگفتار و تصحیح ده‌ها تاثیر فلسفی و عرفانی آن‌ها‌را احیا کرد. گروه اقدامات فرهنگی او موجب شد که در سال ۱۳۷۶ش، دانشمند پررنگ مرز و بوم گزینش خواهد شد و در سال ۱۳۸۱ش نشانه جايگاه یک علم ایران را اخذ رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نماید.

زندگینامه
سید جلال الدین میری آشتیانی در سال ۱۳۰۴ش در آشتیان از توابع پادشاه آباد اراک به دنیا آمد.[۱] او فرزند اولیه خانواده بود.[۲] پدرش مغازه دار و جد مادری‌اش از روحانیون آشتیان آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بودند.[۳]

سید جلال در پنج سالگی علم آموزی را از مکتبخانه استارت کرد.[۴] وی به طور همزمان سند عصر ابتدایی مدرسه ابتدایی را نیز گرفت.[۵] آشتیانی بعد از دریافت گواهی زمان ابتدایی، علیرغم این‌که به وی توصیه سر کردگی اداره امور مالیات آشتیان شد، آن را نپذیرفت و با یاری مامان و به تشویق و پند میرزا ابوالقاسم علم آشتیانی در سال ۱۳۲۳ ش راهی قم شد.[۶]

هجرت به قم
گاه‌شمار معاش سید جلال الدین آشتیانی
۱۳۰۴ به دنیا آمدن
۱۳۰۹ شروع علم آموزی در مدرسه منزل
۱۳۲۳ مسافرت به قم برای علم آموزی علم ها فقهی
۱۳۳۶ سفر به نجف به برهه زمانی دو سال
۱۳۳۸ استارت درس دادن در دانش گاه الهیات مشهد
تألیف هستی از دید عرفان و فلسفه
۱۳۳۹ شناخت با کربن و شروع «منتخباتی از اثر ها حکمای الهی کشور‌ایران
۱۳۴۰ تألیف گستردن هم اکنون و آراء فلسفی ملاصدرا
احراز مرتبه دانشیاری
۱۳۴۳ تکثیر تفصیل پیشگفتار قیصری بر فصول الحکم
۱۳۴۵ احراز رتبه استادی
۱۳۴۶ درگذشت بابا
تصحیح شواهد الربوبیه
۱۳۵۵ اخذ مشوق بنیاد فرهنگی البرز به خیال اثرها علمی و پژوهشی
تصحیح و پیشگفتار بر حزم القواعد ابن ترکه
۱۳۶۳ استارت درس دادن فلسفه و عرفان در حوزه علمیه مشهد
۱۳۷۵ بازنشستگی اجباری از سرویس در دانش کده فردوسی مشهد
۱۳۷۶ درگذشت مامان
واپسین درس دادن در حوزه علمیه
تعیین «دانشمند پررنگ» بوسیله فرهنگستان علم ها ایران
۱۳۷۷ اشتغال دوباره در دانش گاه الهیات با تیتر پیمانی
۱۳۷۸ مراسم نکوداشت مدرس سید جلال الدین آشتیانی
۱۳۸۰ اخذ نماد سکو یک علم از مدیر کشور ایران
۱۳۸۴ درگذشت در سوم فروددین ماه
نبو
آشتیانی کیفیت آموزش فلسفه و عرفان را چنین ذکر می‌نماید:

«گستردن تجرید علامه را از اولیه می‌خواندیم...خیلی اصلی میباشد. آن وقت این را می‌خواندیم سپس به سراغ منظومه می‌رفتیم. زیرا کتاب فنی و منظمی میباشد. سپس هنگامی منظومه خوانده می شد ما آن فرصت شوارق می‌خواندیم. یک فرد بزرگی در قم بود به نام آقا روحانی مهدی مازندرانی امیرکلاهی که هم‌زمان آقامیرزا احمد و آقا پادشاه آبادی بود. وی شوارق الالهام و منظومه برای ما می‌اعلام کرد و ما قسمتی از اسفار را هم پیش وی می‌خواندیم. البته وی در اَثنای درس می‌پرداخت به مسائلی فارغ درس؛ قضایای مشروطه و امثال آن. از ذمه اثرها فلسفی به خیر برمی‎آمد. مدرس چشم بود. در فقه و اصول هم احاطه بی نقص داشت. ..تا رسایل و مکاسب خواندم و می‌خواستم به درس امام بروم که وی گفتند طبیعیات منظومه را که آغاز می کنیم شما بیایید. سپس اینجانب رفتم طهران و به آقا میرزا مهدی آشتیانی گفتم. وی گفتند: اینجانب دوستی دارم که هم‌زمان ما بود و منزوی میباشد. طومار‌ای نوشت و پیش وی رفتم.»[۷]
با معرفی میرزا مهدی آشتیانی، سرویس روضه خوان مهدی مازندرانی امیرکلاهی میرسد که در سنجیده از تلامیذ میرزاحسن کرمانشاهی و میر شهاب الدین تبریزی و در منقول از شاگردان سید محمدکاظم یزدی و روحانی الشریعه اصفهانی بود. گستردن منظومه سبزواری و مکاسب روحانی انصاری، بخش متعددی از شوارق و بخشی از کارها عامه اسفار را نزد او آموخت. سید جلال آشتیانی در زندگینامه خویش نوشت خویش میگوید که در درس میرزا مهدی آشتیانی کمپانی نکرده میباشد؛ در حالتی که چه بعضا خطاها فلسفی و عرفانی را با وی مطرح می‌نموده است.[۸]

هشت سال در درس بیرون فقه سید حسین طباطبایی بروجردی کمپانی کرد. 1 سال نیز در درس سید محمد تقی خوانساری حاضر شد.[۹] آشتیانی نقل می‌نماید که آیت‌الله بروجردی درکمال لطف و بخشندگی، ۹ سال مجموع همگی هزینه تحصیل‌اش را متکفل بوده و به‌استدلال پناه‌های وی، در ادب به علم آموزی اشتغال داشت.[۱۰]

عزیمت به نجف
در سال ۱۳۳۶ش به نجف رفت. در دو سال اقامت در نجف از درس سید محسن حکیم و سید عبدالهادی شیرازی به کار گرفت. از سید حسن موسوی بجنوردی بیشتراز دیگر افراد بهره مند شد. به خیال بیماری نجف را رخنه‌ کرد و به کشور ایران رجوع و برگشت.[۱۱]

رجوع به قم
بعداز دو سال اقامت در نجف، به قم برگشت. ۸ سال در دروس علامه طباطبایی حاضر شد. الهیات شفاء، الهیات بالمعنی الاخص و کارها عامه اسفار، یک زمان اصول فقه و بخشی از تعبیر قرآن را از علامه طباطبایی یادگرفت. علامه طباطبایی کفایه را با حاشیه ها محمدحسین غروی اصفهانی درس دادن می کرد.[۱۲] آشتیانی از جهت اخلاقی از علامه طباطبایی تأثیر پذیرفته میباشد. وی برای سید حسین نصر چنین می‌نویسد:

«پیش از وارد شدن حاجی آقا (علامه طباطبایی) به قم ما صرفا دروس فقه و فلسفه می‌خواندیم و توجهی به جنبه اخلاقی یاددادن و تربیت اسلامی نداشتیم. وی بودند که ما‌را متوجه ساختند که یاروهمدم با آموزش متن‌ها بایستی به تصفیه نفس و حصول صفات اخلاقی پرداخت.»[۱۳]
1 سال نیز در درس اسفار میرزا احمد آشتیانی کمپانی می‌نماید.[۱۴] آشتیانی 1 سال را در قزوین اقامت کرد و مباحث نفس اسفار را از سید ابوالحسن رفیعی قزوینی درس گرفت.[۱۵] رفیعی قزوینی به خواهش سید جلال روزها عید باستانی را به قم آمد. سید مصطفی خمینی و یک‌سری بدن دیگر مسافرت نفس اسفار را نزد او استارت کردند. برای وی درس بیرون اصولی نیز مهیا آوردند؛ البته او بعداز یک ماه مصمم شد به قزوین بازگردد. سید جلال نیز به قزوین رجوع. امام خمینی گفته بود دو سال هم بتوانید حاج سید ابوالحسن را در قم نگه دارید، غنیمت میباشد.[۱۶] بعداز 1 سال اقامت در قزوین به قم رجوع و برگشت و فصل تابستان‌ها برای ادامه درس به قزوین مهاجرت می کرد.[۱۷]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 460
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 159
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 160
  • بازدید ماه : 160
  • بازدید سال : 2027
  • بازدید کلی : 28291
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی