loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 88
چهارشنبه 8 اسفند 1403 زمان : 16:50


مثال‌هایی از هاشمیات درباره امام حسین(ع) و حادثه عاشورا
مثال‌ای از هاشمیه دوم:

وَ مِنْ أکْبَرِ الأحداثِ کانَتْ مُصیبَهً
عَلَیْنا قتیلُ الَأدعیاءِ المُلَحَّبُ
قتیلٌ بِجَنْبِ الطَّفِّ مِنْ آلِ هاشمٍ
فیالک لحماً لَیْسَ عَنْه مُذَبِّبُ
و مُنْعَفِر الخَدَّیْنِ مِنْ آل هاشم
أَلا حَبَّذَا ذاكَ الجبینُ مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد المترَّبُ[۳۳]
ترجمه فارسی:

و از مطرح ترین حادثه ها که مصیبتی تعالی بر ما بود
[شهیدشدن] آن شهید پاره‌پاره به‌دست زنازادگان میباشد.
کشته‌ای از قوم هاشم برکناره مرزو بوم طفّ
شگفتا از آن تن پاره‌پاره که هیچ مدافعی برای آن وجود ندارد.
و آن سیرتکامل‌های آلوده و کثیف به خاک از آل‌هاشم
هان چه پسندیده پیشانی کثیف به خاکی میباشد.[۳۴]
مثال‌ای از هاشمیه چهارم:

وَ مِنْ عَجَبٍ لَمْ أَقْضِهِ أنَّ خَیْلَهُم
لِأجْوافِها تَحْتَ العَجاجَۀِ أَزْمَلُ
هَماهِمُ بِالمُسْتَلْئِمِینَ عَوابسٌ
کَحِدْانِ یَومِ الدَّّجْنِ تَعْلُو و تَسْفُلُ
یُحَلِّئنَ عَن ماءِ الفراتِ و ظِلِّهِ
حُسَیْناً و لَمْ یُشْهَرْ عَلَیْهِنَّ مُنْصُلُ
کَأَنَّ حُسَیْناً و البَهالِیلَ حَوْله
لِأَسیافِهم ما یَخْتَلِی المُتَبقِّلُ
یَخُضْنَ بِهِم مِن آل أحمد فی الوَغی
دماً ظَلَّ مِنْهُم کَالبَهِیم رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد المُحَجَّلُ
وَ غابَ رسولُّ الِله عَنْهُم و فَقْدُهُ
عَلی النّاسِ رُزْءٌ ما هُناك مُجَلَّلُ
فَلَمْ أَرَ مَخْذُولًا أَجَلَّ مُصِیبَةً
و أَوْجَبَ مِنْه نُصرَةً حِینَ یُخْذَلُ
تَهافَتَ ذُئبانُ المَطامِعِ حَوْلَهُ
فریقان شَتَّی ذو سلاحٍ و أَعْزَلُ
إذَا شَرَعَتْ فِیه الَأسِنَّۀُ کَبَّرت
غُواتُهم فِی کُلِّ أَاینترنتٍ و هَلَّلُوا
فَما ظَفِرَ المُجْري إِلَیْهِم بِرَأْسِهِ
وَ لاعُذِلَ الباکِی عَلَیْهِ المُوَلْوِلُ
فَلَمْ أَرَ مَوْتُورینَ أَهْلَ بَصِیرَةٍ
و لَهُم أَیْدٍ صِحاحٌ و أَرْجُلُ
کَشِیعَتِهِ و الحَرْبُ قد ثُفِّیَت لَها
أَمامَهُمُ قِدْرٌ یَجِیشُ و مِرْجَلُ
فریقانِ هذَا رَاکِبٌ فی عَداوَةٍ
و باكٍ عَلی خِذلانِهِ الحَقَّ مُعْوِلُ
فَما نَفَعَ المُسْتَأْخِرِینَ نَکِیصُهُمْ
لا ضَرَّ أَهْلَ السَّابقاتِ التَّعَجُّلُ[۳۵]
ترجمه فارسی:
مکان بسی شگفتی میباشد در‌حالتی که بی‌تاب آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نگردم؛
چون برای شکم اسبهای آن ها در ذیل غبار میدان نزاع آوازهای مختلط میباشد.
شلوغی‌هایی بین زره‌پوشان بلند، و رخ‌هایشان عبوس و درهم‌کشیده میباشد،
همچون مرغان گوشت‌ربایی که در روزِ پوشیده از ابرهای سیاه و متراکم، بالا رفته و تحت می آیند.
حسین(ع) را از آب فرات و سایه‌اش جلوگیری کردن می‌نمایند
و هیچ شمشیری به‌مدد از وی در قبال آنان کشیده نمیشود.
بیان کننده حسین(ع) و یاران با فضیلت وی
برای شمشیرهای آن‌ها زیرا سبزه برای داس‌های دروندهٔ جویندهٔ مرغزار بودند.
آن‌ها در آن غوغای مبارزه یار آن مهتران با فضیلت، گروهی از قوم رسول(ص) را
به آبشخور خون می‌کشاندند، به‌سیرتکامل‌ای که پیوسته از وی به خون خویش گلگون می‌گشت.
نبی آفریدگار(ص) از آن ها غایب گشت و از دست‌دادن وی
بر عموم مصیبت بسیار بزرگی بود.
اینجانب آن فرصت که وی فقط و بی‌کس باقیمانده بود،
هیچ کمک‌نشده‌ای مصیبت‌زده‌خیس و نیازمندتر از وی به یاری و کمک ندیدم.
گرگان طمع پی‌در‌پی خویش را بر وی افکندند
و در دو دسته مختلف، باسلاح و بی سلاح، او‌را محاصره نمودند.
هرگاه نیزه‌ها در پیکر مطهر وی وارد میشد
گمراهان آن ها از هرسو بانگ به تکبیر و تهلیل بلند می‌کردند.
خیر پیامبر‌گردیدهٔ با رمز خجسته آن حضرت(ع) به‌سوی آن‌ها به مقصود خود نایل آمد
و خیر گریانِ ناله‌کننده بر وی [حسین(ع)] گزینه ملامت و شماتت واقع شد.
اینجانب انتقام‌گرفته‌نشدگانی که اهل دیدگاه و بینایی و حق بوده
و اقتدار کین‌کشیدن را داشته باشند؛
همچون یاران وی ندیده‌ام که دیگ مبارزه
بر محور‌هایی در قبال آنان جوشان و در غلیان باشد.
عموم در قبال قیام امام حسین(ع) دو دسته گشتند: گروهی بر مرکب دشمنی با وی سوار شدند
و جماعت دیگر از اینکه حقّ را صرفا و بی‌همراه گذارده‌اند گریان و نالان گشتند.
خیر جلوگیری آنهایی که دریاری حسین(ع) کندی نمودند، سودی نصیبشان ایجاد کرد
و خیر عجله پیشی‌گیرندگان در امداد‌اش ضرری بدانها رساند


مثال‌هایی از هاشمیات درباره امام حسین(ع) و حادثه عاشورا
مثال‌ای از هاشمیه دوم:

وَ مِنْ أکْبَرِ الأحداثِ کانَتْ مُصیبَهً
عَلَیْنا قتیلُ الَأدعیاءِ المُلَحَّبُ
قتیلٌ بِجَنْبِ الطَّفِّ مِنْ آلِ هاشمٍ
فیالک لحماً لَیْسَ عَنْه مُذَبِّبُ
و مُنْعَفِر الخَدَّیْنِ مِنْ آل هاشم
أَلا حَبَّذَا ذاكَ الجبینُ مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد المترَّبُ[۳۳]
ترجمه فارسی:

و از مطرح ترین حادثه ها که مصیبتی تعالی بر ما بود
[شهیدشدن] آن شهید پاره‌پاره به‌دست زنازادگان میباشد.
کشته‌ای از قوم هاشم برکناره مرزو بوم طفّ
شگفتا از آن تن پاره‌پاره که هیچ مدافعی برای آن وجود ندارد.
و آن سیرتکامل‌های آلوده و کثیف به خاک از آل‌هاشم
هان چه پسندیده پیشانی کثیف به خاکی میباشد.[۳۴]
مثال‌ای از هاشمیه چهارم:

وَ مِنْ عَجَبٍ لَمْ أَقْضِهِ أنَّ خَیْلَهُم
لِأجْوافِها تَحْتَ العَجاجَۀِ أَزْمَلُ
هَماهِمُ بِالمُسْتَلْئِمِینَ عَوابسٌ
کَحِدْانِ یَومِ الدَّّجْنِ تَعْلُو و تَسْفُلُ
یُحَلِّئنَ عَن ماءِ الفراتِ و ظِلِّهِ
حُسَیْناً و لَمْ یُشْهَرْ عَلَیْهِنَّ مُنْصُلُ
کَأَنَّ حُسَیْناً و البَهالِیلَ حَوْله
لِأَسیافِهم ما یَخْتَلِی المُتَبقِّلُ
یَخُضْنَ بِهِم مِن آل أحمد فی الوَغی
دماً ظَلَّ مِنْهُم کَالبَهِیم رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد المُحَجَّلُ
وَ غابَ رسولُّ الِله عَنْهُم و فَقْدُهُ
عَلی النّاسِ رُزْءٌ ما هُناك مُجَلَّلُ
فَلَمْ أَرَ مَخْذُولًا أَجَلَّ مُصِیبَةً
و أَوْجَبَ مِنْه نُصرَةً حِینَ یُخْذَلُ
تَهافَتَ ذُئبانُ المَطامِعِ حَوْلَهُ
فریقان شَتَّی ذو سلاحٍ و أَعْزَلُ
إذَا شَرَعَتْ فِیه الَأسِنَّۀُ کَبَّرت
غُواتُهم فِی کُلِّ أَاینترنتٍ و هَلَّلُوا
فَما ظَفِرَ المُجْري إِلَیْهِم بِرَأْسِهِ
وَ لاعُذِلَ الباکِی عَلَیْهِ المُوَلْوِلُ
فَلَمْ أَرَ مَوْتُورینَ أَهْلَ بَصِیرَةٍ
و لَهُم أَیْدٍ صِحاحٌ و أَرْجُلُ
کَشِیعَتِهِ و الحَرْبُ قد ثُفِّیَت لَها
أَمامَهُمُ قِدْرٌ یَجِیشُ و مِرْجَلُ
فریقانِ هذَا رَاکِبٌ فی عَداوَةٍ
و باكٍ عَلی خِذلانِهِ الحَقَّ مُعْوِلُ
فَما نَفَعَ المُسْتَأْخِرِینَ نَکِیصُهُمْ
لا ضَرَّ أَهْلَ السَّابقاتِ التَّعَجُّلُ[۳۵]
ترجمه فارسی:
مکان بسی شگفتی میباشد در‌حالتی که بی‌تاب آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نگردم؛
چون برای شکم اسبهای آن ها در ذیل غبار میدان نزاع آوازهای مختلط میباشد.
شلوغی‌هایی بین زره‌پوشان بلند، و رخ‌هایشان عبوس و درهم‌کشیده میباشد،
همچون مرغان گوشت‌ربایی که در روزِ پوشیده از ابرهای سیاه و متراکم، بالا رفته و تحت می آیند.
حسین(ع) را از آب فرات و سایه‌اش جلوگیری کردن می‌نمایند
و هیچ شمشیری به‌مدد از وی در قبال آنان کشیده نمیشود.
بیان کننده حسین(ع) و یاران با فضیلت وی
برای شمشیرهای آن‌ها زیرا سبزه برای داس‌های دروندهٔ جویندهٔ مرغزار بودند.
آن‌ها در آن غوغای مبارزه یار آن مهتران با فضیلت، گروهی از قوم رسول(ص) را
به آبشخور خون می‌کشاندند، به‌سیرتکامل‌ای که پیوسته از وی به خون خویش گلگون می‌گشت.
نبی آفریدگار(ص) از آن ها غایب گشت و از دست‌دادن وی
بر عموم مصیبت بسیار بزرگی بود.
اینجانب آن فرصت که وی فقط و بی‌کس باقیمانده بود،
هیچ کمک‌نشده‌ای مصیبت‌زده‌خیس و نیازمندتر از وی به یاری و کمک ندیدم.
گرگان طمع پی‌در‌پی خویش را بر وی افکندند
و در دو دسته مختلف، باسلاح و بی سلاح، او‌را محاصره نمودند.
هرگاه نیزه‌ها در پیکر مطهر وی وارد میشد
گمراهان آن ها از هرسو بانگ به تکبیر و تهلیل بلند می‌کردند.
خیر پیامبر‌گردیدهٔ با رمز خجسته آن حضرت(ع) به‌سوی آن‌ها به مقصود خود نایل آمد
و خیر گریانِ ناله‌کننده بر وی [حسین(ع)] گزینه ملامت و شماتت واقع شد.
اینجانب انتقام‌گرفته‌نشدگانی که اهل دیدگاه و بینایی و حق بوده
و اقتدار کین‌کشیدن را داشته باشند؛
همچون یاران وی ندیده‌ام که دیگ مبارزه
بر محور‌هایی در قبال آنان جوشان و در غلیان باشد.
عموم در قبال قیام امام حسین(ع) دو دسته گشتند: گروهی بر مرکب دشمنی با وی سوار شدند
و جماعت دیگر از اینکه حقّ را صرفا و بی‌همراه گذارده‌اند گریان و نالان گشتند.
خیر جلوگیری آنهایی که دریاری حسین(ع) کندی نمودند، سودی نصیبشان ایجاد کرد
و خیر عجله پیشی‌گیرندگان در امداد‌اش ضرری بدانها رساند

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 460
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 134
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 135
  • بازدید ماه : 135
  • بازدید سال : 2002
  • بازدید کلی : 28266
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی