loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 67
يکشنبه 4 آذر 1403 زمان : 11:19


سوال:
تفاوت دربین مفاهیم بنیادین شریعت، طریقت و واقعیت عرفا آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد و غیرعرفا در چیست و در تبیین آن‌ها چه وجوه اشتراک، اختلاف و امتیازی از یکدیگر وجود دارااست؟
جواب:
یک کدام از مفاد اختلاف فی مابین عرفا و غیرعرفا خصوصا فقها، عقیده خاص عرفا درباره رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شریعت و طریقت و واقعیت میباشد که ذیلا به آن می پردازیم.

وجه اشتراک دربین عرفا و فقها
عرفا و فقها متفق‌القول می باشند که شریعت یعنی ضوابط و احکام اسلامی بر اساس یک مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد سلسله حقایق و مصالح میباشد و در غایت تمامی آموزه‌های وحیانی اسلام به خواسته پرورش و تبارک و وصال به قرب الهی میباشد. ولی در اینکه مسلمان ها از چه رویکرد و مسیری چهت نیل بدین غرض الهی طی روش نمایند، دیدگاههای متفاوتی را ارائه میدهند.
وجوه افتراق فی مابین عرفا و فقها
1- فقها معمولا این مصالح احکام و ضوابط شریعت را به اموری تعبیر و تفسیر می‌نمایند که آدم را به خوشبختی یعنی حد اعلای ممکن استعمال از مواهب دنیوی و معنوی میرساند، اما عرفا معتقدند که همگی خط مش‌ها به خداوند منتهی می شود و تمامی مصالح و حقایق از نوع وضعیت و تجهیزات و وسایل موجباتی میباشد که آدم را به سوی پروردگار سوق میدهد.
2- فقها همین قدر میگویند: در ذیل پرده شریعت‌ (احکام و قانون ها) یک سلسله مصالح پنهان میباشد و آن مصالح به منزله علل و روح شریعت به شمار می روند و فقط وسیله نیل به آن مصالح شغل به شریعت میباشد. البته عرفا معتقدند که مصالح و حقایقی که در تشریع احکام مخفی میباشد از نوع منازل، مقامات و مراحلی میباشد که آدم را به جایگاه قرب الهی و وصول به واقعیت سوق میدهد.
3- عرفا معتقدند که درون شریعت رویکرد میباشد و آن را طریقت می خوانند، و نقطه پايان این‌راه واقعیت میباشد. یعنی توحید به‌این معنا که بعد از فنای عارف از خویش و انانیت خویش به دست می آید. این میباشد که عارف به سه چیز اعتقاد دارد: 1-شریعت 2- طریقت 3- واقعیت. از منظر عارف شریعت وسیله یا این که قالب‌ای میباشد برای طریقت و طریقت قالب یا این که وسیله‌ای میباشد برای واقعیت.
البته فقها نحوه تفکرشان درباره آموزه‌های وحیانی اسلام و رویکرد وصال به آنان با عرفا دراین باره متعدد میباشد. آنان معتقدند که قوانین و احکام اسلامی در سه نصیب خلاصه میشود: 1- قسمت اولیه اصول عقاید میباشد که دانش سخن ذمه ‌دار آن میباشد. در مسائل مرتبط با اصول عقاید ما یحتاج میباشد آدم از منش عقل، ایمان و باور تزلزل‌ناپذیر داشته باشد. 2- دوم قسمت خوی که در‌این نصیب دستورهایی اورده شده میباشد که وظیفه بشر را از حیث فضیلت ها و رذایل اخلاقی ذکر می‌نماید و دانش خلق و خوی ذمه ‌دار ذکر آن میباشد. 3- نصیب سوم قسمت احکام میباشد که مرتبط با انجام و خلق و خوی فرنگی آدم میباشد و فقه ذمه ‌دار
آن میباشد.
این سه قسمت از یکدیگر جدا از هم می باشند. نصیب عقاید مربوط میباشد به عقل و تفکر، نصیب خوی مربوط میباشد به نفس و ملکات و عادات نفسانی، قسمت احکام مربوط میباشد به افعال جوارح و اعضا.
عرفا در قسمت عقاید صرف یقین فرضی و عقلی را کافی نمی‌دانند و مدعا می باشند که به آنچه می بایست ایمان داشت و معتقد بود، می بایست رسید و می بایست کاری کرد که پرده‌ها از بین آدم و آن حقایق برداشته خواهد شد.
عرفا در قسمت دوم خلق را که هم بومی میباشد و هم محصور کافی نمی‌دانند و به مکان کردار علمی و فلسفی، سیر و سلوک عرفانی را که ادغام خاص دارااست توصیه می‌نمایند. و در نصیب سوم مشکل و اعتراضی ندارند. تنها در مفاد خاصی سخنانی دارا هستند که احیانا ممکن میباشد بر ضد قوانین فقاهتی تلقی گردد.
عرفا از این سه نصیب به «شریعت» و «طریقت» و «واقعیت» تعبیروتفسیر می‌نمایند و معتقدند به عبارتی‌سیرتکامل که آدم حقیقتا سه نصیب جداازهم از هم وجود ندارد (یعنی تن و نفس و عقل از یکدیگر منقطع نیستند، بلکه در عین اختلاف با یکدیگر متحدند و نسبت آن ها با یکدیگر نسبت ظواهر و درون میباشد) شریعت و طریقت و واقعیت نیز این‌اینگونه‌اند. یعنی یکی ظواهر میباشد و دیگری داخل و سو‌مین داخل درون، با این تفاوت که عرفا مراتب وجود آدم را قبل از سه رتبه و سه مرحله میدانند، یعنی به روند و مراتبی ماورای عقل نیز معتقدند. در قرآن حرف از نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه آمده میباشد. در قرآن از تزکیه نفس تحت عنوان یگانه ادله فلاح و رستگاری خاطر گردیده‌است.
در قرآن مکرر از حب الهی مافوق همگی محبت‌ها و علقه‌های انسانی خاطر گردیده است. قرآن از تسبیح و تحمید مجموع ذرات دنیا صحبت گفته میباشد که مفهومش این میباشد که در صورتیکه شما نفقه و آشنایی خویش را بی نقص نمائید آن تسبیحها و تحمیدها را فهم می کنید.
به علاوه قرآن‌مهربان در زمینه ی سرشت آدم موضوع نفخه الهی را طرح نموده است. اینها و غیره کافی بوده که اسلام الهام‌نصیب معنویتی وسیع و عظیم در زمینه ی پروردگار و عالم و بشر و بالاخص درباره ی رابطه ها بشر و خداوند بشود.


سوال:
تفاوت دربین مفاهیم بنیادین شریعت، طریقت و واقعیت عرفا آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد و غیرعرفا در چیست و در تبیین آن‌ها چه وجوه اشتراک، اختلاف و امتیازی از یکدیگر وجود دارااست؟
جواب:
یک کدام از مفاد اختلاف فی مابین عرفا و غیرعرفا خصوصا فقها، عقیده خاص عرفا درباره رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شریعت و طریقت و واقعیت میباشد که ذیلا به آن می پردازیم.

وجه اشتراک دربین عرفا و فقها
عرفا و فقها متفق‌القول می باشند که شریعت یعنی ضوابط و احکام اسلامی بر اساس یک مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد سلسله حقایق و مصالح میباشد و در غایت تمامی آموزه‌های وحیانی اسلام به خواسته پرورش و تبارک و وصال به قرب الهی میباشد. ولی در اینکه مسلمان ها از چه رویکرد و مسیری چهت نیل بدین غرض الهی طی روش نمایند، دیدگاههای متفاوتی را ارائه میدهند.
وجوه افتراق فی مابین عرفا و فقها
1- فقها معمولا این مصالح احکام و ضوابط شریعت را به اموری تعبیر و تفسیر می‌نمایند که آدم را به خوشبختی یعنی حد اعلای ممکن استعمال از مواهب دنیوی و معنوی میرساند، اما عرفا معتقدند که همگی خط مش‌ها به خداوند منتهی می شود و تمامی مصالح و حقایق از نوع وضعیت و تجهیزات و وسایل موجباتی میباشد که آدم را به سوی پروردگار سوق میدهد.
2- فقها همین قدر میگویند: در ذیل پرده شریعت‌ (احکام و قانون ها) یک سلسله مصالح پنهان میباشد و آن مصالح به منزله علل و روح شریعت به شمار می روند و فقط وسیله نیل به آن مصالح شغل به شریعت میباشد. البته عرفا معتقدند که مصالح و حقایقی که در تشریع احکام مخفی میباشد از نوع منازل، مقامات و مراحلی میباشد که آدم را به جایگاه قرب الهی و وصول به واقعیت سوق میدهد.
3- عرفا معتقدند که درون شریعت رویکرد میباشد و آن را طریقت می خوانند، و نقطه پايان این‌راه واقعیت میباشد. یعنی توحید به‌این معنا که بعد از فنای عارف از خویش و انانیت خویش به دست می آید. این میباشد که عارف به سه چیز اعتقاد دارد: 1-شریعت 2- طریقت 3- واقعیت. از منظر عارف شریعت وسیله یا این که قالب‌ای میباشد برای طریقت و طریقت قالب یا این که وسیله‌ای میباشد برای واقعیت.
البته فقها نحوه تفکرشان درباره آموزه‌های وحیانی اسلام و رویکرد وصال به آنان با عرفا دراین باره متعدد میباشد. آنان معتقدند که قوانین و احکام اسلامی در سه نصیب خلاصه میشود: 1- قسمت اولیه اصول عقاید میباشد که دانش سخن ذمه ‌دار آن میباشد. در مسائل مرتبط با اصول عقاید ما یحتاج میباشد آدم از منش عقل، ایمان و باور تزلزل‌ناپذیر داشته باشد. 2- دوم قسمت خوی که در‌این نصیب دستورهایی اورده شده میباشد که وظیفه بشر را از حیث فضیلت ها و رذایل اخلاقی ذکر می‌نماید و دانش خلق و خوی ذمه ‌دار ذکر آن میباشد. 3- نصیب سوم قسمت احکام میباشد که مرتبط با انجام و خلق و خوی فرنگی آدم میباشد و فقه ذمه ‌دار
آن میباشد.
این سه قسمت از یکدیگر جدا از هم می باشند. نصیب عقاید مربوط میباشد به عقل و تفکر، نصیب خوی مربوط میباشد به نفس و ملکات و عادات نفسانی، قسمت احکام مربوط میباشد به افعال جوارح و اعضا.
عرفا در قسمت عقاید صرف یقین فرضی و عقلی را کافی نمی‌دانند و مدعا می باشند که به آنچه می بایست ایمان داشت و معتقد بود، می بایست رسید و می بایست کاری کرد که پرده‌ها از بین آدم و آن حقایق برداشته خواهد شد.
عرفا در قسمت دوم خلق را که هم بومی میباشد و هم محصور کافی نمی‌دانند و به مکان کردار علمی و فلسفی، سیر و سلوک عرفانی را که ادغام خاص دارااست توصیه می‌نمایند. و در نصیب سوم مشکل و اعتراضی ندارند. تنها در مفاد خاصی سخنانی دارا هستند که احیانا ممکن میباشد بر ضد قوانین فقاهتی تلقی گردد.
عرفا از این سه نصیب به «شریعت» و «طریقت» و «واقعیت» تعبیروتفسیر می‌نمایند و معتقدند به عبارتی‌سیرتکامل که آدم حقیقتا سه نصیب جداازهم از هم وجود ندارد (یعنی تن و نفس و عقل از یکدیگر منقطع نیستند، بلکه در عین اختلاف با یکدیگر متحدند و نسبت آن ها با یکدیگر نسبت ظواهر و درون میباشد) شریعت و طریقت و واقعیت نیز این‌اینگونه‌اند. یعنی یکی ظواهر میباشد و دیگری داخل و سو‌مین داخل درون، با این تفاوت که عرفا مراتب وجود آدم را قبل از سه رتبه و سه مرحله میدانند، یعنی به روند و مراتبی ماورای عقل نیز معتقدند. در قرآن حرف از نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه آمده میباشد. در قرآن از تزکیه نفس تحت عنوان یگانه ادله فلاح و رستگاری خاطر گردیده‌است.
در قرآن مکرر از حب الهی مافوق همگی محبت‌ها و علقه‌های انسانی خاطر گردیده است. قرآن از تسبیح و تحمید مجموع ذرات دنیا صحبت گفته میباشد که مفهومش این میباشد که در صورتیکه شما نفقه و آشنایی خویش را بی نقص نمائید آن تسبیحها و تحمیدها را فهم می کنید.
به علاوه قرآن‌مهربان در زمینه ی سرشت آدم موضوع نفخه الهی را طرح نموده است. اینها و غیره کافی بوده که اسلام الهام‌نصیب معنویتی وسیع و عظیم در زمینه ی پروردگار و عالم و بشر و بالاخص درباره ی رابطه ها بشر و خداوند بشود.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 460
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 4
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 261
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 494
  • بازدید ماه : 494
  • بازدید سال : 2361
  • بازدید کلی : 28625
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی